تاریخ انتشار : ۰۸ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۸:۴۶  ، 
شناسه خبر : ۱۳۲۴۵۲
سیاست توسعه‌طلبی ریاض در جنوب

مقامات یمنی مشارکت نیروی هوایی سعودی بمباران‌ها و کشتار و ویرانی شهر صعده را بارها رد کرده‌اند ولی حقایق توسعه‌طلبی سعودی و سیاست بلعیدن یمن برای همگان عیان بوده و قابل ‌انکار نیست. رسانه‌های یمنی و به دنبال آنها بوق‌های تبلیغاتی سعودی چنین القا می‌کنند که حوادث صعده سر‌منشأ مذهبی دارد و حقیقت منازعه میان حوثی‌ها و دولت مرکزی در صنعا جنگ میان شیعه به عنوان اقلیت و اهل ‌سنت به عنوان اکثریت در این کشور است. دادن رنگ و لعاب مذهبی به جنگ صعده کل واقعیت نیست. توسعه‌نیافتگی، انحصار‌طلبی قدرت در خاندان رئیس‌جمهوری یمن، تبعیض مذهبی و قبیله‌ای و انبوه خصومت‌های کهنه و مطالبات جدید، همگی به نوعی در شعله‌ور شدن شش نبرد و جنگ میان مردم صعده و ارتش صنعا نقش‌آفرین بودند.
عربستان سعودی به عنوان بازیگر منطقه‌ای از دوران دولت اول سعودی (1818ـ 1745) تاکنون (که حاکمیت در دستان ملک‌عبدالله ششمین دولت سوم سعودی است) در قبال یمن یک سیاست واحد داشته و آن هم ضمیمه کردن خاک یمن به حاکمیت سعودی بوده است.
در تاریخ مناسبات یمن و عربستان سعودی می‌خوانیم که دولت قاسمی‌ها توانست به دوره اول حاکمیت عثمانی‌ها بر یمن (1633ـ 1538) خاتمه دهد و سرزمین یمن را از عسیر در شمال به عدن در جنوب و مرزهای عمان در مشرق متحد ساخته و حاکمیتی باثبات داشته ولی آشفتگی‌ و حملات قبایل نجد به رهبری سعودی‌ها نقش مؤثری در سقوط دولت ملی قاسمی‌ها داشته است. در سال 1800 شاهزاده عبدالعزیز‌بن‌ محمدبن‌سعود از امیران دولت اول سعودی عملیات نظامی را علیه عسیر و نجران یمن سازماندهی کرد و نجدی‌ها به رهبری آل‌سعود از شورش‌های عبدالوهاب ابو‌نقطه (1810ـ 1809) در عسیر و مناطق شمالی یمن حمایت‌های همه‌جانبه داشتند. نجدی‌ها مردان زیادی از قبایل یمن همچون همدان، تهامه، حاشد، بکیل و یام را کشتند.
داستان تنش و عملیات نظامی سعودی علیه دولت و ملت یمن بعدها تکرار شد. عبدالعزیزبن ‌عبدالرحمن، مؤسس دولت سوم سعودی (عبدالعزیزبن ‌عبدالرحمن آل‌سعود در 15 ژانویه 1902 با 40 نفر پس از کشتن عجلان‌بن ‌محمد حاکم ریاض مرکز نجد دولت خود را تأسیس کرد) همچون اسلافش، سیاست مداخله‌جویانه در یمن به ویژه مناطق شمالی و کوهستانی عسیر داشت. شاهزاده سعودی از شورش‌های الحسن‌ الادریسی علیه دولت یمن حمایت می‌کرد و میان الادریسی و عبدالعزیز آل‌سعود در سال 1926 در شهر مکه قراردادی مهم بسته شد و الادریسی عمارت مستقل خود را در شمال یمن به نام الاماره الادریسیه ایجاد کرد و باعث درگیری میان قبایل عسیره‌ السراه، عسیر ‌تهامه و بخشی از منطقه تهامه و دولت مرکزی یمن در صنعا (دولت امام یحیی حمیدالدین) شد. پس از متلاشی شدن دولت الادریسیه توسط امام یحیی تنش‌های مرزی در مناطق نجران، جیزان و جازان میان دولت آل‌سعود و دولت حمیدیه قرارداد طائف را در سال 1934 با سعودی‌ها منعقد کرد که به موجب آن منطقه عسیر (سرزمین یمن است) به مدت 60 سال در اختیار آل سعود قرار گرفت. به نظر مورخان سعودی، انعقاد قرارداد طائف و پایان دادن به تنش‌های مرزی میان طرفین عصر طلایی مناسبات یمن و سعودی بوده است.
گرچه صنعا با انعقاد قرارداد طائف تا حدودی نسبت به سیاست سعودی دغدغه‌هالی امنیتی کمی داشته ولی همواره نسبت به مقاصد ملک‌ عبدالعزیز بدبین بوده بنابراین جهت حفظ موازنه قدرت اقدام به ایجاد روابط قوی با پادشاهی هاشمی در بغداد کرد. هاشمی عراق و اردن نسبت به پادشاهی سعودی خصومت خانوادگی دارند. دولت عراق اقدام به آموزش و تجهیز ارتش یمن کرد تا توان مقاومت در قبال توسعه‌طلبی سعودی‌ها داشته باشد. امامان یمن در سال‌های پس از پایان جنگ جهانی دوم از سیاست‌های سنتی و محافظه‌کاران ریاض استفاده کرده و جهت سرکوب نهضت‌های ملی و آزادیخواه و اصلاح‌طلب در سال‌های 1948، 1954و 1962 ارتش قبیله‌ای و سلفی سعودی را به یاری طلبیدند.
نیروهای پیشرو یمنی که اغلب از نخبگان نظامی و پلیسی بوده، زمینه‌ها را جهت یک نهضت ملی بر ضد سلطنت مرتجع خاندان حمیدی فراهم آوردند. آنها به افکار ناصریستی و بعثی مسلح بوده و به امداد حمایت‌های مصر و عراق توانستند کودتایی علیه نظام سلطنتی در سال 1962 سازمان داده و ژنرال عبدالسلام السلال (تحصیلکرده دانشگاه نظامی بغداد) نظام جمهوری را در صنعا پی‌ریزی کرد. این رویداد تاریخی یمن را به عرصه رقابت و تصفیه‌حساب میان نیروهای محافظه‌کار منطقه همچون ایران، عربستان سعودی و نیروهای رادیکال طرفدار ناصر، رهبر مصر تبدیل کرد. جنگ داخلی یمن میان سلطنت‌طلبان و جمهوریخواهان (1970ـ 1962) باعث اختلال در موازنه قدرت منطقه‌ای شد و شکاف سیاسی و ایدئولوژیکی میان مصر و کشورهایی همچون ایران شاهنشاهی و عربستان سعودی را عمیق‌تر کرد. ایران تجهیزات نظامی و لجستیکی در اختیار ارتش امام بدر قرار داد و بیمارستان‌های تهران پذیرای زخمیان سلطنت‌طلبان یمن شدند.
یکی از معضلات مرزی میان صنعا و ریاض بر سر منطقه الشروره بود که انگلیس آن را در سال 1961 از یمن جنوبی جدا و به سعودی‌ها بخشید. جنگ یمن ضرباتی به بنیه اقتصادی و نظامی مصر زد که برخی از مورخان عرب بر این باورند که جنگ داخلی یمن و رقابت حاد ریاض و قاهره عامل مهمی در پیروزی ارتش رژیم صهیونیستی در جنگ شش روزه پنجم ژوئن 1967 علیه اعراب بوده است.
ریاض سیاست خود را در جمهوری یمن نیز ادامه داده و مهره‌های خود را جهت رهبری این سرزمین می‌چید. حسن‌العمری که چهار بار به نخست‌وزیری یمن رسید مهره ریاض بود و شاهزاده سلطان‌بن‌عبدالعزیز برادر تنی ملک‌فهد و ولیعهد ملک عبدالله پیش از چهار دهه مسؤول پرونده ارتباطات سعودی‌ها با یمن بود و شبکه‌ای از پیوندهای سیاسی و امنیتی با نخبگان سیاسی و عشیره‌ای یمن بنا نهاد.
ریاض نقش مهمی در برکناری محسن ‌العینی نخست‌وزیر و کشته شدن سرهنگ الحمدی در اکتبر 1977 داشته است زیرا این دو کاملاً با سیاست‌های مداخله‌جویانه سعودی‌ها در یمن مخالف بودند.
سعودی‌ها همواره یمن شمالی را همچون مهره‌ای شطرنج علیه رهبران سوسیالیست یمن جنوبی به کار می‌بردند و نسبت به اتحاد دو یمن درمی 1990، احساس خطر و تهدید می‌کردند.
ریاض و برخی از کشورهای خلیج‌ فارس نقش راهبردی در جنگ داخلی یمن میان جنوب و شمال در سال 1994 داشته و ریاض سلاح و پول در اختیار کمونیست‌های جنوب یمن قرار داد تا پایه‌های وحدت و انسجام دو یمن از هم پاشیده شود.
سعودی‌ها در دهه 80 و 90 پول و نیروی انسانی به سمت یمن گسل کردند تا سیاست و فرهنگ این سرزمین را متحول سازند. ایجاد بیش از 750 مرکز فرهنگی و مذهبی سلفی در سراسر یمن زمینه را جهت اشاعه افکار ابن‌تیمیه و ابن‌عبدالوهاب و رسوخ ذهنی در نخبگان یمن فراهم ساخت.
یمن بعدها به کانون و پناهگاه القاعده و گروه‌های سلفی جهادی جهان تبدیل شد ولی مردم یمن هرگز سیاست‌های خصمانه سعودی‌ها را از یاد نمی‌بردند. گرایش علی عبدالله صالح (بعثی و تحصیلکرده دانشکده افسری بغداد) به سمت و سوی سیاست‌های عربی صدام‌حسین باعث عصبانیت ریاض شده و برخوردهای مرزی میان دو کشور در سال 1987 و سلسله کودتاها و توطئه‌هایی علیه جان ‌ژنرال علی‌ عبدالله‌صالح، بخشی از تنبیه‌های سعودی‌ها بوده است. با بررسی روند مناسبات صعنا و ریاض طی دو دهه اخیر می‌توان به علائم و شاخص‌های سیاست بلعیدن یمن از سوی سعودی‌ها دست یافت.
مناسبات سیاسی دو کشور: تجدید قرارداد طائف (قرارداد مرزی میان دو کشور در سال 1934) و انعقاد قرارداد جده در 17 مارس 1973 تا حدودی مرزها میان دو کشور را تثبیت کرده است ولی مردم یمن هرگز زیر بار جدایی نجران، جیزای، جازان و عسیر نرفته و همواره سعودی‌ها از این امر نگران هستند. جنگ دوم خلیج ‌فارس و آزادی کویت باعث اختلاف میان صنعا و ریاض شد و سعودی‌ها جهت مجازات صنعا یک میلیون یمنی را از کشور اخراج کردند ولی پس از سقوط صدام زمینه‌ها جهت ترمیم روابط فراهم آمد و بار دیگر شورای هماهنگی یمن و سعودی پس از یک دهه وقفه فعال شد و یمن و سعودی با سیاست‌های منطقه‌ای آمریکا همگرا و در جبهه مبارزه علیه تروریسم به رهبری القاعده حضور فعال دارند.
یمنی‌ها ابتکار عمل ملک‌عبدالله را در حل قضیه خاورمیانه ـ مطرح شده در اجلاس سران عرب در سال 2002 در بیروت ـ به عنوان مرجعیت اعراب در روند صلح و حل قضیه فلسطین پذیرفتند.
صنعا (دارای گرایشات بعثی) و ریاض (دارای گرایشات وهابی سلفی) هر دو نسبت به تحولات عراق و تبعات آن اشتراک‌نظر دارند و هر دو با اقتدار شیعیان عراق مخالفند.
مبادلات بازرگانی میان دو کشور: امضای معاهده جده در سال 2000 باعث افزایش جهش مبادلات بازرگانی میان طرفین شد و از 100 میلیون دلار قبل از سال 2000 به 629 میلیون دلار سال 2006 رسیده است. سعودی شریک دوم یمن در سال‌های 2004ـ 2001 بوده و 92 درصد صادرات سعودی به یمن شامل فرآورده‌های نفتی است. همچنین نیروی کار یمن در سعودی بخشی از درآمدهای ارزی صنعا را تأمین می‌کند. هم‌اکنون بیش از 700 هزار کارگر یمنی در سعودی کار می‌کنند.
همکاری امنیتی: معاهده مرزی جده که میان دو کشور در اوایل ژوئن 2000 منعقد شده نقطه عطف تاریخی در مناسبات میان ریاض و صنعا بوده و تأثیرات گوناگونی روی تحولات داخلی یمن داشته است. دو کشور در ابعاد امنیتی و اطلاعاتی و در سطوح لجستیکی و عملیاتی هماهنگی و همکاری دارند.
توافقنامه همکاری امنیتی میان ریاض و صنعا که در آوریل 2001 امضا شده، گستره همکاری‌های امنیتی و اطلاعاتی میان دو کشور را افزایش داده است. طرفین طرح‌های عملیاتی مشترک برای کنترل مرزهای خود دارند و به همین سبب گشت‌های مرزی مشترک روزانه فعال است.
سرمایه‌گذاری سعودی در یمن: حجم سرمایه‌گذاری ریاض در یمن تا نیمه سال 2007 در قالب 69 پروژه بالغ بر 280 میلیارد و 102 میلیون ریال یمنی است (نرخ ریال یمنی در قبال یک دلار آمریکایی در ژوئیه 2009، 202 ریال است). سرمایه‌های سعودی در زمینه‌های خدماتی، صنعتی، معادن، کشاورزی و صنایع غذایی بوده است. 98 درصد سرمایه‌گذاری خارجی در ساختمان‌سازی، خدمات و جهانگردی در یمن از آن سعودی‌هاست.
آینده مناسبات ریاض و صنعا: عوامل زیادی در روند و آینده روابط میان سعودی و یمن دخالت دارند ولی عواملی همچون مشکلات مرزی، اختلافات دیدگاه‌های نخبگان و رهبران دو کشور، استمرار مشکل تروریسم و ادامه تنش‌ها در یمن در ابعاد مختلف، تأثیرات زیادی در ترسیم آینده مناسبات ریاض و صنعا دارند.
سیاست توسعه‌طلبانه سعودی‌ها در یمن ـ همسایه جنوبی خودـ با موانع عینی و روانی روبه‌رو است و با وجود آنکه ریاض طی پنج دهه اخیر تلاش‌های زیادی با استفاده از ابزارها و شیوه‌های گوناگون جهت اجرایی کردن طرح‌های توسعه‌طلبانه کرده است ولی نفرت یمنی‌ها از خاندان سعودی و غرور و تفخر مقامات ریاض مانعی سخت در قبال سیاست بلعیدن کشورشان توسط سعودی‌هاست.