تاریخ انتشار : ۱۰ دی ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۶  ، 
شناسه خبر : ۱۳۲۴۶۲

عباس پازوکی / Abaspazooki@yahoo.com
اصرار می‌کنم چون خودم مطالعه کردم!

محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور در سخنان مهمی که در جمع فرماندهان بسیج ایراد کرد با هشداری شدید‌الحن به منتقدانش آنان را به دروغگویی و جو‌سازی در زمینه عملکرد اقتصادی دولت نهم متهم کرد و هشدار داد که دولت نهم "هنوز حرفی نزده و هنوز کسی را بیرون نریخته است"! رئیس‌جمهور که بسیاری از آمار موجود در زمینه عملکرد اقتصادی دولت که حتی توسط خود نهادهای دولتی ارایه شده را "دروغ" می‌نامید با اشاره به منتقدانش یادآور شد که "اگر سر و صدا و بلندگوهای آن صد برابر هم شود نیز محال است که از مسیر تعیین شده کنار برویم."
احمدی‌نژاد که تاکنون درباره "مسیر تعیین‌شده" توضیحی نداده است گفت:" برخی تصمیمات که من بر آن پافشاری می‌کنم، خودم روی آن 15 سال مطالعه کردم اما آنها هو و جنجال می‌کنند."
احمدی‌نژاد با اشاره به وزیر نیرو گفت: یک جوان بسیجی را در این وزارتخانه قرار داده‌ایم، 20 سد ساخته شده است و 5 هزار مگاوات برق وارد مدار شده است. او البته نگفت که آیا این 20 سد در این یک سال و نیم ساخته شده یا در زمان دولت اصلاحات ساخته شده و او تنها بهره‌برداری کرده است؟
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تاکید دولت بر ایجاد عدالت گفت: برادران شما در دولت تصمیمات عادلانه و شجاعانه می‌گیرند. سال 85 یکی ا ز درخشان‌ترین سالها برای پیشرفتهای بنیادی در عرصه‌های اقتصاد بود. من می‌دیدم که از مهر و آبان موج سنگین تبلیغاتی علیه دولت شروع شد. آمارهای جعلی درباره خرابی‌های اقتصادی می‌دادند و سی ـ چهل روزنامه تیترهای منفی استفاده می‌کردند.
هشدار احمدی‌نژاد به منتقدانش در حالی مطرح می‌‌شود که در این هفته روزنامه جمهوری اسلامی به عنوان یکی از رسان‌های شاخص نزدیک به حاکمیت نوشت: "راستی تا چه وقت می‌توان باور کرد این مشکلات را دیگران پدید آورده‌اند و اکنون نیز همانها هستند که نمی‌گذارند ارزاق مردم ارزان شود مردم تا چه وقت می‌توانند با کلی‌گویی‌ها سر کنند و فقط با تعبیراتی از قبیل "مافیای قدرت" و "مافیای ثروت" که "همه مشکلات زیر سر آنهاست" روزگار را سپری کنند و هرگز با چهره آنها آشنا نشوند و حتی یکبار هم یکی از آنها به مردم معرفی نشود با این حال آیا می‌توان انتظار داشت مردم این فرافکنی‌ها را تبلیغات انتخاباتی تلقی نکنند و آنچه را که می‌شنوند باور نمایند."
این روزنامه در بخش دیگری از یادداشت انتقادی خود نوشت" عده‌ای با تهدید تطمیع توسل به امتیازات ورزشی خرج کردن پول سوء‌استفاده از قدرت و جایگاه خود و به هر وسیله دیگری که برایشان ممکن باشد تلاش می‌کنند فلان شخص شهردار نشود و فلان شخص بشود تا این مقدم‌ها باشد برای به دست آوردن چند امتیاز در دو انتخاباتی که در پیش است. عده‌ای هم برای رسیدن به همین مقصود، به بنزین بیچاره متوسل می‌شوند و ذهن و فکر مردم را چنان با موضوعاتی از قبیل تک‌نرخی و دو‌نرخی و امثال این امور مشغول می‌کنند که اصل زندگی کردن از یاد مردم می‌رود. افراد و جریان‌هایی هم در این میان با قلم‌ها و زبان‌هایشان چنان به جان این و آن می‌افتند که گویی قرار است امسال سال ضدیت با اتحاد ملی باشد و ته‌مانده امکاناتی که برای کنار همدیگر قرار گرفتن و هماهنگ عمل کردن موجود است نیز به باده داده شود!"
در همین حال نماینده اهواز در مجلس نیز در نطق پیش از دستور خود با اشاره به تداوم مشکلات معیشتی مردم علی‌رغم تمام وعده‌های دولت، به شدت از عملکرد اقتصادی و مدیریتی دولت نهم انتقاد کرد.
زنگنه گفت: "از آغاز دولت نهم هر چه تذکر داده شد که "تجربه" در گرانبهایی است که به سادگی به دست نخواهد آمد و نباید مدیران توانمند و متخصص کشور را به دلایل مختلف خانه‌نشین کرد، گوش شنوایی نبود و سرعت تعویض مدیران باتجربه به حدی بود که همانند زلزله‌ای به ارکان مدیریت کشور بود. تجربه و کارآمدی جای خود را به نسل جدیدی از مدیران داد که بعضا دارای هیچگونه سابقه اجرایی و مدیریتی نداشتند".
زنگنه با بیان اینکه "عمر مدیریت در برخی مواقع به سه روز کاهش یافته است"، گفت: به مدیری حکم داده می‌شود و فردای آن روز بحث عزل و جانشینی او مصرح می‌شود. شأن مدیران، گوش تاباندن و زدن برچسب‌های ناروا شده است.
زنگنه وضعیت اقتصادی کشور را دچار بحران، مشکلات و بی‌برنامگی عجیبی دانست و گفت: "خروج بیش از صدها میلیارد دلار از کشور، وجود 10 میلیون نفر زیر خط فقر، بیش از 4 میلیون نفر بیکار، کمبود مسکن و گرانی سرسام‌آور آن، نرخ تورم بالای 20 درصد در کشور، بیش از 40 میلیارد دلار اتلاف انرژی در هر سال، بیش از 50 میلیارد دلار واردات و نداشتن صادرات بالای غیر نفتی، وجود نقدینگی سرگردان بالای یک صد هزار میلیارد تومان در کشور و دهها مشکل دیگر در اقتصاد به واقع سبب نگرانی شدید مردم شده است.
وی افزود: "متاسفانه امروز با وجود ادعاهای فراوان، مردم در امور اقتصادی خود نه تنها پیشرفتی نمی‌بینند، نه تنها بر سر سفره خود نان اضافی را شاهد نبوده‌اند بلکه برابر آمار و ارقام، روزبه‌روز دچار مشکلات بیشتر اقتصادی و معیشتی می‌شوند".
در مورد این گفته‌های رئیس‌جمهور، قضاوت مردم است. بالاخره این مردم هستند که باید قضاوت کنند حق با اساتید دانشگاه و متخصصان است یا رئیس‌جمهوری که بر پایه مطالعات شخصی خودش تصمیم می‌گیرد؟
شهردار قالیباف
از همان روز یازدهم اردیبهشت که اعضای شورای سوم، هیات رئیسه خود را انتخاب کردند، مشخص شد که محمدباقر قالیباف موقعیت متزلزلی در شورای سوم دارد. این در حالی بود که پس از انتخابات 24 آذر سال گذشته و راه یافتن هفت نامزد از لیست حامیان قالیباف به شورا، پیش‌بینی می‌شد که او با رأیی بالا به عنوان شهردار تهران انتخاب شود.
قالیباف در شورای دوم نیز تنها هشت رأی کسب کرده بود و البته هیچ‌کدام از این هشت نفر هم حامی جدی و قاطع او نبودند. از همان ابتدا، روی کار آمدن قالیباف در شهرداری تهران بیش از آنکه مرهون اعتقاد اعضای شورا به مدیریت قالیباف باشد، مدیون ایجاد اختلاف در اعضای شورای دوم بود. آنان پس از رئیس‌جمهور شدن شهردار منتخب و محبوبشان، به دو گروه تقسیم شده بودند. گروهی از اعضای شورا کسانی بودند که بعضاً همزمان با عضویت در شورا سهمی هم در کابینه گرفتند و "حامیان دولت" لقب گرفتند که عضو ارشد این گروه، مسعود زریبافان دبیر هیئت دولت بود.
گروه دیگر که شامل هشت عضو شورا می‌شد، با انگیزه‌های مختلف به صف منتقدان شهردار سابق پیوستند. برخی به سهم‌شان نرسیده بودند، برخی از رفتار اعضای گروه "حامیان دولت" ناراحت بودند، برخی دیگر نامزدهای گروه هفت برای تصدی شهرداری تهران را واجد صلاحیت نمی‌دیدند و...
سرانجام هم این گروه هشت نفره بود که با رأی به محمد‌باقر قالیباف وی را به عنوان شهردار تهران انتخاب کرد. اما همواره این احتمال وجود داشت که با کناره‌گیری سه نفره از گروه هشت و پیوستنشان به گروه هفت، زمینه استیضاح شهردار پایتخت فراهم شود. این امر اما به دلایل متعدد از جمله بی‌توجهی گروه حامیان دولت به خواسته‌های گروه هشت و لجبازی با آنان محقق نشد. ضمن این‌که حامیان دولت چشم امیدشان به انتخابات شورای سوم بود و اطمینان داشتند با کسب اکثریت کرسی‌ها در این انتخابات بی‌هیچ هزینه‌ای قادر خواهند شد، قالیباف را از سر راه بردارند.
اما شرایط امروز قالیباف با انتخاب شدنش در شورای دوم کاملاً متفاوت است. هر چند قالیباف باز هم با هشت رأی مثبت به عنوان شهردار انتخاب شده، اما این هشت رأی با هشت رأی شورای دوم به لحاظ کیفی کاملاً متفاوت است. در این دوره حداقل هفت عضو شورا حامی جدی قالیباف و منتقد دولت نهم هستند و هیچگاه حاضر نخواهند شد به استیضاح وی رأی دهند. این در حالی است که مخالفان قالیباف برای استیضاح وی نیازمند 10 رأی هستند و این امکان‌پذیر نیست.
هر چند آینده سیاسی کشور قابل پیش‌بینی نیست و ممکن است هر اتفاقی رخ دهد، اما حداقل، 7 عضوی که حامی جدی قالیباف بوده‌اند می‌دانند اگر روزی به او رأی عدم اعتماد دهند، دیگر اختیار شهردار با آنان نخواهد بود. لذا تعامل با شهردار قالیباف در صدر برنامه‌های اعضای گروه هفت نفره منتقد دولت خواهد بود. البته قالیباف هم به خوبی می‌داند که آینده سیاسی او تا حد بسیار زیادی به نحوه برخوردش با این گروه بستگی دارد. اگر او تعامل مثبت و خوبی با این افراد داشته باشد می‌تواند در آینده نیز در رویدادهای سیاسی مهم دیگری چون انتخابات مجلس هشتم و ریاست‌جمهوری دهم به حمایت این گروه‌ها چشم امید داشته باشد او امروز خوب می‌داند که در میان افراطی‌ها جناح اصولگرا پایگاهی ندارد و تنها باید با متعادل‌های این گروه همکاری داشته باشد. از سوی دیگر اصلاح‌طلبان معتدل نیز با محمد‌باقر قالیباف مشکل لاینحلی ندارند و می‌توانند با او کار کنند. لذا به نظر می‌رسد که آینده سیاسی قالیباف به رفتارهایی بستگی دارد که او از این پس، پی خواهد گرفت. رفتارهایی که می‌تواند در صورت برخورداری از رنگ و بوی اعتدال و منطق هم به سود شهروندان تهرانی تمام شود و هم آینده سیاسی او را تضمین کند.
او در ماجرای انتخاب شهردار تهران با حوادثی روبرو شده است که برای تضمین آینده سیاسی خود باید به چند نکته اساسی توجه کند:
1ـ هر چند پایگاه سیاسی او اصولگرایی است اما دلیلی ندارد که خود را محدود به یک جناح کند. چرا که اصولگرایی و حتی اصلاح‌طلبی بیش از آنکه محدود به یک گروه سیاسی و جناح سیاسی خاص باشد، یک مرام و خط‌مشی است. لذا هیچ‌کس از قالیباف نمی‌خواهد فردا دست همکاری به سوی حزب کارگزاران یا مشارکت دراز کند یا از دوستی با احزاب اصولگرا پرهیز کند. او می‌تواند دوست همه احزاب سیاسی باشد اما رفتارش رفتاری مبتنی بر اصولگرایی اصلاح‌طلبانه باشد. از این‌رو ارائه تعریفی صریح، شفاف و محکم از مفهوم "اصولگرایی اصلاح‌طلبانه" می‌تواند یاریگر قالیباف در آینده باشد.
هر چند این روزها کسانی که مخالف شهردار شدن قالیباف بودند قصد دارند تا با راه انداختن جنگ روانی او را وادار کنند که در برابر اصلاح‌طلبان موضع‌گیری کند. اما واقعیت این است که افرادی مانند قالیباف که سابقه عضویت در هیچ جناحی را ندارند بهتر است از این پس نیز، خط فکری مورد‌پسند خود را بدون وابستگی به جناح‌ها پیگیری کنند و بدانند که تعامل با معتدل‌های هر دو جناح به عقلانیت و منطق نزدیک‌تر است.
2ـ محمد‌باقر قالیباف شهرداری است کارآمد که تاکنون نیز مدیریتی قدرتمند و مفید داشته است. مردم ذهنیت مثبتی نسبت به مدیریت قالیباف دارند و این را می‌توان در نظر‌سنجی‌های روز چهارشنبه رادیو جوان نیز دید. مطابق این نظرسنجی‌ها قالیباف 83 درصد آرای شهروندان تهرانی را برای تداوم مدیریت بر شهر تهران کسب کرده است. شاید راز موفقیت قالیباف در جلب اعتماد تهرانی‌ها، پرهیز او از ورود به رفتارهای پوپولیستی است. امروز تهرانی‌ها و بسیاری از شهروندان تهرانی انتظار سخنرانی از مدیرانشان ندارند. آنها کار می‌خواهند و عمل، وظیفه مدیر اجرایی این نیست که در میان مردم سخنرانی کند. مدیر باید برای حوزه مدیریت خود برنامه داشته باشد و مطابق برنامه کار خود را پیش ببرد.
امروز مردم تهران در حال مقایسه عملکرد مدیران سال‌های گذشته شهر تهران به ویژه احمدی‌نژاد و قالیباف هستند. مردم در حال یافتن پاسخ‌هایی برای این چند پرسش هستند:
ـکدام یک از این دو تن بیشتر وعده داده و کدام‌یک اصلاً وعده نداده اما کار کرده است؟
ـ کدام‌ یک عملکرد مالی شفاف‌تری داشته است؟
ـ کدام ‌یک رفتار سیاسی بیشتری داشته است؟
ـ کدام ‌یک به نظرات کارشناسان بیشتر توجه کرده؟
ـ کدام‌ یک برای مطبوعات و رسانه‌ها به عنوان پل ارتباطی امین مردم و مدیران، ارزش بیشتری قائل بوده است؟
ـ کدام ‌یک وارد حوزه‌هایی شده که ربطی به وظایف شهرداری نداشته است
ـ کدام ‌یک بیشتر در مورد مسائل غیرمرتبط با مدیریت شهری، سخنرانی کرده است؟ این برای مردم مهم است که بدانند بخش مهمی از سخنرانی مدیرشان به حوزه مدیریتی او مربوط است یا نه؟ مثلاً آیا درست است که بخش مهمی از سخنرانی‌های مدیریت شهری به آمریکا، اسرائیل، انرژی هسته‌ای و بسیاری از مسائل سیاسی داخل اختصاص داشته باشد؟
ـ کدام‌یک کار‌آمدتر بوده‌اند؟
و...
بنابراین پاسخ شهروندان تهرانی به پرسش‌های فوق تا حدود زیادی به رفتارهای خود قالیباف بستگی دارد و اگر قالیباف موفق شود به تهرانی‌ها ثابت کند که عملکردش منطبق بر نطق، عقلانیت و عملگرایی است، از این مقایسه سرنوشت‌ساز موفق بیرون می‌آید.
هر کس جز قالیباف
بی‌تردید انتخاب شهردار تهران در روزهای گذشته به شدت تحت‌تأثیر رایزنی‌های سیاسی گسترده‌ای بود که به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران علت پیچیده شدن روند انتخاب شهردار تا حدود زیادی محصول عملکرد سیاسی و فشارهای بیش از حد حامیان دولت در شورا و خارج از شورا بوده است.
گزارش‌های منابع خبری در روزهای گذشته از پیغام مهم حامیان دولت در شورای شهر تهران به اصلاح‌طلبان حکایت داشت. این پیشنهادها براساس اخبار غیررسمی مبنی بر آن بود که دولتی‌ها مجدداً اظهار آمادگی کرده بودند با طیف اصلاح‌طلب در شورای شهر تهران بر سر هر گزینه‌ای جز قالیباف به توافق برسند! این پیشنهادها قبلاً نیز توسط یکی از نزدیکان احمدی‌نژاد مطرح شده بود که با واکنش سرد و بدبینانه اصلاح‌طلبان مواجه گشت چرا که به گفته آنان، عملکرد حامیان دولت نشان می‌داد که اغلب این افراد به هیچ‌یک از تعهدات سیاسی خود پایبند نیستند و به هر اقدامی در رقابت‌های سیاسی دست خواهند زد.
حتی یک سایت هوادار دولت نهم در واپسین ساعات انتخاب شهردار با تکذیب حمایت دولت از شهرداری حسن بیادی نوشت:" نظر دولت برای شهرداری تهران، هر فردی به جز شهردار فعلی تهران است".
یک منبع آگاه به خبرنگار این سایت گفت:" دولت به مدیریت مهندس بیادی اعتقاد دارد ولی مورد حمایت دولت برای تصدی شهرداری تهران نیست". وی در عین ‌حال تصریح کرد:" در صورت انتخاب هر شخصی به جای شهردار فعلی، دولت کمک‌های خود را برای طرح‌های عمرانی به "پایتخت تسهیل خواهد داد." این منبع افزود:" دولت موافق طرح‌های زود بازده برای گشایش در ترافیک شهری و تسهیل در حمل و نقل پایتخت است." وی افزود: "اگر چه دولت موافق گسترش مترو به عنوان یک طرح اساسی برای شهر تهران است اما در حال حاضر مونوریل را به جهت سرعت در ساخت، نتیجه‌بخش می‌داند".
بی‌تردید اظهارات این فرد آگاه یک نکته مهم را در خود گنجانیده بود که بسیار سوال‌برانگیز است. سوال این است که آیا دولت نهم قصد ندارد با شهردار قالیباف همکاری کند؟ آیا قرار است داستان تلخی همچون اختصاص ندان بودجه شهرداری از محل تبصره 13 بودجه سال 85 دوباره تکرار شود؟ آیا قرار است ماجراهایی چون بی‌اعتنایی دولت به گسترش مترو پایتخت دوباره تکرار شود؟
پاسخ این پرسشها را گذر زمان مشخص می‌کند و آنگاه قضاوت برای مردم آسان خواهد شد که واقعاً ادعای مخالفت دولت با شهرداری قالیباف و تلاش برای حذف وی، صحت داشته است یا خیر؟
واکنش منفی حامیان دولت به انتخاب قالیباف
اما با وجود تمام پیام‌هایی که از جانب برخی حامیان دولت داده شد و تمام رایزنی‌ها و تلاش‌های صورت گرفته، سرانجام این محمد‌باقر قالیباف بود که به عنوان شهردار پایتخت انتخاب شد. این انتخاب اما با واکنش منفی سایت‌های هوادار دولت نهم مواجه شد، به گونه‌ای که با انتشار طرح، کاریکاتور و یادداشت‌های تند سیاسی حمله به وی را از همان روز اول انتخاب آغاز کردند. البته این سایت‌ها برای کاهش اثرات منفی این شکست، مدعی شدند، رقابت بر سر انتخاب شهردار یک بازی سیاسی بوده است که حامیان قالیباف به راه انداخته‌اند.
سایت مبارزین نوشت: در حالی که به نظر می‌رسید شورای شهر تهران درباره انتخاب شهردار موضعی متفاوت نسبت به گذشته اتخاذ کند ولی سرانجام مشخص شد، جدال انتخاب شهردار، نبردی واقعی نبود. به ادعای این سایت "حسن بیادی و رسول خادم در اقدامی هماهنگ با قرار گرفتن در موضع مخالف با قالیباف، خود را در برابر او کاندیدا کردند تا در پروژه جنگ زرگری، کلید شهر را تقدیم محمد‌باقر قالیباف کرده و وی را سردار بالا‌نشین تهران کنند".
واعظ آشیانی عضو شورای دوم که در این دوره از راهیابی به شورا باز‌مانده بود گفت: "به علت اینکه در اذهان مردم این‌گونه القا شده بود که حامیان قالیباف در انتخابات اخیر شوراها به پیروزی رسیده‌اند، برای رد این نظریه در نزد مردم، این سناریو طراحی شد تا مردم تصور نکنند نمایندگان شورای شهر سوم، "آدم‌های قالیباف" هستند.
عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی در گفت‌وگو با یک سایت خبری اضافه کرد: یک عده از نمایندگان شورای شهر کاندیدای رقابت با قالیباف شدند و سپس به راحتی در مقابل او کنار کشیدند.
البته این سیاسیون حامی دولت توضیح نداده‌اند که اگر فرض کنیم ورود رسول خادم و بیادی به رقابت بازی بود، آیا تخریب قالیباف از سوی بیادی در گفت‌وگو با خبرگزاری‌ها و ورود وزیر مسکن و شهر‌سازی دولت نهم به رقابت انتخاب شهردار نیز بازی بود؟ آیا سعیدی‌کیا نیز برای بازی سیاسی وارد این بازی‌ها شده بود؟ چرا زمانی که سخنگوی شورا که نزدیک به دولت است از دولت خواهش کرد به سعیدی‌کیا اجازه ورود به رقابت را بدهد و دولت نیز چنین اجازه‌ای به او داد، چنین حرف‌هایی مطرح نشد؟
البته در این زمینه تحلیل‌های دیگری نیز از سوی حامیان دولت مطرح شده است که به واقعیت نزدیک‌تر هستند. سایت رجانیوز که منسوب به همسر سخنگوی دولت است نیز نوشت:" رأی قالیباف در مراحل مختلف رأی‌گیری 3 گانه مرهون حمایت مطلق طیف موسوم به اصلاح‌طلب است. این گروه که در آستانه انتخابات نیز از تثبیت مدیریت شهری دفاع کرده بود، پس از حضور حداقلی در شورای شهر تهران نیز بر عهد خود استوار ماند و در تمام مراحل از قالیباف حمایت کرد."
به هر حال آنچه مهم است این است که اگر فرض کنیم ادعای منابع خبری نزدیک به دولت مبنی بر مخالفت دولت با شهرداری قالیباف صحت داشته باشد، آنگاه قالیباف برنده این رقابت بوده است. هر چند باید امیدوار بود بزرگان نظام، دولت را به همکاری با شهردار منتخب پایتخت تشویق کنند تا منافع شهروندان پایتخت قربانی نگاه‌های سیاسی نشود.
یک بازداشت جنجالی
بازداشت حسین موسویان دیپلمات ارشد هسته‌ای ایران و معاون پژوهش‌های بین‌الملل مرکز تحقیقات استراتژیک در روزهای اخیر بازتاب‌های فراوان و تحلیل‌های گاه بسیار ضد و نقیضی در‌پی داشته است. "احمد لطفی" تحلیلگر ارشد آفتاب در گزارش حاضر این اخبار و گمانه‌زنی‌ها را مرور می‌کند. تمام عبارات و اخبار این گزارش "عینا" از رسانه‌های مختلف نقل شده و هیچ شرح و تحلیلی از سوی آفتاب بدانها اضافه نشده است.
ماجرا از آنجا آغاز شد که روزنامه اعتماد در شماره چهارشنبه 12/2/86 در خبری کوتاه اعلام کرد که "حسین موسویان عضو ارشد مذاکره‌کننده پرونده هسته‌ای بازداشت شده است". در این خبر دو نکته مورد تصریح قرار گرفته بود. نخست آن‌که "اخبار غیر رسمی حاکی از وارد کردن اتهاماتی در رابطه با پرونده هسته‌ای به این دیپلمات ارشد سابق هسته‌ای است" و دوم آن‌که "موسویان برخی از انتقادات را نسبت به رویکرد تیم جدید هسته‌ای کشور ابراز کرده بود". این خبر به‌گونه‌ای بود که سایت رجانیوز که جدی‌ترین مخالف حسین موسویان محسوب می‌شود در ساعت "55/23/3" سحرگاه چهارشنبه آن را با تیتر "ادعای عجیب: حسین موسویان بازداشت شد!"‌منتشر کرد.
همان روز چهارشنبه خبر‌گزاری ایسنا در ساعت 54/15 بازداشت موسویان را تایید کرد. "روزنا" پایگاه خبری روزنامه اعتماد ملی البته در ساعت "11/9" به وقت گرینویچ به نقل از یک "منبع آگاه" نوشته بود" به نظر می‌رسد انتقاداتی که تیم سابق هسته‌ای به روند کنونی مذاکرات پرونده هسته‌ای داشته‌اند علت بازداشت موسویان باشد. خبر‌گزاری فارس نیز در ساعت "55/17" همان روز چهارشنبه به نقل از "یک منبع موثق" رسماً اعلام کرد که "تحقیقات مقدماتی از موسویان که به اتهام ارتباط عوامل خارجی و تبادل اطلاعات با آنها دستگیر و در حال حاضر در زندان اوین به سر می‌برد، آغاز شده است." در خبر فارس 3 نکته از قول همان "منبع موثق" مورد تاکید قرار گرفته بود: نخست آن‌که "این منبع موثق، اتهام موسویان را مسایل اقتصادی ندانست." دوم آن‌ که "موسویان احتمالاً در خصوص مسائل هسته‌ای با خارجی‌ها یکسری تبادل اطلاعات داشته است و اتهام جاسوسی درباره وی مطرح می‌باشد" و سوم آن‌که "با توجه به اینکه ایشان تحت بازجویی هستند لذا بحث آزادی وی فعلاً منتفی است." 2 ساعت بعد خبر‌گزاری ایلنا نیز در خبری که ساعت 19:52 منتشر شد اعلام کرد "اتهام‌های وارده به سید‌حسین موسویان امنیتی است و حکم بازداشت وی از سوی معاونت دادستانی تهران صادر شده است". پیش از ایلنا، خبر‌گزاری ایرنا نیز چنین چیزی را منتشر کرده بود. بدین ترتیب گمانه‌زنی‌هایی که در چند ساعت اول درباره "مسایل اقتصادی موسویان" در رسانه‌ها منعکس شده بود حداقل برای مدتی به حاشیه رانده شد. در بیرون از ایران نیز در شرایطی که بی‌بی‌سی، رویترز، آسوشیتدپرس، فرانسپرس، ریانوستی و... این خبر را منتشر کرده بودند، روزنامه نیویورک‌تایمز گزارش داد: یکی از شناخته‌شده‌ترین منتقدان سیاستهای هسته‌ای دولت محمود احمدی‌نژاد در طول دو سال گذشته به اتهام جاسوسی بازداشت شد. این روزنامه آمریکایی به نقل از منابع خبری ایرانی افزود: موسویان به خاطر ارتباطش با خارجی‌ها و تبادل اطلاعات مربوط به برنامه‌ هسته‌ای ایران دستگیر شده است. نیویورک تایمز همچنین مدعی شد "موسویان بارها از سیاستهای هسته‌ای احمدی‌نژاد انتقاد کرده است. وی چندی پیش در مصاحبه با خبرگزاری ایسنا گفته بود، دولت ایران نباید قطعنامه‌های سازمان ملل را نادیده بگیرد."
روزنامه گاردین نیز گزارش داد: یکی از دیپلمات‌های ایران که نقش مهمی در مذاکرات هسته‌ای این کشور با اتحادیه اروپا داشت، دستگیر شد... موسویان از لحاظ سیاسی در گروه عملگرا و طرفدار هاشمی‌رفسنجانی رقیب انتخاباتی احمدی‌نژاد در دور قبلی انتخابات ریاست‌جمهوری ایران قرار دارد. این روزنامه انگلیسی به نقل از یک کارشناس افزود: دلایل سیاسی این دستگیری مشخص نیست اما این مساله در زمان حساسی صورت گرفته است. یعنی در شرایطی که ایران در مقابل فشارهای جامعه جهانی و تحریم‌های سازمان ملل شاهد ایجاد شکاف در میان مقامات رسمی خود است.
روزنامه فایننشیال تایمز نیز با اعلام خبر دستگیری موسویان به نقل از محمد عطریانفر گزارش داد: اتهامات تایید نشده مالی علیه وی اعمال شده اما شواهد قوی وجود دارد که دستگیری موسویان به برنامه هسته‌ای مربوط است. فایننشیال تایمز همچنین تصریح کرد: موسویان نقش مهمی در مذاکرات ایران و اتحادیه اروپا داشت و پس از روی کارآمدن محمود احمدی‌نژاد نیز از منتقدان شناخته شده سیاستهای هسته‌ای رئیس‌جمهور بود. اما وی همانند سایر دیپلماتهای عملگرا از مذاکرات آقای لاریجانی و سولانا حمایت کرد.
خبر‌گزاری آسوشیتدپرس نیز با انتشار خبر دستگیری موسویان به نقل از جان ‌ولفستال کارشناس مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌الملل واشنگتن مدعی شد [...] دستگیری موسویان شاید نشان‌دهنده آن باشد که عده‌ای به دنبال ایجاد تعادل میان جناح‌های مختلف در ایران قصد دارند مانع از قدرت گرفتن عملگراها به رهبری هاشمی‌رفسنجانی شود. "جان‌آلترمن" مدیر بخش خاورمیانه این موسسه نیز گفت: صحبت کردن در مورد این دستگیری به خاطر فقدان اطلاعات لازم در مورد آنچه در داخل دولت ایران می‌گذرد سخت است، اما ممکن است یکی دیگر از موضع‌گیریهای جناحی در ایران باشد. جناحهای قدرت در ایران از بازیهای تاکتیکی بسیاری در مقابل هم استفاده می‌کنند که دستگیری موسویان نیز می‌تواند در همین قالب قرار بگیرد.
در این شرایط سایت "عدالتخانه" که یکی از سایتهای نزدیک به دولت محسوب می‌شود در خبری (12/2/86) نوشت: چندی پیش رئیس‌جمهور در جلسه‌ای خصوصی خطاب به شرکت‌کنندگان چنین عنوان نمودند که در خصوص پرونده هسته‌ای به اطلاعات جدیدی دست یافته‌ایم که غیرقابل باور است. ایشان در این جلسه از خیانت برخی از مسئولین پرونده هسته‌ای و ارتباط ایشان با بیگانگان خبر دادند و عنوان نمودند که در حال حاضر پرونده این افراد در دست بررسی است و بعد از تکمیل اطلاعات اقدامات مقتضی به عمل خواهد آمد.
عدالتخانه در انتهای خبر خود یک پیش‌بینی عجیب کرده بود؛ با توجه به اظهارات رئیس‌جمهور در این خصوص، احتمال دستگیری تعداد دیگری از افراد مرتبط با پرونده هسته‌ای ایران در زمان دولت قبلی و ریاست شیخ حسن روحانی بر پرونده هسته‌ای وجود دارد.
در ادامه تحولات چهارشنبه هنگام غروب، در حالی که برخی رسانه‌ها از رایزنی‌های گسترده برای آزادی او تا شامگاه چهارشنبه سخن می‌گفتند، سایت "سپهر‌نیوز" که آن نیز از سایت‌های نزدیک به دولت نهم است از "فشارهای همه‌جانبه" بر دستگاه قضایی سخن می‌گفت. در حالی که وب‌سایت روزنامه اعتماد ملی بازداشت موسویان را این‌گونه تحلیل می‌کرد که "برخی منابع به واسطه نزدیکی موسویان با هاشمی‌رفسنجانی و حسن روحانی از پیامی سیاسی به طیف میانه‌رو و اعتدالگرایی سخن می‌گویند که سیاست پرهیز از ادامه تنش با غرب در پرونده هسته‌ای را در پیش گرفته‌اند"، سایت سپهر‌نیوز بر این نکته تاکید داشت که "در هفته‌های گذشته نسبت به وجود خائنین در تیم هسته‌ای دولت سابق هشدار داده است". و این قضا ادامه داشت.
دو روز بعد، سایت تندرو‌ رجانیوز که گفته می‌شود توسط فاطمه رجبی اداره می‌شود در مطلبی با عنوان "مرثیه‌ای برای ایران؛ مخزن اسرار در دست نااهلان" که روز شنبه 15 اردیبهشت منتشر شد حسین موسویان را یک "جاسوس کار‌کشته" خواند و با حمله‌ای تمام‌عیار به تیم سابق هسته‌ای در جمله معناداری نوشت "پرونده هسته‌ای کشور به مثابه خط مقدم سیاست خارجی جمهوری اسلامی، 2 سال در دست تجار دیپلمات نمایانی بوده که یکی اهل رشوه و دزدی، دیگر سر در آخور بیگانه مشغول جاسوسی و دیگری...؟ این ماجرا هنوز روشن نیست که خاتمه یافته یا دنباله‌داری دلخراش است؟ رجانیوز البته جملات دیگری هم داشت:" دستگیری موسویان ترجمه روشنی است از مجموعه تعفن‌آوری که در زرورق‌های خوشرنگ لزوم بازگشت به سیاست هسته‌ای سابق، تعلیق دوباره، پرهیز از میل دادن کشور به سوی جنگ، تدبیر با القای بی‌تدبیری دولت نهم و... همه روزه روی دکه‌های روزنامه‌فروشی و برخی تریبونها، کادو‌پیچ شده تحویل افکار عمومی می‌شود".
در پایین این مطلب تند و خواندنی البته چیزهای دیگری نیز با همان سبک نگارش البته این‌بار به نقل از خوانندگان مورد اشاره قرار گرفته بود. یکی از این پیامها به رقابتهای انتخاباتی اشاره داشت: "چشم آقای خاتمی روشن باد، حواس مردم هم جمع باشد که از این به بعد برای انتخاب رییس‌جمهور به ژست‌های شیک و قیافه‌هایی با لبخند ژوکوند و ترفندهای تبلیغاتی و شعارهای روشنفکرانه غرب‌زده توجه نکنند و فقط به محتوا و برنامه‌ها و سوابق درست و ایمان و تعهد انقلابی کاندیدای خود توجه کنند تا بار دیگر در دام آدم‌هایی مثل آقایان دوران(نا) سازندگی و (نا) اصلاحات نیفتند. خواننده‌ای دیگر نیز با همان قلم عیناً چنین نوشته بود: "این روزها یاد‌آور روزها و خاطرات سال 67 در جریان عزل آقای منتظری می‌افتم. خیلی‌ها آن موقع و با مشخص شدن جریان مهدی هاشمی فکر نمی‌کردند که قضیه تا عزل آقای منتظر پیش برود ولی دیدیم که قضیه تا کجا پیش رفت و امروز برکات آن حرکت را برای نظام و انقلاب شاهدیم. به نظر می‌رسد که این حرکت وزارت اطلاعات می‌بایست به [...] منتهی شود تا یکباره نظام و انقلاب در مسیر جدید خود قدرتهای خارجی را از طعمه‌ورزی به انقلاب ناامید کنند."
البته در میان حدود 10 پیام تند این سایت 2 پیام متفاوت نیز به چشم می‌خورد که نوشتاری متفاوت نیز داشت. در یکی از این پیامها نوشته شده بود:" پس معلوم شد چرا موسویان را گرفته‌اند. تا بقیه ساکت شوند؟" بینده‌ای دیگر نوشته بود:" این اصرار شما بر بی‌ادبی در نوشتارتان و اینکه همه غیر از شما نامسلمانند رفته‌رفته اشتیاق دیدن سایت شما را از من گرفته. من نمی‌دانم اسلامی که شما دم از آن میزنین از کجا آمده، چون هیچکدام از موکدات اسلام را در رفتار شما نمی‌بینم. شما آیا خبرنگارید یا قاضی که این چنین به بی‌آبرو کردن انسانها قبل از اثبات جرمشان پای می‌فشرید. خدا هدایت‌تان کند".
در جبهه مقابل سایت رجانیوز نیز البته مطالب زیادی منتشر شد. سایت روز در مطلبی با عنوان "درباره حسین موسویان" در تاریخ پنجشنبه 13 اردیبهشت، با اشاره به این که "حسین موسویان یکی از پنج دیپلمات شناخته شده بین‌المللی ایرانی است که در میان دیپلمات‌های جهان اعتبار ویژه‌ای دارند آورد: اگرچه هنوز برای اظهار‌نظر در مورد عواقب دستگیری موسویان و دلایل دستگیری وی زود است، اما به نظر می‌رسد که وی جزو اولین قربانیان رقابت سیاسی احمدی‌نژاد با محافظه‌کاران میانه‌رو در رقابت‌های انتخاباتی دو سال آینده است.
این سایت در مطلب دیگری با عناوین "اتهام جاسوسی به همکار هاشمی" نیز چنین تحلیلی داشت: "این نوع پرونده‌ها که تنها رقابتهای سیاسی روز علت تشکیل آنهاست، به گفته آگاهان مصرف داخلی دارد و در شرایط حاضر می‌تواند به نوعی گروگان‌گیری برای ساکت کردن قوی‌ترین گروه رقیب دولت فعلی تعبیر شود".
بی‌بی‌سی نیز رسانه‌ای بود که تحلیلی مخالف سایت رجانیوز ارایه می‌کرد. این خبر‌گزاری در مطلبی با عنوان بازداشت اسرار‌آمیز حسین موسویان "که یادداشتی تند و تیز بود و روز شنبه انتشار یافت؛ نوشت: موسویان در طول دولت آقای احمدی‌نژاد یکی از منتقدان رویکردی این دولت در مورد برنامه هسته‌ای ایران بوده است. نقد صریح سیاست هسته‌ای دولت آقای احمدی‌نژاد توسط آقای موسویان با ادعای برخی سایت‌های نزدیک به دولت مبنی بر اینکه وی اطلاعات پرونده هسته‌ای ایران را به بیگانگان انتقال داده است، مغایرت دارد، چرا که عموم کسانی که درگیر جرم‌های امنیتی‌اند، برای دور نگه داشتن خود از چشم سازمان‌های امنیتی، از نقد صریح سیاستهای دولت حاکم پرهیز می‌کنند.
بی‌بی‌سی همچنین معتقد بود که "سرنوشت آقای موسویان جهت‌گیری سیاست در ایران را تا اندازه زیادی روشن خواهد کرد" و افزود: سکوت نزدیکان سیاسی حسین موسویان شاید ناشی از رایزنی‌های پشت پرده آنان با مقام‌های ارشد نظام برای آزادی او باشد، اما اگر چنین رایزنی‌هایی در کار نباشد، در آن صورت ادامه این سکوت یا به معنی پذیرش خطاهای امنیتی آقای موسویان است یا اینکه آنان خود را نیز در معرض خطر می‌بینند.
استفاده تبلیغاتی از علیرضا نوری‌زاده ضد انقلاب
اما نکته جالب دیگر در این ماجرا استفاده تبلیغاتی سایت رجانیوز از مقاله علیرضا نوری‌زاده بود.
مقاله علیرضا نوری‌زاده ضد انقلاب معروف در روزنامه فرا‌منطقه‌ای "الشرق‌الاوسط" با هیجان و استقبال گسترده سایتهای حامی دولت مخصوصاً فاطمه رجبی نماد رسانه‌ای حامیان دولت مواجه شد. علیرضا نوری‌زاده روز یکشنبه در روزنامه الشرق‌الوسط ادعا کرد که موسویان جاسوس انگلیس بوده است و اطلاعات مربوط به جاسوسی او از سوی سرویس اطلاعاتی روسیه به وزارت اطلاعات ایران داده شده است. نوری‌زاده همچنین تلویحاً بازداشت موسویان را ناشی از رقابت سرویس‌های اطلاعاتی روسیه و انگلیس در ایران دانست!
بلافاصله پس از انتشار این مقاله نوری‌زاده، سایتهای حامی دولت از جمله رجانیوز، انصارنیوز، عدالتخانه و سپهرنیوز با قدرت وارد میدان شده و غالباً این مقاله نوری‌زاده را تیتر یک خود کردند!! در این میان سایت "رجانیوز" تا آنجا پیش رفت که نوری‌زاده را تحلیلگر بین‌المللی" نامید و تاکید کرد تاکنون تمام اظهارات نوری‌زاده درست از آب در‌آمده است! رجانیوز البته حدود 20 دقیقه بعد از عبارت و یک پاراگراف از خبر مزبور را حذف کرد. سایر سایتهای تند و افراطی حامی دولت نظیر "انصارنیوز"،" عدالتخانه" و" سپهر" نیز البته توجه قابل درکی را به این مقاله نشان دادند.
نکته مهم در این میان، ارتباط قابل توجه سایت‌های افراطی حامی دولت با علیرضا نوری‌زاده یکی از شاخص‌ترین چهره‌های مخالف جمهوری اسلامی است. پرسش مهم این است: فاطمه رجبی که حتی خاتمی و کروبی را نیز برانداز می‌داند و به اسم "حمایت از نظام" به اغلب شخصیت‌های معتدل و تعلقگرای جمهوری اسلامی (از خاتمی و هاشمی گرفته تا حداد عادل، هاشمی‌شاهرودی، حسن روحانی، قالیباف، ضرغامی، محسن رضایی و...) دشنام می‌دهد چه ارتباطی با علیرضا نوری‌زاده دارد که در جریان بازداشت موسویان دقیقاً مواضعی یکسان با یکدیگر داشته و به منبع خبری یکدیگر تبدیل شده‌اند؟ آیا با این وصف نباید نگران بود که فاطمه رجبی چند ماه بعد اظهاراتی از دیگران سران اپوزیسیون خارج‌نشین را به عنوان منبع خبر نقل کرده و در لوای حمایت پر ‌طمطراق از نظام و ژست اولترا اصولگرایی، به تربیون این افراد تبدیل شود؟
از حدود 10 سال قبل اخبار ضد و نقیضی درباره ارتباطات خاص علیرضا نوری‌زاده با برخی محافل تندرو در ایران منتشر شده و برخی رسانه‌های اپوزیسیون ادعا کرده‌اند که نوری‌زاده عامل یک جریان خاص سیاسی امنیتی است که در قالب یک روزنامه‌نگار بر‌انداز، اهداف آنان را دنبال می‌کند. این شایعات تا آنجا پیش رفت که حامیان این فرضیه حتی اطلاعاتی درباره یک کتابخانه در لندن منتشر کردند. اکنون صرفنظر از درستی یا نادرستی این مدعیات، حداقل رفتار فاطمه رجبی و نوری‌زاده در ماجرای موسویان تکرار ادعایی که فقط و فقط از سوی رسانه‌های این دو نفر مطرح شده است نشان می‌دهد که تصادفاً هماهنگی‌هایی نیز میان این دو وجود دارد.
صرفنظر از مقاله نوری‌زاده 5 سایت مدعی دولت که همزمان مقاله مزبور را منتشر کرده و در صدر اخبار خود قرار دادند باید به یک تناقض و پارادوکس بزرگ پاسخ دهند. آیا انتشار این مطلب توسط سایتهای فاطمه رجبی به این معنی است که سایر مطالب نوری‌زاده نیز قابل انتشار و استناد است؟ آیا رسانه‌ها می‌توانند تحلیل‌ها و مطالب این نویسنده درباره محمود احمدی‌نژاد را نیز منتشر کنند؟ به نظر می‌رسد که حامیان افراطی دولت در این زمینه نیز بر مبنای دو استراتژی قدیمی و شناخته شده خود حرکت کرده‌اند. اول آن‌که "هدف وسیله را توجیه می‌کند "و دوم آن‌که هر گونه دروغ‌پردازی، هتک حرمت و رفتارهای غیر قانونی و غیر اخلاقی برای افزایش قدرت جناح تندرو مجاز، مشروع و حتی ضروری است!
سرانجام موسویان آزاد شد
اما سرانجام پس از چند روز درگیری رسانه‌های مخالف و موافق بازداشت حسین موسویان وی در ساعت 16:30 عصر چهارشنبه آزاد شد. این جمله تمام خبری بود که می‌توان آن را پس از 10 روز اخبار ضد و نقیض و شایعه‌سازی و اتهام‌افکنی 4 سایت افراطی داخلی و 2 فعال مخالف جمهوری اسلامی در خارج از کشور بر زبان آورد. موسویان که به اتهام غیر رسمی گفتگو با عوامل خارجی احضار شده بود، بهانه خوبی شد تا سایتهای مدعی حمایت از دولت رقابتهای انتخاباتی را کلید بزنند و موج سنگینی از اتهامات را به وی و بزرگان جناح مقابل از خاتمی و هاشمی تا کروبی و روحانی نشانه روند.
دکتر حسین موسویان عصر چهارشنبه پس از طی تشریفات قضایی و سپردن وثیقه تعیین شده راهی منزل گشت. اول بار دکتر علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضاییه غروب سه‌شنبه اعلام کرد قرار موسویان به وثیقه تبدیل شده و وی به محض تودیع وثیقه، آزاد خواهد شد.
آزادی موسویان در حالی است که سایت‌های مدعی حمایت از دولت در یک هفته گذشته با برگزاری یک "جشن رسانه‌ای" شدید‌ترین و ناجوانمردانه‌ترین حملات را علیه موسویان، سید‌محمد خاتمی، اکبر هاشمی‌رفسنجانی و حسن روحانی منتشر کردند. با آن‌که تمامی مقامات مسئول قضایی و امنیتی از جمله سعید مرتضوی و محسنی‌اژه‌ای در اقدامی قانونی هر‌گونه اظهار‌نظر درباره دلایل بازداشت موسویان را به "پایان تحقیقات و صدور حکم قطعی احتمالی "موکول کرده بودند، این سایتها تا آن‌جا پیش رفتند که موسویان را یک جاسوس حرفه‌ای و عامل مستقیم انگلستان و آلمان در ایران!! دانسته و حملات تمام‌عیاری را علیه دولتهای گذشته مخصوصاً شورای عالی امنیت ملی، وزارت خارجه و حتی وزارت اطلاعات سازماندهی کردند.
موسویان پیش از این سفیر ایران در آلمان، رئیس کمیته سیاست خارجی شورای عالی امنیت ملی، عضو ارشد هیات مذاکرات هسته‌ای و سخنگوی تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای در سالهای 82، 84 بوده است. بازداشت او موج بزرگی از گمانه‌زنیهای رسانه‌ای را ایجاد کرد که از خبر‌گزاری‌های معتبر بین‌المللی نظیر بی‌بی‌سی، آسوشیتدپرس، رویترز، فرانسپرس و... آغاز و تا خبر‌گزاری‌ها، روزنامه‌ها و سایتهای داخلی گسترده شد.
به رغم گمانه‌زنیهای متعدد رسانه‌ای، تمام مسئولین جمهوری اسلامی در طول یک هفته گذشته کوشیدند با عدم ورود علنی به این پرونده مانع پیچیدگی بیشتر آن شوند. اکبر هاشمی‌رفسنجانی روز دوشنبه در گفتگو با خبرنگاران تاکید کرد که به زودی "حقیقت این ماجرا" مشخص خواهد شد و از هر‌گونه اظهار‌نظر دیگر خودداری ورزید. علی لاریجانی نیز پس از بازگشت از عراق از دلیل یا دلایل بازداشت موسویان ابراز بی‌اطلاعی کرد. حسن روحانی، سید‌محمد خاتمی، مهدی کروبی و علی‌اکبر ناطق‌نوری که اخباری از رایزنی‌های گسترده آنان برای پیگیری وضعیت موسویان در رسانه‌ها منتشر شده بود هیچ‌گونه اظهار‌نظری در این زمینه نداشتند.
در‌پی آزادی دکتر حسین موسویان، مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام با صدور بیانیه‌ای ضمن ابراز خرسندی از این اقدام تصریح کرد تفرقه‌افکنان و اختلاف‌آفرینان داخلی و خارجی قصد داشتند در سالی که توسط مقام عظمای ولایت سال "اتحاد ملی و انسجام اسلامی" خوانده شد، بین صفوف سربازان نظام تفرقه ایجاد کنند و منافع شخصی و جناحی خود را بر منافع ملی و مصالح کشور ترجیح داده و این مسأله را دستاویزی برای منافع جناحی و حزبی خود قرار دهند.
در بیانیه این مرکز درباره موسویان چنین آمده است: "موسویان از مدیران برجسته و از خدمتگزاران صدیق و شایسته کشور می‌باشد که تاکنون خدمات بسیار ارزشمندی را برای نظام مقدس جمهوری اسلامی، مجلس شورای اسلامی، وزارت امور خارجه، شورای عالی امنیت ملی و دیگر دستگاه‌های حساس نظام ارائه کرده و در بسیاری از مسائل بین‌المللی در سالهای اخیر از بحران میکونوس تا بحران عراق و پرونده هسته‌ای ایران در خط مقدم دفاع از منافع ملی فعالیت کرده است. وی از خانواده‌های مذهبی، شهید‌پرور و برادر شهید سید‌عباس موسویان می‌باشد و در چند سال اخیر یکی از سرشناس‌ترین مدافعان حقوق هسته‌ای ایران و راهبرد کلان سیاست‌خارجی جمهوری اسلامی ایران در مجامع بین‌المللی بوده و کارنامه این فرزند انقلاب شهادت می‌دهد طی 28 سال گذشته از هیچ تلاشی برای دفاع از آرمانهای انقلاب و مقام معظم رهبری فروگذار نکرده است.
باز هم دست خارجی!
اما در حالی که بسیاری از نمایندگان مجلس هفتم، کارشناسان و اساتید دانشگاه نسبت به سیاست‌های اشتباه، بی‌برنامگی و رفتارهای پوپولیستی دولت نهم هشدار می‌دهند، برخی از حامیان دولت به هیچ روی قصد ندارند دست از اتهام‌زنی‌ها کهنه و بی‌اساس خود بردارند.
این گروه از حامیان دولت که چشم خود را بر روی واقعیات زندگی سخت معیشتی مردم بسته است و گوش خود را در مقابل انتقادات شدید هم جناحی‌های خود در ارکان حکومت محکم گرفته که چیزی نشنود، باز هم دیوار کوتاه مطبوعات را مورد حمله قرار می‌دهند و همه مشکلات مملکت را به گردن همین چند روزنامه مستقلی می‌اندازند که معلوم نیست تیراژ آنان با این فشارهای زیادی به چه تعداد است؟
در همین رابطه باید یادداشت‌ تند محمد‌علی رامین از نزدیکان رئیس‌جمهور احمدی‌نژاد اشاره کرد که در سایت انصارنیوز نوشت: "یک سوال جدی در افکار عمومی مطرح می‌شود، و آن اینکه اگر صهیونیستها مستقیما می‌توانستند یک یا چند روزنامه را در ایران منتشر بکنند، چه نوع جنگ روانی را علیه مسلمانان و نظام جمهوری اسلامی ایران به راه می‌انداختند؟ ... طبیعی است که اگر ملت ما، بویژه نخبگان فرهنگی و سیاسی به شگردهای استکبار صهیونیستی توجه داشته باشند، نتیجه می‌گیرند که دشمنان اسلام و جمهوری اسلامی ایران راهکارهای مشخصی را می‌توانند علیه منافع و مصالح ملی ما بکار بگیرند و امکانات خیلی زیادی در اختیار ندارند؛ حال با این مقدمه اگر نگاهی بیفکنیم به تعدادی از روزنامه‌های داخلی ... با تعجب و تاسف مشاهده می‌کنیم که گویا اراده این چند روزنامه کاملا در اختیار صهیونیسم جهانی قرار گرفته و به مثابه بلندگوی استکبار صهیونیستی منتشر می‌شوند... جنگ روانی وحشتناکی که روزنامه کارگزاران و بعضا روزنامه اعتماد ملی و چند نشریه دیگر علیه دولت جمهوری اسلامی به راه انداخته‌اند، قطعا از یک روزنامه صهیونیستی هیچ چیزی کمتر ندارد...
به نظر می‌رسد که این نحو ادبیات حامیان رئیس‌جمهور و نیز اظهارات یکی از نزدیکان رئیس‌جمهور در برنامه مردم ایران سلام که گویا همه روزنامه‌ها را تریبون دولت می‌داند نشانه این است که مطبوعات مستقل ایرانی در آستانه انتخابات حساس و سرنوشت‌ساز مجلس هشتم در معرض خطر قرار دارند.
اما واقعیت این است که امروز مردم خود بهتر از هر کس می‌توانند در مورد آنچه که در کشور رخ داده، قضاوت کنند. تنها کافی است بازی انتخابات مجلس هشتم یک طرف نباشد و مردم بتوانند آزادانه گزینه‌های مورد‌نظر خود را برگزینند. در این صورت شاید معلوم نباشد کدام گروه‌ها پیروز انتخابات هستند اما این مشخص است که منتقدان دولت پیروز هستند، از هر جناحی که باشند.