تاریخ انتشار : ۰۱ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۷:۲۲  ، 
شناسه خبر : ۱۳۲۴۹۱

خبرگزاری آسوشیتدپرس در تحلیلی به قلم «رابرت اچ رید» و «سالی بازبی» می‌نویسد؛
صدام حسین فقط چند روز بعد از آنکه قدرت را به دست گرفت، 400 نفر از مقامات ارشد عراقی را به حضورش فراخواند و به آنها گفت که توطئه‌ای را علیه حزب حاکم کشف کرده است صدام افزود: عاملان این توطئه در همین اتاق هستند. در حالی که صدام 42 ساله با خونسردی به سیگار خود پک می‌زد، اسم این افراد خوانده می‌شد با خوانده شدن اسم هر فرد اعضای پلیس مخفی او را به بیرون اتاق هدایت و اعدام می‌کردند در مجموع در آن روز 22 نفر اعدام شدند صدام برای اینکه مطمئن شود هموطنانش پیام او را دریافت کرده‌اند، از کل این رویداد فیلم تهیه کرد و نسخه‌هایی از آن را به تمام نقاط عراق فرستاد.
توطئه‌ای که صدام از آن سخن می‌گفت، دروغ بود، اما صدام در عرض چند دقیقه وحشت‌آور در روز 22 ژوئیه سال 1979 رقبای بالقوه خود را حذف کرد و به این ترتیب، قدرتی را که او 3 دهه به عنوان رئیس‌جمهور عراق در اختیار داشت، مستحکم کرد تا اینکه ائتلاف تحت رهبری آمریکا در سال 2003 او را خلع کرد.
بی‌رحمی‌ صدام به او کمک کرد تا از جنگ با ایران، شکست در کویت، شورش کردها در شمال و شیعیان در جنوب، تحریم‌های بین‌المللی، توطئه‌ها و سوءقصدها جان سالم به در ببرد.
با این حال این بی‌رحمی ‌در انتها مایه بدبختی صدام شد صدام که به افراد اندکی به جز خویشاوندانش اطمینان می‌کرد، خود را در محاصره مشتی چاپلوس قرار داد که بیشتر به علت وفاداری‌شان انتخاب شده بودند تا هوش و توانایی‌شان. صدام زمانی که از قدرت خلع شد کشوری به جا گذاشت که به رغم داشتن ثروت عظیم نفت فقیر بود و تنش‌های سرکوب شده قومی ‌و فرقه‌ای در آن موج می‌زد.
محکومیت صدام به جنایت علیه بشریت و مجازات او با دار زدن، شاید آخرین یا احتمالا یکی از آخرین صحنه‌های این درام طولانی و خونین باشد صدام در موارد اندکی که در ملاعام ظاهر می‌شد با استقبال توده‌هایی روبرو می‌شد که فریاد می‌زدند: (صدام ما خون و جان خود را فدای تو می‌کنیم) اما او به تدریج از مردمش منزوی شد و در درون محفل کوچکی از مشاوران مورد اعتماد که عمدتاً از میان اعضای نزدیک خانواده یا قبیله او انتخاب شده بودند، محصور ماند. آخر کار صدام، بیرون کشیده شدن او از یک سوراخ در دسامبر سال 2003 با ظاهری ژولیده، توسط سربازان آمریکایی بود.
تصویر و رؤیا، دو سلاح مهم صدام بودند او تلاش می‌کرد از خود تصویر یک قهرمان خردمند و مظهر قدرت ملت عراق را ایجاد کند الگوی صدام در این ارتباط صلاح‌الدین جنگ‌سالار بزرگ قرن دوازدهم بود که بیت‌المقدس را از دست صلیبی‌ها گرفت. با این حال روش صدام، بیشتر مشابه یک رئیس قبیله دهاتی بود او افراد را در مقابل وفاداری مطلق مورد لطف قرار می‌داد و مخالفان را به سختی تنبیه می‌کرد.
صدام رویای یک عراق قدرتمند را تبلیغ می‌کرد؛ کشوری با چهارمین ارتش قدرتمند جهان و مجهز به سلاحهایی وحشتناک با این حال این ارتش در سال 1991 در عرض چند هفته در مقابل نیروهای آمریکایی و متحدان آنها در کویت، خرد شد و در سال 2003، قلعه رژیم صدام که بسیار در مورد آن سخن گفته شده بود (یعنی پایتخت او بغداد که با ساکنانی از فولاد که فرض می‌شد مشتاق فدا کردن جانشان در راه صدام باشند) به دست فقط یک گردان رزمی‌ آمریکایی فتح شد!
معلوم شد سلاحهای کشتار جمعی صدام هم بلوفی بود که او برای ترساندن ایرانی‌ها، سوریها، اسرائیلی‌ها و آمریکایی‌ها سر هم کرده بود. دانشمندان خود صدام جرأت نداشتند به او بگویند که رؤیا‌های تسلیحاتی او فراتر از توان صنعتی عراق است. صدام همچنین مبالغ هنگفتی را خرج کاخ‌های خود کرد. این کاخ‌ها، یک دنیا با فقر وحشتناکی که صدام در 28 آوریل سال 1937 در روستای اوجه در نزدیکی تکریت در آن متولد شده بود، فاصله داشتند پدر صدام که یک چوپان بدون زمین بود قبل از متولد شدن او مرد یا ناپدید شد ناپدری او ابراهیم الحسن رفتاری تندی با صدام داشت صدام جوان از خانه‌اش فرار کرد و به نزد دایی خود که یک شخصیت به شدت ضد انگلیسی و ضد یهودی بود و سالها بعد دخترش همسر صدام شد، رفت. صدام با استفاده از نفوذ دایی خود در سن 20 سالگی به عضویت حزب بعث که یک گروه تندرو، سکولار، و ملی‌گرای عرب بود، درآمد. یک سال بعد صدام بعد از شرکت در سوءقصد علیه حاکم کشور و محکوم شدن غیابی به اعدام، به قاهره فرار کرد. او 4 سال بعد، زمانی که حزب بعث، حاکم عراق را از قدرت کنار زده بود به عراق بازگشت، اما رهبری بعث، 8 ماه بعد از قدرت خلع و صدام زندانی شد صدام در سال 1967 از زندان فرار کرد و مسئولیت بخش امنیت داخلی حزب بعث را که حال شکل زیرزمینی پیدا کرد بود، برعهده گرفت.
حزب بعث در ژوئیه سال 1968 تحت رهبری ژنرال احمد حسن البکر پسر عموی صدام، به قدرت بازگشت. صدام که معاون البکر شده بود، به صورتی نظام‌مند شروع به تسویه کادرهای حزب، اخراج هزاران نفر از شیعیان ایرانی‌تبار و نظارت بر دولتی شدن صنعت نفت عراق کرد، اما زمانی که البکر در سال 1979 تصمیم گرفت که درصدد اتحاد با سوریه برآید، صدام پسر عمویش را کنار زد و سپس در عرض 6 روز رقبای خود را تسویه کرد طی ماههای بعد، صدها تن دیگر کشته شدند. صدام سپس توجه خود را به اکثریت شیعه عراق که رهبران روحانی آن از مدتها قبل مخالف سیاست‌های سکولار او بودند و همچنین به کشور همسایه یعنی ایران، معطوف کرد. روز 22 سپتامبر سال 1980 نیروهای عراقی با عبور از مرز، جنگی را با ایران آغاز کردند که 8 سال ادامه پیدا کرد و در جریان آن، صدها هزار نفر کشته شدند. این جنگ برنامه‌های صدام را برای تبدیل عراق به یک کشور موفق توسعه یافته، را نابود کرد.
بعد از آنکه ایرانی‌ها دست به ضد حمله زدند صدام برای دریافت سلاح رو به سوی آمریکا، فرانسه و انگلیس کرد و این کشورها با خوشحالی شروع به فروش سلاح به عراق نمودند تا مانع از پیروزی حتمی ‌ایران در این جنگ شوند.
آنها زمانی که صدام کردهای عراقی را به علت کمک به ایران با بی‌رحمی ‌مورد حمله قرار داد، چشم خود را بستند در ماه مارس سال 1988 حدود پنج هزار کرد در یک حمله شیمیایی به شهرک حلبچه کشته شدند صدام 2 سال بعد، بعد از صلح با ایران، به کویت که حاکمانش از بخشیدن بدهی‌های جنگی عراق امتناع کرده بودند، حمله کرد. سازمان ملل مجازات‌های اقتصادی علیه عراق وضع کرد و در اوایل سال 1991، ائتلاف تحت رهبری آمریکا در آنچه که صدام آن را، مادر تمام جنگ‌ها، نامیده است، به کویت حمله کردند عراقی‌ها سریعاً از کویت بیرون رانده شدند اما صدام بعداً لاف می‌زد که بقای سیاسی او نشان آن است که عراق در جنگ مقابل آمریکا به پیروزی رسیده است. پیامی‌ که با ستایش خیلی‌ها در جهان عرب روبرو شد.
این جنگ باعث شورش‌هایی در بین شیعیان عراق شد. اما صدام این شورش‌ها را با بی‌رحمی ‌سرکوب کرد کردها که خوش‌شانس‌تر بودند، توانستند در زیر پوشش هوایی آمریکا و انگلیس، یک منطقه خودمختار برای خود در شمال عراق تشکیل دهند تحریم‌ها علیه عراق لغو نشد، چون آمریکا صدام را به داشتن سلاحهای کشتار جمعی متهم می‌کرد. این تحریم‌ها تا زمان تهاجم ائتلاف تحت رهبری آمریکا به عراق، به قوت خود باقی ماندند و باعث فقیرتر شدن ملتی شدند که از جمله موفق‌ترین مردمان خاورمیانه بودند حملات یازده سپتامبر باعث جلب توجهات به صدام به عنوان یکی از حامیان تروریسم شد اما امتناع صدام از قبول درخواست‌های سازمان ملل برای فاش کردن برنامه سلاح‌های غیرقانونی‌اش توجیه لازم را به ائتلاف تحت رهبری آمریکا برای شروع جنگ داد.
ائتلاف تحت رهبری آمریکا در بیستم ماه مارس سال 2003 به عراق حمله کرد ارتش عراق در عرض سه هفته فرو پاشید و بغداد سقوط کرد صدام مخفی شد و پسرانش عدی و قصی در ژوئیه سال 2003 در نبردی با نیروهای آمریکایی در موصل کشته شدند زمانی که خود صدام در ماه دسامبر همان سال به اسارت درآمد، عراقی‌ها دست به شادی زدند بوش در آن زمان گفت که رئیس‌جمهوری سابق عراق در مقابل عدالتی قرار دارد که او آن را از میلیون‌ها نفر دریغ کرده بود.
زمانی که صدام در اکتبر سال 2005 در مقابل یک قاضی عراقی در دادگاه حاضر شد، کشور او از مدتی قبل درگیر یک شورش ضد آمریکایی شده بود؛ نبردی که از آن زمان تا به حال گسترش یافته و اکنون بدل به یک جنگ داخلی بیرحمانه شده است.
برای صدام این دادگاه، در حکم فرصتی برای حمله به حضور نیروهای آمریکایی در عراق بود او در یکی از جلسات اولیه دادگاه در حالی که یک جلد قرآن مجید به دست گرفته بود، وارد سالن دادگاه شد. صدام یک بار فریاد زد: چطور قاضی مثل شما، چنین وضعی را قبول کرده است این بازی نباید ادامه پیدا کند اگر گردن صدام حسین را می‌خواهید، بفرمائید!
اما با ادامه جلسات دادگاه، ظاهراً روش صدام هم ملایم‌تر شد و متوجه غیرقابل اجتناب بودن محکومیتش و مجازات اعدامی ‌که به دنبال آن آمد، گردید.