تاریخ انتشار : ۲۶ آذر ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۴  ، 
شناسه خبر : ۱۳۲۶۰۶
آمریکن‌فری‌پرس بررسی کرد:
یک هفته‌نامه آمریکایی، با تاکید بر اینکه بسیاری از حوادث به ظاهر طبیعی، نتیجه تاثیرگزاری صاحبان قدرت است، به بررسی پشت صحنه برخی از حوادث و رویدادهای جهان پرداخت.

به گزارش فارس، "ویکتور تورن "، خبرنگار صاحب‌نام آمریکایی و نویسنده کتاب "نقش اسرائیل در 11 سپتامبر "، طی مقاله‌ای در هفته‌نامه "امریکن‌فری‌پرس " با بیان این حقیقت که "بدهی‌های نجومی آمریکا غیرقابل تحمل است "، نوشت: آیا بدهی‌های آمریکا منجر به فروپاشی دلار این کشور خواهد شد؟ و یا اینکه آیا اپیدمی آنفلونزای خوکی موجب زمین‌گیر شدن سیستم بهداشت آمریکا خواهد شد؟
این نویسنده آمریکایی با اشاره به برخی حملات تروریستی رخ داده در آمریکا و با تاکید بر تاثیرات حملات موسوم به پرچم دروغین که توسط عوامل درونی این کشور انجام می‌شود، افزود: نخبگان جهانی در طول تاریخ، همواره از بحران‌ها برای مضطرب کردن و ترساندن مردم استفاده می‌کردند تا از این طریق بتوانند قوانین مورد نظر خود را به تصویب برسانند.
این گزارش با اشاره به این مطلب که "رام امانوئل "، یکی از یاران اصلی "باراک اوباما "، رئیس‌جمهور آمریکا، اخیرا بطور کنایی گفته بود که "هیچ‌گاه اجازه ندهید تا یک بحران جدی، به هدر رود "، می‌نویسد: پدیدآورندگان و حامیان اصلی نظم نوین جهانی، قطعا این لحظات را غنیمت می‌شمارند. زیرا بحران برای آنها به معنای عمل کردن و پیکار است؛ حال چه این بحران یک حادثه طبیعی باشد و یا اینکه یک فروپاشی طراحی شده‌ اقتصادی، جنگ، ترور و یا بی‌ثباتی ناشی از یک کودتا موجب بوجود آمدن بحران شود.
این نویسنده آمریکایی یادآور می‌شود: زمانی که چنین "هرج و مرج‌های کنترل‌ شده‌ای " اتفاق می‌افتند، وقایع و رویدادها به شکلی سحرآمیز و به گونه‌ای نادرست از طریق رسانه‌ها به اطلاع مردم می‌رسند. همچنین وضعیت اضطراری که به وجود می‌آید موجب توقف سرزندگی و تحرک مردم شده و آنها خیلی راحت‌تر از اوقات دیگر حاضر به موافقت با تصمیمات دولت هستند.
این چنین است که وقتی توجهات ما جلب یک فاجعه و اتفاق شده و تمام تمرکز ما بر روی آن است، منافع شخصی ما حتی قبل از آنکه متوجه شویم چه اتفاقی افتاده، مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرد.
تورن می‌افزاید: اما برای آنها (صاحبان قدرت)، این‌ اتفاقات، فرصتی است که لزوما ملایم و بدون خونریزی هم نیست.
این نویسنده آمریکایی با بیان مثالی از بهره‌گیری دولت آمریکا از بحران‌های بوجود آمده در این کشور می‌نویسد: 11 سپتامبر سال 2001 را با آن شوک و غافلگیری عظیمش به خاطر بیاورید؛ سران دولت در آن زمان سیاست‌های جدیدی را به شکل یک بازمهندسی اجتماعی اجرا کردند.
تورن با تشریح صحنه‌سازی‌های صورت گرفته برای بهره‌گیری هرچه بهتر از حوادث 11 سپتامبر می‌نویسد: ناگهان بعد از آنکه ما مورد "حمله " قرار گرفتیم، متوجه شدیم که در دنیایی که تا پیش از آن فکر می‌کردیم، زندگی نمی‌کنیم و کل داستان تغییر کرد. در این مرحله کسانی که سعی در جابجایی و دستکاری حقایق داشتند، با توجه به سبک و سیاق ماکیاولی، ما را همچون تخته سنگی‌های خالی دیدند که می‌توانند افکار و ایده‌های جدید خود را روی آن حک کنند.
این گزارش می‌افزاید: بعد از حملات 11 سپتامبر (چه واقعی و چه برنامه‌ریزی شده)، چارچوبی کامل و بدون نقص برای تصویب قوانین جدید بوجود آمد. در حقیقت مصیبت و بلا، برای صاحبان قدرت که نیاز به یک دشمن جدید دارند نوعی سود و منفعت محسوب می‌شود. به همین خاطر آنها به منظور تقویت حمایت از برنامه‌هایشان از تبلیغات سنگین و شدیدی بهره می‌گیرند که از طریق رسانه‌ها در میان اجتماع پخش می‌شود. تبلیغاتی که به مردم می‌گوید: "اگر وطن‌پرست هستید و آزادی را هم دوست دارید، باید از وطن و جنگ ما علیه حکومت‌های استبدادی دفاع کنید. "
این خبرنگار آمریکایی توضیح می‌دهد که البته مخالفین نیز می‌بایست خنثی و سرکوب شوند. بنابراین اگر شما همانند دیگران بی‌اختیار و گوش به فرمان نباشید، آنگاه مخالفت و اختلاف عقیده شما را ضدوطن‌پرستی توصیف می‌کنند. ( یعنی مشابه همان کاری که با "حقیقت‌جویان " 11 سپتامبر کردند.)
تورن در ادامه گزارش خود با اشاره به سیاست‌هایی که همواره دشمنی برای آمریکا بوجود آورده می‌نویسد: طی قرن گذشته ما همواره یا در حال جنگ بوده‌ و دشمن داشته‌ایم؛ بطوریکه ابتدا از نازی‌ها متنفر بودیم و بعد از آنها نوبت به کمونیست‌ها، کره‌ای‌ها و ویتنامی‌ها رسید و امروز هم از "اسلام افراطی " تنفر داریم.
این گزارش می‌افزاید: همانطور که "جنگ علیه ترور " (عبارتی که توسط "بنیامین نتانیاهو "، نخست‌وزیر اسرائیل ابداع شد.)، آشکار کرد، تمامی سودجویی‌های اقتصادی از جنگ، بر پایه ترسی به وقوع پیوسته که به واسطه یورش ما به افغانستان و عراق ایجاد شد.
این کارشناس مسایل سیاسی با تاکید بر اینکه چنین وقایعی نباید کسی را متعجب کند، می‌نویسد: حمایت مالی خانوده "رچیلد " از شمال و جنوب، طی جنگ داخلی آمریکا، نزدیک بود تا موجب تجزیه آمریکا و تبدیل آن به دو کشور مجزا شود.
تورن ادامه می‌دهد: در سال 1913، مجلس قانونگزاری آمریکا "فدرال رزرو " را ایجاد کرد و در نتیجه درآمد مالیاتی فدرال به "وودرو ویلسون "، بدترین رئیس‌جمهور تاریخ آمریکا، اجازه داد تا آمریکا را وارد جنگ جهانی اول کند که بدهی همیشگی آمریکا به بانک‌ها، از جمله نتایج آن بود.
سال 1929 هم سرنگونی بازار سهام به خانواده‌های قدرتمندی همچون "راکفلر "ها (Rockefellers)، "مورگان‌ "ها (Morgans)و "واندربیلت "ها (Vanderbilts)، اجازه داد تا میلیون‌ها دلار به جیب بزنند. این در حالی بود که باقی مردم تا یک دهه غرق در رکود عظیم اقتصادی بودند.
این نویسنده با یادآوری همراهی آمریکا با "وینستون چرچیل " که موجب شد ژاپنی‌ها به پایگاه دریایی "پیرل هاربر " حمله کنند، به مداخله آمریکا در جنگ‌جهانی دوم اشاره کرده و می‌نویسد: در اوج این تخریب و ویرانی‌ها، بمب‌های اتم بروی "هیروشیما " و "ناکازاکی " ریخته شدند و در نتیجه ملی‌گرایان ژاپنی نابود شده و جای خود را به کارخانه‌داران و صنعت‌کاران جهانی دادند.
در سال‌های بعدی و همراه با ترقی و پیشرفت سریع اقتصاد آمریکا، پایگاه‌ها و مامورین سازمان سیا نیز در همه جای دنیا پخش شده و با آزمایشات غیرقانونی خود موجب آسیب رساندن به دیگران می‌شدند.
این گزارش ادامه می‌دهد: رئیس‌جمهور "آیزنهاور " در حالی که سال 1961 دوران ریاست‌جمهوری خود را به پایان رسانده بود نسبت به وجود یک "مجتمع صنعتی-نظامی " هشدار داد؛ کمتر از سه سال بعد از هشدار آیزنهاور بود که "جان‌اف‌کندی " ترور شد و به قتل رسید.
رئیس‌جمهور "جانسون " نیز کمک‌های آمریکا به اسرائیل را بطور شدیدی افزایش داد و با اقداماتش در جنگ با ویتنام موجب افزایش مشکلات آمریکا شد.
نویسنده کتاب "نقش اسرائیل در 11 سپتامبر " در ادامه بازخوانی سیاست‌های منفعت‌طلبانه صاحبان قدرت در آمریکا می‌نویسد: رسوایی واترگیت در دوران "ریچارد نیکسون " نیز راه را برای به قدرت رسیدن "جیمی کارتر "، نامزد کمیسیون سه‌جانبه دیوید راکفلر باز کرد؛ مهم‌تر از آن "برژینسکی " مشاور امنیت ملی کارتر (که او هم به کمیسیون سه‌جانبه وابسته بود) با فریفتن روس‌ها آن‌ها را وارد جنگ با افغانستان کرد که در نتیجه آن اتحاد شوروی دچار فروپاشی شد.
در ادامه گزارش امریکن‌فری‌پرس می‌خوانیم: وقایع سال 1984 را به یاد آورید، هم‌اکنون همان "مبارزان راه آزادی " که با حمایت مالی آمریکا در جنگ سرد علیه دشمن ما جنگیدند، از سوی روس‌ها برای مبارزه علیه ما حمایت می‌شوند.
این گزارش در ادامه اشاره به بهره‌گیری صاحبان قدرت از آشوب‌ها و تحولات جهانی در طول تاریخ، می‌نویسد: سقوط دیوار برلین در سال 1989 راه را برای شکل‌گیری اتحادیه اروپا در سال 1993، باز کرد؛ رسوایی آمریکا در ماجرای ایران-کنترا، موجب شد تا شبکه قاچاق مواد مخدر ایالات متحده، پنهان شود؛ حمله اسرائیل به ناو آمریکایی "یواس‌اس لیبرتی "، نزدیک بود تا منجر به شروع جنگ جهانی سوم شود.
از دیگر تحولات اقتصادی می‌توان به وقایع رخ داده در بازارهای سهام اشاره کرد که بر اثر تحریم نفتی دهه 73، "دوشنبه سیاه " سال 1987، بحران دات‌کام (dot.com) و ترکیدن حباب‌های مسکن و بانکداری بوجود آمد و موجب شد تا سرمایه‌گزاران میلیاردها دلار از سرمایه‌های خود را از دست بدهند؛ این در حالی بود که در پشت صحنه تاثیرگزاران و گردانندگان اصلی وال‌استریت، سودهای هنگفتی را به جیب زدند.
اما از این دست وقایع که اخیرا رخ داده‌اند نیز می‌توان نمونه‌های زیادی را مثال زد، مثلا طوفان "کاترینا " اگرچه موجب شد تا فقرا مجبور به ترک محل زندگی خود شوند، اما تولید‌کنندگان تجهیزات ساختمانی همچون "کی‌بی‌آر " سود زیادی بدست آوردند؛ اتفاق مشابهی هم طی سونامی سریلانکا رخ داد که سواحل ماهیگیری آن توسط شرکت‌های تفریحی غصب شده بود.
ویکتور تورن در بخش پایانی گزارش خود با اشاره به گردانندگان اصلی بسیاری از وقایع دنیا می‌نویسد: با توجه به اینکه نخبگان و صاحب‌نفوذان سازمان بهداشت جهانی، صندوق بین‌المللی پول، بانک جهانی، شورای روابط خارجی و گروه بیلدربرگ با دستان پنهان خود چنین مصیبت‌هایی را هدایت می‌کنند، نقل یکی از گفته‌های "منکن " (H.L. Mencken)، (خبرنگار و طنزپرداز جنجالی که انتقادات شدیدی از نحوه زندگی آمریکایی مطرح کرد)، مناسب خواهد بود: "تمام هدف دیپلماسی کاربردی، هراسان نگه داشتن مردم به وسیله تهدیدات همیشگی است که تماما خیالی و دروغ هستند. "
نویسنده آمریکایی تصریح می‌کند: متاسفانه چنین پلیدی‌هایی، همانطور که در 11 سپتامبر 2001 شاهد آن بودیم، به شدت در حال افزایش هستند.
تورن در انتها می‌پرسد: و اما اتفاق بعدی که جامعه جهانی را دچار آشفتگی و پریشانی کرده و همزمان ابزاری برای ایجاد تغییر در دنیا را فراهم می‌کند، چه خواهد بود؟