به گزارش فارس، "گوردون داف " کهنه سرباز نیروی دریایی آمریکا و تحلیلگر مسائل سیاسی و اجتماعی در مقالهای با عنوان "11 سپتامبر و فریب یک نسل " در پایگاه اینترنتی "وترنس تودی " با تاکید بر اینکه 11 سپتامبر اولین و آخرین باری نبود که عمو سام به مردم آمریکا خیانت کرد، نوشت: ما این مساله را برای آنها باز خواهیم کرد. دروغ گفتن به ما سخت نیست. دولت ما تشکیل شده از یک مشت آدم حقه باز، و مهاجمانی قلابی که در مورد جنگها یک کلمه هم حرف راست نمیزنند که بشود به آن اعتماد کرد و همیشه دروغ میگویند.
داف میافزاید: ابتدا خبری به بیرون درز پیدا میکند. چند هفته بعد هر کس که چیزی بگوید "توطئه گر " خوانده میشود و روزنامهها نمیتوانند اخباری را که فردی میآید و میگوید این یک توطئه است را انتقال دهند. این مساله چه چیزی به دنبال خواهد داشت؟ ساده است. به گروهی که فرقی نمیکند چقدر ظالمند یا دیوانه، قدرت تمام و کمال میدهیم تا هرکاری بخواهند انجام دهند. به آنها اختیاراتی فراتر از قانون میدهیم. به آنها نشان میدهیم که بر روی هرچیزی میتوان سرپوش گذاشت. مطبوعات دیگر به هر مسالهای نخواهند پرداخت و میتوان با استفاده از "استراتژی امنیت ملی " شواهد را برای سالیان متمادی و حتی برای قرنها محرمانه نگه داشت. به واقع ما راهی به سوی وحشیگری و بیفرهنگی گشودهایم.
این سرباز سابق نیروی دریایی آمریکا در پاسخ به این سؤال که چرا اقدام توطئهگرانه عظیمی چون 11 سپتامبر بوجود میآید، آورده است: مجددا باید گفت ساده است. اگر مساله نهایتا با به قدرت رسیدن "بوش " جنگ طلب خاتمه نمییافت به طور قطع بوش، "چنی " و "کارل راو " (برنامه ریز سیاسی اصلی بوش) نمیتوانستند کار خود را با به خدمت گرفتن یک مشت مامور موساد و سیا که قادر به انجام هر کاری هستند آغاز کنند. بنابراین ما مدتهاست که با دانستن ماجرای ناو "USS Liberty " (ناو آمریکایی که در سال 1967میلادی در آبهای بینالمللی مورد حمله هواپیماهای جنگی اسرائیل قرار گرفت و بر اثر آن 34 نفر از ملوانان و دریانوردان آمریکایی کشته شدند) و اندیشیدن به آن با این جماعت هم دست شدهایم.
این نویسنده آمریکایی پاسخ به این سؤال که چرا میلیونها نفر دوست دارند فکر کنند که اوباما در آمریکا به دنیا نیامده است، را نیز ساده میداند: اگر چنین گروه سری که دولت ما را اداره میکند، میتواند در دوره انتخابات بوش تقلب کند، مرکز تجارت جهانی را ویران و دو برادر کندی را ترور کند، توزیع مواد مخدر در خیابانها را گسترش دهد و سیستم مالی کل جهان را مخدوش کند، پس بر سر کار آوردن یک مسلمان کنیایی در کاخ سفید برای آنها مثل آب خوردن است.
این مقاله میافزاید: این مساله کجا ما را رها خواهد کرد؟ چگونه نسلی از آمریکاییها میتوانند به زندگی خود ادامه دهند در شرایطی که یکی پس از دیگری رویدادهایی غیرقابل توجیه فراروی خود میبینند که همگی آنها هم به نظر خیلی راحت میآیند و هم دقیقا در زمانی درست اتفاق میافتند.
در ادامه این مقاله آمده است: بسیاری از شهروندان آمریکایی به محض اینکه شایعه وقوع یک جنگ یا خبر یک تهدید به گوششان میرسد یا روزنامهها را دنبال میکنند و یا تلویزیون تماشا میکنند و به مجرد آن که گوینده پنتاگون را در تلویزیون ببینیم که خبری را بر روی متن نمای خود (دستگاهی که متن را روبه روی چشم گوینده تلویزیون منعکس میکند) در ارتباط با دشمنی خیالی میخواند، می توانیم پیشبینی کنیم که چه پیش خواهد آمد. خیلی ناگوار است که ما برای پایان دادن به جنگ به جای آنکه دست کم تنها آغازگر آن باشیم، چنین حملات تروریستی احمقانهای را ترتیب میدهیم. ما به کسی احتیاج داریم که همین الان ما را از افغانستان خارج کند.
این تحلیلگر مسائل سیاسی در ادامه آورده است: امکان ندارد تلویزیون را روشن کنید و وارد کانلهای کابلی یا ماهوارهای، "A&E " ، "Military History " و "Discovery " یا سایرین شوید و نبینید که چطور به کرات به دیدگاههای سنتی تاریخ ما حمله میشود. بسیاری از این برنامهها به دقت به بیان این مساله میپردازند که چطور آنچه همیشه باور کردهایم، دروغی ساده بوده است برای بستن دهانهای ما.
در ادامه این مقاله میخوانیم: در میان برنامههایی چون " ارواح و بشقاب پرنده "، برنامهای مثل "تاریخ سری جنگ جهانی دوم " که سبب بی اعتبار شدن 75 درصد از تاریخ مورد قبول بزرگ ترین زد و خوردهای بشریت میشود به ما نشان میدهد که چقدر دانستههای روزنامهها و تاریخدانان ما از اقدامات دولت اندک است. اما در جایی در زیرزمینهای سرتاسر واشنگتن دی سی، اسنادی محرمانه وجود دارد که به آنچه ما در دست داریم دهن کجی کرده و خاک میخورند.
این مساله چه حسی در ما بوجود میآورد؟ مثل این است که همگی ما با افرادی ازدواج کرده ایم که روزی متوجه میشویم آنها هر روز به جای رفتن به سر کار به جایی مثل متل میروند. روزی با تعقیب آنها میبینیم که با غریبهای مرموز بیرون میآیند. با آنها رو در رو می شویم اما به ما میگویند که همهاش ساختگی است.
به اعتقاد نویسنده هر آمریکایی که که بخواهد دولتی را که "نظریه توطئه " سر میدهد را باور کند به مثابه همسری میماند که در زندگی به او دروغ گفته میشود: از یک سو میتوانید ساکت بمانید و وانمود کنید که باور میکنید و در ازدواجتان بیشتر از آنکه واقعیت را بشنوید دروغ بشنوید و از سویی دیگر ممکن است خانوادهتان متلاشی شود، خانه و فرزندانتان را هم از دست بدهید چون نمیتوانید با دروغ زندگی کنید.