تاریخ انتشار : ۰۱ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۸  ، 
شناسه خبر : ۱۳۲۶۶۶
مقدمه: الکساندر دوگین، از بنیانگذاران جنبش سراسر روسیه‌ای «اوراسیا» در گفتگویی اینترنتی، دورنمای جهان چند قطبی را مورد بررسی قرار داد. متن گفتگو به این شرح است:

* سمت‌گیری‌های کنونی نشان می‌دهند که روسیه قصد دارد تا دوباره در نقش یک قطب جهانی و به مثابه ابرقدرت در عرصه انرژی خود را مطرح کند. در عین حال اروپا و آسیا ـ چین و هند ـ نیز در کنار قطب واقعا موجود آمریکا، می‌توانند بر کسب این موقعیت حساب کنند. شما جهان قبل از پرسترویکا و تبدیل شدن آن به جهان یک قطبی را چگونه می‌بینید و ارزیابی شما از وضع کنونی جهان چیست؟ چه کشوری توانایی آن را دارد که برای کسب عنوان قطب بودن، مدعی شود؟
** آلکساندر دوگین: در حال حاضر فقط یک قطب وجود دارد، که آن هم ایالات متحده آمریکاست. جهان چندقطبی، مدلی است که می‌تواند به عنوان جانشین مطرح شود، اما برای تحقق آن، اراده و نیرو لازم است. همان‌گونه که سرمایه‌داری وجود دارد، سیوسیالیسم نیز می‌‌تواند وجود داشته باشد؛ به همان‌گونه نیز با وجود جهان تک‌قطبی، این امکان وجود دارد که جهان چند قطبی هم شکل گیرد. به معنایی می‌توان گفت که جهان چندقطبی دورنمایی انقلابی است.
از نگاه تئوریک در سیستمی این چنین چند قطبی، نه دولت‌ها، بلکه فقط مساحت‌های وسیع هستند که می‌توانند قطب محسوب شوند. به بیان دیگر، دولت‌ها نمی‌توانند قطب باشند؛ قطب مفهومی بزرگتر از دولت است.
من جهان را چهارقطبی می‌بینم. در این جهان قطب اروپایی، و یا حتّی قطب اروپایی ـ آفریقایی؛ قطب اروآسیایی، یعنی روسیه به همراه دیگر دولت‌های اروآسیایی؛ قطب اقیانوس آرام و قطب عملا موجود آمریکا که تحت تاثیر برتری گلوبال، در میان اقیانوس‌های آرام و آتلانتیک، محدود شده است. هر یک از این قطب‌ ـ منطقه‌ها نیز می‌تواند ساختاری قطبی داشته باشد.
قطب ـ منطقه‌ها، دولت‌ها و یا تمدن‌های جداگانه‌ای نیستند؛ حتی از این هم فراتر، آن‌ها تعدادی از دولت‌های بزرگ را نیز دربرمی‌گیرند. مساحت وسیع در قاره اروآسیایی، که در قطب اروآسیایی شامل می‌شوند دربرگیرنده روسیه به همراه کشورهای اتحاد مستقل (اس‌ـ‌ان‌ـ‌گ)، و همچنین پاکستان و ایران است. در قطب اقیانوس آرام، چین و ژاپن به مثابه دو دولت متفاوت در سمتگیری، ولیکن قدرتمند حضور دارند. در قطب اروپایی ـ آفریقایی مدل اروپایی، آفریقایی و عربی و در قطب آمریکایی نیز آمریکای شمالی و جنوبی حضور دارند. بدین‌ترتیب می‌توان گفت:
جهان چندقطبی، چنان تصویری از جهان ارائه می‌دهد که مرزها در آن نه بین دولت‌ها، بلکه در بین تمدن‌ها ترسیم می‌شوند. این همان آلترناتیو جهان گلوبال و یا جهان تک‌قطبی امروزی است که در آن فقط ایالات متحده آمریکا است که همه تصمیم‌ها را می‌گیرد.
بدین‌ترتیب اینکه آینده جهان به چه شکل خواهد بود ـ تک‌قطبی و یا چند قطبی ـ مسأله‌ای تاریخی و مسأله‌ای است که به پیروزی و یا شکست استراتژی انقلابی ژئوپلیتیکی مربوط می‌شود. در اینجا یا انقلاب چندقطبی پیروز خواهد شد و یا ارتجاع تک‌قطبی که اساس را گذاشته است بر حفظ وضع کنونی و خواهان تثبیت جهان تک‌قطبی هژمونی آمریکایی، به شکلی ماندگار و بی‌بازگشت، است. هر دو اینها هنوز زیر علامت سؤال هستند؛ هر چند باید پذیرفت که در شرایط کنونی آمریکایی‌ها در اوج اقتدار خود قرار دارند.
ایده جهان چندقطبی، طرحی مقدماتی از آلترناتیوهای ممکن و نه بیش از آن است. هیچ کدام از آنهایی که دارای پتانسیل تبدیل شدن به قطب هستند، نتوانستند تصمیم به اقدامات عملی برای ترسیم جهان چندقطبی، بگیرند، ضمن آن که امروزه به غیر از قطب آمریکا، هیچ قطبی به تنهایی، مستعد ایجاد جهان چند قطبی که در آن فقط به نیروی خود اتکا داشته باشد، وجود ندارد. برای تحقق چنین وضعی، لازم است که اتحّاد نیرومندی از همه این مساحت‌های وسیع به وجود آید.
آمریکا تلاش خواهد کرد که آشکارا از شکل‌‌گیری چنین اتحادی که در آن چین، اروپا، ژاپن، هند، روسیه کشورهای اس‌ـ‌ان‌ـ‌گ، جهان عرب و حتی آمریکایی لاتین، هماهنگ عمل کرده و نیروی موازنه ایجاد کنند، و یا اینکه برای رهایی از هژمونی تک‌قطبی آمریکا به یکدیگر کمک کنند، جلوگیری کند.
روشن است که موفقیّت آمریکا به معنای موفقیّت ژئوپلیتیک آتلانتیک است و بدون تردید این اوج موفقیّت آتلانتیزم محسوب می‌شود؛ اما زمانی که آتلانتیزم برتری خود را در مقیاس سیّاره تثبیت کند، آن وقت این سؤال مطرح می‌شود که آیا آمریکا قادر به حفظ این قدرتی که در نوع خود بی‌سابقه است، هست؟ ایجاد کردن و حفظ کردن دو مفهوم کاملا جداگانه هستند.
* آیا روسیه می‌تواند با تکیه بر ایده ابرقدرت در عرصه انرژی، چیزی که پوتین در یکی از سخنرانی‌هایش به آن اشاره داشت، مدعی کسب عنوان قطب شود؟
** آلکساندر دوگین: روسیه، بازیگری مستقل است. مسأله این است که وسعت روسیه، علی‌رغم عظمت آن، برای قطب بودن کافی نیست. برای تبدیل روسیه به یک قطب، لازم است که در وهله نخست کشورهای اس‌ـ‌ان‌ـ‌گ (منظور اتحاد جمهوری‌های مستقل است ـ‌ مترجم) در یک چارچوب اقتصادی ـ انرژیتیک ـ استراتژیک متحّد شوند، و در وهله دوم با کشورهایی در مناطق جنوبی نظیر ایران و یا حتی با پاکستان و هند، پیمانی استراتژیک منعقد کنند. برای تبدیل شدن به یک قطب، روسیه هنوز کمبودهای بسیاری دارد.
از طرف دیگر، روسیه، با اتکای به موقعیت ژئوپلیتیک اروآسیایی خویش، کلید سیستم چندقطبی محسوب می‌شود؛ زیرا که لازمه حفظ موقعیت برتر آمریکا در آن است که دو سر زنجیره دیگر مساحت‌های مستعد به قطب شدن به هم متصل نشوند؛ حلقه اصلی در این زنجیره، روسیه است.
صرف‌نظر از این که روسیه به مثابه ابرقدرت در عرصه انرژی، نمی‌تواند قطبی مستقل باشد، لیکن امکان وجود یک جهان چندقطبی منوط است به قاطعیت و موضعگیری و سمت‌گیری سیاسی روسیه. این موردی است که هم روسیه وهم دیگر شرکت‌کنندگان فرآیند جهانی باید آن را درک کنند.
به دیگر سخن، در عرصه سیاست جهان، زمانی روسیه جایگاه کلیدی خواهد داشت که به شکلی فعال در سیاست حضور داشته و به عنوان مبتکر جهان چندقطبی عمل کند. تنها در این حالت است که همه توان روسیه، از جمله در عرصه انرژی نیز، به حساب خواهد آمد.
اگر روسیه در سیاست بین‌المللی غیرفعال عمل کرده و با قناعت به موافقت با مواضع آمریکا، هیچ ابتکار عملی نشان ندهد، آن وقت شانس رسیدن به موقعیت ابرقدرتی برای روسیه، نزدیک به صفر خواهد بود؛ زیرا که برای حفظ موقعیّت فعال، لازم است که سرمایه‌گذاری در سیاست و همچنین سیاست جهانی صورت گیرد.
* آیا می‌توان سازمان تجارت جهانی و رابطه تجاری میان کشورهای اس ـ ان‌ـ‌گ را همچون ابزاری برای نزدیک کردن دو قطب قدرتمند اقتصاد، بررسی کرد؟ و آیا می‌توان گفت که ایجاد سیستم گمرگی مشترک در چارچوب اتحاد اقتصادی اروآسیایی، آلترناتیوی در برابر سازمان تجارت جهانی است؟
** آلکساندر دوگین: اولا ـ در سازمان تجارت جهانی نه دو قطب بلکه چند قطب وجود دارند. در آن، هم اروپا و هم چین و آمریکا حضور دارند. ورود روسیه به این سازمان از اهمیّت اساسی برای این مدل برخوردار نیست. اقتصاد روسیه بسیار ناچیزتر از آن است که بتواند در خلل وارد کردن و یا تقویت موازنه نیروها در سیستم اقتصادی جهانی که رو به شکل‌گیری است، نقشی ایفا کند. ما در هر صورت مجبور به فروش نفت و گاز هستیم.
و اما در رابطه با بخش دوم سؤال که آیا سیستم گمرکی در چارچوب اتحاد اقتصادی اروآسیایی، آلترناتیو سازمان تجارت جهانی است، پاسخ منفی است؛ زیرا که این اتحاد از نظر مقیاس نه یک و یا چند مرتبه، بلکه چندین مرتبه کوچکتر از سازمان تجارت جهان است. این موضوعی است بسیار بااهمیّت. اتحاد گمرکی، گامی است برای تثبیت روسیه به مثابه یک قطب؛ که البته در وله نخست به مثابه یک مدل سیاسی و ژئوپلیتیکی است که اهمیّت می‌یابد. بله این درست است که از طریق این اتّحاد مواضعمان تحکیم می‌یابند؛ امّا این اتّحاد را نمی‌توان جایگزین سازمان تجارت جهانی کرد؛ حتی رقیب هم نیست. این‌ها دو چیز کاملا متفاوت از یکدیگر هستند.