رئیس دولت اصلاحات تاکید کرد: حذف دلبستگان به انقلاب با این عناوین و روشهاى بىاساس که از سوى جریانى خاص دنبال مىشود بزرگترین توطئه علیه جمهورى اسلامىاست و نتیجه آن سوق دادن نیروهاى اجتماعى به سوى جریاناتى است که با اصل انقلاب و نظام در تعارضهستند. سید محمد خاتمى در گفتوگو با پایگاه اطلاعرسانى و خبرى جماران، گفت: امام معتقد بودند که سلایق مختلف باید وجود داشته باشد. حتى به صراحت اعلام کردند که کسى که با اصل نظام مخالف است، او در این مملکت آزاد است و باید امنیتش تامین شود، مگر اینکه دست به سلاح ببرد یا توطئهاى کند که بخواهد به زیربناى نظام آسیب بزند که البته هیچ نظامىهم این را نمىپذیرد. این استثنایى است که امام مطرح مىکنند. ایشان حتى براى مخالفان نظام و مخالفان فکرى مبناى نظام هم حق حرمت و حق شهروندى و آزادى و امنیت قائل هستند. رئیس موسسه باران ادامه داد: در مسئله «منشور برادری» امام یک دغدغه خاطرى داشتند. در جامعه ما سلیقههاى مختلفى وجود دارد. این سلیقهها گاهى ناشى از اختلاف در اصول و مبانى است. یکى مىگوید اسلام را قبول ندارم. یکى مىگوید اسلام را قبول دارم، حکومت اسلامىرا قبول ندارم. یکى مىگوید هر دو را قبول دارد. یا در مورد بعضى از مطالبى که امام مطرح کردند، مثل اینکه در صورت وجود مصلحت مىتوان احکام اولیه را هم به طور موقت تعطیل کرد؛ ممکن است کسى بگوید این قبیل موارد را قبول ندارم. اینها یک سلسله اختلافات اصولى است که در جامعه وجود دارد.
دیگراینکه در اصول اختلاف نیست. مثلا همه کسانى که مىگویند که انقلاب و اسلام را قبول داریم ولى یکى مىگوید ملاک و معیارى براى من همین قانون اساسى است که مورد تائید امام و مردم است، دیگرى ممکن است بخواهد فراتر از آن کار را انجام دهد. که البته باز معتقدم که کسى که مىخواهد فراتر از قانون انجام بدهد تا حدى از اصول منحرف شده است. ولى به هر حال همه اسلام و انقلاب را قبول دارند و اختلاف سلیقه در شیوه اداره مملکت است که آن هم گاهى به مسائل روبنایى جامعه برخورد مىکند و گاهى ممکن است کمىاصولىتر باشد. این اختلاف نظرهایى است که باز نمىخواهم در اینجا بحث کنم. وى تاکید کرد که «آن را اساس نظام مىداند». گفت: ما نباید براى مردم تصمیم بگیریم. نباید انتخاب و رأى مردم را محدود کنیم. رئیس شوراى مرکزى مجمع روحانیون مبارز تصریح کرد: حاصل انقلاب اسلامی، نظام جمهورى اسلامى است، که از یک سو سازگار با معیارهاى دینى و فرهنگى جامعه ماست و از سوى دیگر، پاسخگوى نیازهاى انسانى است که در این روزگار زندگى مىکند و خواستها، گرایشها، دیدگاهها و تمنیات خاص خود را دارد، این جمهورى اسلامى امر بدیعى بود که امام مطرح کردند و مورد قبول مردم هم قرار گرفت. ما به عنوان کسانى که هم انقلاب را قبول داریم، هم جمهورى اسلامى را که حاصل مبارک این انقلاب است، و نیز با توجه به اینکه امام سلسله جنبان این حرکت و رهبر این انقلاب بودند، مواضع، نظرات و دیدگاههاى حضرت امام به عنوان یک معیار براى ما بسیار مهم است و اگر اینها را درست بشناسیم، شاید بسیارى از سوءتفاهمها حل شود.
رئیسجمهور سابق کشورمان تاکید کرد:ما همچنان بر سر حرفهاى اصلى خود هستیم. انقلاب اسلامىمنشاء هویت ماست و نقطه عطف بزرگى در تاریخ ایران و ماحصل مردمىترین انقلاب تاریخ هم جمهورى اسلامى است که براى ما مقدس است و همانطور که از نام آن پیداست در جمهورى اسلامىهمچنان که از اسلام دفاع مىکنیم، مدافع مردم رأى و حقوق اساسى آنان نیز هستیم. کسانى که به رأى مردم معتقد نیستند و حاضرند در رأى مردم تصرف کنند یا آن را نادیده انگارند، با انقلاب و جمهورى اسلامى بیگانهاند؛ این راه و رسم ما است و صحبت ما همواره این بوده و هست: بیاییم قانون اساسى را به درستى اجرا کنیم.»
خاتمى ادامه داد :چرا امروز قانون اساسى زیر پا گذاشته مىشود؟ مگر قانون اساسى حق فعالیت تشکلها، اظهارنظر و حضور آزاد مردم را تصریح نکرده است؟ مگر ما با شیوههایى که پیامبر(ص) و ائمه(ع) داشتند آشنا نیستیم که براى آزادى مردم احترام قائل بودند؟ مگر حضرت امیرالمومنین(ع) با بدترین مخالفانش برخورد مىکرد حتى اگر بدترین ناسزاها را مىشنید؟ چرا به قانون اساسى عمل نمىشود؟ قانون اساسى رأى مردم و انتخابات آزاد و رقابتى را حق مسلم آحاد جامعه دانسته و وظیفه مسلم براى مسئولان نظام را توجه و احترام و صیانت از این حق دانسته است. حال اگر کسى معترض باشد که این اصل درست پیاده نشده، جواب خود را باید با برخوردهاى تند و غیرقانونى بگیرد؟
رئیسجمهور سابق کشورمان خاطرنشان کرد: بیایید به قانون اساسى بازگردیم، البته در صورتى که تفسیرهاى دل بخواهى از آن نشود و کسانى از آن نگهبانى کنند که به مردم و معیارهاى قانون اساسى اعتقاد داشته باشند و تحت تأثیر و سیطره جریانات بیرونى قرار نگیرند و رفتارهایى نکنند که مخالف روح و حتى نص صریح قانون اساسى باشد و اگر این بازگشت صورت گرفت بسیارى از مشکلات حل خواهد شد.
خاتمى ادامه داد: اگر این مطالب را در نظر داشته باشیم، دید روشنترى به جمهورى اسلامى خواهیم داشت و مىدانیم که از چه چیزى باید دفاع کنیم. اگر دیدیم که راى مردم مورد کمتوجهى قرار گرفت، اگر دیدیم که اختیارات متناسب با مسئولیتها در جامعه نبود، اگر دیدیم که دروغ رایج بود و به خصوص که دروغ به صورت رسمىمطرح شد، اگر دیدیم که حق و حرمت انسانها نگه داشته نشد، اگر دیدیم که تداخل در قواى مختلف وجود داشت و نظایر اینها، مىتوانیم بگوییم که انحراف از معیارهاى اصلى جمهورى اسلامىصورت گرفته است. البته همه آن چه گفته شد به صورت خلاصهتر و مشخصتر همان است که در قانون اساسى منعکس شده و مبناى کار ماست.
وى از اینکه اساس نظام در اختیار یک سلیقه خاص قرار بگیرد ابراز نگرانى کرد و اظهار داشت: وقتى اختلافى بین روحانیون در جامعه ایجاد شده بود، که اختلاف در سلیقه بود نه در اصول، امام آنجا تاکید کردند که این دو جریان باید وجود داشته باشد. حتى در زمان ایشان بود که یک جریان روحانى سیاسى در کنار یک جریان سیاسى ریشه دار در جامعه شکل گرفت و امام آن را مورد تائید قرار دادند. این مسئلهاى است که امروز هم مورد توجه ماست.
خاتمى در این گفتوگو به برخى مسائل رخ داده در ماههاى گذشته اشاره کرد و گفت: در این زمینه براى این که دیدگاهمان نسبت به جمهورى اسلامى مشخص شود و این که اسلامىکه در جمهورى اسلامىمطرح شد و جمهوریتى که در جمهورى اسلامى مطرح شد، چه خصوصیاتى دارد، در این موقعیت ما چه مشکلاتى داریم و کجاى کارمان با آن جمهوریت و کجاى کارمان با آن اسلامیت سازگار نیست، خوب است که ملاک و معیار را خود امام قرار بدهیم و براى این کار دو مقطع مهم از حیات امام بسیار اهمیت دارد که ما بتوانیم راه را از چاه تشخیص دهیم.وى افزود: اگر ما زندگى امام را از آستانه انقلاب تا زمان وفاتشان به سه مرحله تقسیم کنیم، یک مرحله هنگامىاست که امام در حال عرضه کردن نظامى هستند که مورد نظر انقلاب است. مردم، آزادی، استقلال و عدالت مىخواهند. از استبداد و استعمار رنجیدهاند. از بداخلاقىها و بىفضیلتىهایى که در جامعه حاکم است، زده شدهاند و در تاریخشان در طول صد سال، استقلال، آزادی، عدالت و پیشرفت مىخواستند و نیز خواستار حاکمیت بر سرنوشت خود بودند، در این زمینه انقلابى رخ داده و امام نظامى را عرضه مىدارند که باید به آن رسید. یعنى درست در آستانه انقلاب و چند ماه پیش از وقوع پیروزى انقلاب، امام، جمهورى اسلامى را عرضه و پیشنهاد مىکنند. مطالبشان هم بسیار روشن است. جمهورى اسلامى که مطرح شد، بعضى مىگفتند بدعت در اسلام است که البته چنین نیست، بعضى مىگفتند که این قید اسلامیت یک چیز انحرافى است و فقط باید جمهورى باشد.
رئیس دولت اصلاحات تصریح کرد: امام به عنوان پیشواى این مکتب، جمهورى اسلامىرا عرضه مىدارند. باید روى این مطلب کار شود که امام در ذهنش چه بود و چه چیزى را عرضه داشت. با کمال تاسف دیده مىشود که بعد از رحلت امام گفته شد که امام چیزى را عرضه کرد که مورد عقیده اش نبود و براى اسکات دنیا و این که حرف و حدیثى نباشد این نظرات را ارائه کردند که به این معنى است که امام براى گول زدن دنیا مطلبى را مطرح کرده ولى نظرش چیز دیگرى بوده. این چیزى است که به امام نمىچسبد. امام با مردم بسیار صریح و صادق بودند و بر اساس اعتقاداتشان صحبت مىکردند.
براى نمونه مىتوانید مصاحبهها و سخنرانىهایى که داشتند، ببینید. وقتى پرسیده مىشود که جمهورى چیست؟ پاسخ مىدهند همین جمهورى که در دنیا هست.
وى ادامه داد: این مسئله بسیار مهمىاست. آنچه که دنیا به آن رسیده، دستاورد بسیار مهمى است. یعنى حکومتها برآمده از مردمند. تعیینکننده، رأى مردم است. قواى مختلف و منفک از هم وجود دارند. مسئولیتها مشخص است و هیچ قدرت و اختیار غیرمسئولى وجود ندارد. محور و مدار خود مردمند. رضایت مردم بسیار مهم است. جمهورى به معنى حکومت مردم بر سونوشت خویش است.
رئیسجمهور سابق کشور اضافه کرد: امام مىگفتند این جمهورى در عین حال مىخواهیم اسلامىباشد، یعنى از ارزشهاى متعالى دینى پیروى کند و مصداق آن را نیز حکومت صدر اسلام و بخصوص شیوه و روش حکومتى امیرالمومنین امام على (ع) معرفى مىکردند.
رئیس موسسه باران در ادامه به اقدامات و پیامهاى ارزشمند امام در سالهاى آخر عمرشان اشاره کرد و گفت: در سالهاى آخر حیات پربرکت حضرت امام ایشان با شتاب بیشترى مواردى را مطرح مىکنند و بیشتر هم درمورد وضعیت سیاسى جامعه است و بینش و دیدگاه اسلامىکه باید حاکم باشد که دقیقا یک دیدگاه ضد تحجر، آزاد اندیش و دیدگاهى که معتقد است اسلام را باید به گونهاى فهمید که در دنیاى پیچیده کنونی، مشکلات انسان را حل کند. باید به گونه اى مطرح شود که انسانها زده نشوند و مسائل دیگرى که هست. امام تعبیرى دارند که خون دلى که پدر پیرتان از متحجران خورده است هرگز از فشارها و سختىهاى دیگران نخورده است.
وى ادامه داد: بنابراین براى اینکه ما شناختى داشته باشیم از مسئله، دو مقطع حیات امام براى شناخت وضعیت و تکلیف خودمان در اینجا، مهم است. یکى وقتى که امام در حال عرضه نظامىهستند که مد نظر دارند و دیگرى زمانى که مىخواهند محتواى این نظام را به خصوص از نظر دینى و ارزشى مشخص کنند. این دو مقطع بخصوص در ماههاى قبل از پیروزى انقلاب و نیز سالهاى آخر عمر امام بروز و ظهور دارد. البته یک مقطع چند ساله هم در این میان وجود دارد و آن وقتى است که نظام مستقر مىشود و امام به عنوان رهبر مردم و نظام کار مىکنند. آن هم مراحل مختلفى دارد. یکى آنچه که به قاعده است یعنى این که حتما باید رفراندوم شود که مردم چه نظامىمىخواهند. دوم این که قانون اساسى را خبرگانى که منتخب مردمند باید بنویسند. یعنى باز راى مردم در تدوین اساسنامه نظامشان مشخص باشد. سوم همین پیش نویس تدوین شده توسط خبرگان منتخب مردم، باز هم باید به رأى مردم برسد. این امام است که رهبرى مىکند. این که مىگوید میزان راى ملت است، اینجاست.
یعنى یقینا اگر مردم مىگفتند جمهورى اسلامىرا نمىخواهند، امام با این که آن را حق مىدانست، آن را بر مردم تحمیل نمىکرد. در رفراندوم هم اگر اشکالى مىشد، حتما مىگفتند که نظر مردم را تامین کنید. و سوم تلاش امام براى این که تمام ارکان نظام طبق این نظامنامهاى که به تصویب مردم رسیده و مورد تائید خود ایشان هم بوده، شکل بگیرد.» وى افزود: امام اختیارات ولى فقیه را که اختیارات وسیعى مىدانست درون قانون اساسى قرار داد و به راى مردم رساند تا در چارچوب قانون قرار گیرد. یا رفتارهایى که امام داشتند، از جمله همین «منشور برادری» یا «فرمان هشت مادهای» و مسائل دیگرى که بود. یا دغدغه خاطر او براى انتخابات که در بحران جنگ و بمباران و... انتخابات را تعطیل نکردند و اینکه در انتخابات نظر مردم تامین شود. وقتى در انتخابات اختلاف نظر پیش آمد، امام به نفع مردم موضع مىگرفتند بدون اینکه دخالت کنند. یعنى داور بىطرفى مىگذاشتند که جریان را بررسى کنند و ماجرا آنگونه که واقع شده، تحقق پیدا کند و طرفین دعوا به نحوى قانع شوند و به نفع مردم اختلاف خاتمه پیدا کند. یک زمانى صحبتى پیش آمده بود که مردم عوام هستند و علما باید براى مردم تصمیم بگیرند. امام در پاسخ این مطلب فرمودند که در گذشته مىگفتند که علما در سیاست دخالت نکنند، امروز مىگویند کسى جز علما در سیاست دخالت نکند که این بدتر از اولى است. چون در قسمت اول فقط یک قشر و صنف از جامعه را محروم مىکردند ولى در قسمت دوم مىخواهند همه جامعه را به نفع یک قشر محروم کنند. این تعبیر امام بود.
خاتمى یادآور شد: البته در این دوره چندین ساله، استثناهایى هم وجود دارد. امام، رهبر و مسئول یک نظام بود. شرایط عجیبى مثل جنگ و ترور وجود داشت و مسائلى پیش آمد که استثنا بود. یعنى در شرایط استثنایى ممکن است اقدامى صورت گرفته باشد که با قانون اساسى یا مسائل دیگر سازگار نباشد و البته در سال 67 وقتى نمایندگان مجلس نامهاى به امام نوشتند و برخى موارد خلاف قانون اساسى را که در جامعه ما وجود داشت، تذکر دادند. امام صراحتا گفتند: «...انشاءاللَّه تصمیم دارم در تمام زمینهها وضع به صورتى درآید که همه طبق قانون اساسى حرکت کنیم. آنچه در این سالها انجام گرفته است در ارتباط با جنگ بوده است. مصلحت نظام و اسلام اقتضا میکرد تا گرههاى کور قانونى سریعا به نفع مردم و اسلام باز گردد، وى اضافه کرد: حضرت امام تاکید کردند که حرکت کنیم؛ نه این که حرکت کنند بلکه برگردیم. یعنى خود امام هم جزو مجموعهاى بود که باید به قانون برگردند. اگر این سه مرحله را در نظر بگیریم، مرحله اول که عرضه نظام است. مرحله دوم بیشتر مسئله محتوا به خصوص محتواى دینى و وضعیت سیاسى در دو سه سال آخر عمرشان بیان مىشود. و مرحله سوم در طول این مدت است که رهبرى مىکردند، قواعدى وجود دارد که تائید کننده همان دو مرحله اول است. استثناهایى هم وجود دارد که امام فرمودند: مربوط به مواقع بحرانى و غیرعادى است. یکى از مشکلاتى که بعد از امام بود، این بود که برخى از این استثناها قاعده شدند و قاعده که عبارت است از قانون اساسى به محاق تعطیل و کم اعتنایى کشیده شد و این یکى از مسائلى بود که هنوز هم تا حدودى وجود دارد و باید مورد توجه قرار گیرد.
خاتمىخاطرنشان کرد: «صحبت من این است که اتفاقا اگر ما به یک تفاهمىبرسیم به همین مىرسیم که معیارها و ملاکهایى وجود دارد که مىتواند مبناى وحدت باشد ولى متاسفانه امروز اینها مورد توجه نیست. من به بزرگان هم گفتم. ما امروز نه تنها به سمت چشم انداز بیست ساله حرکت نمىکنیم بلکه کاملا از اهداف چشمانداز بیست ساله دور شدیم. این انحراف است. یا سیاستهاى کلى که در عرصه اقتصاد و دیگر عرصهها وجود دارد، البته نه به این معنا که کارى نشده، تلاش شده ولى مهم این است که در عمل پایبندى وجود ندارد. کسانى هستند که سلایق خاص خود را دارند و به جاى این معیارها که ممکن است اشتباه هم داشته باشد - وحى منزل که نیست - ولى این افراد سلایق خود را عین حقیقت، عین مصلحت و عین امنیت مىبینند و به خودشان اجازه مىدهند که با کسانى که با این سلایق سازگار نیستند، هر گونه رفتارى شود. ما اگر بخواهیم وحدت کنیم، معیار مىتواند قانون اساسى باشد. در چشم انداز بیست ساله، سیاستهاى کلى که مورد تائید رهبرى است و بسیارى مسائلى که در متن نظرات امام در موقع عرضه نظام و موقع بیان محتواى نظام داشته، مىتوان به وحدت نسبى رسید البته اگر غرض و مرض نباشد. به قول امام اگر در همین منشور برادرى اگر هوا و هوس باشد، دیگر نمىتوان آن را کارى کرد. یا اگر غرور و توهم وجود داشته باشد، کار مشکل مىشود.»
خاتمىافزود: باید ببینیم که چه کسانى قانون را به نفع سلایق و علایق خود کنار مىگذارند و آنها هستند که نباید محور همه کارهاى جامعه باشند. نه به این معنى که از صحنه اجتماع بیرون بروند. کسانى هستند که قانون را قبول ندارند و سلایق خود را بر قوانین ترجیح مىدهند. به خاطر به دست گرفتن امکانات، این سلایق را اعمال مىکنند ولو به قیمت از دست رفتن سرمایهها باشد. این افراد نباید محور کار باشند. حضورشان در جامعه، خوب است و من هم معتقدم که باید در یک فضاى آزاد با رعایت موازین قانونی، آزادى اندیشه، آزادى بیان، آزادى تشکلها، همه باید در جامعه وجود داشته باشد و در یک کلام بگویم که ما در جامعهمان یک نظام داریم و یک قانون اساسی. هر کسى که پایبند عملى به قانون اساسى است و اعلام مىکند که مىخواهد در چارچوب قانون عمل کند هر چند که نظرات متفاوتى داشته باشد، او از همه حقوقى که براى یک شهروند در نظر گرفته شده، از جمله شرکت در انتخابات، رأى دادن، راى گرفتن و ... باید برخوردار باشد. و اگر نیست یک انحراف از جریان است. چه برسد به این که کسانى مىگویند نه تنها ملتزم به قانون اساسى هستیم، معتقد به قانون اساسى و معتقد به اصل نظام جمهورى اسلامى هستیم. اینها ممکن است حذف شوند از جامعه.
من معتقدم کسى که معتقد هم نیست ولى در عمل ملتزم است، باید زمینه را فراهم کنیم که در جامعه فعال شود، حضور داشته باشد و از جامعه حذف نشود. اگر درست به قانون برگردیم و بخصوص کسانى که پاسدار و نگهبان قانونند، با سلیقههاى خاص خود، قانون را تفسیر و تبیین نکنند، قانون اساسى را به نفع یک سلیقه و یک جریان دیگرى کنار نگذارند یا تفسیر نکنند، بلکه کاملا بیطرفانه و با سعه صدر با مسائل برخورد کنند، قانون اساسى خود مهمترین مبنایى است که مىتواند در جامعه ما وحدت را در عین کثرت ایجاد کند. ادامه گفتوگو به موضوع وحدت ملى و تفاهم ملى کشید، خاتمىابتدا این پرسش را مطرح کرد که باید ببینیم در مورد وحدتى که امروز گفته مىشود، مراد از این وحدت چیست و چقدر عملى است و چقدر عملى نیست؟ رئیس دولت اصلاحات خاطرنشان کرد: اگر ملاک و معیار قانون باشد، وقتى که یک حادثهاى در جامعهاى رخ مىدهد و یک طرف که اعتراض دارد کاملا محدود مىشود، و جریانهایى مىآیند و شروع مىکنند مخالفینشان را به همه اتهامات متهم مىکنند و این اتهامات واهى مبناى برخورد با افراد مىشود، اصلا جایى براى بحث و گفتوگو و وحدت باقى نمىماند. آنها مىگویند وحدت یعنى این که هر کس که مطابق سلیقه ما نیست و هر کسى که به رفتار و روش ما اعتراض دارد باید به هر قیمتى که شده حذف شود و امکانات هم در اختیارشان قرار مىگیرد و اعمال مىشود. از طرف دیگر جریان دیگرى که احساس مىکند دلش براى اسلام مىسوزد، براى انقلاب مىسوزد، و اصلا نسبت به سرنوشت انقلاب و جامعه مسئول بوده و به همین دلیل در عرصه حضور به هم رسانده، متهم شده است به همه اتهاماتى که هیچ کدام را قبول ندارد، خب با چه کسى به وحدت برسد؟ اول باید اصولى را براى وحدت در نظر بگیریم. امروز در جامعه حوادثى رخ داده که بسیارى از آنها مطلوب نبوده و امروز کسانى که به هر حال هم تبلیغات و هم امکانات مختلف جامعه را در اختیار دارند مىخواهند به جامعه القا کنند و تحمیل کنند که حوادثى که رخ داده عین حقیقت بوده و هر کس با این موضوع مخالفت کند مخالف اصل انقلاب است و با آن برخورد مىکنند.
رئیسجمهور سابق کشورمان گفت: ما نباید دایره را تنگ کنیم و یک جریان و یک گروه بگوید که من عین نظامم یا عین انقلابم و هر کس با من مخالف است، ضد انقلاب و ضد اسلام است و باید حذف شود یا ترور شخصیت شود و یا از صحنه خارج شود و یا جلوى حضور او در عرصه حاکمیت گرفته شود. اینها همه مخالف معیارهاى حضرت امام است. اولا این که یک سلیقه خود را مبناى حق بداند، خلاف اسلام و خلاف عقل و خلاف روش و رفتار و سیره امام است. دوم این که بر فرض که یک سلیقه اى باشد که که ما معتقد باشیم که خارج از معیار و اصول است، ما حق نداریم که به هر قیمتى او را حذف کنیم و تا وقتى که کارش به براندازى منجر نشده است، کاملا احترام دارد و باید حضور داشته باشد و بعدا هم اگر بخواهد برخورد شود، باید کاملا در چارچوب قوانین و ضوابط باشد نه طبق سلیقه. اگر چنین امرى وجود داشت در عین تائید تنوع و تکثر در جامعه، ما مىتوانستیم شاهد یک نوع وفاق پیرامون انقلاب، نظام و در جهت مصلحت کشور و مردم، با هم باشیم و به هر حال داورى را به عهده خود مردم بگذاریم که در شرایط خاص و آزاد و رقابتى بتوانند تصمیم بگیرند و به تصمیم مردم هم احترام بگذاریم. وى خاطرنشان کرد: بنده معتقدم مشکل کار اینست که بعضى سلایق - با حسن نیت یا غیر حسن نیت - خود را عین انقلاب و اسلام مىدانند و مخالفین خود را ضد اسلام و ضد انقلاب مىدانند و خود را مجاز مىدانند که هرگونه رفتارى با مخالفین خود داشته باشند.
مهم این است که اگر اینها در جمهورى اسلامىایران محور کار بشوند، مشکلاتى را ایجاد مىکند که هم اکنون ایجاد شده است. حتى در زمینههاى فکرى و اعتقادی، میدان براى کسانى گشوده شده است که با اصول و پایههاى اندیشه امام و انقلاب اسلامىسازگار نیستند و براى بسیار از کسانى که خود را از هر جهت وابسته به امام و انقلاب مىدانند، محدودیتها و محرومیتهایى ایجاد شده است. اینها مشکلاتى است که باید رفع شود و معتقدم که اولا بزرگان باید بپذیرند که در جامعه مشکل و بحران وجود دارد، ثانیا این که در عین حال که همه سلایق باید آزاد باشند، همه امکانات و مصونیتها در اختیار یک سلیقه خاص که جز به حذف نمىاندیشد، قرار نگیرد و همه بتوانند صحبت کنند. آن وقت است که زمینه براى وحدت واقعى پیرامون اصول با وجود اختلاف نظرها و سلیقههایى که مردم باید به آن رأى بدهند، فراهم مىآید و آن وقت ما مىتوانیم برگردیم به چارچوبهاى اصلى که مردم و امام و نظام جمهورى اسلامىمىخواستند.
وى افزود: به صراحت تأکید مىکنم حذف دلبستگان به انقلاب با این عناوین و روشهاى بى اساس که از سوى جریانى خاص دنبال مىشود بزرگترین توطئه علیه جمهورى اسلامىاست و نتیجه آن سوق دادن نیروهاى اجتماعى به سوى جریاناتى است که با اصل انقلاب و نظام در تعارضند.