تاریخ انتشار : ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۱:۳۳  ، 
شناسه خبر : ۱۳۲۹۵۰

مدیر برنامه خاورمیانه بنیاد کارنگی طی گزارشی ضمن اشاره به علل دشمنی قاهره با ایران تاکید می‌کند که تنزل نقش رهبری مصر در سال‌های اخیر، پیشرفت و ترقی ایران را به موضوعی حساس برای قاهره تبدیل کرده است.
به گزارش فارس، "مارینا اتاوی " مدیر برنامه خاورمیانه بنیاد کارنگی است و بر روی موضوع تغییرات سیاسی در خاورمیانه و امنیت خلیج‌فارس کار می‌کند.
این محقق آمریکایی در گزارشی به بررسی نقش ایران در خاورمیانه پرداخته است. در ادامه بخش دیگری از گزارش "ایران، آمریکا و خلیج فارس " ارائه می‌شود.
در دوران دولت "باراک اوباما "، تفاوت‌های قابل توجهی بین آمریکا و اسرائیل درباره چگونگی تعامل با چالش مشترک ایران پدیدار شد. حتی پیش از انتخابات ماه ژوئن [خرداد] در ایران که دخالت افراطی‌های اسرائیلی را افزایش داد، اسرائیل به تعهد اوباما درباره سیاست تعامل با تهران مشکوک بود.
در حالی که اسرائیل آشکارا با ایده تعامل کامل با ایران مخالف نکرده اما دولت "بنیامین نتانیاهو " نخست وزیر رژیم صهیونیستی این موضوع را شفاف ساخت که سیاست تعامل با تهران باید تنها برای چند ماه محدود صورت پذیرد.
نتانیاهو عقیده خود درباره تعامل با تهران را مخفی نکرد و اعلام کرد که مذاکرات در متوقف کردن برنامه هسته‌ای ایرانیان شکست خواهد خورد، بنا بر این برای اسرائیل گزینه‌ای باقی نمی‌ماند مگر آنکه این برنامه را متوقف کند و یا اینکه دست‌کم روند برنامه [هسته‌ای] نظامی ایران را آهسته کند.
اسرائیل این ایده را رد نکرده است که برای ایالات متحده پیگیری راهبرد دیپلماتیک برای تحت کنترل قرار دادن برنامه هسته‌ای ایران و همچنین برقراری دوباره روابط با ایران ارزشمند است اما اسرائیل معتقد است که این راهبرد باید فقط برای یک دوره زمانی کوتاه پیگری شود و اگر به شکست انجامید باید با یک اقدام سریع و قاطع جایگزین شود.
در صورتی که دولت جدید ایران که با انتخاب مجدد تقویت شده است، از تعامل با واشنگتن امتناع می‌کرد، برخی از اختلافات بین آمریکا و اسرائیل محدود می‌شد اما در زمان نگاشته شدن این گزارش هنوز این اتفاق روی نداده است.
هر چند که نگرانی آمریکا و تل‌آویو درباره ایران مشترک است اما از آنجایی که اسرائیل تلاش دارد تا راهبرد خود در قبال ایران را به پیش ببرد، اسرائیل برای آمریکا بیشتر به یک چالش تبدیل شده تا یک هم‌پیمان.
تا زمانی که مشکل فلسطینیان حل نشود، اسرائیل نمی‌تواند بخشی از راهبرد منطقه‌ای به شمار آید و این موضوع به عنوان چالشی برای سیاست دوجانبه آمریکا بر اساس تعامل با تهران به شمار می‌آید.
دیگر بازیگر منطقه‌ای که به ایران به عنوان یک متخاصم می‌نگرد، مصر است.
این کشور به طور ویژه‌ای توسط ایران تهدید نشده است و در واقع این احتمال بسیار ضعیف است در صورتی که تهران به توسعه تسلیحات هسته‌ای دست بزند، مصر را هدف تسلیحات هسته‌ای خود قرار دهد.
هیچ موضوع دو جانبه‌ای که باعث جدایی دو کشور شود، وجود ندارد. این دو کشور نه مرز مشترک دارند و نه در رقابت برای [برداشت از] منابع طبیعی هستند.
جمیعت شیعیان مصر نیز آنقدر زیاد نیست که از انقلاب ایران الهام بگیرند و یا آنکه با کمک دولت ایران در تلاش برای ارتقای وضعیت خود باشند. البته دولت مصر در سال‌های اخیر بارها از ترویج تشیع در مصر سخن گفته و ادعا کرده که آنها در تلاشی وسیع تمامی شهرهای مصر را هدف قرار داده‌اند.
اما این بسیار مشکل است که این ادعا را جدی گرفت که این چنین اقلیت کمی بتواند یک تهدید واقعی برای مصر به شمار آید.
در واقع پارامترهای دیگری به غیر از امنیت می‌تواند معرف خصومت مصر با ایران باشد.
نخست، مصر هنوز خود را به عنوان یک ابر قدرت منطقه‌ای می‌داند و این تصور مصر به دلیل وسعت، پیشینه تاریخی، نفوذ فرهنگی و آرزوهایش است.
اما واقعیت آن است که تنزل نقش رهبری مصر، ترقی و پیشرفت ایران را به یک موضوع حساس تبدیل کرده است.
یکی دیگر از نگرانی‌های مصر درباره حزب‌الله [لبنان] و حماس است که مورد حمایت ایران قرار دارند. مصر معتقد است که حزب‌الله و حماس ممکن است باعث بی‌ثباتی و یا آینده‌ای نامعلوم برای منطقه شرق دریای مدیترانه شوند.
در واقع ایران با حمایت از سازمان‌هایی که گزینه مقاومت در برابر اسرائیل را مطرح کرده‌اند به طور غیر مستقیم تصمیم مصر برای صلح با اسرائیل و کنار کشاندن خود از موجودیت اسرائیل را به چالش کشیده است.
حماس و ظاهرا حتی حزب‌الله اخیرا به چالش‌های مستقیمی برای مصر تبدیل شده‌اند و دولت مصر معتقد است که ایران مسئول این چالش‌ها است.