رهبر معظم انقلاب سرانجام پس از گذشت چند ماه، حکم تمدید دوره ریاست آقای ضرغامی بر صدا و سیما را صادر کردند. در این حکم اگرچه به مدت تمدید دوره اشارهای نشده اما شرط تعیین شده از ناحیه ایشان برای پدیدار شدن تحول در اولین سال مسؤلیت آقای ضرغامی در دوره جدید، گویای انتظارات جدی و فوری رهبری از رسانه ملی برای تحول و توجه به نیازهای اساسی و مهم کشور است و گویا همین مهمترین شرط است برای ادامه مسئولیت آقای ضرغامی. رسانه ملی در سال پرتلاطمی که اکنون ماه هشتمش را سپری کردهایم هم کانون تحولات سیاسی بوده و هم در معرض حملات و نقدهای جدی و اساسی.
در جریان انتخابات این رسانه ملی بود که با ابتکار مناظره نامزدهای ریاستجمهوری شور و هیجان انتخابات دهم را به اوج رساند و هم در حوادث پس از آن با عملکرد بهشدت محتاطانه و محافظهکارانه، بدترین شیوه و روش را برای مواجهه با اتفاقات حساس و سرنوشتساز ماههای اخیر برگزید. این اوج و فرود و این افت و خیز البته در ذات خود گویای دامنه و عمق تأثیرگذاری و بیانگر نقش و جایگاه رسانه و بهویژه رادیو و تلویزیون در جامعه امروزی است. البته چنین اهمیتی بر اهلش پیش از این هم معلوم بود اما مسایلی نیز در این ماهها از سر گذشت که این کشف و شهود را علنی کرد. بهگونهای که موضعگیریها درباره رسانه ملی دیگر از اهل فن و کارشناسان به سطح مردم کوچه و خیابان کشیده شده است.
این بدان معناست که رسانه ملی باید طراز خود را برای چنین جایگاهی تعریف کند. رسانهای که میتواند در مسایل سیاسی تحول بیافریند و چنین منشأ اثر باشد، پس میتواند در سایر زمینهها هم تأثیری شگرف داشته باشد.همینجا این نکته را اشاره کنم که رهبری در حکم خود و چه در اظهارات و اشارات سابق ترشان خطاب به صدا و سیما تقریبا هیچگاه بهاندازهای که بر فرهنگسازی رسانه تأکید کردهاند، بر مسایل دیگر اصراری نورزیدهاند. حتی در مقطع کنونی که تب مسایل سیاسی در جامعه بالاست، باز این تن تبدار موجب نشده است که رهبری درد اصلی را نبینند و تشخیص ندهند، چراکه ایشان اساسا آنچه را دوای درد جامعه و حل معظلات قبل و بعد آن میدانند، همین فرهنگسازی است. مختصات این فرهنگسازی هم بر پایه دین و اخلاق است و بارزترین نمودش باید با امید و آگاهی همراه باشد. این نه بدان معناست که مسایل سیاسی و یا پرداختن به آن در رسانه اهمیت و یا تأثیری ندارد، بلکه منظور آن است که اگر این نقطه اصلی اصلاح شود، باقی قضایا بر همین منوال تصحیح خواهد شد و در ادامه راه با مشکل کمتری روبهرو خواهیم شد.دو نکته دیگر در حکم حضرت رهبری به رییس صدا و سیما از اهمیت وافری برخوردار است.
اول توجه به ابزار رسانه که باید هنرمندانه، روزآمد و نوپدید باشد که انصافا رسانه ملی در بیان مسایل فرهنگی، دینی و اخلاقی ضعفهای جدی دارد و متأسفانه کارهای عرضه شده در این حوزه با چنین مختصاتی بسیار فاصله دارد و علیالعموم کارها کلیشهای، غیرجذاب و ناهنرمندانه است. و نکته دیگری که برآن تأکید ورزیدهاند، اجرای این اقدامات و برنامهها در زمانبندی و «تعیین شاخصهای قابلاندازهگیری» است. بسیاری از ما در حوزه فرهنگ تصورمان بر این است که کار فرهنگی یعنی کار «هیئتی»! بعضا نه زمانی برای آن قایلیم و نه اصلا این امور را قابلاندازهگیری میدانیم. و از همه بدتر میپنداریم که امور فرهنگی یعنی فقط هزینه کردن و مصرف بودجهها؛ خیر. کار فرهنگی هم قابلزمانبندی است یعنی باید باشد وگرنه خارج از زمان خودش تأثیر لازم را نخواهد گذاشت؛ قابلاندازهگیری است به این معنی که اثرات و هم ابعاد آن میتواند کاملا حساب شده تعریف شود و از نظر کسب درآمد نیز حتما میتواند سودآور و اقتصادی باشد. البته قصد داشتم در این فرصت به ضرورتهای دیگر رسانه که پیش از این از جانب رهبری نیز مورد اشاره قرار گرفته است از جمله موضوع نقد و جایگاه نقادی در رسانه نکاتی را بیان کنم که مجالی دیگر میطلبد.