تاریخ انتشار : ۲۶ آذر ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۳  ، 
شناسه خبر : ۱۳۳۰۴۲
نویسنده: رضا مقدسی

رهبر معظم انقلاب سرانجام پس از گذشت چند ماه، حکم تمدید دوره ریاست آقای ضرغامی بر صدا و سیما را صادر کردند. در این حکم اگرچه به مدت تمدید دوره اشاره‎ای نشده اما شرط تعیین شده از ناحیه ایشان برای پدیدار شدن تحول در اولین سال مسؤلیت آقای ضرغامی در دوره جدید، گویای انتظارات جدی و فوری رهبری از رسانه ملی برای تحول و توجه به نیازهای اساسی و مهم کشور است و گویا همین مهمترین شرط است برای ادامه مسئولیت آقای ضرغامی. رسانه ملی در سال پرتلاطمی که اکنون ماه هشتمش را سپری کرده‎ایم هم کانون تحولات سیاسی بوده و هم در معرض حملات و نقدهای جدی و اساسی.
 در جریان انتخابات این رسانه ملی بود که با ابتکار مناظره نامزدهای ریاست‎جمهوری شور و هیجان انتخابات دهم را به اوج رساند و هم در حوادث پس از آن با عملکرد به‎شدت محتاطانه و محافظه‎کارانه، بدترین شیوه و روش را برای مواجهه با اتفاقات حساس و سرنوشت‎ساز ماه‎های اخیر برگزید. این اوج و فرود و این افت و خیز البته در ذات خود گویای دامنه و عمق تأثیر‎گذاری و بیانگر نقش و جایگاه رسانه و به‎ویژه رادیو و تلویزیون در جامعه امروزی است. البته چنین اهمیتی بر اهلش پیش از این هم معلوم بود اما مسایلی نیز در این ماه‎ها از سر گذشت که این کشف و شهود را علنی کرد. به‎گونه‎ای که موضع‎گیری‎ها درباره رسانه ملی دیگر از اهل فن و کارشناسان به سطح مردم کوچه و خیابان کشیده شده است.
این بدان معناست که رسانه ملی باید طراز خود را برای چنین جایگاهی تعریف کند. رسانه‎ای که می‎تواند در مسایل سیاسی تحول بیافریند و چنین منشأ اثر باشد، پس می‎تواند در سایر زمینه‎ها هم تأثیری شگرف داشته باشد.همین‎جا این نکته را اشاره کنم که رهبری در حکم خود و چه در اظهارات و اشارات سابق ترشان خطاب به صدا و سیما تقریبا هیچ‎گاه به‎اندازه‎ای که بر فرهنگ‎سازی رسانه تأکید کرده‎اند، بر مسایل دیگر اصراری نورزیده‎اند. حتی در مقطع کنونی که تب مسایل سیاسی در جامعه بالاست، باز این تن تب‎دار موجب نشده است که رهبری درد اصلی را نبینند و تشخیص ندهند، چراکه ایشان اساسا آن‎چه را دوای درد جامعه و حل معظلات قبل و بعد آن می‎دانند، همین فرهنگ‎سازی است. مختصات این فرهنگ‎سازی هم بر پایه دین و اخلاق است و بارزترین نمودش باید با امید و آگاهی همراه باشد. این نه بدان معناست که مسایل سیاسی و یا پرداختن به آن در رسانه اهمیت و یا تأثیری ندارد، بلکه منظور آن است که اگر این نقطه اصلی اصلاح شود، باقی قضایا بر همین منوال تصحیح خواهد شد و در ادامه راه با مشکل کمتری روبه‎رو خواهیم شد.دو نکته دیگر در حکم حضرت رهبری به رییس صدا و سیما از اهمیت وافری برخوردار است.
اول توجه به ابزار رسانه که باید هنرمندانه، روزآمد و نوپدید باشد که انصافا رسانه ملی در بیان مسایل فرهنگی، دینی و اخلاقی ضعف‎های جدی دارد و متأسفانه کارهای عرضه شده در این حوزه با چنین مختصاتی بسیار فاصله دارد و علی‎العموم کارها کلیشه‎ای، غیرجذاب و ناهنرمندانه است. و نکته دیگری که برآن تأکید ورزیده‎اند، اجرای این اقدامات و برنامه‎ها در زمان‎بندی و «تعیین شاخص‎های قابل‎اندازه‎گیری» است. بسیاری از ما در حوزه فرهنگ تصورمان بر این است که کار فرهنگی یعنی کار «هیئتی»! بعضا نه زمانی برای آن قایلیم و نه اصلا این امور را قابل‎اندازه‎گیری می‎دانیم. و از همه بدتر می‎پنداریم که امور فرهنگی یعنی فقط هزینه کردن و مصرف بودجه‎ها؛ خیر. کار فرهنگی هم قابل‎زمان‎بندی است یعنی باید باشد وگرنه خارج از زمان خودش تأثیر لازم را نخواهد گذاشت؛ قابل‎اندازه‎گیری است به این معنی که اثرات و هم ابعاد آن می‎تواند کاملا حساب شده تعریف شود و از نظر کسب درآمد نیز حتما می‎تواند سودآور و اقتصادی باشد. البته قصد داشتم در این فرصت به ضرورت‎های دیگر رسانه که پیش از این از جانب رهبری نیز مورد اشاره قرار گرفته است از جمله موضوع نقد و جایگاه نقادی در رسانه نکاتی را بیان کنم که مجالی دیگر می‎طلبد.