مهدی امامقلی
«جنبش سبز علوی» در حالی اعلام موجودیت کرده است که جنبش سبز اموی روزهای آخر حیات خود را در سپهر سیاسی کشور سپری میکند.
ماهیت فرهنگی اعتقادی جنبش سبز علوی و موج همراهی گروههای مختلف اجتماعی و سیاسی با آن نشان داده است که حامیان واقعی انقلاب اسلامی در برابر استفاده ابزاری از نماد سبز توسط مخالفان تابلودار نظام اسلامی و حکومت دینی حساس هستند و این اقدام خودجوش موجی از خرسندی و امیدواری را در دل شیفتگان ولایت و رهروان اهل بیت عصمت و طهارت آفریده است.
تفاوتهای جنبش سبز علوی با جنبش سبز اموی موضوعی است که طی روزهای اخیر، بسیاری بدان پرداختهاند. آنچه در پی میآید، تلاشی مجمل در همین زمینه است.
نودیکتاتورها و سرقت هویت!
اصلاحطلبان نودیکتاتور طی ماههای اخیر با بهرهگیری از شیوههای ماکیاولی (هدف وسیله را توجیه میکند) نمادهای مذهبی را به خدمت جنگ نرم درآوردند و با سوءاستفاده از نماد سبز به تولید ادوات تبلیغی با رنگ سبز (دستبند، سربند، تراکت و پوستر، پیراهن و روسری و مانتوهای سبز و...) روی آوردند و پس ازانتخابات دهم، جبهه شکست خورده با هدف تاثیرگذاری اجتماعی، درصدد ظهور و بروز هواداران با یک نماد خاص (رنگ سبز) برآمد به گونهای که تعابیری چون «جنبش سبز»، «نهضت سبز» و «راه سبز» در گفتهها و نوشتههای سردمداران این گروه، بهویژه در بیانیههای سریالی میرحسین موسوی درنظر عموم مردم مشهود و ملموس است.
انتخابات دهم ریاست جمهوری و وقایع پس ازآن، فرصتی مناسب برای بازخوانی تاریخی و چگونگی ظهور و بروز گروههای ناکثین و قاسطین و مارقین در دوران امام علی(ع) را فراهم آورده است. به گواه متون تاریخی، شکلگیری روحیاتی چون تسلیمناپذیری، پرخاشگری در برابرحق و نیز تفرقهافکنی و ایجاد دودستگی و قرآن برسرنیزه کردن و نهایتا خروج از ولایت در نزاعهای داخلی از پیامدهای سیاستهای شوم ابوسفیان و معاویه و عمروعاص درعصر امیرمومنان علی (ع) است. میتوان در اپیزودهایی تطبیقی تحلیلی، به وجوه مشترک «منافقین عصرعلوی» و «منافقین سبز اموی» پی برد. از اینرو شباهت تاریخی شورش ناکثین و قاسطین و مارقین علیه امیرمومنان علی علیهالسلام با تفرقه افکنی و دگردیسی امروزین برخی مدعیان خط امام (ره) و همنوایی آنان با مخالفان انقلاب اسلامی در این دوره از حیات نظام اسلامی از مصادیق بارز این ادعاست. از این رو:
1- بستن دستبندها و پوششهای سبز هواداران میرحسین موسوی درتجمعات وآشوبهای خیابانی ومحافل سیاسی
2- سردادن تکبیرهای شبانه به طرفداری میرحسین موسوی و نیزبرگزیدن شعار «یا حسین، میرحسین» از سوی طراحان جنگ روانی
3- حاشیه سازی مخملیها درنمازجمعه تهران (ایستادن معدود دختران وپسران سبز پوش دوشادوش هم، باکفش وبی نظم که یادآورمسجد ضرار منافقین و نمازجمعه روزچهارشنبه بود)
4- حضور سبزهای اموی در روز قدس و...
نمونههایی ازاستفاده ابزاری سبزهای اموی از دین و مذهب و برگهای مشهودی برآلبوم سیاستهای ماکیاولی اصلاح طلبان نودیکتاتور است.
سقوط نهضت سبز اموی!
جنبش سبز علوی با خطاب قرار دادن امت ولایی ایران در بیانیه اعلام موجودیت خود در روز ولادت علیابن موسیالرضا (ع) آورده است: «همانگونه که مستحضرید چندی است به مدد برخی فعالیتهای سیاسی و حزبی خاص که معالاسف مورد تعرض و بهرهبرداری دشمنان این مرز و بوم علوی و مهدوی نیز قرار گرفته است، رنگ مکتبی و سبز علوی به مصادره دغلبازان و سیاستپیشگان مرتبط با اجانب درآمده است. متأسفانه دشمنان در شبیخونی نیرنگ آمیز با هتک حرمت این نماد دینی و فرهنگی، به محتوای آن نیزجسارت روا داشتهاند...... از این رو است که حرکت مکتبی و مردمی «جنبش سبزعلوی» در خیزشی عمومی و فراگیر علیه انحصاری ساختن این رنگ بامسمای ناب علوی و حفظ سیادت و قداست رنگ سبز اعلام موجودیت کرده است....»
به دنبال ریزش آرا در بدنه اصلاحطلبان و رنگ باختن استراتژیهای جنبش اعتراض، پس از اعلام موجودیت «جنبش سبز علوی» بسیاری از اقشار مختلف اجتماعی (دانشجویان، طلاب، علما و نهادهای فرهنگی و سیاسی و NGOهای غیرانتفاعی) مراتب حمایت خود را از این اقدام ارزشی اعلام کردند، از طرفی نیروهای اپوزیسیون و رسانههای منتسب به آن هم با خرابکاری ذهنی و شانتاژ خبری و عنوان کردن اینکه «هرگردی گردو نیست» تاکتیک بیرنگ کردن نهضت سبز علوی و کماهمیت جلوه دادن آن را در صدر موضعگیریهای خود قرار دادند.
در این راستا محسن سازگارا از چهرههای اصلاحطلب سابق و ضد انقلابی فعلی که لحاف خود را در رسانه ضد انقلاب V. O. A پهن کرده است در آخرین موضعگیری خود در واکنش به اعلام موجودیت جنبش سبز علوی، از اغتشاشگران سبز خواست تا «خونسردی» خود را حفظ کنند و کار خود را ادامه دهند! سایت منتسب به آقازاده آشوبگر نیز با درج خبری در مورد حمایت فرمانده بسیج از جنبش سبز علوی با انتشار کامنتهای بیادبانه و یادداشتی طنزآمیز دلسوزان واقعی انقلاب را به سخره گرفت.
در هرحال جنبش سبز علوی در آغاز راه خود باعث خشم و عصبانیت گروههای اپوزیسیون و معاندان نظام شد، چرا که خود آنان اذعان دارند که سبز علوی، حق و ماندنی و سبز اموی باطل و رفتنی است.
«جنبش سبزعلوی»، بازگشت رو به جلو در مسیر معنویت
وجهه تاریخی و سمبلیک رنگ سبز درشجره طیبه طوبی، گنبد نبوی، شال علوی، سربند سبز شهیدان، لباس بهشتیان و پارچههای مطهر ضریح امامان و... عنصر پربهایی در نمادگرایی مذهبی ملت ایران است که به برکت سلاله پاک نبوی و علوی در عمق باورهای مذهبی عموم مردم شیعه و مسلمان ایران از دیرباز تا کنون ریشه دوانده و محوناشدنی است.
تشکیل «جنبش سبزعلوی» قیامی ضروری در برابر عوامفریبی و سوءاستفاده عوامل کودتای مخملی از نماد مقدس سبزسیادت است. در بازه زمانی انتخابات دهم ریاست جمهوری، شکل گیری نحلههای جنگ نرم و استحاله نمادین رنگ سبز از سوی جریان مخملی باعث شد تا مفهوم معنویت و نماد مقدس سبز از سوی میرحسین موسوی به انحراف کشیده شود. لذا طلایهداران «جنبش سبز علوی» بایستی به دوراهی انحراف برگردند و راه اصلی را از آنجا طی مسیر نمایند و با :
1 - تأسی از آموزههای دینی و ولایی رهبری و مراجع عظیمالشأن
2 - فراگیر نمودن نماد مقدس سبز در مجامع و محافل ملی و مراسم مذهبی
3 - ممانعت از سوء استفاده جریانات سیاسی از این نماد مقدس در قالب مقاله و بیانیه و اطلاعیه و. . .
4 - ایجاد واحدهای فرهنگی در قالب تشکیلاتی جوان، داوطلبانه و برآمده از حوزههای علمی و آکادمیک
حافظان نماد سبز علوی و سرخ حسینی و تحققبخش آرمانها و ارزشهای مذهبی ائمه عصمت و طهارت علیهالسلام باشند. اکنون قیام سبز علوی بایستی با «قداست سبز» در برابر «قرائتهای نقض» جنبش اموی قدعلم کند و نگذارد قصابان عدالت و حقیقت با سفاهت و منیت، آزادی و آزادگی سبز علوی و سرخ حسینی را در پای قدرت خواهی و ثروتاندوزی خود ذبح کنند.