تاریخ انتشار : ۱۷ دی ۱۳۸۸ - ۱۱:۱۷  ، 
شناسه خبر : ۱۳۳۲۶۵
جریان‌شناسی سینمای ضداسلامی غرب

رضا فرخی
پس از حادثه یازده سپتامبر تمام نیروهای اجتماعی و رسانه ای و سیاسی در دنیای غرب آماده شدند شرایطی را فراهم کنند تا بتوانند از این حادثه کمال استفاده را برده و آن گونه که می خواهند آن را جهت دهند. هر چند که بسیاری از افراد معتقد بودند که این حادثه از پیش طراحی شده توسط خود سیاستمداران کاخ سفید بود تا بتوانند بعد از این حادثه آن گونه که می خواهند از آن برای حمله نظامی و تهاجم رسانه ای و فرهنگی به مسلمانان دنیا استفاده کنند. چرا که همگان می دانستند کسی این کشتار بی رحمانه را در افغانستان و عراق نمی پذیرد و وجدان های بیدار در جامعه بشری این جنایات را قبول نمی کند. برای همین تمام توان خود را برای ایجاد آمادگی فکری جهانیان به کار بردند و در این بین سینما و رسانه نقش مهمی در فریب افکار عمومی برای آنها داشت، به خصوص رسانه ای مانند سینما؛ به این ترتیب هالیوود از آن پس فیلم هایی که در آن مسلمانان را وحشی و بی تمدن معرفی می کرد را افزایش داد . آن ها در فیلم های بسیاری سعی کردند که مسلمانان رامردمان بی رحمی نشان دهند که حتی به یکدیگر نیز رحم نمی کنند.
نمونه آن را می توان در فیلم «هواپیمای آقای رئیس جمهور» دید که در آن تروریست ها که مسلمانان بودند هرگونه مخالفتی را با گلوله جواب می دادند و در فیلم نشان داده می شود که آنها حتی مسلمانان دیگر را به دلیل مخالفت با خود می کشتند! و بالاتر از این در فیلم این گونه عنوان می شود که مسلمانان سعی می کنند هویت خود- دین اسلام و حضرت محمد(ص)- را این گونه نشان دهند و بر واژه ترور بارها و بارها تأکید می کنند. در حالی که رسانه های بزرگ دنیا در دستان غرب بود از کشتار بی رحمانه مردم دنیا توسط دنیای غرب به ویژه امپریالیسم آمریکا و استعمار بزرگ انگلستان که خود نوعی ترور فرسایشی مردم فقیر بوده است، چیزی نگفته و آنقدر بر این طبل تروریست بودن مسلمانان کوبیدند تا توانستند افکار عمومی بخشی از مردم غرب را به خود جلب کنند و آنها را آماده حمله به عراق و افغانستان نمایند.
این روند تا آنجا ادامه یافت که هزینه های هنگفت کاخ سفید برای این گونه فیلم ها دو برابر شد و این موضوع به جایی رسید که بسیاری از کارگردانان آمریکایی که در ژانرهای دیگر مشغول به کار بودند کار خود را رها کرده و به این گونه فیلم ها پرداختند. به طوری که یک رقابت گسترده بین این کارگردانان برای تخریب مسلمانان به وجود آمد. این در حالی بود که آمریکا احساسات و حقوق اولیه انسانی، از جمله حق حیات نزدیک به دو میلیارد از مردم جهان یعنی مسلمانان دنیا را نادیده گرفته است. برخلاف ادعای دموکراسی، احترام به عقاید و شخصیت این طیف عظیم ازمردم جهان توسط آمریکا در عرصه های مختلف از جمله سینما مورد بی اعتنایی قرار گرفت و هرگونه توهینی که خواست انجام داد. این که مسلمانان صرفاً به خاطر اعتقاد به اسلام جنایت کار معرفی می شوند آنقدر در فیلم های آنان جلوه گر بوده است که موجب نفرت عموم مسلمانان شده است. پس از مدتی در واکنش به تداوم این روند، مسلمانان بارها خشم خود را از این فیلم ها نشان دادند و باعث شد ضربه بزرگی به حیثیت سینمای آمریکا وارد شود. به این ترتیب سیاستمداران آمریکا در کنار دست اندرکاران آن این موضوع را دریافتند که در صورت ادامه این روند صنعت سینمای آمریکا دچار مشکلات بزرگی خواهد شد و این مسئله بر سیاست خارجی آن کشور نیز لطمه خواهد زد. به همین دلیل به این فکر افتادند که شیوه کار را عوض کنند و به نحوی پنهان تر دست به تخریب اسلام و مسلمانان بزنند و این گونه به صورت کاملا آشکار به مسلمانان توهین نکنند. روش کار آن ها تغییر نمود و سعی کردند اتهام تروریست بودن را از همه مسلمانان برداشته و گروه هایی مانند طالبان و یا القاعده را در فیلم های خود نشان دهند. یعنی از این طریق تظاهر کنند که منظور آنها همه مسلمانان نیست.
سینمای آمریکا اما همچنان در لابه لای مطرح کردن این گروه ها همان قصد قدیمی را دارند. با این تفاوت که ترور شخصیت مسلمانان به گونه ای مرموزانه تر انجام می شود و اسلام را به نحوه ای دیگر تخریب می کنند. در واقع در این فیلم ها درست بود که سعی می کردند گروهی خاص را متهم کنند، اما به واقع این کار را به شکلی انجام می دهند که به مخاطب القا شود، این دستورات دین اسلام است که به ترور و خشونت منجر می شود. و البته ناگفته نماند که وقاحت آنها در فیلم هایی مانند «فتنه» به کارگردانی گیرت ولیدرز هلندی به اوج رسید و با تحریف مستقیم قرآن و ربط دادن آیات کتاب آسمانی مسلمانان به جنایات افراد در این فیلم، ننگ دیگری را برای سینمای غرب رقم زد. هر چند که مسلمانان اعتراضات وسیعی علیه آن انجام دادند. این فیلم علاوه بر تحریف و تخریب در بعضی از صحنه ها دست به بی حرمتی می زند. این در حا لی است که هر روز غربی ها با تریبون های رسانه ای خود گوش دنیا را کر می کنند که ما به همه عقاید احترام می گذاریم. البته می توان این گونه هم تعبیر کرد که شاید منظور آنها این است که به عقایدی که با آن ها همسو است و جنایاتشان را تأیید می کند احترام می گذارند.
فیلم فتنه تنها یکی از چندین فیلمی بود که در این سال ها به مسلمانان توهین می کرد و آنان را تخریب می نمود. فیلم های دیگری نیز مانند «پادشاهی» (kingy) که در آن سعی می شود مسلمانان از کوچک و بزرگ قاتل و تروریست نشان داده شوند نیز نمونه ای از سینمای ضداسلامی غرب است. در این فیلم نشان داده می شود که در خانه هر مسلمانی به تعداد افراد آن خانه اسلحه وجود دارد و کارگردان سعی کرده با صحنه های اکشن فراوان و خشونت زیاد موضوع مورد نظر خود را به ذهن بیننده القا کند. جالب اینجاست که هیچگاه در این فیلم ها گفته نمی شود که در آمریکا فروش اسلحه آزاد است و هر روز شاهد ارتکاب جنایت تازه ای در جامعه آمریکا به خاطر این مسئله هستیم و همچنین این را هم بیان نمی کنند که نیروهای آمریکایی به چه دلیل در سرزمین های مسلمانان هستند! البته هالیوود در بسیاری از آثارش آمریکایی ها و صهیونیست ها را در نقش منجی نشان می دهد. فیلم «پادشاهی» هم جزو همین فیلم ها است. این فیلم با اعتراف به رابطه سران آمریکا با سران ثروتمند عرب وتروریست ها در ابتدا خود به این نکته اشاره دارد که سرآغاز تمام این فتنه ها خود سران آمریکا هستند و گروه های تروریستی مانند القاعده از سوی همین سران آمریکا و عرب تغذیه می شود و آنها هستند که عامل این همه ترورند، اما به واقع در ادامه فیلم می بینیم که سعی دارند آمریکاییان را که در یک صحنه انفجار بمب کشته می شوند فدا شده در راه آزادی بشر نشان دهند. به واقع این فیلم هم در مسیر تخریب چهره مسلمانان و اسلام ساخته شده است و مانند فیلم های دیگری چون «مجموعه دروغ ها» به کارگردانی ریدلی اسکات سعی در اغراق در توانایی سازمان اطلاعاتی آمریکا دارد.
آنچه به عنوان نتیجه این بحث می توان بیان کرد این است که این همه هجمه به اسلام و تخریب مسلمانان برای این است که اسلام را مخالفی جدی در مسیر جنایات خود می دانند. غربی ها و به ویژه آمریکایی ها با ابزارهای قدرتمند رسانه ای که در اختیار دارند سعی می کنند اهداف مورد نظر خود را القا کنند. چرا که ذهن آدمی ممکن است در اثر تکرار زیاد یک مطلب آن را باور کند. البته ناگفته نماند که آنها پس از واکنش های شدید در اثر جنایات خود در عراق و افغانستان سعی کردند با فیلم هایی چون «در دره خدایان» و «ویرایش شده» که در آن شکنجه زندانیان عراقی را نشان می دهد این مطلب را بیان کنند که وجدان بیداری هم در آمریکا هست که چشم خود را بر جنایات نمی بندد. اما به دلیل این که این فیلم ها هم به سفارش سیاستمداران و در راستای هدفی خاص ساخته شدند مورد استقبال مردم قرار نگرفتند. چرا که سخنی که از دل برنیاید به دل هم نمی نشیند و به واقع مردم دنیا حاضر نبودند با دیدن این فیلم های بی اثر این همه جنایات را فراموش کنند. و در این بین می توان گفت هالیوود تنها یک بازنده است که با شراکت در جنایات سیاستمداران غرب، اعتبار خود را به زیر سؤال برده و به همه جهانیان ثابت نموده که دنیای هنر در غرب که داعیه آزادی رسانه ها را دارد آلوده دلارهای کاخ سفید است. غول رسانه ای غرب به دنبال آن است که فضا را برای هر جنگ و جنایتی علیه بشریت و جهت پذیرش این جنایات برای مردم دنیا فراهم کند. جالب این است که در تریلرهایی که به عنوان پیش پرده نمایش آن فیلم در سایت های خود می گذارند صحنه های خشن و جنایت را به گونه ای نمایش می دهند که بیننده را مجذوب کنند و به گونه ای هستند که بیننده اگر هم موفق به دیدن فیلم نشد این برش ها نیز در مدت زمان کوتاهی چهره مسلمانان را تخریب کند.