گروه سیاسی: محمدمهدی عبدخدایی، عضو جمعیت فدائیان اسلام و حمیدرضا جلاییپور، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت در ادامه سلسله نشستهای «تبیین دیدگاهها و مواضع شخصیتها، احزاب و تشکلهای سیاسی ـ دینی» که از سوی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه تهران برگزار میشد، به مناظره پرداختند. جلاییپور، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت در همان ابتدای مناظره با بیان اینکه یکی از رخدادهای پیش و پس از انتخابات پیدایش یک جریان اجتماعی در کشور بود، اظهار داشت: این جریان تمام ویژگیهای یک جریان اجتماعی را دارد و به همین دلیل میتوان گفت که یک جریان اجتماعی در ایران شکل گرفته است. البته جلاییپور پس از این اظهارنظر تجربه جنبشها و جریانهای شکل گرفته در دوران معاصر را یادآوری کرد و با بیان اینکه جنبش تنباکو یکی از جنبشهای موفق در ایران است، گفت: این جنبش هدف مشخصی داشت و آن را مطرح کرد و به دلایل مختلف دولت قاجار مجبور به پذیرش خواسته این جنبش شد. در ادامه این مناظره محمدمهدی عبدخدایی سخنان جلاییپور را خوب و مفید دانست، اما گفت: جلایی پور از جنبش تنباکو صحبت کرد برای اینکه ما بدانیم این جنبش چگونه جنبشی بود و باید یک ریشهیابی از آن انجام دهیم.
عضو جمعیت فدائیان اسلام در ادامه به تشریح جنبش تنباکو و نحوه شکلگیری آن پرداخت و گفت: این جنبش به رهبری میرزایشیرازی به چه دلایلی پیروز شد؟ در واقع دلیل اصلی پیروزی جنبش تنباکو حرکت رهبر آن با عقلانیت بود اما امروز کدام عقلگرایی (بر جنبش موسوم به جریان سبز) حاکم است؟! عبدخدایی افزود: رهبران جنبش تنباکو عقل و هدف داشتند و مسائل را متوجه میشدند. عبدخدایی همچنین تصریح کرد: جنبشی میتواند پیروز باشد که با نظر تودهها مطابقت داشته باشد و زمانی که اسمش به شورش تغییر پیدا کند، آنگاه است که دولتها میتوانند آن جنبش را سرکوب کنند. هر چند سخنان جلاییپور و عبدخدایی بیشتر حول مفهوم جنبش و نگاه تاریخی به آن بود ولی پرسش یکی از دانشجویان مبنی بر اینکه از کجا میدانید خواسته همه افراد حاضر در جنبش با خواسته موسوی یکی است، فضای مناظره را تا حدی به دوران پس از انتخابات بازگرداند. با این حال عضو شورای مرکزی حزب مشارکت در پاسخ به این سوال بحث «جریان اصلی جنبشها و جریانها» را به میان آورد و در ابتدا گفت: جنبش اجتماعی دارای گرایشات مختلفی است همانطور که در طول انقلاب نیز گروههای مختلفی حضور داشتند اما تمام جنبشها، جریان اصلی دارند که در انقلاب، امام خمینی جریان اصلی را رهبری میکرد.
جلاییپور در ادامه به موضوع تاملبرانگیزی اشاره کرد و در بیان اینکه رهبری جریان اصلی جنبش فعلی کشور برعهده چه کسانی است، از هاشمی رفسنجانی به عنوان یکی از رهبران جریان موسوم به جنبش سبز نام برد: «جریان اصلی جنبش سبز توسط موسوی، خاتمی، کروبی، هاشمی و حتی ناطقنوری رهبری میشود».وی اضافه کرد: بعد از گذشت 30 سال از پیروزی انقلاب اسلامی عدهای به دنبال جمهوریاسلامی نیستند و قصد دارند که حکومت اسلامی تشکیل دهند. البته موسوی، کروبی، خاتمی و هاشمی کسانی هستند که میتوانند جریان اصلی جنبش را تحت تاثیر قرار دهند. این در حالی است که چندی است برخی اصلاحطلبان میکوشند همگرایی هاشمیرفسنجانی با جریان موسوم به جنبش سبز را کمرنگ نشان دهند تا در نهایت بتوانند با کم شدن فشارهای سیاسی روی رئیس مجمع تشخیص مصلحت، از وی شخصیتی فراجناحی تصویر کنند. در این مقطع حسین کاشفی، همحزبی حمیدرضا حلاییپور درباره رابطه هاشمی و جریان موسوم به جنبش سبز اظهار داشت: «یک نوع دلسردی بر هاشمیرفسنجانی چیره شده و معتقدم حمایت وی از جریان سبز کاهش پیدا کرده است».از سوی دیگر در حالی جلایی پور به صراحت به نقش تاثیرگذار هاشمیرفسنجانی در جهتدهی جریان سبز اشاره میکند که پیش از او محمود احمدینژاد در مناظره انتخاباتی با میرحسین موسوی به صراحت بر این نکته تاکید کرده بود: «باور من این است که امروز آقای موسوی در برابر من نیست، تنها آقای موسوی نیست بلکه 3 دولت پیدرپی در برابر بنده قرار گرفتهاند، هم آقای موسوی، هم آقای هاشمی و هم آقای خاتمی که این 3 در گذشته باهم بودند، در دور گذشته هم آقای موسوی از آقای خاتمی حمایت کرد و هم از آقای هاشمی حمایت کرد و هم آقای خاتمی از آقای هاشمی حمایت کرد، در واقع اینها همه باهم بودند.
از روز اولی که این دولت تشکیل شد، هجومها بود برای ضربه زدن البته مردم اینها را میدانند اما باید جوانها هم بدانند که بنده دربرابر یک کاندیدا نیستم، دربرابر یک مجموعهای هستم که با محوریت آقای هاشمی و همکاری آقای موسوی و خاتمی علیه بنده حرکت کردند». البته در آن زمان میرحسین موسوی و نزدیکان وی جهتدهی هاشمی رفسنجانی به جبهه مخالف احمدینژاد را انکار کردند اما رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اظهارنظر خاص خود در نماز جمعه 26 تیر آشکارا بر رهبری خود بر جریان موسوم به جنبش سبز صحه گذاشت. تاکید دوباره بر نقش تاثیرگذار هاشمیرفسنجانی در جهتدهی جریان آشوب در حالی صورت میگیرد که این جریان با «تعدد سر»روبهرو است. از یک سو برخی تحلیلگران موسوی و کروبی را رهبران اصلی این جریان میخوانند، عدهای دیگر معتقدند این جریان گوش به فرمان هاشمیرفسنجانی است، برخی تحلیلگران فعالان ضدانقلاب خارج نشین همانند سازگارا و نوریزاده را به عنوان لیدر اصلی جریان آشوب معرفی میکنند و عدهای «ترکیبی» از گزینههای فوق را تحلیل درست درباره این موضوع میدانند.