تاریخ انتشار : ۰۱ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۱۳۳۴۸۳
سازمان‌های جاسوسی دنیا فضای مجازی را مدیریت می‌کنند
هدی متین اشاره: قرار نیست کار خاصی انجام دهید، تنها کافی است همان چیزی را که می‌دانید، بگویید. مثلا همان حرف‌های روزمره و همان چیزهایی که همیشه بین بچه‌ها می‌‌گذرد؛ کار بیشتری از شما نمی‌خواهیم. کاش همین را هم بگویند اما در چت روم بی‌آنکه به شما بگویند شما همه چیز را می‌گویید و گمان می‌کنید با نام مستعار با یک ناشناس سخن گفته‌اید و لاغیر، اما امروز اینترنت و چت روم به عرصه جاسوسی مدرنی بدل شده است که فارغ از هزینه‌های سرسام‌آور جاسوسی و تشکیلات عریض و طویل آن اطلاعات را از نخبگان و جوانان جامعه دریافت می‌کند. به نظر می‌رسد این روند امروزه شیب تندتری به خود گرفته، بویژه اینکه این ترفندهای اطلاعاتی و جذب نخبگان سمت و سوی ویژه‌ای در میان دانشجویان و استادان دانشگاه یافته است.

به نظر شما یک جاسوس چقدر حقوق می‌گیرد؟ به دلار، ریال یا یورو؟ شاید اگر ابتدای معامله میزان دستمزدها را مشخص کنیم در مراحل بعدی کار، راحت‌تر پیش برویم. چندی پیش اشپیگل آنلاین آلمان، گزارشی از کشف « بزرگ‌ترین ماجرای جاسوسی اخیر» منتشر کرد. بازرگانی ایرانی که سال‌ها به‌عنوان یک منبع موثق برای سازمان اطلاعات آلمان (بی ان دی) در تهران جاسوسی می‌کرد، توسط اداره جنایی گمرک شهر کلن دستگیر شد؛ این تمام خبر بود. این مرد 61 ساله که به‌عنوان مدیر یک شرکت متوسط در ایالت هسن فعالیت می‌کرد به جرم تهیه تکنولوژی نظامی برای ایران دستگیر شد. این بازرگان با نام مستعار«سندباد» شناخته می‌شد و از اواسط دهه 90 میلادی، بیش از 10سال در خدمت سازمان جاسوسی آلمان بود. اطلاعات او بارها مستقیم به دفتر تجزیه و تحلیل وزیر خارجه آلمان، فرانک والتراشتاین مایر داده می‌شد. اشتاین‌مایر کسی است که در مذاکرات اتمی ایران نقش تعیین‌کننده‌ای داشت. می‌دانید دستمزد سندباد در این مدت چقدر بوده است؟ او از اواسط دهه 90 تقریبا یک میلیون یورو دستمزد دریافت کرده است؛ مبلغی که تا اندازه‌ای غیرعادی به نظر می‌رسد و تنها در موارد استثنایی پرداخت می‌شود. چرا که سند باد به گفته یک کارمند سازمان اطلاعات « تا کنون یکی از با ارزش‌ترین منابع ما در بخش معاملات اتمی بوده است».
دستمزد کلان
سال 2003 بولتن رسمی پلیس آمریکا جاسوس دوجانبه‌ای را دستگیر کرد. می‌دانید اتهام این زن 49 ساله چه بود؟ او همزمان با خبرچینی برای سازمان امنیت داخلی آمریکا، برای چین هم جاسوسی می‌کرده است. کاترینا لئونگ که در آمریکا به فعالیت بازرگانی مشغول بود، برای جاسوسی یک میلیون و 700هزار دلار دستمزد دریافت کرده است. دستمزد جاسوسان این روزها رقم‌های میلیونی را به دلار و یورو شامل می‌شود و ازهمین رو است که هزینه‌های سازمان‌های جاسوسی دنیا را ارقام میلیاردی تشکیل می‌دهد و گروه‌های چند هزار نفره در خدمت آنها هستند. از دیگر سو، این سازمان‌ها در دنیا به شکل عریض و طویلی اداره می‌شوند. درباره گستردگی این سازمان‌ها به یک مورد کوچک اشاره می‌کنیم: جامعه اطلاعاتی ایالات متحده آمریکا از 3 سازمان جاسوسی جداگانه تشکیل شده است؛ مرکز تحقیقات فدرال یا همان FBI، سازمان امنیت ملی که به اختصار NSA گفته می‌شود و سازمان اطلاعات مرکزی که به سازمان سیا یا CIA معروف است. ستاد FBI که مقابله با فعالیت‌های جاسوسی از وظایف آن است در سال 2001 میلادی حدود 111هزار و 400 عامل ویژه و 16 هزار پرسنل پشتیبانی داشته و 3/57 میلیارد دلار بودجه صرف کرده است. اما رویه اسرائیل در جاسوسی اندکی با آمریکا متفاوت است؛ آنها با هزینه‌های کمتری جاسوسی می‌کنند. امسال یعنی در سال 2009، نهادهای جاسوسی آمریکا برای کسب اطلاعات از دیگر کشورها، 50 میلیارد دلار هزینه کرده‌اند ولی در نقطه مقابل اسرائیل فوق محرمانه‌ترین اسرار و اطلاعات نظامی آمریکا را با 11 هزار دلار خریده است! به نظر شما این اتفاق چگونه رخ می‌دهد و چگونه اسرائیل با این خست در عرصه اطلاعات و جاسوسی پیش می‌رود؟ پیش از اینکه به دلایل این امر بپردازیم لازم است به یک پرونده جالب اشاره کنیم.
شاهد عینی
شاید آمار و نشانه‌هایی که از ماجراهای جاسوسی تعریف می‌کنند دور از دسترس بنماید، اما این نمونه یکی از صدها اتفاقی است که در همین شهر و برای یکی از دانشجویان همین کشور اتفاق افتاده است. برای او ماجرا هنوز به یک شوخی می‌ماند، به یک آشنایی دور؛ اما با تکمیل دیگر قطعه‌های این پازل شکل دیگری را ترسیم می‌کند. «لاله.ج» ماجرا را این طور شرح می‌دهد:« یک بار از کسی یک پیام برای چت دریافت کردم. از او پرسیدم که ‌ID مرا کجا دیدید، پاسخ داد در محیط چت‌روم. این درحالی است که من خیلی کم در محیط چت روم می‌روم. شاید تا حالا یک یا 2 بار برای اینکه از فضای چت مطلع شوم، وارد این فضا شده‌ام». این دانشجوی کارشناسی ارشد از رشته و محل تحصیل فردی که از او تقاضای چت کرده بود، می‌پرسد، اما در کمال تعجب او به جای معرفی خود می‌گوید تو نام دوستانت را در دانشگاه به ما بگو و لاله با تصور اینکه با دانشجویی دیگر در رشته مشابهی به صحبت نشسته است، نام دوستانش را می‌گوید. او خود را شیوا معرفی می‌کند؛ دختر فعال و پر سر و صدایی که تقریبا همه بچه‌های دانشگاه او را می‌شناسند و لاله از طریق یک دوست مشترک با او آشنا شده بود. «شیوا» وقتی از این موضوع مطلع می‌شود، بسیار خوشحال می‌شود و یک سال چت کردن لاله و شیوا اینچنین رقم می‌خورد. پایان نامه لاله در مقطع کارشناسی ارشد، موضوع حساسی داشت و به توصیه استادانش مجاز نبود حتی با استادان زیادی در این باره صحبت کند، اما با توجه به شکل گیری یک رفاقت دانشجویی، حتی درباره پایان نامه‌اش نیز با شیوا سخن می‌گوید. در مدت این رابطه، شیوا از لاله می‌خواهد عکسش را برای او ارسال کند و او می‌پذیرد اما به یک شرط؛ عکس ذخیره نشود و او نیز می‌پذیرد.
لاله گاهی تا ساعت 3 نیمه شب در چت روم با شیوا صحبت می‌کرد. نکته مهم این است که او حتی بدرستی به یاد ندارد که به شیوا چه گفته است. به مرور زمان شیوا که در دانشگاه وجهه مذهبی چندان خوبی نداشته با طرح مسائل اعتقادی می‌گوید که از روابط راحتی که با مردان داشته پشیمان است و می‌خواهد عوض شود. حتی یک بار نیمه‌های شب به لاله می‌گوید، می‌خواهم برای اولین بار در عمرم نماز بخوانم. نقطه طلایی علاقه‌مندی به مسائل مذهبی، یک هم دانشکده‌ای به نام یاسر است. شیوا از دوست چت روم خود می‌خواهد که به وبلاگ «یاسر» سربزند. لاله درباره این بخش از رابطه دوستانه‌اش می‌گوید:«شیوا بعد از مدتی به من اعلام کرد می‌خواهد به استرالیا سفر کند. من هم به او گفته بودم که قصد دارم برای ادامه تحصیل در یکی از دانشگاه‌های خارجی پذیرش بگیرم. او از من خواست همه مدارک تحصیلی‌ام را به او بدهم و از هر دانشگاهی که خواستم برای من پذیرش بگیرد. این را که گفت من خندیدم وگفتم که اگر کار به این راحتی بود که کار بقیه هم درست می‌شد». در همین مقطع زمانی لاله به وبلاگ یاسر سری می‌زند و برای یکی از مطالب او نظر می‌گذارد و به او ایمیل می‌زند و درباره آشنایی او با شیوا سوال می‌کند تا در تغییر مسیر اعتقادی به دوستش کمکی کند. لاله و یاسر در نخستین تماس به یاد می‌آورند که با هم در یکی از برنامه‌های دانشجویی همکاری داشته‌اند. یاسر که به دلیل ظاهر و وجهه نامناسب شیوا ترجیح می‌داده منکر هر گونه ارتباطی با او شود، ابتدا می‌گوید اصلا او را نمی‌شناسد. لاله این مطلب را همان شب با شیوا مطرح می‌کند، در تماس‌های بعدی با یاسر آنچه که از این دوست اینترنتی درباره یاسر شنیده بوده را به او می‌گوید.
یاسر با بررسی گفته‌های شیوا به این نتیجه می‌رسد که این اطلاعات حتما از طریق یک مرد و از چند کانال مختلف تهیه شده است و تنها کسی می‌توانست از آنها با خبر باشد که در خوابگاه پسران حضور داشته. شیوا در این مرحله همه مدارک تحصیلی لاله را برای دریافت پذیرش از او می‌گیرد و دیگر هیچ پیامی به او نمی‌دهد.آخرین مطلبی که از شیوا دریافت می‌کند پیامی با محتوای بی‌ادبانه است که شیوا می‌گوید از اینکه توانستم یک سال تو را سر کار بگذارم خیلی خوشحال شدم، هدف من تنها یاسر بود. لاله همه مدارک تحصیلی‌اش را از دست داده است اما این همه ماجرا نیست. یاسر درباره شیوا و گروهی از دوستانش اطلاعات جالبی دارد؛ آنها گروه گلدکوئستی به راه انداخته بودند و بعضی از سرشاخه‌هایشان سفرهای مشکوکی به خارج از کشور داشتند. بعد از آغاز برخورد نیروی انتظامی با گروه‌های گلدکوئستی، سرشاخه‌های این گروه دانشجویی هم دستگیر می‌شوند. بعضی از اطرافیان آنها هم که در دانشگاه بودند، ناگهان مفقود می‌شوند. آنها از طریق اینترنت با دیگران ارتباط برقرار کرده و اطلاعاتی را از آنها دریافت می‌کنند. بررسی‌های رایانه‌ای نشان می‌دهد آنها از اسرائیل وارد فضای اینترنت می‌شدند. شیوا هم از این قاعده مستثنا نبود. شاید تصور کنید اینها توهم توطئه است، اما سال 2001 یکی از مجلات فرانسه مطالبی منتشر کرد که از آن روی سکه جاسوسی اینترنتی اسرائیل پرده برداشت.
طرحی برای اینترنت
در سال 1998 میلادی«موشه آهارون»، افسر سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی با همتای آمریکایی خود در مقر سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) دیدار کرد. این دیدار عادی نبود چرا که طرف آمریکایی در آن کوشید به اطلاعات لجستیکی از کشورهای محور شرارت و کشورهای مشابه که معمولاً موساد آن را به آمریکایی‌ها ارائه می‌دهد، دست یابد. اما طرف اسرائیلی در جست‌وجوی حمایت لجستیکی غیراطلاعاتی بود و برای تأسیس یک دفتر در امور امنیتی عربی نیاز به حمایت مادی داشت. آهارون که در ترور شخصیت‌های فلسطینی در ترکیه، نایروبی، ساحل عاج، تونس، یوگسلاوی سابق، اسپانیا و ایتالیا دست داشته است، این بار به دنبال ایجاد یک مرکز جاسوسی ثابت و متحرک از طریق اینترنت بود. رژیم صهیونیستی برای موفقیت این طرح نیازمند کمک ماهواره‌ها و پست الکترونیکی آمریکا بود که در تمام زمینه‌ها از چت استفاده می‌کند یعنی شیوه‌ای که بسیار مورد توجه کشورهای جهان سوم قرار دارد». اینها را نخستین‌بار روزنامه تایمز در اول مه 2002 میلادی منتشر کرد. انتشار اطلاعات شبکه جاسوسی اسرائیل برای استخدام مزدور که با استفاده از روانشناسان زبده، اطلاعات مختلف را جمع‌آوری و ارائه می‌کند. طرح سال 2001 میلادی زیر نظر افسران سازمان جاسوسی و شخص موشه آهارون به صورت جدی وارد عرصه عمل شد، با این شعار مهم: استخدام جاسوسان جوان برای خدمت به اسرائیل بزرگ! آنچه تایمز منتشر کرد با جزئیات بیشتر در«لومگزین دیسرائیل» در فرانسه منتشر شد. ارائه اطلاعات ریز و جزئیات پرونده‌های سری که از منابع موثق در اسرائیل جمع‌آوری شده بود به اندازه‌ای شگفت‌آور و عجیب بود که سفیر رژیم صهیونیستی در فرانسه را به خشم آورد.
تحلیل خارجی
اطلاعاتی که توسط تایمز و پیش از آن «لومگزین دیسرائیل» منتشر شده بود توسط کارشناسان امر در مجله «نداءالقدس» مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. به عمد در اینجا نظر کارشناسانی غیرایرانی را ارائه می‌دهیم که موضوع فارغ از حساسیت‌های نظرات کارشناسان داخلی و جهت‌گیری‌های سیاسی مورد توجه قرار گیرد. جرالد نیرو، متخصص در رفتارهای بشری در دانشگاه«لوروا» بلژیک و استاد روانشناسی دانشگاه«بروونس» فرانسه و مؤلف کتاب «مخاطر اینترنت» درباره جاسوسی‌های موساد از طریق اینترنت چنین می‌گوید: «این شبکه در مه 2002 میلادی کشف شد و عبارت است از مجموعه شبکه‌هایی که توسط روانشناسان اسرائیلی اداره می‌شود و مأموریت آنها جذب جوانان کشورهای جهان سوم بویژه کشورهای درگیر در جنگ اعراب و اسرائیل و کشورهای آمریکای جنوبی مانند ونزوئلا و نیکاراگواست. در این شیوه سعی بر آن است که از افراد مخالف با حکومت خود یا افراد عادی استفاده شود که گرایش‌های سیاسی ندارند اما قادرند اطلاعات خوبی درباره اماکن و اوضاع ارائه دهند. در حقیقت هر فردی که برای گذراندن اوقات فراغت و رفع نیازهای روحی خود قدرت استفاده از اینترنت را دارد جاسوسی ممتاز به شمار می‌آید زیرا سایت‌هایی که مورد توجه جوانان است گستره زیادی برای گفت‌وگو در اختیار آنها قرار می‌دهد». این متخصص رفتارشناس درباره ویژگی‌های اینترنت در چنین بهره‌برداری‌هایی معتقد است:«نکته بسیار مهم در زمینه استفاده از اینترنت آن است که متکلم می‌تواند سخنان خود را در خفای کامل بگوید و از اسم مستعار یا کد استفاده کند که این امر آزادی بیشتری به وی می‌بخشد. از سوی دیگر سخن گفتن با جنس مخالف برای بسیاری از جوانان امری دلپذیر است که جاسوسی را برای افسران اطلاعات بویژه در مناطق حساس دنیا آسان می‌کند. بزرگ‌ترین ویژگی کاربران اینترنتی نیاز آنها به گفت‌وگو است. افرادی که چت می‌کنند عمدتاً با مشکل بیکاری، مشکلات فکری و عقده‌های روحی و روانی مواجهند و برای گذران وقت در جست و جوی افراد همفکر یا کسانی هستند که با آنها درد دل کنند». شاید شما هم بگویید که 2 جنس مخالف که با یکدیگر درباره مسائل سیاسی سخن نمی‌گویند، پس چه جای جاسوسی! اما جرالد چنین اعتقادی ندارد:«برخی از این کاربران بر این گمانند که سخن گفتن از مسائل جنسی، شبهه سیاسی بودن را از آنها می‌زداید و به اصطلاح موجب می‌شود تا کاری به سیاست نداشته باشند در حالی که نمی‌دانند گفت‌وگوی جنسی یکی از خطرناک‌ترین ابزارهای کشف درون انسان و نقاط ضعف او است که یافتن آن در گفت‌وگوهای عادی دشوار است».
ما هم مانند شما معتقدیم شناخت یک جوان در این گوشه دنیا چه خاصیتی در برنامه‌های جاسوسی اسرائیل دارد؟ اما دکتر «ماری سیگال» در این باره مثال جالبی می‌زند:«آمریکایی‌ها پیش از حمله به عراق کوشیدند تا از طریق اینترنت به درون شخصیت مردم عراق پی برده و به اصطلاح شمار بیشتری از آنها را جذب کنند. از نظر علمی جمع‌آوری اطلاعات کار پیچیده‌ای به شمار نمی‌رود و بسیار آسان‌تر از گذشته است. در 20 سال گذشته جذب مزدور به صورت مستقیم صورت می‌گرفت اما در حال حاضر چنین اشخاصی آماده‌اند و می‌توان به طور غیرمستقیم با افراد به تبادل نظر پرداخت و اسرار و اطلاعاتش را تخلیه کرد». بدین سبب«دان شاتسکی» روزنامه‌نگار و افسر سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی بر استفاده از جوانان تأکید دارد زیرا جوان پیوسته می‌خواهد حرف بزند و جنس مخالف بویژه جنس لطیف را بشناسد. به همین دلیل در جاسوسی اینترنتی از افسران زن استفاده می‌شود. روزنامه «لوموند» چاپ فرانسه در 27 مه 2002 میلادی مقاله‌ای درباره جنگ اینترنتی منتشر کرد که از 20 سال قبل آغاز شد و از زمان حوادث 11 سپتامبر 2001 گسترش یافت به گونه‌ای که جنگ اطلاعاتی به جنگ ویرانگری تبدیل شد که هدف اصلی آن قبضه کردن بازار اینترنت است، بدین سبب 58 درصد از سایت‌های اینترنتی از سوی سازمان‌های جاسوسی کشورهای دنیا بویژه ایالات متحده آمریکا، رژیم صهیونیستی، انگلیس، آلمان، فرانسه و ایتالیا مورد استفاده قرار می‌گیرد. هدف این سایت‌ها آن نیست که جوانان دنیا را کشف کرده یا فاصله میان کشورهای جهان را کوتاه کنند، بلکه هدف، جنگی تازه علیه کشورهای جهان سوم بویژه کشورهای عربی و اسلامی است که جنگ علیه تروریسم نامیده می‌شود. رژیم صهیونیستی در دهه‌های 60 و 70 قرن گذشته میلیون‌ها دلار برای آموزش مزدور هزینه کرد؛ امری که اینک به شکل جاسوسی اینترنتی درآمده است. افرادی که وارد چنین شبکه‌هایی می‌شوند، نمی‌دانند اسرار کشورشان را فروخته و خیانت می‌کنند و قربانی گفت‌وگویی ناپاک شده و می‌شوند. متأسفانه در حال حاضر جلوگیری از بلای چت بسیار دشوار و غیرممکن است آن هم در جهانی که میلیون‌ها جوان در جست‌وجوی جنس مخالف و گفت‌وگوی عاشقانه با آن هستند و می‌خواهند عقده‌های روحی و روانی خود را تخلیه کنند. اما باید توجه داشت که فقط جوانان در معرض خطر نیستند بلکه تمام اقشار دیگر مانند پزشک، مهندس، کارمندان و نظامیان نیز هر لحظه ممکن است در چنین دامی بیفتند. اما در کشور ما خطر جدی تلقی نمی‌شود و پرونده‌هایی از این دست، مطرح نمی‌شوند و تنها در میان مطالب طبقه‌بندی شده باقی می‌مانند. شاید به همین دلیل است که رئیس سازمان پدافند غیرعامل معتقد است ما در حوزه IT استقلال خود را از دست داده‌ایم. غلامرضا جلالی معتقد است:«امنیت‌بخشی به دیتاسنتر به لحاظ طراحی، سخت‌افزاری، مکان و محتوا بسیار مهم است. کشور ما باید بتواند چنین امنیتی را در بعد فناوری اطلاعات ایجاد کند و برای تحقق این امر نیاز به سیستم‌عامل ایرانی داریم زیرا ویندوز 10 هزار جاسوس دارد که اطلاعات ما را می‌گیرد و امکان جست‌وجو می‌دهد. در حوزه IT به طور کامل استقلال خود را از دست داده‌ایم. با این وضعیت هر قدر بدون توجه و رعایت مسائل امنیتی کشور را توسعه دهیم بیشتر وابسته می‌شویم، بنابراین باید با کمک پدافند غیرعامل شاخص‌ها را بازتعریف کنیم».
پاشنه آشیلی به نام اینترنت
این نکته مورد پذیرش اساتید ارتباطات نیز هست و آنها هم بر پاشنه آشیل ما در زمینه اینترنت تاکید دارند. حمید ضیایی‌پرور، استاد علوم ارتباطات دانشکده صداو سیما می‌گوید: «جاسوسی اینترنتی، تشکیل اجتماعات مجازی، نافرمانی مدنی، دموکراسی دیجیتالی، افکار‌سازی از طریق اینترنت و تکنولوژی‌های پایه مانند ایمیل، وب‌سایت، وبلاگ، فروم، چت‌روم و یوزنت هر کدام کارکردهای ویژه‌ای برای جنگ‌های اینترنتی، براندازی نرم و چالش‌های سیاسی دارند. محیط چت‌روم با توان کاربرد، انتقال صوت، تصویر و متن، امکانات لازم را برای یک جاسوس اینترنتی دارد که کنترل و ردیابی آن نیز مشکل است. همچنین یک متخصص جنگ روانی می‌تواند در تالار گفت‌وگو یا وب‌سایت‌های شبکه، موضوعی را طرح کرده و درباره آن بازخورد بگیرد. تکنولوژی‌های بنیانگذاری شده از طریق اینترنت بیشترین اطلاعات را از ایران و کشورهای مختلف در اختیار آمریکا قرار می‌دهد، به عنوان نمونه روزانه 70 هزار قطعه فیلم توسط مردم دنیا به صورت رایگان در اختیار «یوتیوب» گذاشته می‌شود. آنها بر بی‌فایده بودن جنگ سخت تاکید کرده و خواستار اتحاد یک نوع دیپلماسی رسانه‌ای یا پیگیری پروژه نرم‌افزاری «براندازی از درون» با 3 محور دکترین مهار، نبرد رسانه‌ای و نافرمانی مدنی برای تغییر حکومت در ایران شده‌اند». او درباره کارکردهای مختلف استراق سمع، تحلیل اطلاعات و... از سوی شبکه جاسوسی«اشلون» که کشورهای آمریکا، انگلیس، کانادا، استرالیا و نیوزیلند عضو این شبکه عظیم جاسوسی الکترونیکی هستند، چنین می‌گوید:« تمام فرآیندهای اینترنتی، تماس‌های تلفنی، بیسیم‌ها و برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی در این شبکه بایگانی می‌شود. ابرکامپیوترهایی هستند که کوهی از اطلاعات را به‌صورت روزانه دریافت و با موتورهای مربوطه جست‌وجو و تحلیل می‌کنند».
او راه‌حل پیشگیری از بروز چنین مشکلاتی را راه‌اندازی هرچه سریع‌تر دیتاسنترهای داخلی به منظور کاهش آسیب‌پذیری در برابر اقدامات خرابکارانه یا مسدودسازی سایت‌ها را یکی از راهکارهای مقابله با مشکلات می‌داند:«آسیب‌شناسی رسانه‌های اینترنتی، شناسایی نقاط قوت ایرانیان و فارسی‌زبان‌ها در تکنولوژی اینترنتی، بهره‌مندی از توانمندی هکرهای ایرانی و ساماندهی آنها به منظور استفاده از آنها در جنگ‌های اینترنتی، استفاده از توانمندی کاربران ایرانی درباره اینترنت، حمایت از تولید محتوای سالم، تشکیل تیم‌های تخصصی جنگ‌های اینترنتی، ارائه آموزش‌های همگانی با شیوه‌های جذاب و جدید و... از دیگر راهکارها برای حل مشکلات حوزه اینترنت است». اینترنت ابزار خوبی است اگر مانند «لاله» خوش‌باورانه با آن روبه‌رو نشویم و حداقل احتمال استفاده‌های جاسوسی از آن را نیز بدهیم.