تاریخ انتشار : ۱۰ دی ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۵  ، 
شناسه خبر : ۱۳۳۵۵۱
نویسنده: محمدرضا زائری اشاره: بعد از انقلاب اسلامی و جهت‎گیری صدور انقلاب در سیاست‎گذاری‎ها و گسترش جهانی و تأثیرات آن به‎خصوص در کشورهای منطقه، بیشترین و عمیق‎ترین نتایج و پیامد‎ها به‎طور طبیعی در کشورهای اسلامی و جهان عرب حاصل شد. جنوب لبنان به‎عنوان یک نمونه می‎تواند امروز نشان‎دهنده حجم و نوع اثر‎گذاری وسیع جمهوری اسلامی در جهان باشد. از سوی دیگر، دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی بر همین اساس به توطئه و برنامه‎ریزی گسترده و حساب‎شده‎ای برای مهار این تأثیر پرداخته‎اند.

به‎صورت منطقی هر اقدام و فعالیتی در حوزه سیاست‎گذاری و برنامه‎ریزی جمهوری اسلامی برای فعالیت بین‎المللی (و به‎طور خاص در حوزه کشورهای عربی و اسلامی) باید براساس تحلیل دقیق و صحیح استوار باشد و تحلیل دقیق و صحیح زمانی محقق خواهد شد که براساس آمار و اطلاعات دقیق و صحیح شکل گیرد.
با سرعت گرفتن غیرمنتظره تحولات سیاسی و اجتماعی کشورهای عربی خصوصا در همسایگی ایران در سال‎های اخیر، شرایط و اوضاع ژئوپلتیک آنان بر آینده ما به‎شدت و بیش از آن‎که ارزیابی می‎شود، تأثیرگذار خواهد بود؛ خصوصا با توجه به دو عنصر مهم که عبارتند از:
1) افزایش حجم مسافرت‎های تفریحی، شغلی، زیارتی؛ تحصیلی و اخیرا درمانی و سرمایه‎گذاری رو ‎به افزایش اقتصادی ایرانیان در کشورهای مختلف منطقه خاورمیانه و مشخصا خلیج فارس؛
2) گسترش رسانه‎های صوتی و تصویری عربی خصوصا در حوزه سرگرمی و اوقات فراغت که بسیار مورد استفاده شهروندان ایرانی است؛ به‎صورتی‎که مردم ایران گاه خوانندگان معروف لبنانی و مصری را به‎خوبی هنرمندان ایرانی می‎شناسند!
شاید لازم به یادآوری باشد که وقتی از کشورهای عربی حرف می‎زنیم از بیست و دو کشور و حدود 330 میلیون نفر جمعیت سخن می‎گوییم که حجم تأثیر و تأثر و حضورشان در معادلات جهانی روز به روز افزایش می‎یابد و نه تنها در مناسبات و روابط رسمی سیاسی و حقوقی بین‎المللی که حتی در زمینه‎های اجتماعی و غیررسمی خبرساز هستند.
هر روز در میان خبر‎های بین‎المللی در کنار همه اخبار سیاسی خاورمیانه و... خبرهایی از مسلمان شدن «پرنسس دیانا» ، به‎خاطر همسر دوم و مصری‎اش تا مسیحی شدن مدیر و سردبیر مصری یکی از معروف‎ترین روزنامه‎های اروپا به گوش و چشم می‎رسد.
از نظر استراتژیک هم جمهوری اسلامی ایران برای استحکام جایگاه خود، هیچ فرصت و موقعیتی مناسب‎تر از حوزه کشور‎های عربی ندارد که عناصر گوناگونی زمینه پیوند و رابطه‎ای عمیق را ایجاد می‎کند از عنصر بسیار اساسی دین تا اشتراکات تاریخی و فرهنگی و خط ( وحدت حروف ) و... .
موضوع مهم دیگری که بر اهمیت این حوزه می‎افزاید، پراکنده بودن شهروندان عرب در سطح جهان و با حجم فراوان و در موقعیت‎ها و سطوح متنوع است که هر یک به نوبه خود در میان محیط‎های کوچکتر و دورادور اثرگذارند (به‎عنوان نمونه جمعیت لبنان حدود 4 میلیون ارزیابی می‎شود، در حالی‎که حدود 12 میلیون نفر لبنانی یعنی چهار برابر این جمعیت در خارج لبنان پراکنده‎اند!)
در عین‎حال، در پشت پرده روابط رسمی و سیاسی زمینه و ظرفیت فوق‎العاده‎ای در میان طبقات عمومی جوامع عربی به‎خصوص جوانان برای پیام و ادبیات انقلاب و جمهوری اسلامی وجود دارد به‎شرط آن‎که این پیام به‎درستی و با ملاحظه اقتضائات و ضرورت‎ها عرضه گردد. بازتاب و تأثر جوامع عربی نسبت به پیروزی حزب‎ا... لبنان در جنگ اخیر به‎خوبی این موضوع را نشان داد و باعث امید بیشتری نسبت به آن شد.
از همین قرار، به‎دلیل عدم احاطه دقیق اطلاعات و برآورد بعضا نادرست، معمولا از قدرت و گستردگی جریان‎های فکر و اندیشه در کشورهای عربی خصوصا منطقه مغرب عربی غفلت شده و می‎شود.
متأسفانه عملکرد نهادهای مختلف مسئول در این حوزه (چه دولتی و چه شبه‎دولتی و غیردولتی) در طول سال‎های پس از انقلاب معمولا از چند ایراد و اشکال اساسی و عمده برکنار نبوده است:
الف ) کار مقطعی:
در حالی‎که دشمن برای مقاطع درازمدت صدساله و دویست‎ساله برنامه‎ریزی می‎کند و سیاست‎های میان‎مدت و کوتاه‎مدت خود را بر این اساس طراحی می‎نماید، ما به‎دلایل گوناگون (از جمله وابستگی مستقیم برنامه‎ها به شخص مدیر که هر لحظه ممکن است تغییر کند) حداکثر در مقاطع زمانی بسیار کوتاه و گذرا عمل کرده و در همان عملکرد ضعیف نیز معمولا با تأخیر، تابع رویدادها و حوادث بوده‎ایم.
ب ) کم‎توجهی یا بی‎توجهی به ابزار رسانه:
در شرایطی که در دهه‎های گذشته حجم فعالیت رسانه‎ای در کشورهای منطقه و عربی به شکل باور نکردنی افزایش یافته و اینک تنها حدود هشتصد کانال تلویزیونی ماهواره‎ای به زبان عربی فعال هستند، ما همان‎طور که در عرصه ارتباطات مکتوب از کشورهای عربی عقب‎تر بوده‎ایم، در عرصه رسانه‎های دیداری و شنیداری نیز فاصله‎ای طولانی با کشورهای منطقه داریم. در شرایطی که تمام بنگاه‎های خبری جهان یا به‎صورت مستقیم و یا غیرمستقیم به تبلیغ علیه جمهوری اسلامی و تشیع مشغولند، علی‎رغم همه تلاش‎ها و زحمات انجام شده، تمام ابزار رسانه‎ای رسمی جمهوری اسلامی برای پیام‎رسانی به مخاطبان بیگانه در سه کانال تلویزیونی کم‎اثر خلاصه می‎شود. در شرایطی که شبکه‎ ام‎بی‎سی چندی پیش براساس حجم مخاطب و فرصت‎های مناسب بازرگانی فقط برای مغرب عربی (الجزایر، مغرب و تونس) شبکه‎ای جدید و مستقل راه‎اندازی کرد، هنوز مدیر مجله موفق و معروف « العالم» که از سوی جمهوری اسلامی در لندن به چاپ می‎رسید و سال‎ها پیش از انتشار بازماند، به‎دنبال تسویه بدهی‎های نشریه است!
پ ) کوتاهی در روابط عمومی:
« اسد ا... علم» در خاطرات خود جمله‎ای از یک سیاستمدار خارجی درباره لابی‎های بین‎المللی نقل می‎کند به این مضمون که شام دادن یا خاویار فرستادن کافی نیست، بلکه باید روابط عمومی قوی داشت. جای تأسف است که در عرصه بین‎الملل گاه توفیق گروهک القاعده در این زمینه از بسیاری نهادهای نظام بیشتر بوده است! دکتر حسین کنعان لبنانی در پاسخ خبرنگاری که از او درباره نقش احتمالی امام موسی صدر در تخفیف شدت جنگ ایران و عراق می‎پرسد، پاسخ داده است که اگر امام موسی صدر بود این جنگ شاید اصلا رخ نمی‎داد و اضافه می‎کند به این دلیل که او عرب‎ها و اقتضائات و ویژگی‎هایشان را به‎خوبی می‎شناخت و می‎دانست با آن‎ها چگونه باید رفتار کرد. این واقعیتی غیرقابل انکار است که برقراری رابطه نزدیک و گاه کاملا غیررسمی با مسئولان و عناصر ذی‎نفوذ در کشورهای مختلف (مانند آن‎چه در تجربه درس‎آموز و قابل‎مطالعه رفیق حریری دیده می‎شود) به‎شدت بر تحولات و رویدادهای بین‎المللی مؤثر است.
ت ) عدم جدیت:
 با آن‎که دشمن در عملکرد خود هیچ‎گونه تسامح و تعارف ندارد و به آن‎چه براساس مطالعه و توطئه حساب شده می‎رسد با جدیت عمل می‎کند، ما معمولا در عمل و عرصه فعالیت از عوامل گوناگون متأثر هستیم و گاه خودمان هم چندان کار را جدی نمی‎گیریم و به مصداق سخن امیرالمومنین علیه‎السلام (عجبا من جد هولاء فی باطلهم و فشلکم عن حقکم) حسرت جدیت و قاطعیت آنان را می‎خوریم.
ث ) ناهماهنگی و تک‎محوری:
علی‎رغم اقتضای روشن عقل و دستور صریح نقل در فعالیت‎های ما معمولا به‎وضوح ناهماهنگی و عدم پیوستگی به‎چشم می‎خورد. در جایی که این ناپیوستگی بین اجزای یک تشکیلات مانند دو نمایندگی یک سازمان که تحت مدیریت واحد در دو شهر یا دو کشور فعالیت می‎کنند دیده می‎شود، دیگر طبیعتا نمی‎توان از دو نهاد مختلف جمهوری اسلامی انتظار داشت که کار ناهماهنگ و تکراری و گاه کاملا متناقض و متعارض نکنند.
ج ) اشتغال به مسایل جزیی:
امیر مؤمنان می‎فرمایند: یستدل علی ادبار الدول باربع تضییع الاصول و التمسک بالفروع و... این مشکل به‎طور گسترده در حوزه‎های متنوع مخصوصا در عرصه فعالیت‎های فرهنگی مشاهده می‎شود که گاه به‎جای اهتمام به اصول و موضوعات اصلی و ریشه‎ای و اساسی به فروع و مسایل حاشیه‎ای و جزییات توجه شده و هزینه‎های معنوی و مادی گوناگون به چنین جوانبی معطوف می‎شود.
چ ) سطحی بودن:
بسیاری از فعالیت‎ها هم علی‎رغم برخورداری از جنبه‎های مثبت به‎خاطر عدم تدوین نظام ارزشیابی و برآورد کارشناسانه از عمق لازم برخوردار نیستند و گاه بسیار سطحی و بی‎مایه انجام می‎پذیرند. در شرایطی که بعد از واقعه یازدهم سپتامبر صاحب‎نظران موج چهارم استشراق را حضور عملی افراد در عرصه مطالعات و تحصیلات آکادمیک می‎دانند (شاهد زنده این دیدگاه حضور گسترده دانشجویان آمریکایی و اروپایی در مقاطع مختلف دانشگاهی رشته‎های علوم انسانی نظیر تاریخ و ادبیات شرق و ادیان شرقی و... در دانشگاه‎های مختلف کشورهای عربی و اسلامی است).
بر این اساس، عدم شناخت صحیح باعث می‎شود که تحلیل‎های غلط یا غیردقیق براساس اطلاعات غلط یا غیردقیق شکل بگیرد. برخی از مسئولان و دست‎اندرکاران فرهنگی به‎دلیل عدم اطلاع دقیق از تفاصیل و جزییات مسایل گاه حتی بر‎اساس حدس و گمان تصمیم‎سازی می‎کنند و گاه حتی ظرفیت‎ها و توان‎ها و واقعیت‎های موجود بین‎المللی را دست‎کم می‎گیرند و ارزیابی درستی از موضوعات و مسایل ندارند. این در حالی است که کارشناسان کشورهای غربی گاه سال‎ها در کشورهای عربی زندگی و حتی ازدواج می‎کنند و زبان عربی را به سنت و شیوه مستشرقین به‎درستی فرا می‎گیرند.