تاریخ انتشار : ۲۴ دی ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۷  ، 
شناسه خبر : ۱۳۳۶۴۶
تأملی در سفر پرز به برزیل و آرژانتین

 علی اسدی
مدتی است ‌منطقه آمریکای لاتین تبدیل به مقصد بسیاری از دیپلمات‌ها از نقاط مختلف جهان شده است و مقامات کشورهای مختلف به صورت مکرر به کشورهای مختلف این منطقه سفر می‌کنند. این در حالی است که به نظر می‌رسد ایالات متحده نیز با دقت بیشتری تحولات مربوط به این منطقه را دنبال می‌کند. بویژه که مدت‌هاست نگاه‌ دولت‌ها و ملت‌های آمریکای لاتین درباره ایالات متحده تغییر یافته و از تعاملی کامل به تقابلی کامل رسیده است. اخیرا بحث تأسیس پایگاه‌های نظامی ایالات متحده در کلمبیا نیز بشدت خبرساز شده و کلمبیا و ونزوئلا را تا آستانه یک تقابل نظامی تمام عیار پیش برده‌است به نحوی که نیروهای نظامی 2 طرف در مرزهای مشترک کلمبیا و ونزوئلا به حالت آماده باش درآمده‌اند. به واقع به نظر می‌ر‌سد ‌جایگاه آمریکای‌لاتین در عرصه سیاست خارجی ایالات‌متحده و حامیانش ارتقای محسوسی یافته است و آنها در تلاشند ‌از تبدیل شدن این منطقه به جولانگاه کشورهای مخالف کاخ سفید نظیر ایران، روسیه و حتی چین ممانعت به عمل آورند.
در حال حاضر سران رژیم صهیونیستی به شکلی متوالی به کشورهای منطقه آمریکای لاتین سفر می‌کنند و می‌کوشند سطح مناسبات خود را با کشورهای این منطقه ارتقا دهند؛ هدفی که تاکنون محقق نشده است. چندی پیش آویگدورلیبرمن،‌ وزیر خارجه افراطی رژیم صهیونیستی به این منطقه سفر و از برخی کشورهای آمریکای لاتین دیدار کرده و با سران این کشورها به مذاکره پرداخت. اندکی بعد از سفر لیبرمن، رهبر حزب افراطی اسرائیل خانه ما، شیمون پرز، رئیس رژیم‌صهیونیستی نیز به این منطقه سفر کرد. در این میان به نظر می‌رسد نخستین و در عین حال مهم‌ترین هدف سران رژیم صهیونیستی از این سفرها تلاش برای کاستن از انزوای بین‌المللی کابینه بنیامین‌نتانیاهو، نخست وزیر راستگرای این رژیم باشد. از این رو‌ پرز و لیبرمن در سفرهای دوره‌ای خود به آمریکای لاتین کوشیدند ‌جایگاه رژیم‌صهیونیستی را در میان دولت‌های آمریکای‌لاتین احیا کرده و آن را ارتقا دهند. در این میان با توجه به اینکه میزان جمعیت یهودیان در برخی از کشورهای آمریکای‌لاتین نظیر آرژانتین نسبتا زیاد است، سران رژیم‌صهیونیستی به این جمع‌بندی رسیده‌اند که در آمریکای لاتین پتانسیل مطلوبی برای آنها وجود دارد. حال آنکه سفر پرز به این کشورها و بویژه آرژانتین نشان داد ‌ این تحلیل از اساس اشتباه بوده است.
به هنگام سفر رئیس رژیم صهیونیستی به بوئنوس‌آیرس، تظاهرات بزرگ ضدصهیونیستی برگزار شد و تظاهرکنندگان در شعارهای خود با اشاره به دریافت جایزه نوبل صلح توسط شیمون‌پرز، وی را تنها لایق نوبل قتل‌عام و کشتار دانستند و این استقبالی بود که بدترین تحلیلگران صهیونیست نیز تصور آن را نمی‌کردند. افزون بر این به نظر می‌رسد ‌ مقامات رژیم صهیونیستی با سفرهای مکرر به کشورهای آمریکای لاتین تلاش دارند ‌ زمینه را برای کوچ یهودیان به سرزمین‌های اشغالی فراهم کنند، چرا که در سال‌های اخیر رشد مهاجرت معکوس از اسرائیل و فرار یهودیان سبب نگرانی مقامات رژیم‌صهیونیستی شده است. این در حالی است که همزمان با سفر پرز، آویگدور لیبرمن، وزیر خارجه این رژیم نیز از هلند و دانمارک و نتانیاهو هم از فرانسه و آمریکا دیدار کردند تا بتوانند با تشدید رایزنی‌های خود از انزوای بین‌المللی اسرائیل در سطح جهان بکاهند؛ انزوایی که با توجه به پافشاری کابینه افراطی رژیم‌صهیونیستی بر مسأله شهرک‌سازی، بیش از هر زمان دیگری محسوس است و حتی در مقاطعی ایالات متحده را نیز در مقابل اسرائیل قرار داده است. نکته قابل توجه دیگر آنکه، صهیونیست‌ها با بحران‌های اقتصادی مواجه هستند از این رو‌ تلاش دارند با تمرکز بر مناطق ثروتمندی مانند آفریقا و آمریکای لاتین و آسیای مرکزی و قفقاز با استعمار کشورهای این مناطق برای مقابله با بحران اقتصادی خود چاره‌‌اندیشی کنند.
از سوی دیگر به نظر می‌رسد ‌ صهیونیست‌ها با علم به مناسبات نزدیک ایران و آمریکای لاتین‌ از طریق سفرهای مکرر به این منطقه‌ تلاش دارند ‌ این تعامل نزدیک را با چالش مواجه کنند. صهیونیست‌ها بدرستی دریافته‌اند که ایران از متحدانی استراتژیک در این منطقه برخوردار است و تعامل نزدیک با این کشورها قدرت چانه‌زنی جمهوری اسلامی را در مناسبات بین‌المللی ارتقا داده‌ است. از این رو‌ در آستانه سفر دکتر احمدی‌نژاد به آمریکای لاتین به منظور جوسازی علیه ایران‌ به دیدار مقامات و سران این منطقه شتافتند تا عملا تلاش‌های دوجانبه برای ارتقای سطح مناسبات ایران با این منطقه را با شکست مواجه سازند؛ حربه‌ای که کارساز نیفتاد و تأکید لولا داسیلوا، رئیس جمهور برزیل بر مناسبات نزدیک با جمهوری اسلامی، ناکامی سران رژیم‌صهیونیستی را کاملا عیان کرد. این نخستین سفر رئیس رژیم صهیونیستی به این کشور آمریکای لاتین از سال 1966 تا کنون محسوب می‌شد که به هیچ‌وجه خاطره خوشی را برای سران تل‌آویو بر جای نگذاشت. این در حالی است که آمریکای لاتین از سال‌های دور به عنوان حیاط خلوت آمریکا محسوب می‌شد و هم‌اکنون نفوذ ایران در این منطقه به هیچ‌وجه با منافع آمریکا و اسرائیل همخوانی ندارد بویژه آنکه تهران و کاراکاس در سال‌های اخیر روابط خود را به طور چشمگیری گسترش داده‌اند.