* شما به عنوان یکی از اعضای کمیسیون امنیت ملی وسیاست خارجه مجلس، نقش دول غربی و در رأس آنها آمریکا را در حوادث پس از انتخابات که آبستن ضررهایی برای کشورمان در عرصه داخلی و بینالمللی شد را چگونه ارزیابی میکنید؟
** وقایع پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری ریشهها و عوامل متعددی داشت که پرداختن به آن نیازمند بحثهای مفصلی است. همه ما میدانیم که وقایع پس از انتخابات موضوعی نبود که طی یکی، دو ماه شکل گرفته باشد بلکه دستها و ریشههایی در درون نظام وجود داشتند که در سالیانی این وقایع را زمینهسازی کرده بودند و اشتباه است که حوادث پس از انتخابات را از بعد داخلی بررسی کنیم و یا فقط به عوامل خارجی بپردازیم. بلکه از ابعاد مختلف دستهای داخلی و عوامل خارجی این موضوع باید بررسی شود و همه ما میدانیم افرادی سالهای متمادی برای چنین روزی برنامهریزی کرده بودند.
همه ما باید زوایا و بحثهای پشت صحنه را برای مردم باز کنیم تا مردم ابهاماتشان در این رابطه برطرف شود، البته رسانههای عمومی و ملی باید در این رابطه قدمهای اساسی بردارد. در وقایع پس از انتخابات برخی از کشورهای غربی و به ویژه آمریکا با تمام توان ورود پیدا کردند امیدهای زیادی برای آنها به وجود آمد البته آنها تمهیدات زیادی از قبل صورت داده بودند و حتی از سالها قبل روی خرده جنبشهایی از جمله جنبش زنان، کارگران، دانشجویی و اقشار مختلف برنامهریزی کرده و در این رابطه مبالغ کلانی هزینه کرده بودند. آنها برخی از گروه و طیفهای خاص زنان را محملی قرار داده بودند برای ایجاد یک استحاله و در واقع سلطهگری نرم و نمود آن کمکهای سفارتخانههای خارجی به همین گروهها بود. امثال خانم عبادی هم در این زمینه فعالیتهای جدی را انجام داده بودند.
کارگاهها و دورههای آموزشی به کار گرفته شده برای استفاده از فضای مجازی و اینترنت و در گزارش مؤسسه «بروکینز» آمریکا مفصل به آن اشاره شده و انواع روشها و گزینههایی که آمریکا میتواند با ایران اسلامی مقابله کند، روی میز آنها بود. بعد از آنکه با بیتدبیری کاندیدای معترض، مردم به خیابانها ریختند، دشمنان به واسطه این بیتدبیری خوابهایی که 30 سال محقق نشده بود را قابل دسترسی و امکانپذیر یافتند. دشمنان از همین حضور مردم بیشترین استفاده را برای ساماندهی، شبکهسازی و عوامل مختلف و گروهکهای تروریستی کردند.
* نقش عوامل داخلی در حوادث تلخ پس از انتخابات امسال را چقدر مؤثر و دخیل میدانید؟
** در رابطه با عوامل داخلی این وقایع اگر از لحاظ زمانی سیری داشته باشیم و وقایع قبل از انتخابات را نگاه کنیم میبینیم جریانی که در جامعه توسط برخی از کاندیدا و شخصیتها به راه افتاد باعث ایجاد یک ناامنی ذهنی و روانی برای مردم شد و آن کمیته صیانت از آرا بود، این مسأله قبل از انتخابات و به صورت قضاوت پیش از موعد صورت گرفت. برخی از احزاب و شخصیتها تمام تلاششان را انجام دادند که فضای روانی و ذهنی مردم را مخدوش و القا کنند در این انتخابات تقلب خواهد شد.
آنها قبل از آنکه هر اتفاقی افتاده باشد و انتخاباتی برگزار شده باشد نظام را متهم کردند که نظام نمیتواند از آرای مردم صیانت و نگهداری کند. این مسأله خطرناک و سؤالبرانگیز بود که هاشمی رفسنجانی قبل از انتخابات اعلام کرد بحث کمیته صیانت از آرا مطرح نمود. موسوی، کروبی و رضایی هم که رقیب احمدینژاد بودند و برنامهریزیها را یکی کردند و منسجم شدند علیه یک کاندیدا و ما حتی در استانها و شهرستانها دیدیم که ستاد این افراد در یک مکان کار میکردند و از کمیته صیانت از آرا هم حمایت کردند.
این نشان دهنده این است که موسوی به عنوان اصلیترین کاندیدای معترض در بازیای وارد شده است که قواعد آن بازی را قبول ندارد و اساساً ساز و کاری را که قانون اساسی درباره اجرا و نظارت انتخابات لحاظ کرده را قبول ندارند. سؤال اینجاست که موسوی چطور به خود اجازه داده است در انتخاباتی وارد شود که اساس قانون حاکم بر آن را قبول ندارد.
افراد مختلف با همین شائبه تقلب توانستند حتی قبل از انتخابات مردم را به خیابانها بیاورند. بحث بیتدبیری هم که مقام معظم رهبری در نماز جمعه روی آن تأکید کردند یکی دیگر از عوامل به وجود آمدن فضای پس از انتخابات است. به هر حال این روند را ما از همان ابتدای حوادث پس از انتخابات در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجه مجلس به واسطه نگرانیها و پیش بینیهایی که داشتیم مورد بررسی قرار دادیم و به دیدار سه کاندیدای معترض و حتی هاشمی رفسنجانی رفتیم و تمام تلاشمان در این دیدارها این بود که این هشدار را بدهم که این شرایط به لحاظ امنیت ملی و جایگاه نظام به لحاظ وجهه بین الملل نه به صلاح مردم است و نه به صلاح انقلاب و نظام.
دیدار ما از این افراد واقعاً با رویکرد دوستانه و صمیمانه بود و با توجه به بیانات مقام معظم رهبری که فرموده بودند هر چهار کاندیدا در درون نظام هستند به دیدار آنها رفتیم. اما آقایان متأسفانه توجهی نداشتند و هنوز هم تبعات این بیتدبیریها را میبینیم و دود اصلی این قضیه به چشم مردم میرود.
* شما اشاره فرمودید که در همان اوان حوادث پس از انتخابات، کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجه دیداری با هاشمی رفسنجانی داشته است، در این دیدار چه بحثهایی صورت گرفته است؟
** در دیداری که ما با آقای هاشمی داشتیم از ایشان خواستیم همانطور که در نامه خودشان به مقام معظم رهبری اشاره کردهاند و خود را یکی از سه یاور خمینی دانستهاند یاور رهبر و ولی فقیه باشند و به ایشان گفتیم انتظار تدبیر و مدیریت در راستای به حداقل رساندن تنشها، وقایع و حوادث را داریم.
منتها به رغم اینکه خود ایشان اذعان داشتند که امروز شرایطی برای نظام اتفاق افتاده سختتر از زمان جنگ است و خسارت و صدمات آن سنگینتر از آن زمان میباشد، اما حرکت خاصی در این باره انجام نداد. هاشمی در این دیدار تأکید زیادی بر جایگاه ولایت فقیه و شایستگیهای مقام معظم رهبری و میزان ارادتی که به مقام معظم رهبری داشت را به زبان آورد اما انتظاری که ما داشتیم، این بود که ایشان با تدبیر و هوشمندی معترضان را مدیریت کنند و البته محقق نشد. ما انتظار داشتیم پیرو بیانات ارزنده مقام معظم رهبری در نماز جمعه هاشمی بیانیه ارائه بدهند و اعلام مواضع موافق کنند اما این اتفاق نیفتاد. البته هاشمی در این جلسه این قول را دادند که این کار صورت میگیرد اما این اتفاق هم نیفتاد. ما قبل از جلسه با هاشمی با موسوی جلسه داشتیم و زمانی که به هاشمی گفتیم که با موسوی صحبتی کند و تقبیح کند این قضیه را، این را هم صورت نداد.
هاشمی گفت: کف خواستههای موسوی ابطال انتخابات است و این در حالی بود که موسوی به ما گفته بود تغییری در روند کار ایجاد خواهد کرد. در همان جلسه هاشمی معترض سیاستهای موسوی بود اما نمیدانیم چه دستی در کار است که هاشمی همچنان جزو مدافعین موسوی باقی میماند.
البته شاید فشار فرزندان هاشمی است، فرزندان ایشان باعث جدایی ایشان از رهبری و باعث القای این موضوع میشوند که هاشمی همچنان به عنوان یک مدافع برای موسوی بماند. به هر حال اعلام موضع هاشمی در جاهایی خطاب به حوادث این بوده است که راه برون رفت از وضع فعلی تبعیت از ولایت فقیه و قانونمداری است ولی انتظار این بود که خروجی عملکرد ایشان هم با این شعار سنخیت بیشتری داشته باشد.
* نقش و محوریت فرزندان هاشمی رفسنجانی را در وقایع پس از انتخابات چگونه میبینید؟
** این سؤال مهمی است که در اذهان مردم است و ما هر زمان که با مردم مواجه میشویم مردم دنبال پاسخی در این راستا میگردند و میخواهند در این باره با آنها راحت و شفافتر صحبت کنیم. به عقیده بنده، ما باید نقش افراد منتسب به برخی شخصیتهای درون نظام را خیلی جدی بگیریم و همه آن مربوط به شرکت در انتخابات، هدایت اغتشاشگران و تلاش و فعالیت برای تحریک مردم نمیشود بلکه این موضوع به سالها قبل برمیگردد. همان آقازادههایی که از سالها قبل اسباب نارضایتی مردم را فراهم کردند امروز تبدیل به رهبر مردم معترض شدهاند یعنی لیدر جریان معترض همین آقازادههایی هستند که این معترضین را با عملکرد بد خودشان متأسفانه نسبت به کل نظام ناراضی کردند. ما اگر پروندههای تخلفات مالی و اقتصادی برخی از این آقازادهها و افراد منتسب به شخصیتهای نظام را که موجود هم است در نظر بگیریم، میبینیم که همین تخلفات باعث بیاعتمادی بخشی از جامعه نسبت به نظام شد.
وقتی مردم تبعیضی را در نظام جمهوری اسلامی ایران میبینند نباید انتظار داشته باشیم که نسبت به نظام همچنان وفادار و معتقد بمانند. قاعدتاً دیدن این تبعیضها و عدم برخوردها با آقازادهها باعث رنجش مردم از نظام خواهد شد. هر چند که مقام معظم رهبری بارها و بارها در رهنمودها و فرمایشات خود این مسأله را اعلام کردهاند و لزوم مبارزه با مفاسد اقتصادی و به لزوم برپایی عدالت را اشاره و از سران سه قوه این را هم مطالبه کردهاند.
منتها بعضا اهمال و سستیهای صورت گرفته در رابطه با برخورد با مفسدان اقتصادی که منتسب به شخصیتهای نظام هستند و بخشی از معترضین وقایع پس از انتخابات همین دسته از مردم بودند که نسبت به تبعیضها و تخلفات مالی و اقتصادی آقازادهها ناراضی بودند اما چه اتفاقی میافتد که همین آقازادهها تبدیل میشوند به لیدر همین مردم و ساماندهی میکنند اغتشاشات را و در این رابطه هم هزینههای زیادی متقبل میشوند. حتی در صحنهها و میادینی میبینیم که این افراد پولهای زیادی خرج میکنند برای اینکه اراذل و اوباش بتوانند ایجاد رعب و وحشت کنند و بانک و مغازهها را به آتش بکشانند.
برخی از این افراد هم مستقیماً در اغتشاشات حضور و طراحی شعار را هم بر عهده داشتند، این مسأله جای تأمل دارد و مردم باید زیرکانه به آن بیندیشند که چه سودی عاید مهدی هاشمی و فائزه هاشمی و دیگران میشد که اینطور سینه برای موسوی چاک میکردند و جلوی جمعیت حرکت میکردند و ساماندهی این اعتراضات را بر عهده میگرفتند.
به عقیده من نظام باید جدیتر با اینها برخورد کند چرا که هر چقدر محافظهکارانه با این مسائل برخورد کنیم حتماً بیشتر متضرر خواهیم شد و متضرر اصلی مردم و احیاناً نظام مقدس جمهوری اسلامی است که حاصل خون شهداست.
اخیراً خبری داشتیم که بهتر است بیشتر روی این خبر تأمل کنیم. در پرونده «استاد اویل» کدام یک از این آقازادهها 35 میلیون دلار رشوه از شرکت واسطه خارجی دریافت میکند تا منافع و امتیازات نفتی ایران را به این شرکت بدهد. چطور میشود فردی که خود را منتسب به یکی از شخصیت نظام میداند چوب حراج به منافع ملی ایران از جمله نفت بزند تا بتواند پولی را به جیب بزند.
این موضوعی نیست که بخواهیم در درون نظام از آن چشمپوشی کنیم. البته باید این را هم گفت قوه قضائیه در بحث وقایع انتخابات بسیاری از جاها خوب عمل کرده است.
* شما به فعالیتهای اقتصادی و مالی آقازادهها اشاره فرمودید، وظیفه دستگاه قضائی در این رابطه چیست؟
** وظیفه مشخص است اما تنها وظیفه قوه قضائیه نیست، یعنی هم دستگاه قانونگذاری و قوه مجریه در کنار قوه قهریه باید با عزم جدی در این راستا قدم بردارند و روالی را تعریف کنند که حتی از اینگونه مفاسد پیشگیری شود. جاهایی ما باید با وضع قوانینی از اینگونه مسائل پیشگیری کنیم. آنجا باید قوه مقننه ورود پیدا کند.
اگر در آن راستا قانون رسا و کارآمد نیست قوه قضائیه باید لایحه را به مجلس ارائه کند و موادی در آن دیده شود که ما بتوانیم جدیتر با اینگونه مفاسد برخورد کنیم. قوه مجریه هم به جهت نظارت و بازرسی و اشرافی که روی دستگاههای اجرایی دارد میتواند قدمهایی را بردارد و این خواسته مقام معظم رهبری است. فرمان هشت مادهای امام راحل و مقام معظم رهبری هم در راستای مبارزه با مفاسد اقتصادی بوده است و توقع مقام معظم رهبری در این راستا قابل تأمل است.
البته رهبر معظم انقلاب در همین رابطه توقعات و انتظاراتی را هم از جنبش دانشجویی دارند که باید همه اینها بازخوانی شود و مورد توجه بیشتر قرار بگیرد. در همین رابطه ما امروز بحث دانشگاه آزاد را داریم که باید مورد بررسی قضائی قرار گیرد.
* موضوع دانشگاه آزاد چرا میتواند در بحث مربوط به مفاسد اقتصادی و بسط و گسترش عدالت بگنجد؟
** ناراضیان زیادی نسبت به عملکرد مدیریت دانشگاه آزاد امروز وجود دارد و جنبش دانشجویی هم معترض عملکرد مدیر این دانشگاه هستند. خیلی از دانشجویان بارها بیانیه دادهاند، طومار امضا کردهاند، بارها نامه خطاب به قوه قضائیه دادهاند و همچنین تجمعات مختلفی را مقابل شورای عالی انقلاب فرهنگی داشتهاند اما راه به جایی نبردهاند. چه اتفاقی میافتد که حتی در صدا و سیمای ما فرصت داده میشود که جاسبی رئیس دانشگاه آزاد بیایند و ازعملکرد خودشان دفاع کنند. به صورت قطع اینگونه مسائل مورد رضایت مقام معظم رهبری نیست.
* در نامهای که شما به رئیس سازمان صدا و سیما نوشتید چه خواستهای را مطرح کردید؟
** من در روزهای گذشته نامهای خطاب به آقای ضرغامی نوشتم که در این نامه صراحتاً اشاره کردم در حالی که نسبت به سوء عملکرد مدیریت دانشگاه آزاد اعتراضات جدی وجود دارد و مردم دچار ابهاماتی در این رابطه هستند، میبینند تبعیضی را که دانشگاه آزاد قائل میشود نسبت به دانشجویان و روندی که نشانه ظلم و بیعدالتی در این دانشگاه است چرا ما باید تریبونی را به دست مدیریت این دانشگاه بدهیم. در حالی که پروندههای قضائی این دانشگاه همچنان موجود است و به آن پروندهها پاسخ لازم داده نشده. رسانه ملی نباید فرصت به کسانی بدهد که ناقض حقوق مردم هستند و اینها هستند که باعث نارضایتی برخی از مردم نسبت به نظام شدهاند.
ریشههای وقایع پس از انتخابات را باید در اینگونه مسائل هم جستوجو کنیم. وقتی مردم میبینند که رسانه مردم فرصت برای کسی قرار داده که علناً حق آنها را زیر پا گذاشته و بیعدالتی و ظلم را در حیطه کاری خود عمومیت داده طبیعتاً نسبت به رسانه ملی معترض میشوند. بسیاری از کسانی که به خیابانها ریختند همین افرادی بودند که نسبت به اینگونه عملکردها اعتراض داشتند و چون تحلیل نداشتند نسبت به کلیت نظام، دانشگاه آزاد را به عنوان جزوی از درون نظام عملکردش را بررسی کردند و آن را تعمیم دادند به کل نظام و در نتیجه نسبت به کل نظام بدبین شدند. برخورد قضائی با اینگونه مسائل میتواند کمک کند به اینکه بخش اندکی ازمردم که نسبت به نظام بدبین هستند، اعتمادشان دوباره جلب شود.
* مبنای درخواست شما از آقای ضرغامی چه بوده است؟
** بنده در این نامه صراحتاً از آقای ضرغامی خواستم که باب نقد و انتقاد از دانشگاه آزاد در رسانه ملی باز شود، ما دیدیم که مقام معظم رهبری در نماز جمعه بعد از انتخابات اعلام فرمودند که مناظرهها در صورتی که در فضای منصفانه و نقادانه برگزار شود خوب است و میتواند کمکی باشد برای کارآمدی نظام. دانشگاه آزاد یکی از موضوعاتی است که باید با توجه به اعتراضاتی که در جامعه نسبت به آن وجود دارد محل نقد و نظر قرار بگیرد و افرادی بتوانند عملکرد این دانشگاه را نقد کنند و دانشگاه آزاد و مدیریت آن باید پاسخگوی افکار عمومی و جنبشهای دانشجویی در این رابطه باشد.
نامه بنده پیرو حضور جاسبی در برنامه تهران بیست بود که ایشان یک طرفه به سخنسرایی پرداخته بود و بعد از آن آقای ضرغامی به همان شبکه دستور داده بودند که مناظرهای را برگزار کنند که جاسبی یا زارعی، معاون حقوقی ایشان در این مناظره شرکت کنند و یکی از نمایندگان معترض به مدیریت دانشگاه آزاد در یک طرف مناظره حضور داشته باشد.
وقتی ما اعلام آمادگی کردیم و قرار شد یکی از نمایندگان که نسبت به جزئیات قضایای مربوط به این دانشگاه و تخلفات این دانشگاه اشراف دارند و مستندات را کامل در دست دارند حضور پیدا کنند، متأسفانه شاهد این بودیم که دانشگاه آزاد پا پس کشید و جاسبی دیگر حاضر به مناظره نشد و علت آن حتماً هراسی است که از نقدها در رابطه با مدیریت این دانشگاه وجود دارد. همین طفره رفتن از مناظره تأییدی است براین که اینگونه نقدها نسبت به دانشگاه آزاد براساس مستنداتی است و دانشگاه آزاد میداند که اگر این مستندات ارائه شود حتما وجهه و آبروی مدیریت این دانشگاه بر باد خواهد رفت.
* دهم شهریور ماه سال جاری خبر وقف اموال و داراییهای دانشگاه آزاد به وسیله هیأت مؤسس آن در قالب بیانیهای صورت گرفت، آیا این وقف قانونی است؟
** مطالب در مورد دانشگاه آزاد بسیار است اما یکی از مطالب مهم آن هراسی است که مدیریت دانشگاه آزاد نسبت به تغییر مدیریت این دانشگاه دارد. تسلطی که تا به حال نسبت به این اموال داشته را میترسد از دست بدهد. آقای جاسبی احساس میکند اموال این دانشگاه شخصی است و به خاطر همین هم این اجازه را به خود میدهد که به یکباره همه این اموال را وقف کند. این امر به آقای جاسبی مشتبه شده است که خودشان را میراث دار این دانشگاه میدانند و حق وقف اموال بسیار زیاد این دانشگاه را به خود دادهاند.
اینجا بزرگترین تخلف صورت میگیرد و متأسفانه برای وجهه بخشیدن به این تخلف به استیذان از مقام ولایت ارتباط میدهند و اعلام میکنند در وقف اموال از رهبر معظم انقلاب اجازه گرفتهایم که بلافاصله دفتر مقام معظم رهبری این موضوع را تکذیب میکند.
البته در عملکرد دانشگاه آزاد شاهد هستیم هر جا بحث تخلف این دانشگاه است، مدیریت این دانشگاه تلاش میکند با خرج کردن از رهبری موقعیت خود را ثبات و وجههای خاص ببخشد.
* همانطور که اشاره فرمودید در بیانیه دانشگاه آزاد ادعای موافقت مقام معظم رهبری با وقف اموال این دانشگاه مطرح شد که با تکذیبیه دفتر مقام معظم رهبری مواجه شد، دروغ و شایعهپراکنی دانشگاه آزاد در این رابطه قابل پیگیری قانونی میتواند باشد؟
** بله، قطعاً همینطور است. البته در بحث پیگرد قانونی پروندههای دیگری هم وجود دارد که از آن جمله زمینهای حصارک است.
دختران آقای هادوی هم فیلمی در این رابطه دارند که در آن نشان میدهد که از سوی عوامل دانشگاه آزاد به آنان حمله شد و به دستور جاسبی به منزل و اعضای خانواده هادوی تعرض شده است. قاعدتاً انتظار این بود که دستگاه قضائی به صورت جدیتر با این موضوع برخورد داشته باشد و البته هنوز هم خواسته ما از دستگاه قضائی و آیتالله لاریجانی هم همین است. بنده نامهای خطاب به آیت الله لاریجانی داشتم در رابطه با برخورد با متخلفان اینچنینی چه آقازادهها و چه دانشگاه آزاد. ما میخواهیم که دستگاه قضائی با یک روند عادلانه پیگیری جدی نسبت به این پروندهها داشته باشد تا مردم ما شاهد این باشند که در نظام مقدس اسلامی،دستگاه قضائی شخص را نمیشناسد بلکه عدالت ملاک عملکرد دستگاه قضائی است و همین باعث ایجاد اعتماد بیشتر در بین مردم خواهد شد.
* مشکل دانشگاه آزاد مدیریت آن است یا مشکل به آموزش این دانشگاه و سطح تسهیلات ارائه شده به دانشجویان و دیگر مسائل برمیگردد؟
** قطعاً این یک بحث انحرافی است. همان زمان که بنده به آقای ضرغامی نامه دادم بلافاصله دانشگاه آزاد یک جوابیه شتاب زده تهیه کرد و در این جوابیه مشخص بود که دانشگاه آزاد، مدیریت این دانشگاه را میخواهد پیوند بزند به اصل دانشگاه و در آن نامه در دفاع از دانشگاه آزاد سخنرانی میکردند.
در صورتی که بحث ما بحث دانشگاه آزاد نیست، دانشگاه آزاد به صرف دانشگاه بودن ظرفیتی است برای علم آموزی فرزندان این کشور و یک فرصت بسیار مغتنمی است، اما اینکه چه کسی چه سیستمی را بر این دانشگاه حاکم میکند و اینکه مدیر این دانشگاه چه عملکردی دارد، موضوع بحث ماست وگرنه قطعاً اگر فردی مناسب با شایستگیهای لازم در رأس این دانشگاه قرار بگیرد و سیستم مناسبی را برای این دانشگاه تعریف کند حتماً یک ظرفیت عظیمی برای نظام است که به بهترین نحو خواهد توانست فرزندان این مرز و بوم را تربیت کند برای آینده کشور اما متأسفانه هر کجا نام مدیر دانشگاه آزاد میآید، آقای جاسبی و دیگر اطرافیان ایشان آن را منتسب به اصل دانشگاه میکنند و دفاع از کیان دانشگاه مینماید. این موضوع باید شفافسازی شود که اعتراض ما به مدیریت دانشگاه آزاد و سیستمی که تعریف کردهاند و مدارک جعلی که ارائه میشود، است.