تاریخ انتشار : ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۱:۳۵  ، 
شناسه خبر : ۱۳۳۷۳۵
اشاره: مدیر برنامه خاورمیانه بنیاد کارنگی طی گزارشی با اشاره به وقایع جنگ ایران و عراق و کشورهای عربی حامی عراق، نوشت که صدام حسین پاداش حمایت‌های وسیع کویت از این کشور در جنگ با ایران را با اشغال و تهاجم پاسخ داد.

به گزارش فارس، "مارینا اتاوی " مدیر برنامه خاورمیانه بنیاد کارنگی است و روی موضوع تغییرات سیاسی در خاورمیانه و امنیت خلیج‌فارس کار می‌کند.
این محقق آمریکایی در گزارشی به بررسی نقش ایران در خاورمیانه پرداخته است. در ادامه بخش دیگری از گزارش "ایران، آمریکا و خلیج فارس " ارائه می‌شود.
کویت که یکی دیگر از کشورهای حوزه خلیج فارس به شمار می‌آید از هر دو کشور ایران و عراق بیمناک است. تقریبا حدود یک سوم از جمعیت کویت را شیعیان تشکیل می‌دهند. عراق بارها اعلام کرده بود که کویت بخشی از خاک این کشور به شمار می‌آید. هنگامی که کویت استقلال خود از بریتانیای کبیر را اعلام کرد، عراق بلافاصله ادعای مالکیت این سرزمین را اعلام کرد اما هنگامی که عراق به دنبال جلب حمایت انگلیس و بازگشت به اتحادیه عرب بوده، مجبور شد که این ادعا را رها کرد.
بر همین اساس، کویت درسال‌های بعد از 1980 میلادی و در جریان جنگ ایران و عراق، حمایت‌های تنگاتنگی از عراق کرد و به این کشور این اجازه را داد تا از بنادر کویت استفاده کند، علاوه بر آن از عراق حمایت‌های مالی کرد و در کنار عربستان سعودی به صادرات نفت عراق نیز کمک کرد. بر همین اساس بین ایران و کویت تنش زیاد و حتی برخی تقابل‌های تسلیحاتی نیز روی داد.
بعد از جنگ ایران و عراق، "صدام حسین " پاداش حمایت کویت از عراق را با تهاجم به این کشور در سال 1990 پاسخ داد و بلافاصله عراق به بزرگترین تهدید برای کویت تبدیل شد.
مداخله آمریکا نه فقط باعث بازگشت استقلال کویت گردید بلکه آمریکا را به اصلی‌ترین حامی این کشور تبدیل کرد و کویت نیز به متحدی قابل اطمینان برای آمریکا تبدیل شد و در جریان اشغال عراق،‌کویت میزبان نیروهای آمریکایی بود.
اگر چه مدت زیادی نیست که کویت برای حمایت خود از عراق مجبور شده تا از کارت ایران استفاده کند اما این کشور همچنان در حال بهبود روابط با تهران است.
هر دو کشور [ایران و کویت] بهبود روابط را تصدیق کرده‌اند و این روابط تا آنجا پیش رفت که کویت از حق تهران برای پیگیری برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای دفاع کرد.
اگر چه ایران و کویت اختلافی یک دهه‌ای درباره استخراج از میدان گازی "دوره " دارند که این میدان گازی مورد ادعای عربستان نیز است اما این مشکل به بحران منتهی نشده و توسط هر دو کم اهمیت جلوه داده شده است.
در میان کشورهای حاشیه خلیج فارس، قطر و عمان کشورهایی هستند که به طور کامل بدگمانی خود نسبت به ایران را کنار گذاشته و روابط خوب با ایران را برگزیده‌اند.
این موضوع برای عمان به دلایل اقتصادی و تا حدودی نیز تاریخی است.
عمان شبیه دوبی دارای منافع تجاری زیادی با ایران است البته در مقایسه با دوبی،‌در مقیاس کمتری است.
روابط تجاری عمان با ایران تاریخی بوده و قاچاق کالا یکی از اصلی‌ترین منابع امرار معاش مردمی است که در طول ساحل‌های این کشور زندگی می‌کنند و فرصت های اقتصادی زیادی به غیر از این کار را نیز پیش رو ندارند.
موقعیت عمان که در حاشیه خلیج فارس قرار گرفته، این کشور را به طور قابل قبولی دور از مرکز منازعات ایران و عراق قرار داده بود و همین امر باعث شده بود تا این کشور بیطرفی خود و عدم جانبداری از کشوری را اتخاذ کند.
به علاوه روابط خوب عمان با ایران ریشه تاریخی دارد و یکی از دلایل اصلی آن به سال 1975 باز می‌گردد، هنگامی که شاه ایران به سلطان عمان در پایان دادن به ماجرای شورشیان "ظفار " که مورد حمایت عربستان بودند، کمک کرد. ایران در آن سال‌ها از عمان در مقابل عربستان سعودی حمایت می‌کرد.
روابط بین ایران و قطر نیز بر اساس این اصل مشخص شده که یک کشور کوچکی به دنبال منافع ویژه‌ای بوده و همچنین در تلاش برای ایفای نقش به عنوان یک بازیگر مهم در موضوعات منطقه‌ای است.
قطر همچنین خود را به عنوان یک حامی وفادار از گزینه مقاومت در برابر اسرائیل و همچنین حضور ارتش آمریکا در منطقه جلوه داده است.
اگر چه در بین سال‌های 1980 تا 1988 و در بحبوحه جنگ ایران و عراق، قطر از عراق حمایت کرد اما به نظر می‌رسد که این موضوع باعث پدیدار شدن نتایج منفی پایداری بر روابط بین این دو کشور نشده باشد البته این موضوع ممکن است به دلیل تغییر امیر قطر باشد.