تاریخ انتشار : ۰۸ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۶  ، 
شناسه خبر : ۱۳۳۹۴۲
به مناسبت هفتم آذر، روز نیروی دریایی

در هفتم آذر سال1359 طی عملیات دریایی موسوم به (مروارید) کارکنان ناوچه قهرمان پیکان، نیروهای تفنگدار، تکاور، فرماندهان و نیروهای ویژه و کارکنان متخصص هوا- دریا حماسه ای ماندگار و عاشورایی خلق کردند. در هفتم آذر سال1359 رزمندگان دریادل نیروی توانمند دریایی ارتش در نبرد به یاد ماندنی (مروارید) معیارهای جنگی استکبار جهانی را شجاعانه در هم ریختند و طی انجام چند بخش از عملیات بزرگ مروارید، نقطه عطفی در جنگ های دریایی بین المللی به وجود آوردند. در آن دوران بسیار مقدس، امام راحل درباره رزم سلحشوران جان بر کف نیروی دریایی در هفتم آذر1359 در عملیات دریایی مروارید فرمودند: (... رویارویی نیروی دریایی ارتش با دشمن و آن همه افتخارات رزم، رشادت، شهامت و شهادت نشانه ای از اقتدار و اعتبار این نیروی بزرگ و سرافراز است...) قهرمانان سرافراز عملیات موفق و پیروز (مروارید) در هفتم آذر سال1359 چنان ضربات مهلکی بر پیکره نیروی دریایی دشمن وارد کردند که امید فتح جبهه دریا را در مغز صدام حسین و سردمداران بعثی رژیم عراق به یاس بدل کردند و طی دوازده ساعت عملیات مروارید که از سپیده دم7 آذر سال1359 شروع شد، طرح انهدام و تصرف دو سکوی حیاتی و نفتی عراق به نام های (البکر) و (الامیه) را به اجرا در آوردند.
در لحظات اولیه این عملیات در ساعت5:30 دقیقه صبح روز هفتم آذر سال59، ابتکار عمل، به دست دریادلان نیروی توانمند دریایی افتاد. در این مرحله رزمندگان نداجا با پشتیبانی تیزپروازان نیروی قدرتمند هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران با انهدام هفت فروند ناوچه موشک انداز اوزا، یک فروند ناو مین روب، یک فروند ناو نیرو بر، سه فروند ناو لندینگ کرافت، سه فروند یگان شناور متفرقه، سرنگون نمودن11 فروند هواپیمای جنگنده دشمن، به غنیمت گرفتن مقادیر قابل توجهی سلاح های سبک، موشک های دوش پرتاب و دستگاه های مخابراتی و همچنین به اسارت گرفتن تعداد26 تن از نیروی های بعثی و کشته و مجروح ساختن بیش از600 تن از نیروهای دشمن توانستند بیش از90 درصد از یگان ها و نیروهای پشتیبانی کننده ناوگان دریایی درگیر رژیم بعثی عراق را منهدم نمایند.
9 صبح روز هفتم آذر و در حالی که منطقه درگیری مالامال از غرش توپ های دریایی، شلیک اژدرها و صدای زوزه سقوط هواپیماها و بالگردهای دشمن بود، تکاوران غیور و نیروهای هوادریای نیروی دریایی کشورمان به سکوهای نفتی البکر نزدیک شدند و طرح تصرف سکوهای مذکور را آغاز کردند. در این میان نبرد تن به تن در اطراف سکوها، پایانه های نفتی و باند بالگرد این دو سکو آغاز شد به گونه ای که نیم ساعت بعد تمامی افراد مستقر و نگهبانان این سکوها خود را تسلیم نیروهای ایرانی کردند و عملا این دو سکوی نفتی که شاهرگ حیاتی و اقتصادی عراق بود برای اولین بار به دست دریادلان نیروی دریایی فتح شد و پرچم سه رنگ میهن عزیزمان در بالاترین نقطه این سکوها به اهتزاز در آمد. در این بخش از عملیات مروارید تعداد زیادی از مزدوران بعثی به هلاکت رسیدند. صدام حسین در روز30 نوامبر ژ (10 آذر 1359) در جلسه ای با حضور فرماندهان جنگی در دفتر کارش گفته بود که شنیدن خبر واقعه هفت آذر و عملیات مروارید و کسب پیروزی قاطع ایرانی ها در این عملیات، بدترین خبر در طول زندگی وی بوده است.
بعد از پایان عملیات زمانی که ناوچه قهرمان پیکان به اتفاق همه کارکنان، پیروز و موفق در حال عزیمت و مراجعت به وطن بودند ناگاه مورد هجوم یک شناور عراقی که پشت یکی از اسکله های نفتی عراق مخفی شده بود قرار گرفت و علی رغم تلاش فراوان فرمانده ناوچه و کارکنان آن برای جلوگیری از غرق شدن ناوچه قهرمان پیکان در قعر آب های نیلگون خلیج فارس جای گرفت و سی نفر از پرسنل سلحشور آن دعوت حق را لبیک گفتند و به مقام شهادت نایل آمدند. وقتی خبر این حماسه بزرگ به استحضار حضرت امام (ره)، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران رسید ایشان این روز را به نام روز نیروی دریایی نامگذاری نموده و در پیامی فرمودند: «نیروی دریایی بحمدالله در آب های خلیج فارس و مرزهای آبی کشور در عرصه دفاع مقدس از کشور اسلامی مان چون نگینی درخشنده است و بر عرشه کشتی افتخار و صلابت خود استوار ایستاده است...»
انجام عملیات مروارید در7 آذر سال59 چنان ضربات مهلکی بر ماشین جنگی رژیم بعث عراق وارد کرد که تا پایان جنگ صادرات نفت عراق از خلیج فارس قطع گردید و این امر ضربات جبران ناپذیری بر اقتصاد عراق وارد کرد. لیکن استکبار جهانی با بهانه های مختلف هر از گاهی اقدام به یکه تازی و ایجاد مزاحمت های مختلف برای همه شناورهای در حال تردد در منطقه خلیج فارس از طریق واردکردن انواع هواپیماهای جنگی از قبیل میراژ، سوپراتاندارد و سوپر فرلون کرده و شناورهای غیرنظامی ایرانی و خارجی را مورد حمله و هجوم موشکی و هوایی خود قرار می داد که این سیاست دد منشانه آنها نیز با مقابله قهرمانانه دریادلان نیروی دریایی با شکست مواجه شد.
در خاتمه این نوشتار، به اجمال زندگینامه دریادار شهید محمد ابراهیم همتی، فرمانده ناوچه قهرمان پیکان را مرور می کنیم؛
محمد ابراهیم اولین فرزند از شش فرزند خانواده همتی بود. در سال1329 در شهرستان سمنان به دنیا آمد و تا شش سالگی در آنجا زندگی کرد. خانواده او سپس به تهران مهاجرت کردند. او به مدرسه رفت و تا کسب دیپلم همیشه جزء بهترین شاگردان مدرسه بود. در سال1348 بعد از اخذ دیپلم از دبیرستان رودکی با توجه به اینکه در رشته مهندسی دانشگاه تهران قبول شده بود به دلیل علاقه ای که به دریا داشت نیروی دریایی را برگزید و جهت طی دوره های ناوبری و فرماندهی کشتی به آلمان اعزام شد و در آنجا نیز در بین دانشجویان70 کشور جهان رتبه اول را به خود اختصاص داد و به ایران بازگشت.
پس از بازگشت از آلمان به جهت تکمیل مهارت ها و تخصص های دریانوردی مجددا به کشورهای سوئد و فرانسه اعزام شد و تا سال1357 در آنجا به تحصیل مشغول بود و پس از آن به ایران بازگشت و در منطقه دوم دریایی بوشهر مشغول به خدمت گردید.
دست سرنوشت به گونه ای باور نکردنی شهید محمد ابراهیم همتی را به ناوچه پیکان پیوند زد، چرا که همزمان با تحصیل در فرانسه ناوچه پیکان به سفارش ایران در این کشور ساخته شد و شهید همتی با همین ناوچه به ایران بازگشت و تا روز شهادت در سمت فرمانده ناوچه پیکان بود.
بیش از دو سال از آمدنش می گذشت و او در بوشهر و بر روی ناوچه پیکان خدمت می کرد که جنگ آغاز شد. روز31 شهریور سال1359 که حمله نیروهای عراقی به کشور آغاز شد محمد ابراهیم در مرخصی به سر می برد و در تهران بود. بعد از ظهر به فرودگاه مهرآباد حمله شد و یورش نیروهای عراقی از طریق رادیو و تلویزیون اعلام گردید. بلافاصله برای تهیه بلیت هواپیما از خانه بیرون رفت. اما چند ساعت بعد با ناراحتی به خانه برگشت و گفت: به علت حمله به فرودگاه ها تمام پروازها لغو شده و هیچگونه پروازی صورت نمی گیرد. آرام و قرار نداشت و اصرار داشت که شبانه به سوی بوشهر حرکت کند، چرا که می گفت: در بوشهر نیاز به کمک او دارند. بلافاصله همان شب لباس هایش را جمع کرد و با اتوبوس به شیراز رفت و از آنجا با سواری خود را به بوشهر رساند و سه ماه بعد در هفتم آذر سال 59 در عملیات مروارید ناوچه اش هدف موشک قرار گرفت و او به همراه سی نفر از پرسنل دلیر ناوچه پیکان در آب های خلیج فارس ماوا گرفت.
شهید همتی از زبان برادرش محمد اسماعیل همتی
من مدتی در کشور آلمان بودم که این موضوع همزمان شد با آمدن محمد ابراهیم به آلمان و در آنجا می دیدم که با چه شور و علاقه ای تحصیلش را ادامه می داد. او علاقه بسیار شدیدی به ایران داشت و در طول سال هایی که در خارج بود مدام از ایران حرف می زد و به فکر پدر و مادرمان بود.
شهید همتی از زبان مادر
محمدابراهیم علاقه بسیاری به امام حسین (ع) داشت و از روز اول محرم تا دهم محرم همیشه لباس سیاه می پوشید، زمانی که کوچکتر بود و تنها10-12 سال سن داشت با دوستانش یک تکیه کوچک درست می کرد و هیئت راه می انداخت.
محمدابراهیم بسیار کنجکاو بود و علاقه زیادی به تجربه نمودن و آزمایش کردن هرچیزی داشت و حتی با یک سری وسایل ابتدایی در زیر زمین منزل، تاریکخانه عکاسی درست کرده بود و عکس هایی را که می گرفت خودش ظاهر می کرد، همیشه به جای حرف زدن عمل می کرد.
محبت جزء لاینفک اخلاق محمدابراهیم بود و برای همه احترام قائل می شد حتی برای کودکان پنج و شش ساله؛ او لحظه ای از حال من و پدرش غفلت نمی کرد و با اینکه پس از استخدام در نیروی دریایی سال های متمادی در کشورهای آلمان و فرانسه دوره می دید و از خانه دور بود هفته ای یکی دو بار تماس می گرفت و از احوال ما و خواهر و برادرانش می پرسید و سراغ دوستان و فامیل را می گرفت.
شهید همتی از زبان همرزمش
او فرماندهی لایق، شجاع و جسور بود و در همان ماه های ابتدایی جنگ، ماموریت های دریایی زیادی را به وسیله ناوچه پیکان به انجام می رساند. اخلاق خیلی خوبی داشت و با کارکنان در مواقع ضروری مشورت می کرد. کم حرف بود. در امور کاری جدی و بسیار مصمم بود. به وطنش عشق می ورزید. مکتبی و نمازخوان بود.
یادم می آید عملیات مروارید به پایان رسیده بود و ما از اسکله های البکر و الامیه عراق دور می شدیم که شهید همتی (فرمانده ناوچه) مرا صدا کرد تا روی عرشه بروم،48 ساعت ازآغاز عملیات گذشته بود و من چون مسئول رادار ناوچه بودم در طول این48 ساعت استراحت نکرده بودم از من تشکر کرد و با دست بر روی شانه ام زد و بیشترین علت موفقیت ناوچه و عملیات را به من نسبت داد، در این حین بود که یکباره صدای فریاد بچه های ناوچه بلند شد که موشک به سمت ما می آید، توقع حمله نداشتیم، شهید حفیظی که معاون شهید همتی بود به سمت سکان دوید و آن را به طور کامل به طرف چ‘ گردش داد اما موشک به سمت انتهایی ناوچه اصابت کرد و من به داخل آب پرتاب شدم، زمانی که به خود آمدم دیدم ناوچه در حال غرق شدن است و هواپیماهای دشمن با شلیک خود ناوچه را مورد اصابت قرار داده بودند.
شهید همتی را در آخرین لحظات بر روی ناوچه که در حال غرق شدن بود دیدم اما هیچ وقت پیکر محمدابراهیم پیدا نشد و مانند پیکان در قعر آب های خلیج همیشه فارس جا گرفت و من ایمان دارم تا ابد نیز روح بلندش پاسدار حریم خلیج نیلگون فارس خواهد ماند.
یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.
روابط عمومی نیروی دریایی ارتش