تاریخ انتشار : ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۱:۳۸  ، 
شناسه خبر : ۱۳۴۱۲۰

به گزارش فارس، "مارینا اتاوی " مدیر برنامه خاورمیانه بنیاد کارنگی است و روی موضوع تغییرات سیاسی در خاورمیانه و امنیت خلیج‌فارس کار می‌کند.
این محقق آمریکایی در گزارشی به بررسی نقش ایران در خاورمیانه پرداخته است. در ادامه، بخش پایانی گزارش "ایران، آمریکا و خلیج فارس " ارائه می‌شود.
موفقیت‌های محدودی که کشورهای حوزه خلیج فارس در همکاری میان خودشان به دست آورده‌اند به سختی می‌تواند به این نتیجه منتهی شود که یک نظم امنیتی وسیع که شامل تمامی کشورها باشد، در زمان کنونی موثر واقع می‌شود.
هنوز هر هدفی برای نظم امنیتی جدید که شامل تمامی کشورهای منطقه باشد زود است،‌اگر چه این، یک هدف مهم طولانی مدت بوده است.
عادی سازی روابط بین کشورهای عربی حوزه خلیج فارس با ایران محدودتر و قابل دسترس‌تر است و این همان چیزی است که کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس به طور انفرادی به دنبال آن هستند.
البته این پروژه‌ای سخت برای تمامی آنها است. آنها از ایران می‌ترسند و به این کشور اعتماد ندارند اما آنها از سیاست‌های آمریکا در منطقه نیز هراس داشته و به آمریکا اعتماد ندارند.
از سوی دیگر آنها نمی‌توانند از عراق علیه ایران استفاده کنند چون آنها فکر نمی‌کنند که عراق به اندازه کافی قدرتمند باشد و همچنین آنها به دولت این کشور نیز اعتماد ندارند. بنابراین همچنان به دنبال عادی‌سازی روابط با ایران هستند چون می‌خواهند نه در طرف ایران باشند و نه در طرف آمریکا.
البته تحت شرایط کنونی عادی‌شدن روابط بین ایران و همسایگانش مورد نظر آمریکا نیز هست.
هنوز واشنگتن نمی‌تواند و نباید پیشنهاد دهنده عادی‌سازی روابط در خلیج فارس باشد. دست‌کم تا هنگامی که روابط آمریکا با ایران در وضعیت متفاوتی قرار دارد آمریکا نمی‌تواند بی‌درنگ این پیشنهاد را مطرح کند،‌ اما آمریکا می‌تواند به دو طریق به این روند کمک کند.
نخست آنکه آمریکا نباید تلاش کند که کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس را مجبور کند که یا طرف ایران را بگیرند و یا طرف آمریکا.
آمریکا حضوری گسترده در خلیج فارس دارد و تاسیسات نظامی چشمگیری در این منطقه دارد.
از سوی دیگر کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نمی‌خواهند چتر حمایتی که به دلیل حضور آمریکا فراهم شده را از دست بدهند اگر چه آنها به طور کامل به این چتر حمایتی اعتماد ندارند.
بنابراین به طور گسترده‌ای غیر محتمل است که حضور ایران در نشست‌های خلیج فارس و همچنین ارتباطات عالی‌رتبه این کشورها با ایران بر حضور آمریکا در منطقه تاثیری بگذارد.
ثانیا آمریکا می‌تواند با عدم فشار بر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس برای انتخاب بین ایران یا عراق به عادی سازی روابط در خلیج فارس کمک کند. آمریکا در حال حاضر به شدت در تلاش برای تقویت روابط کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس با عراق است.
کشورهای عربی در زمان جنگ ایران و عراق، از عراق حمایت کردند سپس آنها در زمان تهاجم آمریکا به عراق، از آمریکا حمایت کردند. آنها هزینه هر دو جنگ را پرداختند.
این موضوع که کشورهای عربی حوزه خلیج فارس در حال حاضر از عراق احساس نگرانی می‌کنند و به توسعه روابط خود با این کشور علاقه‌ای ندارند و هیچگونه اشتیاقی برای بخشیدن بدهی‌های این کشور ندارند، نه تعجب‌بر انگیز بوده و نه باید باعث نگرانی آمریکا باشد.
حقیقت آن است که عراق هرگز خطوط مرزی که بین عراق و کویت در سال 1993 و توسط شورای امنیت سازمان ملل ترسیم شده را برسمیت نشناخته است و این موضوع یکی از دلایلی است که کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس به عراق بیشتر از ایران اعتماد ندارند.
از آنجایی که آمریکا حضور نظامی خود در عراق را کاهش می‌دهد و به طور گریزناپذیری تاثیرات این کشور در عراق نیز کاهش می‌یابد ، نمی‌توان امیدوار بود که آمریکا ثبات مورد نظر خود را در منطقه خلیج فارس تحمیل کند.
بنابراین تحت شرایط پیچیده و آشفته کنونی و در زمانی که تناقض‌های زیادی دیده می‌شود ایجاد روابط در میان کشورهای حوزه خلیج فارس بیش از آنکه یک چالش باشد، یک راه حل به شمار می‌آید.