تاریخ انتشار : ۲۴ دی ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۷  ، 
شناسه خبر : ۱۳۴۱۳۲
مقدمه: وحدت و هم بستگی مسلمانان و جامعه های اسلامی چیزی نیست که نیاز به بحث و گفت وگو داشته باشد. طلایه داران وحدت در میان فقها و دانشوران کم نیستند. شماری از آنان تمام عمر خود را بر سر این مهم گذاشته و سال ها در سیر و سفر و دیدارهای وحدت طلبانه با علمای اسلام بوده اند. در این جا به چند تن از فقیهان بزرگی که بیشترین سیر و سفر در راه وحدت مسلمانان داشته اند، اشاره می‌کنیم.

1. سید جمال الدین اسد آبادی ( 1254 - 1314 ه.ق) از شخصیت های برجسته ی قرن معاصر و از چهره های علمی - سیاسی جهان اسلام است. وی از دانشورانی است، که بیشترین سیر و سیاحت را به جهان اسلام و غرب داشته است. مهم ترین هدف او در این سیر و سیاحت ها، دعوت به وحدت مسلمانان بوده است. سید پس از این که دوران تحصیل خود را در قزوین، تهران، بروجرد، نجف و هند، گذراند. به ناحیه های گوناگون جهان سفر کرد، از جمله: کابل، قندهار، جلال آباد و عزنی در افغانستان، کراچی، حیدرآباد، دهلی و کلکته در هند، تهران، مشهد، اصفهان، شیراز و بوشهر در ایران، مکه مکرمه و مدینه در حجاز، بغداد، بصره و کاظمین در سرزمین عراق، استامبول، قاهره، اسکندریه و جیزه در مصر و مراکش. در تمام این سفرها مسلمانان را به وحدت و هوشیاری در برابر غرب فرا می خواند. سید سفرهایی نیز به جهان غرب داشت. و از کشورهای انگلیس، فرانسه، اتریش، آلمان، ایتالیا و... دیدن کرد. سفر وی به جهان غرب، بیشتر برای آگاهی از پیشرفت های فنی و علمی آنان و پیدا کردن راهکارهایی برای جهان اسلام بود. او از هر نمایشگاهی که در غرب تشکیل می شد، بازدید می کرد، تا با آگاهی از پیشرفت های علمی و صنعتی جهان غرب، به کمبودها و کاستی های مسلمانان پی برده و در صدد جبران آن برآید.
سید جمال، سال های آخر زندگی خود را برای ایجاد اتحاد در میان مسلمانان در کشورعثمانی، به سر می برد. برای برقراری وحدت، « انجمن اتحاد اسلام » بیش از چهار صدنامه به مناطق گوناگون و بلاد اسلامی نگاشت و برای دانشوران و بزرگان و سیاست مداران و حاکمان ارسال کرد، که ازچهار صد نامه، دویست پاسخ دریافت کرد. (1)
وی با علما و فقهای بزرگ شیعه و سنی ارتباط نزدیک داشت و برای ترویج هدف های بلند و بیدارگرانه خود، از دانشمندان بهره می گرفت. سرانجام پس از سال ها سیر و سفر، تلاش و فداکاری در راه اتحاد مسلمانان و اصلاح امت اسلامی در پنج شوال 1314 ه.ق، 9 مارس 1897 م دیده از جهان فروبست. (2)
2. محمد عبده ( 1265 - 1323 ه.ق ) در سال 1283 ه.ق به دانشگاه الازهر راه یافت. در این زمان سید جمال الدین اسد آبادی در مصر مشعل اتحاد و بیداری مسلمانان را برافروخته بود . حدود سال 1288 ه.ق عبده درسلک شاگردان و پیروان سید درآمد. با هدایت، ارشاد و تعلمیات سیدبه درک راستین اسلام و بینش عمیق سیاسی نائل آمد. برای دعوت به بیداری اسلامی و اتحاد مسلمانان، جلسه های درس و توجیه دینی ویژه برگزار کرد. هنگامی که سید را به خاطر تلاش های بیدارگرانه اش در سال 1296 ه.ق از مصر بیرون کردند، عبده دانشوری فرزانه بود که از چشمه سار دانش و اندیشه و ژرف و آگاهی های سیاسی سید بهره لازم داشت، از این روی وقتی سید از مصر بیرون رفت، گفت:
... من شیخ عبده را برای شما باقی می گذارم، حکمت او برای مصر کافی است... .(3)
گرچه عبده به خاطر پیوند با سید جمال مدتی بازداشت شد، ولی دیری نپایید به صحنه فعالیت های علمی و روشن گری نسل نو بازگشت. چندی بعد در سال 1299 ه.ق به خاطر تلاش های بیدارگرانه و آرمان های نوی که در سر داشت ودر جهت آن تلاش می کرد، از مصر، به بیروت و سوریه، تبعید شد. ازآن جا به پاریس سفر کرد. در پاریس به سید جمال پیوست و درانتشار روزنامه ی عروه الوثقی به او یاری رساند.
در سال 1302 ه.ق به بیروت رفت، در آن جا به تدریس در مدرسه سلطانیه و نگارش پرداخت و درسال 1305ه.ق به وطن بازگشت. ابتدا، منصب قضاوت را عهده دار شد، سپس مقام شامخ افتا، رسید و مفتی اعظم مصر شد. وی در اصلاح دانشگاه الازهر، بیداری و اتحاد مسلمانان، سخت کوش بود. در نظر داشت دانشگاهی ملی در قاهره تأسیس کند، ولی پیش از این که به آرزوی خویش دست یابد، در سال 1323 ه.ق بدرود حیات گفت. ( 4)
3. ابوالحسن میرزا، معروف به ( شیخ الرئیس قاجار ) در سال 1264 ه.ق در تبریز دیده به جهان گشود، فنون ادب و ریاضی را نزد ملا محمد تقی مزینانی ومیرزا نصر الله شیرازی و حکمت و کلام را از حوزه ی درس ملا ابراهیم و حکیم سبزواری و آقا مدرس زنوزی، فرا گرفت. در سال 1288 ه.ق به خراسان سفر کرد. نزد ملامحمدرضا مجتهد سبزواری و ملا عبدالله کاشانی، فقه و اصول آموخت. در اواخر 1289 ه.ق به عراق سفر کرد. (5) در سامرا از حوزه ی درس میرزای شیرازی بهره برد. در سال 1294ه.ق پس از کسب اجازه ی اجتهاد از میرزای بزرگ، به ایران بازگشت. (6) لقب شیخ الرئیس گرفت. وی از سوی حکومت، مأمور خدمت در آستان قدس رضوی شد. در مشهد افزون بر اداره ی امور مجالس وعظ و درس، مسئولیت دارالشفای رضوی را برعهده داشت. درسال 1296 ه.ق با برادر ناصر الدین شاه، متولی آستان قدس، درگیر شد وبه کلات نادرتبعید شد. (7) و بعدها به مشهد بازگشت و آن جا را به مقصد قوچان ترک گفت و از آن جا به عشق آباد رفت. در آن جا مردم را به اتحاد و وحدت اسلامی دعوت کرد، سپس عازم حج شد. دربازگشت به کشور عثمانی رفت و وارد بر سلطان و عبدالحمید شد.در 29 ذیقعده 1303 ه.ق به جمعیت اتحاد اسلام که به دستور سلطان عبدالحمید تشکیل شده بود، پیوست. (8)
درجلسات آنان شرکت جست و برای اتحاد ایران و عثمانی پیشنهادهای ارزنده ای ارائه داد، که با پیش شرط هایی ازسوی سلطان عثمانی مورد تأیید قرار گرفت. مدتی کوتاه شیخ الرئیس روزنامه ی « اتحاد اسلام »را منتشر کرد. (9) برای زدودن کدورت های موجود بین ایران و عثمانی با جودت پاشا، وزیر عدلیه ی عثمانی در تاریخ 21 ذیقعده 1303 ه.ق، گفت و گوی سودمندی داشت. (10) شیخ در ربیع الاول 1303ه.ق به تهران بازگشت و برای بار دوم مأموریت خراسان گرفت و بدان جا سفر کرد. (11) در مشهد بساط تدریس، خطابه و وعظ را گسترد.پس از شش سال برای مرتبه ی دوم به عشق آباد سفر کرد. در این سفر از بخارا، سمرقند و قفقاز دیدن کرد. در صفر 1310 ه.ق عازم استانبول شد. (12)
در این زمان سید جمال الدین اسد آبادی از سفرلندن به استانبول برگشته بود. شیخ مدتی که در استانبول اقامت گزید، با سید همکاری صمیمانه داشت. درجمادی الثانی 1311 ه.ق استانبول را ترک کرد. (13) ابتدا به بیروت سفر کرد، سپس راهی بیت المقدس شد واز آن جا به دیار هند رخت کشید. دربمبئی مدتی اقامت گزید و آن گاه رهسپار « جابلشو » و « پونه » شد. در اواخر 1314. ه.ق به تهران بازگشت و در شیراز اقامت گزید. (14) به خواست دانشمندان به امر تدریس و خطابه پرداخت. محور سخنرانی های او بیداری مسلمانان، نکوهش ستم کاران، ترویج آزادی، اعتلای کشور ، اتحاد مسلمانان و... بود.
شیخ الرئیس، با پدید آمدن دگرگونی های سیاسی و قیام مردم درنهضت مشروطه، به طور فعال در این حرکت شرکت جست و برای نمایندگی درمجلس دوم برگزیده شد.(15) و سرانجام دردهم فروردین 1299 ه. ش / 1339 ه.ق در 74 سالگی در تهران، بدورد حیات گفت. (16)
4. سید عبدالحسین شرف الدین ( 1290 1377 ه.ق ) از فقها و دانشمندان بنام شیعه، پس از دریافت چندین اجازه ی اجتهاد مطلق از مراجع نجف، در 9 ربیع الاول 1322 ه.ق وارد جبل عامل شد. (17)
شرف الدین، در رشته ی حدیث پژوهش های ژرفی داشت. با دید جامع از منابع روایی، مسائل مهم دینی را که مورد نیاز زمان تشخیص داده بود، پی گرفت. یافته های پالایش شده ی خود را با زبان علمی ساده، همراه با راهکارهای عملی ارائه داد. نخستین ابتکار علمی، پژوهشی خود را به نام الفصول المهمه فی تألیف الأمه، در راه تفاهم مسلمانان نگاشت. ازآن پس محور اصلی بحث ها، سخنرانی ها و آثار سید به اتحاد مسلمانان و برقراری ارتباط آنان اختصاص یافت. وی در راه هدف های بلند. خویش، افزون برسفر به عراق و ایران، در پایان سال 1329 ه.ق به مصر سفر کرد (18). برای آشنایی با علما و مفتیان الازهر، به ویژه شیخ سلیم بشری به دنبال فرصت بود. در حوزه ی درس شیخ سلیم بشری شرکت جست . پس از آشنایی و بحثهای علمی به یک دیگر علاقه مند شدند. (19) پس از مدتی قرار گذاشتند، بحث عالمانه ای در مورد خلافت و امامت از نظر شیعه بر اساس دلائل و شواهد، به صورت مکاتبه ای داشته باشند؛ شیخ سلیم بشری پرسش کند، سید شرف الدین پاسخ گوید.
بدین ترتیب، وقتی سید شرف الدین به هدف های خود نزدیک شد، درقاهره اقامت گزید. (20)
شیخ سلیم نخستین نامه را در تاریخ 6 ذیقعده 1329 ه.ق با امضای «س» به سید شرف الدین نوشت و سید هم با امضای «ش»آن را پاسخ داد. تبادل نامه ها به مدت شش ماه ادامه یافت. شرف الدین مجموع 112 نامه را با مقدمه روشن گر، به صورت کتابی تحت عنوان المراجعات در سال 1355 ه.ق، پس از 25 سال در شهر صیدا چاپ و منتشر کرد. سید شرف الدین ضمن تبادل نامه با شیخ سلیم، با دیگر دانشمندان اهل سنت دیدار و مباحثه علمی داشت، به گونه ای که بزرگان قاهره، مانند: شیخ محمد نجیب، شیخ محمد سلموطی و.. با نگارش اجازه نامه ها و تأییدهای علمی و مقام سید شرف الدین را گرامی داشتند. (21)
با کاشتن نهال محبت در دل برداران اهل سنت، زمینه ی اتحاد مسلمانان بیش از پیش فراهم شد و سید به آرزوی دیرینه خود تا اندازه ای دست یافت. و در 1330 ه.ق به وطن خود بازگشت. اما به علمای مصر قطع رابطه نکرد (22 ). در 1332. ه.ق. برای زیارت به مدینه سفر کرد (23) و مورد استقبال علمای سنی و شیعه و فرماندار شهر قرار گرفت. در مدینه برای دانشوران درس اخلاق گذاشت. پس از مدتی به جبل عامل بازگشت. (24)
5. محمد حسین کاشف الغطاء ( 1294 - 1373 ه.ق) وی از دانشمندان و فقهای روشن اندیش معاصر شیعه است که پس از شیخ احمد کاشف الغطا مرجعیت یافت. در انجام رسالت الهی خود سفرهای بسیار به بلاد اسلامی و کشورهای جهان کرد؛ پنج بار به ایران سفر کرد و سفری به مصر انجام داد و سه سال در آن جا ماند. همه روزه دردانشگاه الازهر تدریس و دربرخی ایام سخنرانی داشت. از کلیساها غافل نبود. در آن مراکز نیز، سخنرانی داشت. حتی اشتباه های مبشران مسیحی را یادآور می شد. در 1350 ه.ق درکنفرانس اسلامی فلسطین شرکت جست. پس از اقامه ی نماز جماعت در مسجد الاقصی درجمع 150 نماینده ممالک اسلامی و بیست هزار شرکت کننده، درباره ی وحدت، استقلال مسلمانان و مبارزه با استعمارگران و اشغالگران صهیونیستی، سخنرانی هیجان انگیزی ایراد کرد. در همین سفر از شهرهای نابلس، حیفاو یافا دیدن کرد. وسپس رهسپار کشور پاکستان و شد و درکنفرانس اسلامی که در آن جا برگزار شده بود. شرکت جست. وی، از مراجع بزرگی بود که به جمعیت « دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه » پیوست. (25)
در پی تلاش های سید جمال الدین اسدآبادی، شاگردش محمد عبده و سفرسید عبدالحسین شرف الدین به مصر و پاشیدن بذر وحدت و هم بستگی بین علمای مذاهب اسلامی، بسیاری از علمای اهل سنت، چون: شیخ مراغی، عبدالمجید سلیم. و شیخ محمود شلتوت، به این سروش الهی لبیک گفتند. و با تأسیس « دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه » گام های بلندی درجهت همدلی و همراهی مسلمانان برداشته شد.