الف ـ مبانی اصلاح الگوی مصرف
مبانی اصلاح الگوی مصرف را میتوان در دو مبنا خلاصه کرد:
1. مبانی عقلی:
رفاه و توسعة اقتصادی پایدار جامعه، راهی جز اصلاح الگوی مصرف ندارد؛ زیرا اگر الگوی مصرف، اصلاح نشود، مصرف بیرویه، موجب تباهی منابع سرمایهگذاری و مانع مشارکت همگان در هزینههای عمومی و بهبود توزیع درآمد میشود و بدون منابع سرمایهگذاری و مشارکت همگانی، توسعة پایدار امکانپذیر نیست. از این رو، در روایتی از امام صادق(ع) میانهروی ـ که از لوازم اصلاح الگوی مصرف است ـ از سپاهیان عقل، و مصرف بیرویه و اسراف از سپاهیان جهل شمرده شده است.
همچنین در روایتی از امام علی(ع) آمده است: «العقل انک تقتصد فلا تسرف: خردمندی این است که میانهروی کنی و اسراف نکنی.»بنابر این اگر هیچ دلیل شرعیای برای اثبات ضرورت اصلاح الگوی مصرف نداشته باشیم، مقتضای عقل و تدبیر برای رسیدن به توسعه و رفاه پایدار، وجوب اصلاح الگوی مصرف و اجتناب از مصرف بیرویه است.
2. مــبانی دینــی:
از نظر اســـلام ضـــرورت اصـــلاح الگوی مـــصرف، لااقـــل ســـه مبنـــای محکـــم اعتقـــادی و اخلاقی دارد:
یک. اعتقاد به مالکیت خداوند متعال: باور داشتن به این اعتقاد که مالکیت انسان، اساساً اعتباری و در طول مالکیت حقیقی آفریدگار هستی است. این باور بدین معناست که انسان اجازه ندارد اموال در اختیارش را هرگونه که میخواهد، مصرف کند، چنان که در روایتی از امام صادق(ع) آمده است: «اموال از آن خداست و آنها را نزد آفریدگان خویش امانت نهاده است و فرمانشان داده که از آن، با میانهروی بخورند و با میانهروی بنوشند و با میانهروی بپوشند و با میانة روی ازدواج کنند و با میانهروی، وسیلة سواری بخرند و سوار شوند و بیش از آن را به مؤمنان نیازمند ببخشند. هرکه از این حد [اعتدال و میانهروی] فراتر رود، آنچه از آن مال میخورد، حرام است و آنچه مینوشد، حرام و آنچه میپوشد، حرام و آنچه به وسیلة آن مال، ازدواج میکند، حرام و آنچه سوار میشود، حرام است.» این سخن بدین معناست که اسراف و مصرف بیرویه مال، با اعتقاد به مالکیت خداوند متعال در تضاد است و اصلاح الگوی مصرف از لوازم توحید عملی است.
دو. اعتقاد به برادری دینی
از چشمانداز قرآن، همه اهل ایمان برادر یکدیگرند. پیوند برادری اهل ایمان از نگاه روایات اسلامی،آنقدر قوی است که آحاد جامعه همانند اعضای پیکر یک انساناند: «المؤمن اخو المؤمن، کالجسد الواحد،ان اشتکی شیئاً منه و جد الم ذلک فی سائر جسده، و أرواحهما من روح واحدة، و ان روح المومن لاشد اتصالاً بروح الله من اتصال شعاع الشمس بها: مؤمن برادر مؤمن است و همانند یک پیکرند که اگر عضوی از آن به درد آید، سایر اعضایش نیز آن درد را در خود احساس میکنند. روح آن دو مؤمن، از یک روح است. پیوند روح مؤمن به روح خداوند، بیشتر از پیوند پرتو خورشید به خورشید است.»این باور ایجاب مینماید که در جامعه اسلامی، توسعه و رفاه به صورت متعادل در میان یکایک مردم تقسیم گردد.
سه. تلازم تکامل معنوی و کنترل لذتهای مادی
در روایتی از امام علی(ع) آمده است: «دواء النفس الصوم عن الهوی، و الحمیة عن لذات الدنیا: دوای نفس، باز ایستادن از هوس و منع نمودن از لذتهای دنیاست.» در مقابل، لذت گرایی و زیادهروی در مصرف قرار دارد که موجب انحطاط معنوی و مانع کمالات نفسانی است. براین اساس، کنترل خواستههای مادی، به منظور تکامل معنوی، لازم و ضروری است.
ب ـ الگوی تخصیص درآمد
در اینجا به تبیین الگوی تخصیص درآمد، و توضیح مواردی که درآمد باید در آنها مصرف شود، میپردازیم که عبارتند از:
1. نیازهای شخصی:
آیات و روایات فراوانی تأکید دارند که انسان باید از لذتهای حلال مادی استفاده کند و در شماری از روایات، با این تعبیر که «خداوند متعال دوست دارد بهرهگیری از نعمتی را که به بندهاش داده،ببیند»، مردم را به استفاده از این لذتها، به اندازة نیاز، تشویق مینمایند و نیز کسانی را که خود را از لذتهای مشروع زندگی محروم کردهاند، به شدت نکوهش مینمایند. البته تخصیص درآمد به نیازهای شخصی بایدها و نبایدهایی دارد که به آن اشاره خواهد شد.
2. گشاده دستی برای خانواده:
دومین مورد تخصیص درآمد ـ که در روایات اسلامی به آن توصیه شده ـ گشادهدستی در تأمین نیازهای خانواده است. این موضوع آنقدر اهمیت دارد که در روایتی از امام زینالعابدین(ع) آمده است: «ارضاکم عندالله اسبغکم علی عیاله: خشنودترین شما نزد خداوند کسی است که خانوادة خود را بیشتر در رفاه قرار بدهد. در روایتی دیگر نیز امام رضا(ع) میفرماید: «صاحب النعمه یجب علیه التوسعة علی عیاله: بر آن که از نعمت برخوردار است، واجب است که بر خانوادهاش گشادهدستی کند.»
3. پسانداز:
آیندهنگری ایجاب میکند که انسان، همة درآمد خود را یکجا مصرف نکند، بلکه آینده خود را نیز در نظر بگیرد و برای تأمین آرامش خاطرخود، در صورت امکان، بخشی از درآمدش را پسانداز کند. در روایتی از امام صادق(ع) آمده که میفرماید: «ان النفس اذا أحرزت قوتها استقرت: آدمی هرگاه وسایل زندگیاش به قدر نیاز فراهم باشد، روانش آسایش مییابد.»همچنین در موردی دیگر،آن حضرت در پاسخ گروهی از صوفیان ـ که زهد اسلامی را تحریف کرده بودند ـ به پسانداز سلمان، برای زندگی سالیانة خود، به عنوان یک زاهد نمونهای که الگوی مصرف اسلامی را رعایت میکرد، اشاره میفرماید.
بدیهی است که آیندهنگری و پسانداز در سطح کلان برای تأمین نیازهای جامعه، از اهمیت دوچندانی برخوردار است و با آیندهنگری فردی قابل مقایسه نیست. نمونه قرآنی آن نیز،آیندهنگری حضرت یوسف(ع) در ذخیرة گندم برای تأمین نیازهای آینده مردم است.
4. سرمایهگذاری در تولید و تجارت:
نکته بسیار مهم و قابل توجه این است که توصیه روایات در تخصیص بخشی از درآمد به پسانداز، این نیست که پول به صورت نقدی پسانداز شود، بلکه با تأکید به اصلاح و ساماندهی مال و بهرهوری از آن، مردم به سرمایهگذاری در زمینههای مختلف تولیدی و تجاری تشویق شدهاند تا آنجا که ساماندهی ثروت بخشی از ایمان شمرده شده است: «اصلاح المال من الایمان: نگاهداری نیکو از مال نشانه ایمان است.»
5. مشارکت اجتماعی:
یکی از موارد تخصیص درآمد ـ که قرآن و احادیث اسلامی بر آن تأکید دارند ـ هزینه کردن در راه خداوند متعال است. اقدام این افراد از نظر اسلام، آنقدر اهمیت دارد که در قرآن، در ردیف ایمان آورندگان به غیب و نمازگزاران شمرده شده است: «الذین یؤمنون بالغیب و یقیمون الصلوة و مما رزقنهم ینفقون: [پرهیزگاران ایناناند:] کسانی که به غیب ایمان دارند و نماز را برپا میکنند و از آنچه روزیشان کردهایم، انفاق میکنند.» (بقره/3)
در روایات اسلامی، مکرر تأکید شده که این بخش از هزینهها، در واقع، موجب باقی ماندن مال و ذخیرهسازی آن برای جهان پس از مرگ انسان است.در روایتی آمده که گوسفندی را در خانة پیامبر(ص) ذبح کردند و گوشت آن را به دیگران دادند. پیامبر(ص) از عایشه پرسید: «چیزی از آن مانده است؟» وی پاسخ داد: «چیزی جز کتف (سردست) آن باقی نمانده است.» فرمود: «به جز سردستش، همة آن باقی مانده است!»این روایت به این نکته اشاره دارد که آنچه برای خداوند، به دیگران داده شده، برای جهان پس از مرگ باقی میماند و آنچه در راه مصارف شخصی هزینه شده، فانی میگردد.
خداوند متعال وعده داده است که پاداش آنچه را انسان برای خداوند هزینه کرده، به مراتب، بیش از آنچه هزینه کرده، در زندگی ابدی به او بازمیگرداند: «مثل الذین ینفقون اموالهم فی سبیل الله حبه انبتت سبع سنابل فی کل سنبله مائه حبه والله یضاعف لمن یشاء والله وسع علیم: مَثَل [صدقاتِ] کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق میکنند، همانند دانهای است که هفت خوشه برویاند که در هر خوشهای، صد دانه باشد. و خداوند برای هر کس که بخواهد، [آن را] چند برابر میکند و خداوند گشایشگرِ داناست.» (بقره/261)
اما از آنجا که خداوند متعال بینیاز مطلق است، هزینه کردن در راه خدا در واقع، به معنای هزینه کردن در جهت منافع دیگران و مشارکت در خدمات اجتماعی برای جلب رضای حقتعالی است؛ بنابراین شخص مسلمان، در صورت امکان، باید درآمد خود را به سه بخش تقسیم کند: بخشی را صرف نیازهای شخصی و رفاه خانوادة خود کند، بخشی را به پسانداز اختصاص دهد؛ آن هم پساندازها در جهت سرمایهگذاری تولیدی و تجاری، و بخشی را صرف کمک به نیازمندان و خدمات اجتماعی نماید. البته همة این موارد، ضوابط و بایدها و نبایدهایی دارند که به آنها اشاره خواهد شد.
ج ـ بایدهای الگوی مصرف، از امکانات شخصی:
اصلیترین اقداماتی که انجام دادن آنها، به منظور اصلاح الگوی مصرف ـ البته از درآمدها و امکانات شخصی ـ لازم و ضروری است، عبارتند از:
1. برنامهریزی:
نخستین رهنمود اسلام برای اصلاح الگوی مصرف، برنامهریزی برای هزینه کردن و ایجاد تعادل میان دخل و خرج زندگی است. قرآن در این باره میفرماید: «لینفق ذو سعة من سعته و من قدر علیه رزقه فلینفق مما ءاتله الله: بر توانگر است که از دارایی خود هزینه کند،و هر که روزیاش بر او تنگ شده باشد، از آنچه خداوند به او داده است،خرج کند.» (طلاق/7)این سخن بدین معناست که هر کس باید فراخور درآمد خود، برای هزینههای زندگی خویش برنامهریزی کند؛ زیرا درآمد همة مردم یکسان نیست. از این رو، هرکس برای رسیدن به توازن و تعادل میان دخل و خرج زندگی، باید برنامة خاص خود را داشته باشد. رعایت این توازن، حتی در شرایط مختلف اقتصادی زندگی یک فرد، نیز ضروری است.
این اقدام یکی از مصادیق بارز تدبیر در امور معیشتی است که بیش از ثروت، در رفاه و آسایش انسان مؤثر است و در کنار دینشناسی و مقاومت در سختیها، به دست آوردن آن برای اهل ایمان ضروری است و عدمبرخورداری از این ویژگی، گاه موجب میگردد که برخی از بینوایان از ثروتمندان اسرافکارتر شمرده شوند. در روایتی از امام صادق(ع) آمده است: «رب فقیر أسرف من غنی:بسا فقیری که از توانگر اسرافکارتر باشد.» گفتم: چگونه چنین چیزی ممکن است؟ فرمود: «إن الغنی ینفق مما اوتی، والفقیر ینفق من غیر ما اوتی: توانگر از آنچه به وی عطا شده، خرج میکند؛ ولی فقیر بدون آنکه به وی انفاق شود، خرج میکند.»
2. میانهروی:
دومین رهنمود برای اصلاح الگوی مصرف، میانهروی (اعتدال) در مصرف است. ممکن است درآمدِ شخصی به گونهای باشد که هر قدر که مایل است، بتواند هزینه کند؛ اما اسلام اجازه نمیدهد بیش از نیاز مصرف نماید، البته باید توجه داشت که نیاز مراتبی دارد. دانشمندان نیازهای انسان را به سه مرتبه تقسیم کردهاند: ضرورت، کفایت و رفاه.
مراتب نیاز
یک. ضرورت (نیاز به امکانات ضروری): مرتبة نخستِ نیاز، نیاز انسان به امکانات اولیة ضروری است؛ یعنی چیزهایی که ادامة زندگی بدون آنها امکانپذیر نیست یا با مشکل جدی روبهروست.
دو. کفایت (نیاز به امکانات مُکفی): مرتبة دوم نیاز، نیاز انسان به امکاناتی است که برای ادارة یک زندگی متوسط، اعم از نیازهای اقتصادی، علمی و فرهنگی، کافی است.
سه. رفاه (نیاز به رفاه نسبی): مرتبة سوم نیاز، نیاز انسان به امکاناتی است که افزون بر برخورداری از یک زندگی متوسط، رفاه و آسایش او را نیز در حد معقول و منطقی تأمین نماید.
گفتنی است که هرچند در روایات اسلامی تأمین نیازهای زندگی در حدّ کفاف و برخورداری از یک زندگی متوسط مورد تأکید قرار دارد، اما برخورداری از رفاه نسبی نیز با میانهروی در مصرف منافاتی ندارد، لذا در روایتی از اسحاقبن عمار نقل شده که: به امام صادق(ع) گفتم:«آیا مؤمن میتوانده ده پیراهن داشته باشد؟» امام(ع) فرمود: «آری». گفتم: بیست پیراهن چه؟ فرمود: «آری [اشکالی ندارد]» گفتم: «سی تا چه؟» فرمود: «آری. این اسراف نیست؛ اسراف آن است که لباس بیرونیات (میهمانیات) را لباس کار و دمدستی قرار دهی.» بنابراین در اسلام، مصرف بیش از حدّ رفاه نسبی اسراف و غیرمجاز شمرده شده است.
3. رعایت اولویتها
یکی از نکات بسیار مهم در اصلاح الگوی مصرف، درنظر گرفتن اولویتهاست. بیتوجهی به این امر، هدر دادن سرمایه و گونهای اسرافکاری است که مشکلات گوناگونی را در پی خواهد داشت. در روایتی از امام علی(ع) آمده است: «من اشتغل بغیر المهم ضیع الأهم: هر کس به چیزی که مهم نیست بپردازد، آنچه را که اهمیت بیشتری دارد، از دست میدهد.»2بنابراین در تأمین نیازهایی که از درآمدهای شخصی صورت میگیرد، توجه به دو نکته ضروری است:
یکم. درنظر گرفتن اولویت در شخص مصرف کننده؛ چنانکه در روایتی از پیامبر(ص) آمده است: «اذا کان احدکم فقیراً فلیبدا بنفسه، فان کان فضلا فعلی عیاله، فان کان فضلاً فعلی قرابته أو علی ذی رحمه، فان کان فضلاً فها هنا و هاهنا: هر یک از شما که فقیر است، نخست به خود بپردازد. اگر مالی افزون آمد، به خانوادهاش بدهد، اگر بیشینهای ماند، به خویشاوندان یا بستگانش بپردازد، و اگر باز هم ماند، این سو و آن سو هزینه کند.» همانطور که در این روایت آمده، انسان به طور طبیعی، باید در درجه اول نیازهای خود را تأمین کند، سپس نزدیکان و پس از آن، دیگران. اما گاه ضرورت ایجاب میکند که نیاز دیگران را مقدم دارد که این، از نظر اخلاقی، در اسلام پسندیده است و ایثار نامیده میشود.
دوم. درنظر گفتن اولویت در نیاز مصرفکننده. باید تأمین نیازهای ضروریتر بر نیازهایی که تأمین آنها ضرورت کمتری دارد، مقدم شود.
اصلیترین معیار اصلاح الگوی مصرف
معیار اصلی در تشخیص میانهروی در مصرف و بلکه مهمترین اصل در اصلاح الگوی مصرف، به جا مصرف کردن، و نابهجا مصرف کردن است. این معیار در روایتی از پیامبر(ص) بدین گونه بیان شده است: «من أعطی فی غیر حق فقد أسرف، و من منع عن حق فقد قتر: هر که به ناحق (بیجا) بخشش کند، اسراف کرده است و هر که به حق (به جا) خرج نکند، سختگیری و خست ورزیده است.» بر پایة این معیار عقلی و شرعی، همة بایدها و نبایدهای اصلاح الگوی مصرف را میتوان مشخص کرد و تردیدی نیست که تأمین همه مراتب نیاز انسانها از درآمد مشروع خود، از مصادیق روشن مصرف به جا محسوب میشود.
4. همدردی در تنگناهای اقتصادی:
یکی از دستورالعملهای مهم اخلاقی در اسلام، مواسات و همدردی با توده مردم در تنگناهای اقتصادی است. شخصی به نام مُعَتّب، روایت کرده که در زمان امام صادق(ع) ـ در شرایطی که بهای مواد غذایی، رو به افزایش بود ـ امام از من پرسید: «چقدر گندم داریم؟» گفتم: مقداری که ماهها برای ما کافی است. فرمود: «همه را به بازار ببر و بفروش.» گفتم: در مدینه گندم نیست! فرمود: «ببر و آنها را بفروش.» پس از فروش آنها امام فرمود: «اکنون مانند همه مردم برو و گندم مورد نیاز ما را از بازار تهیه کن!» و افزود: «ای معتب! غذای خانوادة مرا، نیمی جو و نیمی گندم قرار ده؛ خدا میداند که من توانایی این را دارم که خوراک آنان را تماماً گندم قرار دهم؛ ولی من دوست دارم که خداوند مرا این گونه ببیند که زندگی را خوب تدبیر میکنم.»
این سخن بدین معناست که همدردی با مردم در تنگناهای اقتصادی، بالاترین مراتب «تدبیر زندگی» و زیباترین «الگوی مصرف» در اسلام است که باید مورد توجه ثروتمندان، بهویژه رهبران دینی و سیاسی باشد.
5. رعایت بیشترین بازدهی اجتماعی:
یکی از نکات مهم در الگوی مصرف در مشارکتهای اجتماعی، این است که باید به گونهای عمل شود که دارای بیشترین بازدهی اجتماعی باشد. از این رو، هزینه کردن در مواردی که زیانش برای انسان، بیش از سودش برای دیگران است، نکوهیده شمرده شده است. چنان که در روایتی از امام کاظم(ع) آمده است: «لاتبذل لاخوانک من نفسک ما ضره علیک اکثر من منفعته لهم: برای برادران[ایمانی]خود، چندان از خودت مایه مگذار که زیان آن برای تو بیشتر از سودش برای آنهاست.» یعنی وقتی کسی بدهکاری زیادی دارد، شما نباید همة ثروتتان را برای پرداخت بدهی چنین شخصی بدهید؛ چون در این صورت، بدون آنکه بدهی او پرداخته شده باشد، همة ثروت خود را از دست دادهاید.
6. سادهزیستی:
اصلاح الگوی مصرف، بدون قناعت و سادهزیستی و دوری از تجملگرایی امکانپذیر نیست، از این رو، در روایات اهل بیت(ع) کاستن از هزینههای زندگی و سادهزیستی، مکرر توصیه شده است. بر پایة روایتی از امام صادق(ع)، ویژگیهای شخصی با ایمان این گونه است: «المؤمن حسن المعونه، جید التدبیر لمعیشته: مؤمن یاریگری شایسته است، کم خرج است و گذران زندگیاش را خوب تدبیر میکند.» بر این اساس، برنامهریزی در جهت ارتقای فرهنگ سادهزیستی، یکی از مصادیق بهترین برنامهریزیها برای تدبیر زندگی و اصلاح الگوی مصرف است.
در این باره امام صادق(ع) سفارش فرمود: انظر الی من هو دونک فی المقدرة ولا تنظر الی من هو فوقک فی المقدرة، فان ذلک اقنع لک بما قسم لک: به ناتوانتر از خودت بنگر و به توانگر از خویش منگر؛ زیرا این کار تو را به آنچه قسمت تو شده، قانعتر میسازد.» رعایت این رهنمود، نقش مهمی در پیشگیری از چشم و همچشمی و افراط در تجملگرایی دارد.
7. درنظر گرفتن جامعه:
یکی از نکاتی که درباره موضوع سادهزیستی و اجتناب از تفریط در مصرف، توجه به آن ضروری است، درنظر گرفتن فرهنگ عمومی مردم، در زمانهای مختلف است. به سخن دیگر، سادهزیستی به معنای استفاده از پوشاک یا غذای نامرغوب یا مسکن نامطلوب و در یک جمله «زندگی نامتعارف» نیست.
در روایتی از امام رضا(ع) آمده که میفرماید: «ان اهل الضعف من موالی یحبون ان أجلس علی اللبود والبس الخشن، ولیس یتحمل الزمان ذلک: دوستان سست عقیدهام، دوست میدارند که من بر پلاس بنشینم و جامة زمخت بپوشم؛ اما این روزگار گنجایش چنین کاری را ندارد.»
همچنین هنگامی که سفیان ثوری با دیدن لباس زیبایی برتن امام صادق(ع) به ایشان ایراد گرفت که پدرانش از این گونه لباسها استفاده نمیکردهاند، امام فرمود: «پدران من در روزگار فقر و تنگدستی زندگی میکردند، حال آنکه امروز، زمانة گشایش و فراخی است. پس شایستهترین کسان برای بهرهمندی از این گشایش، نیکان این زمانهاند.» بنابراین همسویی با فرهنگ مشروع حاکم بر جامعه، نه تنها نکوهیده نیست، بلکه مطلوب و پسندیده است.
د ـ نبایدهای اصلاح الگوی مصرف، از امکانات شخصی و عمومی
بر پایه آنچه درباره ضرورتهای اصلاح الگوی مصرف تبیین شد، معیارهای الگوی صحیح در مصرف عبارتند از: برنامهریزی، میانهروی، رعایت اولویتها، همدردی با تودههای مردم در تنگناهای اقتصادی، سادهزیستی، اجتناب از تفریط، درنظر گرفتن فرهنگ حاکم بر جامعه، هزینه کردن بخشی از درآمد در جهت مصالح جامعه. بنابراین مصرف هرچه به این معیارها نزدیکتر باشد، پسندیدهتر و هرچه دورتر باشد، نکوهیدهتر و نارواتر. اینک انواع مصرفهای ناروا و ویژگیهای آنها را بیان میکنیم:
1. اسراف و تبذیر:
اسراف در لغت، به معنای تجاوز از مرز اعتدال در هر کار است.3 در قرآن4 و حدیث نیز این واژه در معنای لغوی آن به کار رفته است. در روایتی از امام علی علیهالسلام آمده است: «کل ما زاد علی الاقتصاد، اسراف: هرچه از میانهروی بگذرد، زیادهروی است.» همچنین از امام صادق علیهالسلام روایت شده است: «اعلم ان لکل شیء حدا، فان جاوزه کان سرفا: بدان هر چیزی اندازهای دارد که اگر از آن بگذرد، زیادهروی است.»5 ادامه دارد...