تاریخ انتشار : ۰۸ دی ۱۳۸۸ - ۱۳:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۱۳۴۸۶۹

افشین مولوی
آماندا فورتینی که یک تاجر کوچک در نیویورک است، برای مدت دو سال مقالات زیادی دربارۀ چین در وال‌استریت ژورنال که اصلی‌ترین روزنامۀ مالی آمریکاست، مطالعه کرد. وی می‌گوید: «هر روز که من روزنامه را باز می‌کردم مقاله‌ای دربارۀ چین می‌دیدم. حتی اگر تلاش می‌کردم نمی‌توانستم به این مقالات بی‌توجه بمانم.» او و شوهرش سرانجام به شانگهای پرواز کردند تا شخصاً شاهد پیشرفت‌های اقتصادی چین باشند. آماندا آن قدر تحت تاثیر قرار گرفت که اکنون در فکر نقل مکان به چین و شرکت در «تجربۀ خارق‌العاده» این کشور است. آماندا تنها یک مورد نیست. آمریکاییان به طور فزاینده‌ای مجذوب چین می‌شوند. این هفته دو مجلۀ برجستۀ آمریکایی یعنی نیوزویک و آتلانتیک مانتلی صفحات روی جلد خود را به ظهور چین اختصاص دادند. هفته‌نامه نیوزویک 18 صفحۀ کامل به «قرن چین» اختصاص داده است. نشریات آمریکایی به ندرت صفحات زیادی به یک کشور اختصاص می‌دهند.
مارک وایتکر سردبیر نیوزویک می‌گوید چین «ابرقدرت آینده» است و برای همین باید توجه ویژه‌ای به آن داشت. وی گفت: این مجله تا برگزاری المپیک سال 2008 در پکن به پوشش خبری وسیع خود از چین ادامه خواهد داد. آتلانتیک مانتلی نیز با انتشار مقالۀ «چطور می‌توانیم با چین بجنگیم؟» این موضوع را القاء کرده است که این غول آسیا خلا قدرت به جای مانده از فروپاشی شوروی سابق را پر کرده و در آینده رقیب استراتژیک اصلی آمریکا خواهد شد. این مجله ابعاد مختلف یک جنگ احتمالی بین آمریکا و چین را بررسی کرده است. مقالۀ یاد شده منعکس‌کننده نگاه نومحافظه‌کاران واشنگتن به پکن به عنوان یک دشمن بالقوه است. مقالۀ دیگری نیز در این نشریه به تشریح این دیدگاه پرداخته است که ظهور چین اگر با محاسبات لازم همراه باشد برای آمریکا و جهان نه فقط خطرناک نبوده بلکه می‌تواند مفید نیز باشد.
انتشار مقالات این دو مجله به دنبال کتاب‌های زیادی که اخیراً درباره چین به چاپ رسیده‌اند صورت می‌گیرد. در میان این کتاب‌ها باید به «شرکت چین، چگونه ظهور ابرقدرت بعدی آمریکا و جهان را به چالش خواهد طلبید؟» نوشته تدفیشمن، «قرن چین» نوشته اودد شانکار و «دنیای مسطح» نوشته توماس فریدمن ستون‌پرداز معروف روزنامه نیویورک تایمز اشاره کرد.
اما این تنها بازرگانان و روزنامه‌نگاران نیستند که مسحور چین شده‌اند. جوانان آمریکایی بیش از همیشه به فراگیری زبان چینی مشغولند. دانشگاه‌های بزرگ آمریکا خبر از افزایش ثبت‌نام دانشجویان در واحدهای درسی مربوط به چین می‌دهند. برخی پدران و مادران نیز از هم‌اکنون به فکر هستند کلاس‌های آموزش زبان چینی برای کودکان در بین نخبگان نیویورک و سانفرانسیسکو بسیار مد شده است.
جوانان آمریکایی به طور سنتی علاقه‌مند به فراگیری زبان فرانسه و یا اسپانیولی در دبیرستان بوده‌اند. اما همان‌‌طور که پدر یکی از دانش‌آموزان که طرفدار آموزش زبان چینی در دبیرستان است، می‌گوید: «آینده از آن چین است. زبان چینی برای فرزند من مهمتر از اسپانیولی و یا فرانسوی خواهد بود.» راش هالت که نماینده کنگره آمریکا از ایالت نیوجرسی است، هم‌اکنون در حال تدوین لایحه‌ای برای حمایت مالی از توسعه آموزش زبان چینی است.
در همین حال فیلم‌های کونگ‌فوی چین و هنک‌کنگ بسیار محبوب شده‌اند. اسامی چهره‌های پاپ نظیر جکی‌چان هنرپیشه معروف و یائومینگ بسکتبالیست به درون خانه‌های آمریکا راه یافته‌اند. زیئی‌ژانگ هنرپیشه چینی به خاطر نقش موفقی که در فیلم چینی «ببر خیزان، اژدهای پنهان» ایفا کرد به یک ستاره سینما در آمریکا تبدیل شده است. فیلم یاد شده چهار جایزه اسکار برده و بیش از هر فیلم خارجی دیگری در تاریخ سینمای آمریکا فروش داشته است.
اما از بسیاری از جهات شیفتگی آمریکا به چین دلایلی تجاری دارد. بازرگانان آمریکا مبهوت رشد بازار 3/1 میلیارد نفری چین هستند. تولیدکنندگان آمریکایی مجذوب نیروی کار ارزان چین هستند. تجار آمریکایی همه روزه با فرود در فرودگاه‌های شانگهای و پکن به دنبال دستیابی به تکه‌ای از کیک چین هستند. کورت کوهن از مدیران شرکت پستی یو‌پی‌اس در آمریکا به شبکه ام‌ان‌ان‌بی‌سی گفت: «برای شرکتی که حضور جهانی دارد، غفلت از چین ممکن نیست.» یو‌پی‌اس‌ طی سال جاری فعالیت بازرگانی خود در این کشور را سه برابر گذشته توسعه داده است.
اما بخش زیادی از موفقیت چین مرهون مصرف‌کنندگان آمریکایی است که اشتهای سیری‌ناپذیری برای محصولات چینی دارند. سال گذشته آمریکا قریب 200 میلیارد دلار کالای ارزان چینی وارد کرد. همان‌طور که فرید زکریا در هفته‌نامه نیوزویک خاطرنشان کرد، شرکت آمریکایی وال‌مارت که بزرگترین شرکت جهان است 80 درصد از کالاهای خود را در سال گذشته از چین وارد کرد.
وال‌مارت شرکتی است که سمبل آمریکاست. شعبه‌های آن در سراسر کشور از محبوبیت زیادی برخوردارند. بیش از 4/1 میلیون نفر در آمریکا و سراسر دنیا برای وال‌مارت کار می‌کنند و درآمد آن 2 درصد از تولید ناخالص ملی (جی‌دی‌پی) آمریکا را تشکیل می‌دهد. وال‌مارت که هشت برابر مایکروسافت عایدی دارد، بدون کالاهای ارزان چینی قادر به ادامۀ حیات به شکل کنونی نخواهد بود.
به این ترتیب وال‌مارت به چین وابسته است. مادامی که چین در حرکت است، وال‌مارت نیز در حرکت است. اما تولیدکنندگان چینی نیز به وال‌مارت وابسته‌اند. اگر ناگهان وال‌مارت خرید خود را متوقف کند، آنها اصلی‌ترین مشتری خود را از دست می‌دهند. به زبان دیگر، ارتباط وال‌مارت ـ چین بیانگر رابطه آمریکا ـ چین است. آمریکا با خرید بیشتر کالاهای چینی، به شرکت‌های چینی بدهکار شده و کسر تجاری بیشتری پیدا می‌کند. یک چهارم از کل کسری تجارت آمریکا (تفاوت ارزش دلاری صادرات و واردات) ناشی از عدم توازن تجاری 162 میلیارد دلاری این کشور با چین است. از سوی دیگر چین از عایدی خود برای خرید اوراق قرضۀ وزارت خزانه‌داری آمریکا استفاده می‌کند. خرید این اوراق قرضه به آمریکاییان کمک می‌کند کسری تجاری خود را جبران کرده و به خرید کالاهای ارزان چینی ادامه دهند. به این ترتیب هر دو طرف به یکدیگر وابسته هستند. اگر چین از خرید اوراق قرضۀ آمریکا خودداری کند، مصرف‌کنندگان آمریکایی دیگر نمی‌توانند مایکرویو، دی‌وی‌دی و ماشین‌های فتوکپی ارزان چینی را بخرند.
البته سیل واردات از چین تولید‌کنندگان آمریکایی را که قادر به رقابت با کالاهای ارزان چینی نیستند خشمگین کرده است. بسیاری از صنایع آمریکا خواستار اعمال تعرفه‌های گمرکی بر کالاهای چینی شده‌اند. برخی نمایندگان کنگره گفته‌اند که چنانچه پکن از شناور کردن ارز خود خودداری کند برای اعمال تعرفه‌های حمایت‌جویانه علیه کالاهای چینی تلاش خواهند کرد. البته تعداد این نمایندگان کم بوده و هنوز به اکثریت نرسیده است. در حال حاضر چین واحد پول خود یعنی یوان را در سطح 3/8 به ازای هر دلار نگه داشته است. شناور کردن ارز موجب افزایش ارزش یوان و گران‌تر شدن کالاهای وارداتی چین خواهد شد که این به نوبه خود به کاهش تقاضا از آمریکا و پایین آمدن کسر تجاری منجر می‌شود. کاخ سفید از اعمال تعرفه‌های گمرکی حمایت نمی‌کند اما از چین خواسته است که در سیاست‌های حمایت‌جویانه خود در قبال یوان تجدیدنظر کند.
تولیدکنندگان آمریکایی و نمایندگان کنگره که خواهان محدود کردن کالاهای وارداتی از چین هستند، دشمنی قوی در خانه خود دارند: شرکت‌های خدماتی مالی و نیز صادرکنندگان آمریکایی که از رشد اقتصادی چین منفعت می‌برند. طی پانزده سال گذشته صادرات آمریکا به چین 415 درصد افزایش یافته است. نتیجه آن که همگام با ادامه فعالیت موتور رشد اقتصادی چین، تجار آمریکایی نه فقط با فرصت‌های زیاد بلکه با چالش‌های فراوانی مواجه می‌شوند. فرید زکریا کارشناس مشهور سیاست خارجی در آمریکا در نیوزویک نوشت:‌ «ظهور چین دیگر یک پیش‌بینی نیست، یک واقعیت است. این کشور سریع‌الرشدترین اقتصاد جهان و دومین ذخایر بزرگ ارز خارجی (عمدتاً دلار) دنیا را داراست. چین بزرگترین ارتش دنیا (5/2 میلیون عضو) و چهارمین بودجه دفاعی جهان را با رشد سالانه 10 درصد در اختیار دارد. شاید چین در آیندۀ نزدیک نتواند اقتصاد آمریکا را به زانو درآورد، اما بدون شک این کشور نیروی قدرتمند جدید در صحنۀ جهانی است.»