مدعی خواست که از بیخ کند ریشه ما
غافل از آنکه خدا هست در اندیشه ما
سی و دو سال از انتشار مقاله موهن "داریوش همایون " وزیر اطلاعات رژیم مضمحل پهلوی که با نام مستعار "احمد رشیدی مطلق " بر علیه حضرت امام خمینی(قدسسره) در روزنامه اطلاعات چاپ شد، میگذرد. انتشار آن مقاله توهینآمیز، دل همه ارادتمندان به امام و روحانیت را به درد آورد و بسیاری خشمگین و برافروخته شده و قیام هجدهم دی 1356 قم را که سرآغاز عصر جدیدی در تاریخ مبارزات ملت بزرگ ایران شد، آغاز کردند.
انتشار این مقاله واکنشی بود بر موج همبستگی مردم مسلمان ایران با امام در مصیبت شهادت حاج آقا مصطفی خمینی(ره). طاغوت که نمیتوانست موج عظیم ارادت مردمی را پس از پانزده سال دوری امام از مردم تاب آورد و درخشش دوباره شور و شعور مردمی در حمایت از قائد عظیمالشأن را برتابد، با انتشار مطالب موهن قصد ترور شخصیت امام را کرد. آن روز کسی باورش نمیشد مقاله یک ستونی رشیدی مطلق بتواند همچون کبریتی انبار باروت عمر و هستی رژیم ستمشاهی و سلطنت 2 هزار و پانصد ساله را یکجا سوزانده و به زبالهدان تاریخ افکند. اما این امر تحقق یافت و ما سالهای پس از آن بهکرات به این باور امام که در مصایب و سختیها، همه چیز را از جانب خدای تبارک و تعالی میدانست و میفرمود "الخیر فی ما وقع " ایمان آوردیم.
امام راحل(ره)، شهادت حاج آقا مصطفی در کنج عزلت و غربت در شهر نجف اشرف را از الطاف خفیه الهی دانستند و چه زود دیدیم نوری که از پیکر فرزند فقیه امام به آسمان رفت، گرمایی شد بر دلهای سرد و جانهای مرده مردمی که سرخورده از ایسمها و اسمهای گوناگون از ملیگرا گرفته تا سوسیالیسم و... شده بودند. همین چند خط کلمات توهینآمیز به رهبر در تبعید، مردم را گروه گروه در ذیل نام و آرمان امام عظیمالشأن و هدف مقدس او که قیام الهی بود، جمع کرد و قیامی آغاز شد جاودانه و شکوهمند؛ "عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد. "
انقلاب با رهبری امام به پیروزی رسید. اما دشمنان زخمخورده و رانده شده از در، از پا ننشستند و تلاش کردند با کمک ایادی خود از پنجره بازگردند. آنان برای بازگشت به سرزمین رؤیایی نفت و بازار و معدن و جغرافیای سوقالجیشی و تأثیرگذاری در امنیت منطقه و اقتصاد جهانی، اندیشهها کردند و یکی از راههای بازگشت را "شکستن قداست و جایگاه والای حضرت امام خمینی " در بین مردم دانستند و از همان روزهای آخر فروپاشی رژیم شاهنشاهی، برای انحراف نهضت، دست به کار شده و رهبر مردم را هدف قرار دادند. معرفی رهبران جدید، ترویج چهرههای گوناگون، چهرهسازی رسانهای و... همه و همه برای کمفروغ کردن سیمای نورانی امام(ره) صورت میگرفت. اما آنان هرچه بیشتر تلاش کردند، عشق و علاقه مردم به امام روز افزون شد و تیرهاشان یکی پس از دیگری به سنگ خورد.
ماجراهای "خلق کرد " و "خلق عرب " و "خلق بلوچ " و "خلق ترکمن " و در آخر ماجرای "خلق ترک " و "حزب منحرف و منحله خلق مسلمان " در پاییز و زمستان 1358 را بهوجود آوردند.
حزب جمهوری خلق مسلمان را در برابر حزب جمهوری اسلامی علم کرده بودند تا کانونی شود برای همه گروهها و تشکلهای ریز و درشت وابسته به شرق و غرب و سلطنتطلبان برای روز مبادا.
رهبران حزب مزبور، در لوای حمایت از "سید محمدکاظم شریعتمداری " دست به تحریک احساسات پاک مردم تبریز و شهرهای آذربایجان زدند و بهگونهای عمل کردند که عدهای آرامش شهر تبریز را به هم زده و صدا و سیما را به تصرف خود درآوردند. آنان با جسارت به تمثال امام، قلوب ارادتمندان امام را جریحهدار کرده و با تحریک احساسات، مردم را وادار به پاره کردن عکسهای شریعتمداری کردند.
اما قبل از هر عملی، امام بیدار و روشنضمیر انقلاب با صدور بیانیه و چند سخنرانی همه را به حفظ ارزشها و حرمت علما و مراجع دعوت کردند و ایجاد اختلاف را از توطئههای دشمنان دانسته و فرمودند: "من اکیدا از همه ملت شریف میخواهم که از مطالبی که باعث اختلاف و بهرهبرداری دشمن است، احتراز کنید و به مراجع عظیمالشأن و علمای اعلام احترام گذارید.... من از تمام قشرهای جوان دانشگاهی و مدارس علوم دینیه و روشنفکران و دانشمندان و نویسندگان، عاجزانه استدعا میکنم در این وقت حساس از هر گونه اختلاف دست برداشته و دشمن بزرگ را هدف قرار دهند. من امروز این امر را تکلیف شرعی و الهی و وظیفهای ملی میدانم. "
امام(ره) به این بسنده نکرد و با انتشار بیانیهای خطاب به مردم نوشتند: "من به شما دوستان، اکیدا اخطار میکنم که هر کس عکس اینجانب را پاره کند یا بسوزاند و به من ناسزا بگوید و اهانت کند، کسی حق ندارد به او تعرض کند و از من طرفداری کند. امروز در صدد ایجاد غایلهاند تا شما را به جان هم بیندازند. باید با کمال خونسردی از کنار آن بگذرید. "
امام در سخنرانی دیگری همین مضمون را با ادبیاتی دیگر که نشان از روحِ الهی ایشان داشت، خطاب به مردم فرمودند: "من این را اعلام میکنم که اگر کسی به من سَب کند، فحش دهد، عکس من را پاره کند، احدی حق ندارد به او تعرض کند.
حرام است تعرض کردن به کسی که به من سَب کند. به من فحش بدهد، عکس مرا پاره کند، مرا بزند، هر کاری بکند. احدی حق ندارد در این وقتی که ما گرفتار این مصیبت بزرگ هستیم، با او مقابله کند تا اینکه به زد و خورد برسد و غایله ایجاد بشود. ما امروز آرامش میخواهیم... امروز اسلام در مقابل کفر واقع شده. قضیه ایران نیست. قضیه اسلام است.... همه باید اختلافاتشان را کنار بگذارند و با ما موافقت کنند. سر یک امور جزیی چرا باید با هم اختلاف بکنند؟ "
اگر آن روز امام از حقوق حقه خودگذشتند، برای حفظ بذر اسلام و آرامش داخلی کشور برای مقابله با دندانهای تیز شده آمریکای جهانخوار بود. اما فراموش نکنیم که گذشت امام، گذشت از خود بود نه گذشت از ارزشها. ایشان چند سال بعد در برابر اظهارات شنونده رادیو در برنامه زنده رادیویی که اتفاقا بهزعم برخی با قصد توهین به حضرت زهرای مرضیه (س)بیان نشده و بیشتر بیان جملهای از سر غفلت بود، فریاد برآورده وگوینده آن و مسئولین پخش کننده را به شدیدترین لحن توبیخ کرده و خواستار برخورد قاطع با آنان شدند. راستی چرا در این صحنه امام اینچنین قاطع موضع گرفتند و در جای دیگر که به خود ایشان ارتباط پیدا میکرد، آنقدر با گذشت عمل کردند و تعرض به افراد فریبخورده را حرام دانستند؟
پاسخ روشن است.
امام هرگز از اصول و ارزشها کوتاه نمیآمدند. آنچه که امام در ماجرای حزب خلق مسلمان به ما آموخت، از خود گذشتگی برای اسلام و انقلاب بود. اما دربرابر سلمان رشدی و سخنانی که بوی اهانت به حضرت زهرای اطهر(س) داشت، ذرهای کوتاه نیامدند.
امام دفاع از حق را در همه جا و برای همه رعایت میکردند و اگر خود را نمیدیدند، به دلیل علو مقام معنوی و اخلاقی ایشان بود. البته این نیز حد و مرزی داشت. ایشان در مقطعی از انقلاب با سخنان کنایهآمیز برخی افراد که ادعای دخالت و اعمال سلیقه و حتی موضعگیری خاص مرحوم حاج سید احمد خمینی را در امور دفتر امام داشتند، ساکت ننشسته و در دفاع از سید احمد آقا کم نگذاشتند و از ایشان دفاع کردند و نگذاشتند ایشان مورد ستم دوستان انقلاب واقع شوند.
این امر، مختص به سید احمد آقا نبود. هر جا احساس میکردند شخصیت فردی به ناحق هتک میشود، با پیام و سخن از او دفاع میکردند. صفحات صحیفه امام پر است از این نوع مواضع قاطعانه امام در دفاع از حق و اشخاص واجد شرایط.
به نظر میرسد این نوع رفتار امام باید الگوی همگانی باشد و همه بهویژه منسوبین به امام و بیت شریف ایشان بیش از همه در دفاع از انسانها، آرمانها و ارزشها بکوشند.
متأسفانه ما شاهد کمتحرکی و سکوت بیدلیل موسسه نشر آثار امام در پاره پاره کردن اندیشههای امام و مصادره امام توسط افرادی هستیم که برخلاف ادعای پیروی از امام و خط امام، مسیر مقابل امام را طی میکنند. در مسایل داخلی به وحدت کلمهای که امام همواره آن را رمز دوام انقلاب میدانست، خدشه وارد کرده و ولایت فقیه را که امام حافظ کشور و نظام و همان ولایت رسولا... میدانست، زیر سئوال برده و سعی در تضعیف جایگاه والای آن که امام برای تثبیت آن تا آخرین لحظات عمر شریف کوشید آنها در مسئله دفاع از مظلومین و مسلمانان نیز راهی صد در صد مخالف امام را طی میکنند و ابایی ندارند که در این مسیر غلط، دروغ به امام ببندند.
امام، قانونگرایی و عمل به قانون و گذشت از حق خود برای حفظ اسلام و انقلاب را به همه آموخت و آنها با زیر پا گذاشتن قانون برای بهدست آوردن قدرت و کرسی، عدهای را به کف خیابانها آورده و برای رسانههای خارجی خوراک تهیه کردند.
امام با تشکیل بسیج و سپاه برای دفاع از انقلاب در برابر توطئههای داخلی و خارجی ایستاد و بسیاری از فتنههای بزرگ را با یاری خدا و بهدست توانای همین جوانان مؤمن خنثی کرد و به آنان آموخت حفظ اسلام و انقلاب مقدم بر اشخاص است و فرمود اشخاص باید برای انقلاب شهید شوند ولی نباید انقلاب فدای اشخاص شود.
این مدعیان امام، دفاع بسیج از انقلاب را تنها در برابر گروهکها و احزاب ملی و خلقی زمان امام جایز دانسته و مقابله با آشوبها و فتنه رنگی خود را، ایستادن در برابر مردم و چماقداری معرفی میکنند و ابایی ندارند رکن بزرگ پایداری کشور را که امام فرمود اگر سپاه نبود کشور نبود را، هدف آماج تیرهای زهر آگین خود کنند. اما چرا دفتر امام و موسسه نشر آثار امام در برابر همه این انحرافات سکوت کرده و کلمهای بر زبان و قلم جاری نمیکند؟
افراد مدعی خط امام، رأی 40 میلیونی مردم به نظام و 24 میلیون رأی به رییس جمهور را نادیده انگاشته، دیکتاتوری اقلیت را در پناه ادعای پیروی از خط امام دنبال میکنند و موسسه نشر آثار امام سکوت میکند. آنها نقش سپاه و بسیج و مردم انقلابی را در خنثی کردن فتنههای بنیانکن ملیگراها و لیبرالها، بنیصدر و منافقین و تودهایها، چریکهای فدایی خلق، غایله کردستان و خلق عرب و خلقهای دیگر و کودتای نوژه و کودتای قطبزاده و شریعتمداری و حزب خلق مسلمان و... فراموش کردهاند و مقابله بسیج با افرادی که عمدتا با فریبکاری آدمهای فرصتطلب به میدان آورده شدند را ایستادن در برابر امام میدانند و بهراحتی بیانیههایی میدهند که حرمت بسیج و بسیجیان امام را میشکند. شاید افرادی که آن روز در برابر امام بهناحق و ظالمانه ایستادند، از کره ماه و مریخ آمده بودند و بر پیشانی آنها حک شده بود "منافق و کافر و خائن " و اینان که امروز در برابر امام امروز و فرزند خلف امام عظیمالشأن میایستند، روی پیشانیشان چیز دیگری نوشته است. در حالیکه مقاومت در برابر فتنهگران زمان امام که اتفاقا اغلبشان، هم به امام نزدیکتر از این افراد امروز بودند و هم سابقه مبارزات بیشتری را یدک میکشیدند و هم زندان رفته رژیم شاه بودند و... سختتر بود و ایجاد تردید در آن نوع برخورد، بهدلیل بیسابقه بودن آن مشکلتر.
آن روز مقاومت و ایستادن در برابر انقلاب اسلامی که خونبهای هزاران شهید است، جز ذلت و خواری و فرار از کشور با لباس و آرایش زنانه چیزی برایشان نداشت و اساسا این سرنوشت کسانی است که زیادهخواهی میکنند و بیش از حق خود میخواهند. حتی اگر طلحه باشند یا زبیر. کاتب قرآن باشند یا صحابی.
سکوت موسسه تنظیم و نشر آثار امام در همه این موارد که تنها بخشی از انحرافات از خط امام است، چه دلیلی میتواند داشته باشد و چرا امروز که عدهای عقدههای فرو خورده خود از انقلاب و امام را در قالب پاره کردن عکس امام خالی میکنند و خود را زیر چتر فرد یا افرادی منتسب به خط امام قایم کردهاند و علیه میراث ارزشمند و جاودانه امام- "جمهوری اسلامی " -که حاصل خون هزاران شهید است، شعار میدهند و جمهوری اسلامی که امام معتقد بود نه یک کلمه کم و نه یک کلمه اضافه را جمهوری ایرانی - بخوانید آمریکایی - میخوانند؟
این افراد به جای محکوم کردن اعمال و رفتارهای متجاوزین به انقلاب، سعی در پاک کردن صورت مسئله و محکوم کردن صدا و سیما دارند که چرا اطلاع رسانی کرده است.
اگر اطلاعرسانی دیروز علیه اقدام ملیگراها و منافقین برعلیه لایحه قصاص، مردم را به خیابانها آورد و توطئه کودتا را خنثی کرد، اطلاعرسانی امروز صدا و سیما انقلابی دوباره در گرامیداشت امام سفر کرده بهپا کرد و به تصویر کشیده شدن گوشهای از حرکت زشت مشتی فریب خورده و دانشجونما، باعث جدا شدن مرزهای دوست و دشمن در هر دو جبهه درون انقلاب شد.
به مسئولین دفتر نشر آثار امام توصیه میکنیم یک بار دیگر وصیتنامه امام راحل را ورق بزنند و پیامهای امام در سال 66 تا ارتحال را مرور کنند، شاید بیش از این سکوت را جایز ندانند.
عمل به وصایای امام و وصیت یادگار امام به فرزندانش بر همه ما واجب است. چرا که حکمی کلی بوده و اختصاص به یک فرد ندارد: "به حسن و برادرانش این توصیه را مینمایم که همیشه سعی کنند در خط رهبری حرکت کنند و از آن منحرف نشوند که خیر دنیا و آخرت در آن است و بدانند که ایشان موفقیت اسلام و نظام و کشور را میخواهند. هرگز گرفتار تحلیلهای گوناگون نشوند که دشمن در کمین است.