تاریخ انتشار : ۰۸ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۸  ، 
شناسه خبر : ۱۳۵۰۴۵
پیامدهای سفر دکتر محمود احمدی‌نژاد به کشورهای آمریکای جنوبی و آفریقایی

محمد اسکندری
اخیراً دکتر محمود احمدی نژاد همراه با هیأتی بلند پایه از مسؤولان سیاسی و اقتصادی ایران راهی5 کشور گامبیا، برزیل، ونزوئلا، بولیوی و سنگال شد. در این اثنا سفر دکتر احمدی نژاد به عنوان اولین سفر رئیس جمهور ایران به برزیل از ویژگی و اهمیت خاصی برخوردار است و در چند روز اخیر پوشش اخبار این سفر از سوی غالب شبکه‌های جهان به صورت گسترده صورت پذیرفته است.
اما در راستای سفر اخیر رئیس جمهور به آمریکای لاتین چندین نکته حایز اهمیت است که توجه به آن‌ها می‌تواند کلیت راهبردهای دیپلماتیک دولت دهم را تبیین کند.
سیاست خارجه دولت دهم که شکلی متکامل از دیپلماسی تهاجمی دولت نهم است بر دوپایه “نفی سیاست هژمونیک و تک قطبی غرب“ و “حرکت به سوی چند جانبه گرایی“ استوار است.
ایران در سال‌های اخیر نشان داده است که نمی‌تواند در ذیل سیاست های جهانی غرب و بخصوص آمریکا رفتار کند و در همین راستا تلاش گستردهای برای افزایش مراکز قدرت در سطح جهان دارد. به عبارت بهتر پس از روی کارآمدن دولت نهم سیاست خارجه ایران به کلی متحول شد و در راستای ایجابی حرکت کرد. در واقع ایران در چند ساله اخیر سعی دارد تا گفتمان حاکم بر مناسبات سیاسی را خود تعیین کند و دیگران را در چارچوب‌های خود بازی دهد.
اگر تاکنون پیگیر سفرهای خارجی مقامات ایرانی در اجلاس‌ها و نشست‌های بین‌المللی بوده باشید به این نکته رسیده‌اید که ایران در غالب این اجلاس‌ها با کوله‌باری از پیشنهادها و حرف های نو و تازه وارد می‌شود. حضور ایران در اجلاس دی8، اکو، اجلاس کشورهای حوزه خلیج فارس، سازمان کنفرانس اسلامی و... همه و همه همواره مشحون از دیپلماسی خلاق و ابتکاری ایران با ارائه پیشنهادهای تازه بوده است.
از سوی دیگر یکی از اولویت های مهم سیاست خارجی ایران در چند ساله اخیر حرکت به سمت ارتباط با کشورهای جدید است. گسترش مناسبات سیاسی ایران با کشورهای آمریکای لاتین و آفریقایی در عین این‌که توانسته است حوزه‌های نفوذ ایران اسلامی را در سطح بین‌المللی افزایش دهد در بسیاری از موارد نیز منتج به تحدید قدرت هژمونیک غرب گشته است. تحلیل سفر اخیر دکتر محمود احمدی نژاد به آمریکای لاتین و بخصوص برزیل در همین چارچوب صورت می‌پذیرد.
نگاه ویژه تهران به کشورهایی مانند ونزوئلا، بولیوی و برزیل که در داخل کشور نیز منتقدانی دارد در راستای توزیع متوازن قدرت در سطح بین‌المللی و ایجاد همگرایی‌های تازه برای تأثیرگذاری در ساختار های بین المللی صورت میپذیرد. برزیل یکی از کشورهای قدرتمند در آمریکای جنوبی است که با داشتن منابع غنی معدنی در زمره ده اقتصاد برتر دنیا محسوب می‌گردد. از سوی دیگر کشوری مانند ونزوئلا و بولیوی با موقعیت حساسی که در آمریکای جنوبی دارند و برخورداری از منابع سرشار انرژی میتوانند به اتحادی قدرتمند و تاثیر گذار در روابط بین الملل دست یابند. البته نباید از نقش ایران به عنوان قدرت اول منطقه‌ای در خاورمیانه و یکی از اعضای مهم اوپک نیز غافل شد. این روابط مستحکم که در دولت نهم پایه‌گذاری شده است امروز بسیار مستحکمتر پیگیری میشود.
امروز روابط ایران با ونزوئلا تقریباً به مرز راهبردی رسیده است و دیگر میتوان روی کارکاس به عنوان یک شریک استراتژیک حساب باز کرد. به عنوان مثال در جنگ22 روزه اسرائیل علیه مردم مظلوم غزه زمانی که بسیاری از کشورهای مدعی آزادی و حفظ حقوق بشر با سکوت مرگبار خود به تلآویو لبخند می زدند هوگو چاوز در یک اقدام تاریخی و به پیروی از سیاست های جمهوری اسلامی ایران در حمایت از مردم غزه سفیر رژیم اسرائیل را از خاک خود اخراج کرد و به مناسبات سیاسی با این رژیم جنایت کار پایان داد.
در واقع این‌گونه میتوان بحث را خلاصه کرد که سیاست تهاجمی ایران در چند ساله اخیر باعث شده است که وحدت و همگرایی تازه ای حول محور نفی یکجانبه‌گرایی کاخ سفید به مرکزیت ایران تشکیل شود.
امروز ایران مهد و مأوایی برای کشورهایی است که از سیاست های یکجانبه‌گرایانه، استبدادی و مداخله جویانه کاخ سفید به تنگ آمده اند. از سوی دیگر ایران اسلامی توانسته است کم کم راه خود را برای دست یافتن به جایگاهی مناسب در جهت‌گیری سیاست های بین‌المللی هموار سازد.
اما در نهایت باید گفت که سفر اخیر دکتر محمود احمدی‌نژاد به کشورهای آمریکای لاتین نشانه‌ای ازجهت گیری تهاجمی ایران است که می‌تواند راهگشای بسیاری از مشکلات جهانی باشد. باید دانست که امروز سیستم حاکم بر مناسبات بین‌المللی و سازمان‌های عمومی جهانی مانند شورای امنیت، دیوان لاهه، آژانس بین‌ا‌‌‌لمللی انرژی اتمی و... متاثر از قدرت‌طلبی‌های روزافزون کشورهای غربی است و فضایی عادلانه برای گسترش صلح و آزادی در جهان وجود ندارد.
از این رو ایران به‌عنوان مرکز و مهد اسلام شیعی و با آرمانهای بلند الهی برای بشریت می بایست نقش ویژه و برجسته‌ای را در این بین ایفا کند. البته باید گفت که تغییر در ساختار های نظام بین‌الملل نیازمند همگرایی و اراده اجتماعی کشورهایی متعددی است. امری که شاید بتوان راه تحقق آنرا در خلال همین سفرها جست‌وجو کرد.