تاریخ انتشار : ۱۵ دی ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۲  ، 
شناسه خبر : ۱۳۵۲۸۸

ابوالقاسم قاسم‌زاده
آقای هاشمی رفسنجانی در سخنرانی خود در خانه احزاب با بیان جمله «برای ما خواب‌ها دیده‌اند، تهدید جدی است.» نمایای سردی سیاسی در صحنه بین‌المللی درباره ایران را هشدار داد. از پی سخنان آقای دکتر احمدی‌نژاد رئیس جمهوری درباره ماجرای تاریخی کشتار یهودیان در اروپا و در جنگ جهانی دوم و پیشنهاد تشکیل کشوری بنام اسرائیل در یکی از کشورهای اروپائی، آمریکا،‌ کانادا و یا در آلاسکا، موجی تبلیغی و سیاسی از سوی شخصیت‌های مسئول در غرب و در صحنه رسانه‌ای اروپا علیه ایران شکل گرفته است. نتیجه اولیه از چنین فضای سرد و تهدید، در آستانه مذاکره با نمایندگان اتحادیه اروپا درباره پرونده هسته‌ای ایران که قرار است هفته آینده آغاز گردد، بسیاری را نگران کرده است.
کمتر از ده روز به آغاز مذاکره دو طرف باقی مانده است. پس از صدور بیانیه از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد در واکنش به سخنان رئیس جمهوری ایران، اینک سران اتحادیه اروپا از خانم «مرکل» صدراعظم آلمان خواسته‌اند تا پیش‌نویس بیاینه‌ای علیه جمهوری اسلامی ایران را در دستور کار نشست جاری قرار دهد، که در آن علاوه بر محکوم کردن سخنان آقای احمدی‌نژاد رئیس جمهور، ایران را به تحریم تهدید کرده‌اند. در این بیانیه آمده است «انکار واقعه کشتار یهودیان در جنگ دوم جهانی و نفی موجودیت اسرائیل کاملاً غیرقابل قبول است.»
بیانیه شورای امنیت سازمان ملل نیز که هفته گذشته صادر شد، چنین جمله‌ای را داشت و در آن اینگونه اظهارات را از مقامی مسئول ناشی از «درک عدم مسئولیت بین‌المللی» دانسته‌اند. اغلب مطبوعات اروپا نوشته‌اند که روابط تهران و تروییکای اروپایی سردترین روزهای خود را تجربه می‌کند و ادبیات تند در فاصله پنج روز مانده به دور جدید مذاکرات هسته‌ای همچنان در حال گسترش است.
دیروز وزراء خارجه 25 کشور اتحادیه اروپا با امضاء بیانیه‌ای در بروکسل به جمهوری اسلامی ایران هشدار دادند که «فرصت مذاکرات درباره پرونده هسته‌ای تا ابد باقی نخواهد ماند.» وزراء خارجه اتحادیه اروپا، همچنین در این بیانیه آورده‌اند «... اظهارات آقای احمدی‌نژاد درباره یهودیان و اسرائیل، کاملاً غیرقابل قبول است و در یک مناظره سیاسی متمدنانه جایی ندارد.» آنها در این بیاینه بار دیگر اتهام حمایت جمهوری اسلامی از تشکیل دو کشور مستقل فلسطینی و اسرائیلی شده‌اند. در این بیانیه درباره چگونگی گسترش روابط تسلیحاتی تهران - مسکو، نیز ابراز نگرانی شده است و آنرا «پیام اشتباه» در زمان نامناسب از سوی دولتمردان روسیه خوانده‌اند.
در این نوشته کوتاه، جدا از نقد محتوایی سخنان رئیس جمهور، قصد نویسنده ارائه نشانه‌ها از پی‌آمدهای این سخنان در بستر واقعیت‌های سیاسی موجود است که بصورت کوتاه و در حد اشاره آورده می‌شود.
1- داخل اسرائیل: التهاب فراگیر در اسرائیل ناشی از انتخابات سراسری برای مجلس (کنست) جدید و نخست‌وزیر جدید با سقوط دولت ائتلافی شارون است. تا قبل از سخنان اخیر آقای احمدی‌نژاد، محور و موضوعیت سیاسی، اختلاف و تشدید تضادها در میان احزاب گوناگون و شخصیت‌های مشهور در این کشور بود. انشعاب از پی انشعاب در درون احزاب، بخصوص دو حزب عمده و مشهور «لیکود» که شارون بنیانگذار آن است و خود ناچار به کناره‌گیری از آن شده و حزبی جدید تأسیس کرده است. همچنین حزب کارگر که «شمون‌پرز» مشهورترین شخصیت حزب کارگر، از آن جدا شد و به حزب جدید‌ التأسیس «شارون» پیوست. تضاد اجتماعی و سیاسی از نسل گذشته با نسل جدید در اسرائیل در اوج خود است. انتخابات برای تعیین نخست‌وزیر جدید در اسرائیل همراه با محاکمه پسر شارون به اتهام «فساد مالی» و متهم ساختن یکدیگر به انواع تخلف‌ها از سوی اغلب شخصیت‌های سیاسی در حاکمیت اسرائیل، فضای اجتماعی و سیاسی را در این کشور و در اذهان عمومی «گنداب‌زده» نشان می‌داد. در چنین موقعیتی اختلاف و تفرقه و محکوم کردن یکدیگر محوریت سیاسی در درون اسرائیل بود. سخنان آقای احمدی‌نژاد در کنفرانس سران کشورهای اسلامی در عربستان، سپس تکرار و انعکاس مجدد آن در سفر اخیر رئیس جمهور به استان سیستان و بلوچستان، موجی با ترفند ضدتبلیغ «یهودی‌ستیزی» از سوی رسانه‌های غربی و برخی رسانه‌های منطقه‌ای که اغلب با سرمایه‌های یهودیان می‌چرخند بوجود آورد.
اولین پی‌آمد آن، تعدیل فضای تشکیک، تفرقه و التهاب در داخل اسرائیل به شعار «وحدت یهودی» شده است. سیاستمداران اسرائیلی در حالیکه نقد یکدیگر را در انتخابات برگزیده بودند، پس از اعلام نظر آقای احمدی‌نژاد، یکباره آن را کنار گذاشتند و با تبلیغ خطر تهدید کیان یهودی از سوی ایران «وحدت» را محور تبلیغاتی خود قرار داده‌اند. اکنون حملاتی چنین «تهدید کیان اسرائیل» سرلوحه رجزخوانی‌های تبلیغی و سیاسی آنها در داخل اسرائیل شده است. بار دیگر یادآور می‌شود که قصد این نویسنده نقد محتوای سخنان رئیس جمهور نیست، بلکه بیان پی‌آمدهای آن در بستر واقعیت‌های سیاسی موجود است.
2- اعراب: در این عنوان نیاز به تفکیک است. بدون تردید توده‌های فلسطینی و مردم جنگ زده در کشورهای عربی که سالهاست از سوی اسرائیل، آمریکا و اروپا تحقیر شده‌اند، از سخنان اخیر رئیس جمهوری ایرن نه تنها استقبال می‌کنند، بلکه شاد و سربلند هستند و آن را ندای زنده در فضای تیره «ذلت‌زدگی دولتمردان عرب» در برابر اسرائیل می‌دانند. اما دولتمردان عربی چطور؟ اغلب آنها، اگر ننویسم، همه، با دولت جمهوری اسلامی ایران همواره با اهرام «نفاق سیاسی» عمل کرده‌اند. در دیدارهای خصوصی و غیررسمی، صدای تشویق و تائید دارند، اما در موضع‌گیریهای رسمی و علنی، یا خود را کنار می‌کشند و سکوت معناداری را انتخاب می‌کنند و یا بطور رسمی خط خود را از این سخنان جدا می‌سازند. به آمریکا، اروپا و اسرائیلی‌ها می‌گویند، از چنین مواضع و اعلام نظرها حمایت نمی‌کنند. صد البته اگر در آینده اختلاف ایران و اروپا تشدید گردد، موج نگاه منفی و جریان «نفاق سیاسی» آنها نیز شدت می‌یابد و آشکارتر می‌گردد.
واقعیت این است که تاکنون نه تمجید و نه تکذیب دولت‌های عربی ثمری برای جمهوری اسلامی ایران در برنداشته است. بلکه رقابت‌های کور آنها مخل تسهیل در روابط بین‌المللی جمهوری اسلامی ایران بوده است. اگر نگاهی به رسانه‌های عربی و مطبوعات آنها در روزهای اخیر داشته باشیم، بخوبی می‌توانیم این نگاه تفسیری برآمده از «اهرم سیاسی نفاق» را مشاهده کنیم. اگرچه رئیس جمهوری اسلامی ایران از نگاه و جایگاه فلسطینیان که بیش از نیم قرن، قربانی نژادپرستی صهیونیست‌ها با حمایت آمریکا و کشورهای اروپایی می باشند، به نقد و تحلیل بزرگترین معضل و مشکل در خاورمیانه، یعنی موضوع فلسطین پرداخته است. اما رسمیت اعلام مواضع از سوی رئیس جمهور بعنوان عالی‌ترین مقام اجرایی در جمهوری اسلامی ایران، بستر خاصی از فضای سیاسی در روابط بین‌الملل باز می‌کند.
دولت‌های عربی نه تنها با نظرات آقای دکتر احمدی‌نژاد همراهی و همگامی نکرده‌اند، بلکه هر کدام سعی دارند تا با ترسیم نقد خاص، خود را بعنوان دولت عربی در منطقه خاورمیانه، دولتی «معتدل» و جمهوری اسلامی ایران را نظامی «افراطی» و «تهدیدگر» معرفی کنند. همین خط فکری در نگارش نقدها از سوی برخی از نویسندگان و روشنفکران عرب نیز مشاهده می‌شود، اگرچه برخی از رزونامه‌ها و نویسندگان مستقل عرب از جایگاه نقد نژادپرستی صهیونیست‌ها به آرمان تشکیل دولت مستقل فلسطینی پرداخته‌اند.
واقعیت این است، اغلب دولت‌ها در کشورهای عرب منطقه خود را «رقیب» ایران می‌دانند و نه «رفیق راه» و براساس چنین برداشت و باوری، همواره منافع خاص خود را از تشدید تضاد جمهوری اسلامی ایران با اروپا و آمریکا دنبال می کنند. هرگونه اعلام نظر یا موضع‌گیری مسئولین ایرانی که منجر به شکل‌گیری چنین فضای سرد سیاسی گردد، مورد استقبال دولت‌های عربی قرار می‌گیرد. آمریکایی‌ها نیز از تشدید شکاف میان ایران و اعراب هم استقبال می‌کنند و هم بهره‌گیری می‌نمایند. پیچیدگی سیاست در منطقه خاورمیانه نیز در بستر چنین نگرش و اهدافی نهفته است.
از سوی دیگر برخی از دولت‌های عربی، هنوز هم مساأله فلسطین را یک موضوع و مشکل «عربی» می‌دانند و نه اسلامی، انسانی. آنها در حیطه جمله «اعراب- اسرائیل» مشکل، اختلاف و تضادهای فلسطینی و اسرائیلی را نقد می‌کنند و بسیاری با محوریت «سازش» حد نهایی نقد و تحلیل خود را درباز پس‌گیری‌ بخش‌هایی از «سرزمین عربی» در جنگ‌ها با اسرائیل از طریق مذاکره و تشکیل دو دولت مستقل «فلسطینی» و «اسرائیلی» ارائه داده‌اند و سقف رفتارهای سیاسی خود را با چنین نگاهی با نگاه اروپا و آمریکا منطبق کرده‌اند. از این محور و نگاه استراتژیکی، اغلب دولت‌های عربی بجای همراهی و تائید رسمی سخنان رئیس جمهوری اسلامی ایران، به دنبال بهره‌گیری و سودبری از آن هستند و آشکارا می‌گویند، سخنان آقای احمدی‌نژاد در راستای سیاست رسمی دولت‌های ما (عربی) نیست.
به این خبر که در آستانه تشکیل اجلاس شورای همکاری خلیج فارس از سوی رهبران شش کشور حاشیه خلیج فارس انتشار یافته توجه بفرمائید:
«خبرگزاری «ایسنا» گزارش می‌دهد، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس نگران هستند که تشدید این بحث‌ها می‌تواند این منطقه را که در حال حاضر از بی‌ثباتی عراق در رنج است، به دردسر جدیدی اندازد. یک مقام عضو این شورا مدعی شد، این بیم وجود دارد که برنامه هسته‌ای ایران ممکن است تسلیحاتی شود، در نهایت ایرانی‌‌ها در حال ساخت راکتور هسته‌ای در خلیج فارس هستند، همچنین این نگرانی وجود دارد که اگر اقدامی نظامی علیه ایران صورت گیرد، این کشور ممکن است با حمله به متحدین طرفدار آمریکا در خلیج فارس به تلافی بپردازد...».
3- اروپا و آمریکا: همگی می‌دانند که در صدر اختلاف‌نظر ایران و اروپا موضوع پرونده انرژی هسته‌ای ایران قرار دارد و با حل آن از طریق مذاکره، بسیاری از تحلیلگران سیاسی گمانه‌زنی می‌کردند و امیدوار بودند که روابط جمهوری اسلامی ایران با غرب، متحول می‌گردد. با این تحول، امکان حل لبسیاری از مشکلات و بحران‌های سیاسی در حوزه خاورمیانه از طریق محوریت تهران، فراهم می‌شود. در برخی از نوشته‌های صاحب‌نظران سیاسی غرب آمده بود، با تسهیل روابط ایران و اروپا، ‌عملاً تهران محور و مرکزیت سیاست و اقتصاد در منطقه خاورمیانه خواهد شد. چرخش‌های بررسی پرونده انرژی هسته‌ای ایران نه تنها سمت و سوی گشایش نیافت، بلکه با گذشت زمان امیدواری از چنین برداشت‌ها به یاءس مبدل شده است.
قطع مذاکره ایران و اروپا و نوسانی که در نشست‌های آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای در شهر «وین» بوجود آمد، بار دیگر دو طرف را به شروع مجدد مذاکره و دست‌یابی به نتیجه‌ای سوق داد، که شروع آن از هفته آینده است، در چنین فضای سرد سیاسی، آمریکائی‌ها با انتخاب سیاست «تهدید و تحریم» همواره اروپائی‌ها را از ادامه مذاکره منع کرده‌اند و با خرید زمان و فضاسازیهای خبری، سیاسی بدنبال «اجماع‌سازی» بین‌المللی در مخالفت با جمهوری اسلامی ایران و پذیرش دیکته سیاست «تهدید و تحریم» هستند.
در این فاصله با تغییر دولت در آلمان و آمدن خانم «مرکل» که سیاست خارجی آلمان را بسوی انطباق با نظرات واشنگتن خواهان است تا جائیکه برخی از مطبوعات اروپایی از او بعنوان «خانم آمریکایی» یاد کردند، زمزمه فاصله گرفتن آلمان از سیاست تعدیل با ایران در نوشته‌ها ظاهر شد. اکنون، در حالیکه خانم رایس وزیر خارجه آمریکا گفته است، آمریکا در شورای امنیت سازمان ملل برای اعمال تحریم‌های احتمالی علیه ایران آرای لازم را در اختیار دارد، اما منتظر است تا سایر کشورها با آمریکا همراه شوند. برای ما (آمریکا) اهمیت دارد که سایرین نیز به این نتیجه برسند که ما احتمالات دیپلماتیک را به پایان رسانده‌ایم.» همزمان با مصاحبه وزیر خارجه آمریکا، وزیر خارجه آلمان هم مدعی سخت‌تر شدن وضعیت مذاکرات هسته‌ای ایران سه کشور اروپایی پس از اظهارات اخیر رئیس جمهور ایران درباره اسرائیل شد.
«اشتاین مایر» وزیر خارجه آلمان در مقاله‌ای که برای روزنامه آلمانی «بیلدام زونتاک» فرستاده درباره سخنان اخیر آقای احمدی‌نژاد نوشته است «... اظهارات رئیس جمهور ایران نه تنها روند صلح خاورمیانه را به خطر انداخته است، بلکه روابط آلمان با ایران نیز مورد بازبینی قرار می‌گیرد. خطر در انزوا قرار گرفتن ایران نزد جامعه بین‌المللی به دلیل اظهارات «زهردار و شعله افروزانه» رئیس جمهور این کشور وجود دارد. آلمانی‌ها اجازه نمی‌دهند که حق موجودیت اسرائیل رد شود و هولوکاست انکار گردد. مردمی که در اسرائیل هستند حق زندگی بدون ترس و تهدید در امنیت و مرزهای به رسمیت شناخته شده را دارند.»
در اغلب رسانه‌های نوشتاری و صوتی، تصویری اروپا با تکرار واژگان «یهودستیزی» به ایجاد موج ضدتبلیغ درباره سخنان آقای احمدی‌نژاد رئیس جمهوری پرداخته می‌شود و با این روش تبلیغی افکار عمومی مردم اروپا را در هاله‌ای از نگرانی می‌برند. از سال 1873 که برای اولین‌بار در مقاله‌ای از یک روزنامه‌نگار آلمانی با هدف مظلوم‌نمایی برای یهودیان، نقد و تفسیر تاریخی جریان «ضدیهودی‌گری» انتشار یافت، امروز همان مفاهیم با ترمولوژی «یهودستیزی» که آمیخته‌ای از - نفرت از نژاد یهودی و مذهب یهودی - است و با محوریت «نژادپرستی» تبلیغ می‌گردد و در نقد و یا برداشت از سخنان رئیس جمهوری اسلامی ایران آقای احمدی‌نژاد، در سراسر اروپا و بخصوص در آلمان و اطریش بکار گرفته می‌شود. این مجموعه هماهنگ تبلیغی و تفسیری که در صدر اخبار و نوشته‌ها و گفته‌های رسانه‌های غربی قرار گرفته است، از یکطرف افکار عمومی در آمریکا و اروپا را علیه ایران تهییج می‌کنند و از سویی موجب شکل‌گیری فضای سرد سیاسی و تهدید در آستانه مذاکره ایران - اروپا شده است.