تاریخ انتشار : ۱۶ دی ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۲  ، 
شناسه خبر : ۱۳۵۲۹۶

در پایان سال مسیحی 2005، مثل هر سال دیگری مفسران رسانه‌های آمریکایی عملکرد دولت‌شان را در زمینه‌های مختلف اقتصادی و سیاسی بر می‌رسند و جنبه‌های مثبت و منفی آن را در ترازوی ارزیابی می‌گذارند. در زمینه سیاست خارجی، امسال هم مثل سالهای پیش، خاورمیانه، به ویژه سرنوشت عراق، جای اول را در این ارزیابی‌ها اشغال کرده است.
در سال 2005 افکار عمومی آمریکا بیش از گذشته نسبت به حضور نظامی در عراق انتقادآمیز شد و محبوبیت جورج بوش در نظر‌خواهی‌ها تا 36% پایین افتاد. تنها انتخابات به نسبت موفقیت‌آمیز پارلمان عراق (و همین طور انتخابات افغانستان) تا حدی در مردم ایجاد خوش‌بینی کرد، اما انتقاد به هیچ وجه کاهش نیافته و اکنون دولت آماده می‌شود که سال آینده از تعداد نفرات ارتش‌اش در عراق بکاهد. مفسر روزنامه با نفوذ «وال ستریت جورنال» می‌نویسد:‌ «البته تهدیدات علیه امنیت آمریکا در این سال به هیچ وجه کم‌تر نشد و در سال آینده نیز وضع به همین منوال خواهد ماند.» مفسر این روزنامه اعتقاد دارد حضور آمریکا در عراق تا حدی جلوی موج فناتیزم و قشری‌گری را گرفته است. در دو مجلس کنگره آمریکا، نمایندگان حزب دموکرات بیش از پیش بدبینی‌شان را نسبت به نتایج حضور درازمدت در عراق ابراز کردند.
هم مدافعان و هم منتقدان اشغال عراق، در وهله نخست، از زاویه منافع آمریکا، به ویژه امنیت ملی، به مسأله نگاه می‌کنند. آنها می‌پرسند سیاستی که زیر عنوان «جنگ با ترور» (war on terror) پس از کشتار یازدهم سپتامبر از سوی کابینه بوش آغاز شد و ادامه پیدا کرد، طبق چه تعریی یک «جنگ» محسوب می‌شود؟ ویژگی این جنگ چیست و دشمن چه کسی است؟ افراد، سازمانها، یا دولت‌ها؟ معیارهای موفقیت یا شکست در چنین جنگی کدام‌اند؟ تا چه اندازه باید هزینه پرداخت؟ چه تعداد کشته و زخمی و چند میلیارد دلار از مالیات مردم؟ آینده این جنگ در سالها و دهه‌های آینده به کجا می‌انجامد؟ تأثیر آن بر زیرساخت اقتصادی به ویژه اقتصاد نفت در سالهای آینده چه خواهد بود؟
منتقدان اشاره می‌کنند سیاست یک‌جانبه‌گری کابینه بوش (‌unilateralism) و لحن و بیان پرخاشجو و تعرض‌آمیز آن و اشغال عراق، نه تنها کمکی به امنیت نکرد بلکه آتش افراطی‌گری را شعله‌ورتر ساخت و به لشکر دشمنان و بدخواهان آمریکا در منطقه افزود. سازمان «القاعده» از یک تشکیلات متمرکز کوچک که در یک منطقه جغرافیایی محدود حضور داشت، حالا تبدیل شده به جنبش جهانی غیرمتمرکزی با امکانات تبلیغی وسیع، که مدام بخش‌های پراکنده خودش را در سراسر جهان باز تولید می‌کند. اکنون عراق محل مناسبی شده است برای تعلیمات چریکی مدافعان کابینه بوش عقیده دارند «جنگ با ترور» ثمر داده؛ یکی از مفسران نشریه «فارن افرز»، ارگان نظری ستاد فکری «شورای روابط خارجی»، یادآور می‌شود که بخش مهمی از رهبری و کادرهای القاعده کشته شده‌اند و هزاران تن از سربازان آن نیز به اسارت درآمدند. رژیم طالبان ناکارا شد و جایش یک مرحله انتقالی سیاسی و یک دموکراسی جوان آمد که ضمانت امنیت آن به تدریج به دست پیمان ناتو سپرده می‌شود. دیکتاتوری چون صدام پشت میله‌های زندان است و رژیم‌های عربستان سعودی و پاکستان، که پیش از یازدهم سپتامبر 2001 زمین بکر فناتیزم و تحجر و پرورنده تروریست بودند با کمک سازمانهای امنیتی آمریکا، به ریشه‌کن کردن موفقیت‌آمیز لانه‌های ترور و امکان زاد و ولد آن پرداخته‌اند.
به احتمال بسیار در سال آینده حضور نظامی آمریکا در عراق کاهش می‌یابد تا به تدریج در طول سه سال باقی مانده از ریاست جمهوری بوش، از هزینه‌ها و تلفات این کشور آن اندازه کم شود که شانس انتخاب حزب جمهوری‌خواه در سال 2008 به مخاطره نیفتد.