تاریخ انتشار : ۱۵ دی ۱۳۸۸ - ۱۳:۰۱  ، 
شناسه خبر : ۱۳۵۳۱۳
اکبر تایوغ اشاره: عجب هوای آلوده‌ای دارد شهر ما!! شاید این جمله آن هم در شهر ما یادآور آلودگی هوای شهرهای بزرگ مثل تهران باشد که به همت دود ماشین و کارخانجات و غیره تنفس را مشکل می‌سازد، اما نه شهر ما کوچکتر از این حرفهاست و از نظر آب و هوای جغرافیایی، پاک و تمیز، اما آلودگی هوای شهر ما چیزهای دیگری است، چیزهایی که نه با ماسک‌های پارچه‌ای معمولی، حتی با ماسک‌های ضدشیمیایی هم نمی‌شود در مقابل آنها ایستادگی کرد، آلودگی به حدی است که فکر و جان آدمی را می‌سوزاند و من می‌خواهم نام آن را آلودگی فرهنگی بگذارم که چندی است به دلایل مختلف گریبانگیر شهر سبز و قشنگ، شده و آن را رو به سیاهی و تاریکی و انحطاط و ویرانی سوق می‌دهد. متاسفانه دلایلی چند مثل همسایگی با کشور ترکیه (که از اسلام فقط نام آن را یدک می‌کشد) اختلاط اقوام مختلف در شهر، فقر و تهیدستی در عده کثیری از مردم شهر و دلایل دیگر موجب شده‌اند که شهرمان فرهنگ اصیل دینی و مذهبی خود را فراموش کرده و به تقلید از غربیان پرداخته، و موجبات فساد و بی‌بندوباری جوانان شهرمان فراهم گردد با بررسی خلاصه‌وار دلایل ذکر شده علل این معضلات را مذکور می‌گردیم؛

1- همسایگی با کشور ترکیه
یکی از بارزترین و مهمترین دلایلی که موجب رخنه فرهنگ غرب در شهرمان شده همجواری و هم‌مرز بودن با کشور ترکیه می‌باشد. لذا از آنجایی که این کشور به ظاهر مسلمان خود را کاملا با فرهنگ منحط غربی عجین نموده و حتی کودکان آنها هم به تقلید از غربیان می‌پردازند و تنها چیزی که در آنجا مطرح نیست و اهمیت ندارد دین مبین اسلام است. به طور مستقیم و غیر مستقیم، چه از طریق گیرنده ماهواره باشد و یا از طریق عکسها و فیلمهای مبتذل و مستهجن که به راحتی در اختیار جوانان ما قرار می‌گیرد فرهنگ شوم غربی در شهر ما هم رخنه نموده و جوانان ما را به سوی خود کشانده است. وقتی که خانواده‌ای به راحتی و با ارزان‌ترین قیمت می‌تواند دستگاه دریافت از ماهواره تهیه نماید و با وجود چندین فرزند از جمله دختران نوجوان در خانه، از آن به طور دائم استفاده کند آیا می‌توان از نوجوانی که در بدو یادگیری و تعلم است.
به جز آموزش فرهنگ غربی یا ترکیه‌ای (که همان است) چیزی دیگر انتظار داشت، پاسخ مطمئنا خیر است و متاسفانه خانواده‌های ناآگاه که عده‌شان کم هم نیست بدون تجه به قضیه و آینده فرزندانشان به این کار دامن می‌زنند، نمونه این وقتی روشن می‌شود که می‌بینیم از پشت بام یک آپارتمان در یکی از خیابانهای شهر بیش از 20 بشقاب گیرنده ماهواره کشف می‌شود و جالب اینجاست که هیچ کدام از اهالی آن آپارتمان مالکیت هیچ یک از بشقابها را قبول نمی‌کنند و نیروی انتظامی هم به دلایل مختلف (از جمله زیرکی صاحبان در انتقال سیم به رسیور گیرنده) عاجز از اثبات مالکیت می‌باشند. با دقت در همین مثال لااقل باید 20 خانواده را فقط در یک آپارتمان صاحب ماهواره دانست و این‌که آنها چگونه صاحب ماهواره شده‌اند بماند که خود در چنین مقاله نمی‌گنجد، اما مساله اینجاست که چه انتظاری دیگر از اهالی آن خانواده‌ها و خصوصا جوانان می‌توان داشت؟ جوانی که به جای قرآن یا نهج‌البلاغه یا این همه کتاب شعر یا تلویزیون خودمان با ماهواره انس گرفته و حتی حرف زدنش هم به ترکی ترکیه مبدل شده دیگر چه انتظاری می‌توان از او داشت، مقصر کیست؟ قضاوت با خودتان ولی ای کاش فقط همین بود، مجلات مستهجن و یا سی‌دی‌های مبتذل که آنها هم به راحتی در اختیار مخاطبین قرار می‌گیرند از جمله ویرانگرترین عواملی است که جوانان‌مان را از ما می‌گیرند و ما را از خودمان. به یک اتفاق یا درد دل یا هر چیز نامش را بگذارند در اینجا بسنده می‌کنم و آن شبی بود که با جوانی که بیش از 20 سال نداشت روبه‌رو شدم.
منتظر تاکسی بودیم، اتفاقی دوست شدیم و به نمایشگاه کتاب رفتیم. پسر مذهبی و خوبی بود، رفتیم سی‌دی قرآن و سی‌دی‌های عزاداری قیمت کردیم، قیمت آنها بالا بود. این حرف را او به من گفت [نمی‌دانم چرا قیمت سی‌دی‌های قرآن و روضه و عزاداری اینقدر بالاست در حالی که قیمت سی‌دی‌های مبتذل و مستهجن که به راحتی در همه جا هم پیدا می‌شود خیلی پایین است] خلاصه بدون این‌که بتوانیم خریدی کنیم از نمایشگاه خارج شدیم! باز هم قضاوت با خودتان.
در مورد همسایگی با ترکیه مساله دیگر ورود لباسها و مدلها و لوازم آرایش مختلف است که خود روشی دیگر برای انتقال فرهنگ است که پوشش در سطح شهر بین افراد، خود بیان‌کننده همه چیز است و نیازی به بحث نیست ولی سوال اینجاست که این همه وسایل چگونه وارد کشور می‌شود؟ و چرا هیچ راهی برای مقابله با آن نیست؟ و یا چرا راههای قابله موثر نیست؟ البته مخرب‌ترین مورد قاچاق که هر جامعه‌ای را ویران می‌کند در شهر ما نیز مطرح است و آن مواد مخدر است و به دلیل مطول نشدن بحث به آن نمی‌پردازیم البته نام آن هم گویای هر چیز است.
2- اختلاط اقوام مختلف در شهر
این مساله هر چند تاثیرش نسبت به مورد قبل کمتر است اما در مقاطعی با آن برابری می‌کند. شهر ما را چندین قوم از جمله آذری، کرد و مسیحی در بر می‌گیرد ولی آنچه واضح است مشکل به لحاظ دینی می‌باشد که با کردها مشکل نیست اما مساله در خصوص مسیحیان شهر است که البته از نظر فرهنگ شهرنشینی و همسایگی و غیره مشکلی نیست ولی اختلاف اعتقادات موجب می‌شود که مشکلاتی پیش آید، به طور مثال خوردن مشروب در دین اسلام حرام است ولی در دین آنها اشکال ندارد و این افراد برای این‌که بتوانند مشروبات الکلی تهیه نمایند یا باید خودشان بسازند یا از طریق قاچاق از مرز ترکیه و عراق وارد کنند که این کار را هم توسط کردهای مرزنشین انجام می‌دهند.
جوانی مسیحی را دیدم که دستگیر شده بود، علت را پرسیدم، مطلع شدم که چیزی در حد کارخانه مشروب‌سازی راه انداخته بود، و سوال این است که همه آن برای استفاده شخصی بوده، مطمئنا خیر و این یعنی فروش مشروب به جوانان مسلمان شهر در همسایگی با آن شخص که خود معضلی بزرگ است. دیده‌ام جوانی را که در وسط خیابان مست بوده و آدم کشته یا جوانی که مست کرده و ...! ولی از اینها گذشته تا چه حد باید اوامر الهی را نادیده گرفت؟ مگر مسکر حرام نیست؟ اگر بگویی، حکم خوردن مسکر چیست باور کنید عده‌ای زیاد آن را نمی‌دانند که حرام است یا مکروه یا مباح یا حلال؟ و اینها همه نشانه عدم آموزش یا اصلا نبود آموزش در بین جوانان و خانواده‌های آنهاست که باید چاره‌ای اندیشید.
3- فقر و تهیدستی در عده کثیر مردم شهر:
البته من خود معتقدم که فقر و تهیدستی از علل اصلی و مشدده آلودگی مردم به جرم و جنایت و فساد می‌باشد و اگر درست بنگریم همه بدبختیها و مشکلات از نداری و فقر نشات می‌گیرند اما در این مورد نقش کم رنگ‌تری دارد و این آلودگی فرهنگی و فرهنگ آلودگی لااقل در شهر ما بیشتر گریبانگیر اغنیاست. البته فقرا هم به انواع مختلف در این موضوع سهم دارند ولی به نوعی خود را تبرئه می‌کنند و می‌گویند از فقراست شاید هم حق با آنهاست ولی می‌خواهم از آنها بپرسم تویی که به نان شب خودت و خانواده‌ات محتاجی، تویی که نمی‌توانی مخارج تحصیل فرزندت را بدهی یا نفقه همسرت و فرزندانت را نمی‌توانی بدهی، آنتن ماهواره را برای چه می‌خواهی؟ آیا اعتیاد دلیل فقر توست یا فقر دلیل اعتیاد تو؟ آیا دستگاه سی‌دی را که از نیازهای کاذب زندگی است حتما باید داشته باشی؟
البته در این که فقر و تهیدستی بسیاری از توانایی‌های شخص را از او می‌گیرد و امکان حتی تفکر را نیز از او می‌رباید شکی نیست. اگر دزد نیاز نداشته باشد دزدی نمی‌کند یا اگر آن جوان بیچاره بتواند به موقع ازدواج کند مرتکب اعمال حرام نمی‌شود ولی موضوع بحث ما که آلودگی فرهنگی است ربطی به این‌ها ندارد و اعتقادات انسان چه در حال فقر و غنا باید یکی باشد. شاید امتحان الهی است، ولی به نظر می‌رسد در بین فقرا بیشترین دلیلی که نمی‌توان آنها را مواخذه کرد عدم امکان دسترسی آنها به آموزشهای لازم است. آموزش صحیح مبانی دین اسلام و ترویج فرهنگ اسلامی، خصوصا آشنایی با مفاهیم والای قرآن کریم می‌تواند هر جوان گمراهی را اصلاح کند در حالی که افراد بی‌بضاعت حتی نمی‌توانند در مقاطع تحصیلی پایین هم تحصیل کنند و از اوان کودکی ناچار به کار گمارده می‌شوند.
موارد ذکر شده و علل دیگر همه و همه عواملی هستند که موجب شده‌اند شهرمان آلوده فرهنگ غیر دینی شود و کاش مردم بیندیشند، کاش بیدار شوند، قبل از این‌که به کما بروند، گویا مردم نمی‌دانند که هر بهاری را زمستانی هست و هر آمدنی را رفتنی، هر تولدی را مرگی، چه خوش است که در بهار زندگی سبز باشیم و در زمستان آن رو سفید. مثل زمستان کوچ کنیم، چه خوش است که آمدنمان سبب شادی و رفتنمان موجب اندوه باشد، چه خوش است که بقایمان با عزت و شرف و رحمتمان هم این گونه باشد. ارومیه