شهید نواب صفوی و انتخاب نخستوزیر
ملی شدن صنعت نفت در روزهای آخر سال 1329 روی داد. در اوائل سال 1330 پس از دو دوره کوتاه مدت، دکتر مصدق مأمور تشکیل کابینه شد و کابینه پیشنهادی او در مجلس رأی آورد. دولت ملی دکتر مصدق آغاز به کار کرد.
ریشه اختلاف را دشمن در چند زمینه فراهم کرده بود. یکی از ریشهها این بود که پس از کشته شدن رزمآرا، دربار پهلوی به فکر نقشهای افتاد تا بتواند جمعیت فدائیان اسلام را تحریک کند و به آنها بگوید کار، همه به دست شما انجام شده و باید دولت را شما تعیین کنید.
این نیرنگ بسیار پیچیدهای بود، ولی سلامت نفس و خوشباوری، اسباب این شد که چنین پیشنهادی از جانب رهبری جمعیت فدائیان اسلام مورد اعتنا قرار گیرد. محمدرضا پهلوی خائن که با ترور سپهبد رزمآرا، نخستوزیرش، خود را در مرحله اول باخته بود، با نیرنگهایی چند، خود را پیدا کرد. دودمان پهلوی از خاندان قاجار هراس داشتند و شاه، ناچار شد تا دکتر مصدق را - که از خاندان قاجار بود - با فشار مردم بپذیرد. اما نیرنگهایی را از قبل به کار برده است. یکی از این نیرنگها این است که (نقل قول از شهید حاج مهدی عراقی است) شاه وزیر دربار را خدمت مرحوم شهید نواب صفوی میفرستد و میگوید، حق، این است که شما نخستوزیر را انتخاب کنید چون شما زحمات زیادی کشیدید و فداکاری کردید.
سیدمحمود نریمان و نخستوزیری
نیرنگ دیگری که با آن شهید نواب صفوی را توجیه میکند این است که اگر شما با کسی موافقت کنید نمیتواند نخستوزیر بماند و لذا مثلاً اعلیحضرت در نظر دارند شما کسی را معرفی کنید! شهید نواب صفوی (بنا به نقل شهید عراقی که در جلسه بوده یا اشراف به جلسه داشته) بدون اینکه به خود بباوراند که باید با دکتر مصدق یا مرحوم آیتالله کاشانی و رهبران جبهه ملی مشورت کند (چون نوعاً آن شهید به استخاره اعتقاد داشت استخاره میکند) به این نتیجه میرسد که سیدمحمود نریمان را به عنوان نخستوزیر معرفی کند.
سیدمحمود نریمان یکی از 15 عضو جبهه ملی در شورای مرکزی آن روز بود، این ذریه زهرا شخصیتی پاک، وارسته، قابل قبول، معتدل و تا آن روز هیچ تندروی یا کندروی که از نهضت ملی عقب بماند یا شعارهای تندی بدهد که بخواهد رهبری را به عهده بگیرد از او دیده نشده بود. وی بسیار معتدل عمل کرده بود و شخصیتی قابل قبول بود.
اما برای نخستوزیری در آن زمان چیزهای دیگری هم احتیاج داشت که او گفت من فاقد اینها هستم و وقتی مرحوم شهید نواب صفوی به سیدمحمود نریمان این پیشنهاد را میکند ایشان میگویند من تعجب میکنم که شما به من این پیشنهاد را میکنید.
این پیشنهاد را شما به دکتر مصدق یا آیتالله کاشانی و رهبران جبهه ملی ارائه دهید. شهید نواب صفوی میگوید: خیر نظر به اینکه شاه از من خواسته و شاید هم توصیه کرده لذا من از شما میخواهم نه اینکه مشورت بکنیم.
در آیه 111 سوره یوسف دو موضوع برای عبرت گرفتن از آن داریم: "لقد کان فی قصصهم عبره لا ولی الالباب"، یعنی: "قصص گذشته بندگان خدا باید برای اولیالالباب عبرت باشد و نباید به صورت یک قصه و داستان از آن گذشت". یک موضوع استخاره است که در پرونده جمعیت فدائیان اسلام و شهید مرحوم نواب صفوی تکیه به استخاره فراوان بوده است. ایشان در بسیاری از مراحل تکیه به استخاره داشته است و کمتر به مشورت به خصوص مشورت با کسانی که ذیحق هستند اقدام میکرد. (البته با دوستان نزدیک مشورت میکردند)1
مسأله استخاره در نهضت مشروطه، در نهضت ملی شدن صنعت نفت و در تعدادی از حرکتهای خوب مردم شخصیتهایی را از مشورت دور داشته و اسباب اختلاف و تشتت شده است.
خاطرات حبیبالله عسگراولادی