محمدرضا نفری
با پیروزی دموکراتها در کنگره امریکا بخش قابل توجهی از توانایی جمهوری خواهان در سیاست خارجی ایالات متحده کاهش یافت. مخالفت دموکراتها با جنگ عراق که تاکنون هزینههای هنگفتی برای امریکا تحمیل کرده و آمار بالای کشتههای نظامی امریکا در این کشور طی ماههای گذشته به مهمترین ابزار انتخاباتی بدل گشته بود که سرانجام به پیروزی کبوترها انجامید. هر چند نگاه این حزب به منافع ملی امریکا به خصوص در بخش انرژی تغییری نخواهد کرد اما روش این حزب در دستیابی به اهداف یقینا خلاف مسیر حرکت جمهوریخواهان خواهد بود. این مساله بیشباهت به اتفاقات اوائل دهه هفتاد میلادی درباره ویتنام نیست.
آن زمان در حالی که روسای جمهور و دولتهای موافق جنگ (کندی و جانسون) پس از شش سال درگیری در ویتنام همچنان بر ادامه آن پیروزی تاکید میکردند انتخابات 1968 ریاست جمهوری با پیروزی نیکسون و تغییر دکترین امریکا باعث خروج تدریجی نیروهای آمریکایی و رسماً شکست ایالات متحده با هزینه قابل توجه و تلفات زیاد شد. حال نیز اصرار بوش به حضور در عراق تا رسیدن به پیروزی و شکست تروریستها و در مقابل پیروزی مخالفان بر کنگره این خاطره را در اذهان زنده میکند که بار دیگر در صورت رأی کنگره به خروج نیروهای امریکا از عراق پس از سه سال درگیری بیحاصل به معنی شکست قطعی برای بازها و نهایتاً تمام امریکا رقم خواهد خورد، و سیاست جنگطلبانه بوش تا حدی مهار خواهد شد. البته چارچوب هنجاری جمهوریخواهان نشانگر آن است که این حزب با تغییر سیاستهای رفتاری از راه جنگ روانی و بزرگنمایی سعی در جلب نظر دموکراتها خواهد داشت تا به هدفهای از پیش تعیین شده خود برسد مساله هستهای کره شمالی، پیامدهای خروج نظامیان امریکایی از عراق و نگاه به دور واشنگتن درباره بحران انرژی و ضرورت کنترل بر منابع نفتی بهانه خاصی را به دست دولتمردان بوش میدهد. در این شرایط انتظار میرود رقابتهای دو حزب برای به دست گرفتن نبض قدرت در امریکا فصل تازهای از بهم ریختگی اولویتها را در این کشور رقم بزند. از یک طرف هرگونه هزینه سنگینی در عراق دو طرف را به لفاظی بکشاند، از این رو که یکی عامل جنگ بوده و دیگری فرصت پایان آنرا نداده است و از طرف دیگر در مساله کره شمالی هم به همین طریق مساله فرصت از دست رفته برای مهار بحران میتواند سازمان سیاستگذاریهای ایالات متحده را با مشکل روبرو سازد. در عین حال نهایتاً تا زمان انتخاب ریاست جمهوری 2008 باید طرفین با استفاده از افکار عمومی و مسیرهای قانونی، دیگری را وادار به همراهی نماید.
اما در جزیان انتخاب کنگره و تاثیر آن به مسائل بینالمللی یک اتفاق دیگر نیز برای امریکاییها در شرف وقوع است و آن احتمال بسیار بالای رسیدن نانسی پلوسی رهبر دموکراتها در کنگره به ریاست مجلس نمایندگان امریکا به عنوان اولین زن رییس این مجلس و همچنین انتخاب مجدد هیلاری کلینتون به نمایندگی در سنا با 70 درصد آرای مردم نیویورک که شانس حضور پر قدرت وی را در انتخابات 2008 ریاست جمهوری کشورش بالا برده است. تحلیلگران مسایل سیاسی امریکا پیروزی هیلاری کلینتون بر سایر رقیبان را محتمل میدانند که در چنین حالتی امریکاییها تجربه تازه سیطره زنان بر ارکان سیاسی را نیز خواهند چشید. این موضوع به طور قطع رخدادی قابل توجه است تا فاصله قدرتنمایی زنان و مردان در سرزمین یانکیها نمایان شود.