* برخی معتقد هستند که اصولگرایان باید آیندهنگر باشند و از کنار تهدیدهایی که آینده اصولگرایی را به خطر میاندازد، بیاعتنا رد نشوند. به نظر شما بزرگترین تهدیدهای اصولگرایان چه هست؟ از بعد داخلی و خارجی؟
** اصولگرایی یک جریان عمیقی است که خودش را بر مبنای اصول و مبانی اسلامی و خط امام (ره)و ولایت فقیه مطرح میکند. الان اصولگرایی وضعیت تثبیت شدهای دارد و تهدیدهایی که آن را از پا بیندازد به چشم نمیخورد اما نمیتوان از تهدیدهایی که وجود دارد غافل شد.
* مهمترین تهدیدهای داخلی چه هستند؟
** مهمترین مساله خالی شدن اصولگرایان از محتوای اصولی است. یعنی به جای اینکه اصول اساسی اسلام بر اصولگرایی حاکم باشد به تدریج تابع اقتضائات قدرت شود.
* منظورتان دقیقا چیست؟
** تبدیل شدن انقلابی به یک نگهدارنده حکومت بالاترین خطر برای اصولگرایان است. گاهی شاهد هستیم اصولگرایی به سمتی میرود که به جای حافظ انقلاب به حافظ حکومت تبدیل میشود. یعنی موقعی هست که انقلابیون میخواهند یک انقلاب را نگه دارند اما موقعی هست که ارزشهای انقلابی و اصول انقلابی را ندیده میگیرند و میگویند که میخواهیم حکومت را نگه داریم.
* تهدیدهای دیگر برای اصولگرایی کدامند؟
** تهدید دوم اصولگرایان متعصب شدن است. یعنی متصلب شوند و تصور کنند که خودشان حق مطلق هستند و بگویند جریان ما حق مطلق است و هر کس با ما نیست باطل. این اتفاق سبب میشود اصولگرایان به یک تعصب ویژه برسند و این تعصب غیراصولی است.
* به نظر شما همین تعصبها در درون تشکیلات هم تاثیرهای خودش را نگذاشته و به اختلافهای درونگروهی تبدیل نشده است؟
** یکی دیگر از تهدیدهای اصولگرایان همین مساله اختلافهای منجر به جدال و تنازع داخلی است. به هر حال اختلاف همیشه هست و نباید انتظار داشت همه در داخل جریان اصولگرایی یک جور فکر کنند. به هر حال هر گروهی منفعت و مصلحت خود را دارد اما به شرطی که این اختلاف به جدال نرسد. جدال، درگیری ایجاد میکند. این با آن دعوا میکند، آن یکی با این دعوا میکند. نتیجهاش این است که اخر سر کارشان به بنبست میرسد.
* خب برخی دوستان اصولگرا میگویند در قدرت این دعواها طبیعی است.
** و لا تناعو فتشفهو؛ نخیر این دعواها سبب شده اصولگرایی سست شود و این سست شدن به فرو ریختن منجر خواهد شد و این تهدید جدی است که نمیتوانیم نادیدهاش بگیریم.
* اما خیلیها معتقدند که قدرت و اختلاف دو روی یک سکه هستند و واکنش آنها به نسخه شما آن است که اصولگرایی هیچ وقت نمیتواند در سیاست ایران رشد کند.
** از قضا یکی از تهدیدهای اصولگرایی این است که جمود پیدا کند و رشد نداشته باشد. هر مجموعهای که در خودش بماند دچار پیری میشود و لاجرم میمیرد. پس باید اصولگرایی باید مولد باشد و همواره با مقتضیات زمان جلو برود.
* آیا رشد نکردن با مقتضیات زمان به تدریج سبب نمیشود تهدید دور شدن از مردم هم به مجموعه تهدیدهای این طیف سیاسی اضافه شود؟
** بله یکی از تهدیدهای دیگر اصولگرایان این است که غیرمردمی شوند و به گروههای بسته اصولگرایی محدود شوند. حالا میخواهد باند باشد یا حزب و سازمان؛ مهم این است که مردمی بودن خودش را از دست ندهد.
* برای ارتباط با مردم باید چه کار کرد؟
** روح اصولگرایی نباید ریاستمآبی و حاکم بودن نباشد. باید مصداق حضرت پیامبر (ص) باشیم که حضرت علی(ع) در مورد ایشان فرمودهاند وقتی بین ما مینشست یکی از ما بود.
* خب نباید انتظار داشته باشیم سیاسیون از صبح تا شب بین مردم باشند. به نظر شما اصولگرایی برای ایجاد با بدنه اجتماعی نیاز به تقویت جامعه مدنی ندارد؟
** نه بابا؛ جامعه مدنی یعنی چی؟
* احزاب و تشکلهای سیاسی به عنوان رابط میان بدنه جامعه و طبقه حاکم میتوانند اصولگرایی را بین تودههای مردم ببرند.
** نه. احزاب و گروهها، مجموعههای یک جامعه هستند. مهم این است که اصولگراها مردمی باقی بمانند.
* مردمی یعنی چی؟ شما این شیوه را که هر روز ملاقات چهره به چهره داشته باشند و مشکلات مردم را یکبهیک بشنوند تعبیر به مردمی میکنید؟
** مردمی بودن یعنی اینکه اگر مردم به یک مقام اصولگرا رجوع کردند، احساس حاکم ترسی نکنند مثل امام خمینی(ره). ایشان به خاطر ضریب امنیت بین مردم زیاد نمیآمدند اما مردمی که پیش ایشان میرفتند در عین حال که ایشان ابهت خودشان را داشتند اما کسی از ایشان نمیترسید. مهم این است که قیافهاش و ژستش تغییر نیابد.
* به هر حال اصولگرایان هر قدر هم که میراثدار انقلاب باشند اما در متون علمی مطرح میشود که انقلابیون پس از پیروزی به تدریج عملگرا میشوند و مجبور هستند برای اداره حکومت انعطافپذیر شوند.
** ببینید پیامبر(ص) میآید حکومت را تشکیل میدهد اما نگهدارنده حکومت برای حاکمیت خودش نیست.حکومت چون مبنای ارزشها را دارد پیاده میکند لذا در واقع قدرت و حکومت برایش ابزار ارزشهاست و حال حکومتی که برای نگهداری ارزشها باید نگه داشت خودش ارزش دارد. مثلا تلاش برای برقرار ماندن حکومت علی(ع) تلاش برای بقای حکومت عدل علی(ع) است. اما موقعی است که میدانیم ارزش چیست اما از ارزشها کوتاه میآییم و سازش میکنیم.
* یعنی شما به اصولگرایانی انتقاد دارید که ارزشها را فدای مصالح و بقای قدرت میکنند؟
** شما انقلابیون الجزایر را ببینید، سازش کردند. ما باید همیشه نسبت به این تهدیدها مراقب باشیم که این اتفاق نیفتد.
* خب الان از نگاه شما اصولگرایی چه ارزشهایی را فدا میکند و با چه چیز سازش کرده است؟
** من نمیخواهم الان وارد این موضوع شوم. الان بحث ما تنها لیست کردن تهدیدهاست.
* جدا از این نگاه شما، اصولگرایان باید چه کار کنند که مردم با ادبیات اصولگرایی بیشترآشنا شوند؟
** به اعتقاد من اصولگرایی را باید عملی به مردم آموزش داد. مثل شما یک ساعت پیش من بنشینید، با نشستن یک ربع در مقابل آیتالله جوادی آملی چقدر فرق میکند؟
* اما برخی از اصولگرایان معتقد هستند که اصولگرایی رابطه قوی با بدنه جامعه ندارد و باید این ضعف را برطرف کرد.
** خیر این طور نیست. همین که مردم ببینند یک نماینده مجلس اصولگرا کنار آنها در صف نانوایی میایستد برایشان مهم است. این مهم است که مردم ببینند من بادامچیان همراه آنها با اتوبوس تردد میکنم.
* موضوع الان آن است که بالاخره هر دوره اقتضائات خاص خودش را دارد. الان اصولگرایی را باید با چه قالبهای نویی به مردم معرفی کنیم؟
** اصولگرایی مردم را به سوی داشتن ماهواره و انرژی اتمی برد. اصولگرایی ایران را به جایی رساند که دیگر در واشنگتن و لندن برای ما تصمیم نگیرند. اصولگرایی به مردم آزادی داده، آنقدر که طرف بالای پشت بام شبها شعار میدهد و فردایش هم بدون هیچ مشکلی سرکارش میرود. جالب این است که همین افراد شعار میدهند که آزادی نیست. یکی نیست به اینها بگوید که بابا همین که داری راحت شعار میدهی خودش آزادی است. به هر حال جایی هم مقابله قانونی با این افراد میشود. حالا در این مقابله اتفاقاتی هم میافتد البته هنوز در حال پیگیری هستیم که با این اتفاقات برخورد شود.
* اما بخشی از این تعاریف جزو ویژگیهای ذاتی انقلاب هست و هر تشکیلاتی را شامل میشود.
** نخیر این طور نیست. اصولگرایی یعنی همان انقلاب.اصلاحات که جزو انقلاب نیست. اصلاحطلبها چه خاتمی و چه دیگران که جزو انقلابیون نیستند. اینها آدمهای انقلابی نیستند. به هر حال مردم میبینند که اصولگرایی هر جایی وارد شد کار سالم انجام داد. از ایجاد صندوق قرضالحسنه بدون سود تا اینکه اصولگرایی بری هنرمندها حرمت آورد.این خانمهایی که فکر میکردند با انقلاب چادرسرشان میکنند و به گوشه خانه میفرستند الان 63 درصد دانشگاهها را گرفتند.
ادامه از صفحه 3:
* با این اوصاف فکر میکنید با وجود تهدیدهایی که بر شمردید، اصولگرایی باید چه کند که با مشکل مواجه نشود.
** مسلما مواجه نمیشوند. اصولگرایی حتی معیشت مردم را بهتر کرد. الان از هر سه نفر تهرانی یک نفر ماشین دارد. همین روزهای تعطیل که با خودروهایشان برای تفریح درمیآیند تمام جادههای شمال پر از ماشین میشود. خب اگر مردم نداشتند که نمیرفتند سفر، پس دارند اما من مسئول نه جمعه دارم نه تفریح نه با خانواده میتوانم جایی بروم. از صبح تا شب هم دارم کار میکنم.
* در مورد تهدیدها، برخی از اصولگرایان معتقد هستند که این تهدیدها تنها داخلی نیست و تهدیدهای خارجی را حتی گاه بیشتر جدی میگیرند. واقعا رنگ و نقش تهدیدهای خارجی چقدر است؟
** الان سایتهای بیبیسی و دویچه وله را ببینید، متوجه میشوید که بار اصلی حمله این رسانهها بر دوش اصولگرایان است و تا کنون یک بار دیدید که از اصلاحطلبها ایراد بگیرند؟
* به نظر شما دلیل این رفتار آنها با اصولگرایان چیست؟ اصلاحطلب و اصولگرا دو حزب در چارچوب نظام هستند.
** بسیاری از این تهدیدها خارجی هستند.کشورهای آمریکایی و اروپایی که اسلام - نه اسلام آمریکایی _ را برای خودشان مضر میدانند، طبیعی است که همواره برای جریانی که اصولگرایی اسلامی را حمایت و اجرا میکند، تهدید جدید محسوب شود البته ما اعتقاد داریم این تهدیدها راه به جایی نمیبرد اما به هر حال چنین تهدیدهایی وجود دارد.
شما به فهرست شهدا در 30 سال گذشته نگاهی بیندازید. میبینید که هیچ وقت کسی از گروههای اصلاحطلب و ملیگرا و نهضت آزادی ترور نشدند. لاجوردی، عراقی، بهشتی، باهنر و.....همه از گروههای اسلامگرا و موتلفه بودند. یعنی هیچ وقت اصلاحطلبان حتی در این 30 سال تحت خطر ترور هم نبودند و این قابل توجه است.
* خب شاید به این خاطر که کمتر در راس امور قرار داشتند؟
** این طور نیست. موسوی خوئینیها دادستان بود. آقای محتشمی، بهزاد نبوی، خاتمی، کروبی و موسوی همه در راس امور بودند اما هیچ گاه ترور نشدند. دلیلش هم این طور است دشمنی ویژه با اسلامگرایان ایران مشهود و کاملا روشن است.
* یعنی معتقد هستید که این طیف مورد حمایت خارجیها از ابتدای انقلاب بودند؟
** نمیخواهم بگویم استعمار و استکبار با این گروه خوب هستند اما به هر حال هر گروهی که به نفع کشور کار کند و به دنبال استقلال و آزادی ایران باشد با آن رفتار صحیحی نمیکنند. به هر حال این دشمنی ما را از پا نمیاندازد بلکه مفید هم هست چون انسان وقتی دشمن دارد بیشتر حواسش جمع هست.