تاریخ انتشار : ۰۱ بهمن ۱۳۸۸ - ۱۰:۴۰  ، 
شناسه خبر : ۱۳۵۶۳۷

فرزادجهان بین
در پاسخ به سوال فوق به موارد ذیل اشاره می نمایم:
۱- «کثیر بن نمر» گوید: «در نماز جمعه شرکت کرده بودم و مستمع‏خطبه‏های حضرت امام علی (ع) بودم. در این هنگام مردی آمد وشعار خوارج را سر داد که «لا حکم الا الله‏». سپس یکی دیگر ازخوارج از جای دیگر مسجد برخاست (با هماهنگی می‏خواستند در نمازجمعه مولی اخلال ایجاد کنند) حضرت به آن‏ها فرمود:بنشینید! بله حکمی جز حکم خدا نیست ولکن این جمله‏ای است که ازآن اراده باطل دارید (حکم یعنی قانون، قانونی بهتر از قانون‏خدا نیست ولکن خوارج آن را به معنای حاکم می‏گرفتند) من هم‏منتظر حکم خدا در مورد شما هستم؛ سپس فرمود:«الا ان لکم عندی ثلاث خلال ما کنتم معنا؛ آگاه باشید تا با ماهستید (نه بر ما و مخالف مسلحانه) شما را از سه حق ممنوع‏نخواهم کرد: «ان نمنعکم مساجد الله ان یذکر فیها اسمه و لانمنعکم فیئا ما کانت ایدیکم معنا و لا نقاتلکم حتی تقاتلوا؛ 1- شما را از حضور در مسجد برای یاد خدا ممنوع نخواهیم کرد 2- حقوقتان را مادامی که با ما هستید قطع نخواهیم ساخت 3- تا وقتی که دست‏به سلاح نشدید با شما نخواهیم جنگید. ثم اخذ فی خطبته... سپس حضرت خطبه خود را ادامه داد .
۲- در سخنی دیگر آمده است که حضرت فرمود: «ان سکتوا ترکناهم و ان تکلموا حاججناهم و ان افسدواقاتلناهم اگر سکوت کنند، آنان را به حال خودشان واخواهیم گذاشت و اگرحاضر به گفت و گو باشند با آن‏ها گفت و گو و محاجه خواهیم کردو اگر افساد کنند با آنان خواهیم جنگید.»
۳- مواردی بودند که حضرت در مقابل برخی سخنان از برخی افراد واکنشهای تند کلامی نشان داده اند و به عبارتی با افشاگری در مقابل آنان با آنان برخورد تندی نموده اند. دو نمونه قابل ذکر است:
1- روزی آنحضرت بالای منبر صحبت می‏کرد، اشعث بن قیس گفت یا امیر المؤمنین این گفتار بر علیه شماست نه بر له شما، حضرت بر وی فریاد کشید و فرمود:
مَا یُدْرِیکَ مَا عَلَیَّ مِمَّا لِی عَلَیْکَ لَعْنَةُ اَللَّهِ وَ لَعْنَةُ اَللاَّعِنِینَ حَائِکٌ اِبْنُ حَائِکٍ مُنَافِقٌ اِبْنُ کَافِرٍ وَ اَللَّهِ لَقَدْ أَسَرَکَ اَلْکُفْرُ مَرَّةً وَ اَلْإِسْلاَمُ أُخْرَى فَمَا فَدَاکَ مِنْ وَاحِدَةٍ مِنْهُمَا مَالُکَ وَ لاَ حَسَبُکَ وَ إِنَّ اِمْرَأً دَلَّ عَلَى قَوْمِهِ اَلسَّیْفَ وَ سَاقَ إِلَیْهِمُ اَلْحَتْفَ لَحَرِیٌّ أَنْ یَمْقُتَهُ اَلْأَقْرَبُ وَ لاَ یَأْمَنَهُ اَلْأَبْعَدُ قال السید الشریف یرید ع أنه أسر فی الکفر مرة و فی الإسلام مرة و أما قوله ع دل على قومه السیف فأراد به حدیثا کان للأشعث مع خالد بن الولید بالیمامة غر فیه قومه و مکر بهم حتى أوقع بهم خالد و کان قومه بعد ذلک یسمونه عرف النار و هو اسم للغادر عندهم(نهج البلاغه، خطبه 19)
تو چه دانى ، که چه چیز به سود من است و چه چیز به زیان من . لعنت خدا بر تو باد و لعنت لعنت‏کنندگان . اى که خود و پدرت همواره دروغى چند به هم مى‏بافته‏اید . اى منافق فرزند کافر . به خدا سوگند ، که یک بار در زمان کافریت به اسارت افتاده‏اى و یک بار در زمان مسلمانیت ، و در هر بار نه توانگریت تو را از بند اسارت رهانید و نه جاه و منزلتت . مردى که شمشیرهاى کین را بر قوم خود رهنمون شود و مرگ را بر سر آنان راند ، سزاوار است ، که خویشاوندانش دشمن دارند و بیگانگان از شر او ایمن ننشینند .
2-حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام به برج بن مُسهر طائی، آن هنگام که او صدا به «لا حکم إلّا لله» بلند کرد، چنین گفت:
اُسْکُتْ! قَبَّحَک الله یا أثرم! فوالله! لقد ظهر الحقُّ فَکنتَ فیه ضَئیلاً شَخْصُک خفیّاً صوتُک، حتّی إذا نَعَرَ الباطلُ نَجَمْتَ نجومَ القرن الماعز(همان، خطبه 184)
ای کسی که ـ در خرد، به قدری زشتی که گوییا ـ دندانهای پیشت افتاده است، خاموش شو!! خدا تو را زشت گرداند! به خدا سوگند! تو، وقتی که حق به میدان آمد و ظاهر شد، شخصی فرومایه و ضعیف بودی و صدایت پنهان بود، همین که باطل ـ سر برکشید و ـ فریاد کرد، مانند شاخ بز، آشکار شدی.
در این صحنه، حضرت، به جای پرداختن به پاسخ بی حاصل به او، تنها با کلماتی درشت و تحقیرآمیز و کوبنده، او را که توطئه گری از گروه خوارج بود، بر جای خود نشاند.همچنین علاوه بر چنین برخوردهای کلامی، علی(ع) برخی و از آن جمله خوارج را از دم تیغ گذراندند که شرح آن در تاریخ موجود است.حال این سوال پیش می آید که آن گفتارها از آزادی و نیز سیره عملی حضرت که مرحوم شهید مطهری ذکر کردند چگونه با این برخوردهای تند کلامی و یا مقابله نظامی قابل جمع است؟
چانچه در روایت کثیر بن نمر اشاره شد حضرت در اقدامات خوارج در خصوص برهم زدن مجالس سخنرانی علی(ع) و... فرمودند:
"ان نمنعکم مساجد الله ان یذکر فیها اسمه و لانمنعکم فیئا ما کانت ایدیکم معنا و لا نقاتلکم حتی تقاتلوا"
1- شما را از حضور در مسجد برای یاد خدا ممنوع نخواهیم کرد
2- حقوقتان را مادامی که با ما هستید قطع نخواهیم ساخت
3- تا وقتی که دست‏به سلاح نشدید با شما نخواهیم جنگید.
باز اشاره شد که حضرت در جای دیگری فرمودند:
«ان سکتوا ترکناهم و ان تکلموا حاججناهم و ان افسدواقاتلناهم"
اگر سکوت کنند، آنان را به حال خودشان واخواهیم گذاشت و اگرحاضر به گفت و گو باشند با آن‏ها گفت و گو و محاجه خواهیم کردو اگر افساد کنند با آنان خواهیم جنگید.
از این دوجمله و از سیره عملی (ع) برمی آید که حد آزادی بیان، "توطئه"، "مقاتله" و "افساد" است. و در ازاء هر کدام از اینها چنانچه مشخص است محدودیتی خاص اعمال می گردد. حضرت در جمله اولی به خوارج می فرمایند مادامی که دستتان در دست ما باشد حقوقتان را از بیت المال قطع نمی کنیم.این سطحی از برخورد است.به عبارتی اگر مسجل بشود که دست شما در دست بیگانه است حقوقتان را از بیت المال قطع می کنیم چراکه حق ندارید با استفاده از امکانات حکومتی به دشمن خدمت نمایید.اما در سطح دیگر تاکید می کنند چنانچه به مرحله عمل برسد یعنی اینکه بجنگند یا فساد ایجاد کنند با آنها مقاتله می کنند.مقاتله به معنای جنگیدن معنای روشنی دارد.اما افساد در لغت به معنای تباه کردن و از بین بردن آمده است. این معنا را می‌توان در کتب لغت دید، به‌گونه‌ای که همگی آنها همین معنا را برای افساد آورده‌اند. اما گاه افساد را مقابل اصلاح می‌دانند و بعضی هم «خروج‌الشیء عن‌الاعتدال» (خارج شدن از حد اعتدال) را فساد می‌دانند که در این صورت، کسی که بخواهد امری را از حد اعتدال خارج کند مفسد است. مثلاً بر هم زننده نظم و اعتدال جامعه را می‌توان مفسد دانست، چنان‌که در فقه راهزنان مفسد فی‌الارض دانسته شده‌اند. در هیچ ‌یک از کتب فقهی بحثی مستقل تحت عنوان افساد فی‌الارض انجام نشده است و فقط بعضی از فقها یا مفسران اسلامی، چه شیعه و چه سنی، جرمهای خاصی را عنوان افساد فی‌‌الارض مطرح کرده و مجازات مرگ را برای آن در نظر گرفته‌اند. مثلاً از جمله مواردی که افساد تلقی شده،تعارض به نوامیس مردم، تخریب اماکن عمومی از قبیل مساجد، و بیمارستانها، آتش زدن خانه‌های مردم، زورگیری و... است. به عبارتی با وقوع چنین مواردی حکومت می باید با آنها برخورد نماید. در این بخش مناسب است جمع بندی از آنچه گفته شد ارائه شود.
1- لزوم تحقق آزادی سیاسی اجتماعی
2- فراهم کردن زمینه های تحقق آزادی از قبیل رفع تندخویی و خشونت در برخورد و کلام
3- تحمل و سعه صدر حاکمان در مقابل سخنان و رفتارهای ناآگاهانه و ناسنجیده
4- اقدام به تبیین و پاسخگویی مهربانانه به مخاطبان و عذرخواهی در صورت لزوم
5- برخورد کلامی افشاگرانه با افراد منافق(عمدتا سران نفاق اند) که در قالب چهره حق، التهاب ایجاد می نمایند.
6- ایجاد محدودیت در برخورداری از برخی از حقوق که از طرف دولت ارائه می شود نسبت به افرادی که دستشان در دست دشمنان می باشد.
7- برخورد قهری با منتقدین در صورتی که دست به مقاتله و افساد بزنند.
حال بر اساس آنچه گفته شد چه باید کرد؟
۱- حوادث روز عاشورا و قبل از آن نشان داد که گروهی در جبهه معارض وارد شده اند و آشکارا به افساد و مقاتله روی اورده اند و از حد بیان و گفتگو و شعارهای تند و ساختار شکنانه رد شده اند. نظام ، شعار های ساختار شکنانه شان هر چند داغ بر روی سینه می نهد را بر اساس منطق علوی تحمل کرد و صرفا به برپایی راهپیمایی از سوی مردم در محکومیت آن بسنده شد و جز خشونت حداقلی در مقابل نه شعارهایشان بلکه اقدامات تخریبی شان صورت نگرفت.اما اینک سخن از این ها فراتر رفته و آنان اشکارا به افساد و مقاتله روی اورده اند.
۲- در چنین شرایطی نباید دست و دل مسولین بلرزد و باید باز بر اساس منطق علوی با قاطعیت تمام و بی اغماض و البته بر مدار حق با آنان برخورد نمایند و این برخورد بر اساس قانون، طیفی از مجازاتها از حبس گرفته تا اعدام را می تواند شامل شود.
۳- امیرالمومنین تلاش بسیاری کرد تا خوارج را در دوران فتنه بر حقیقت آشنا سازد اما علی رغم تلاشهایش گروهی کماکان در جبهه مقابل ماندند و دست به افساد و مقاتله زدند و علی(ع)در چنین شرایطی بی هیچ تردیدی و البته با ناراحتی و افسوس آنقدر از آنهایی که در میدان مبارزه مانده بودند کشت که جز ده نفری از آنها باقی نماند.سیاست درست سمحه و سهله ای که نظام در برخورد با معترضین پیش گرفت بر این اساس بوده و هست که حقیقت بر افراد مختلف روشن شود و البته بسیاری نیز امروز با درایت و فهم، راه خود را از ساختار شکنان جدا کرده اند اما اینک که کدر از صاف تا حدود زیادی روشن شده دیگر جای اغماض نیست .هرچند که مساله نباید بدینجا می رسید و هیچکس از دلسوزان آن را خوش نمی دارد.
4-  در این مسیر از سخن هیچ یاوه گویی نترسند که تا بوده اینان در هر شرایطی اسلام عزیز و جمهوری اسلامی را به باد انتقاد گرفته اند.که امام راحل بارها فرمودند:
"ما نمی خواهیم در خارج از کشور وجاهت پیدا کنیم، ما می خواهیم به امر خدا عمل کنیم"
۴- ماه حرام هم مجوزی به دست نمی دهد که در آن با معارضین برخورد ننمود. "الشهر الحرام بالشهر الحرام و الحرمات قصاص فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم". ماه های حرام را در مقابل ماه های حرام قرار دهید اگر حرمت آن را نگاه نداشته با شما قتال کنند شما نیز قتال کنید؛ پس هر که به جور و ستمکاری به شما دست درازی کند او را به مقاومت درآورید به قدر ستمی که به شما رسیده است (بقره، 194).
۵- البته لازم به ذکر است که اساسا هیچ مطلوب نیست که مردم معتقد و مظلوم که در همه صحنه ها در دفاع از این کشور و نظام ایستاده اند خود راسا در این قضیه وارد شوند که بلاشک وظیفه نیروهای حافظ امنیت و قوه قضائیه است و همگان باید بر این امر تاکید نماییم و از آنان مطالبه کنیم و هرکس که تعللی کرد باید خواستار برخورد با وی باشیم اما اگر خدای ناکرده مسئولین ذی ربط تعلل کردند با حفظ این تعلل در یادهامان، خود مردم راسا اقدام خواهند نمود. چرا که اساسا مردم وظیفه دارند از جمهوری اسلامی به عنوان مهمترین میراث امام و شهدا پاسداری نمایند که همه عزت و حرکت به سمت تحقق اهداف اسلامی در سایه تحقق حکومت اسلامی است.همه مطمئن باشند که مردم چنانچه وقتش برسد تحمل نخواهند کرد اما من برای برخی از مسئولین متاسفم که به جای آنکه وظیفه خود را در این زمینه انجام دهند با پررویی تمام، کار را به مردم حواله می دهند!
۶- نخبگانی که در این وقایع، سخن نگفته اند یا آشکارا از معارضین و مفسدین حمایت کرده اند که هیچ!.اما آنان که حرفی زده اند که زده باشند تا اگر روزی لازم شد در توجیه خود بگویند که که بله ما آنچه می باید گفتیم و به وظیفه مان عمل کردیم و یا دو پهلو چیزی گفته اند که قلب همه را داشته باشند بدانند که این فتنه نیز تمام می شود چرا که نظام ما از این فتنه ها و بلکه بالاتر از آن بسیار دیده است اما بدبخت آنها که برای همیشه در محضر خدا و ملت شهید داده، روسیاه خواهند بود.