محمدحسن فلاحیهزاده ـ کارشناس مسائل خاورمیانه
حوثیها یا جوانان مومن از جمله نامهایی است که به جنبش شیعیان یمن اطلاق میشود. بعضی از کارشناسان مسائل منطقه بر این عقیدهاند که گروه حوثی در دهه هشتاد میلادی به صورت غیررسمی اعلان موجودیت کرد اما سال 2004 به واسطه نقشی که در درگیری با حکومت یمن داشته به صورت رسمی در سطح رسانههای منطقه و جهان شناخته شده است. در سال 1986 گروه «اتحادیه جوانان» که با هدف آموزش جوانان توسط صلاح احمد فلیته که از بین استادان وی حجهالدین المویدی و بدرالدین حوثی هستند، تاسیس شد و طی اتحادیهای که در جنوب و شمال یمن در سال 1990 فعالیت میکرد به واسطه کثرتگرایی حزبی که در یمن رونق گرفته بود موجب تحولاتی در این اتحادیه از زمینههای آموزشی به زمینههای سیاسی شد و این اقدام از طریق تاسیس حزب «الحق» که در بین زیدیها فعالیت داشت و زیدیها را نمایندگی میکرد صورت گرفت.
انجمن جوانان مومن در سال 1992 توسط بدرالدین حوثی و بعضی از یارانش به عنوان کانون فعالیتهای فرهنگی تاسیس شد اما سرانجام دو دستگی در این کانون باعث ایجاد دستهبندیهای متعددی در این فعالیت شد. سپس در سال 1997 این کانون توسط حسین بدرالدین حوثی به فعالیت فرهنگی جنبش سیاسی تحت عنوان «تشکیلات جوانان مومن» تبدیل شد که بر اثر آن فلیته و مویدی از این تشکیلات خارج شده و دست به مخالفت با تفکر زیدی زدند.
در سال 2002 «انجمن جوانان مومن» شعار«اللهاکبر، مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، لعنت بر یهود و پیروزی برای اسلام» که پس از هر نمازی تکرار میشد را به عنوان شعار سیاسی خود انتخاب کردند.
بعضی از منابع ذکر میکنند که از مهمترین عوامل درگیری بین حکومت یمن و گروه حوثی ممانعت حکومت یمن در استفاده از این شعارها توسط اتباع حوثی است.
رهبران و رویکرد مذهبی حوثیها
حسین بدرالدین حوثی در اثر درگیریهایی که بین گروه حوثی در سال 2001 و نیروهای یمن رخ داد کشته شد. وی نماینده مردم صعده در پارلمان یمن در سالهای 1993 تا 1997 بود و سپس بدرالدین حوثی به جای پدرش حسین رهبری جنبش را به عهده گرفت.سپس عبدالملک حوثی پسر کوچک بدرالدین رهبری جنبش را به عهده گرفت در حالی که یحیی حوثی برادر دیگر عبدالملک در اثر اختلاف با برادرش از آلمان درخواست پناهندگی سیاسی کرد.مذهب گروه حوثیها زیدی است که از زیرشاخههای مذهب تشیع به شمار میآید.امامان زیدی نزدیک هزار سال بر یمن حکومت کردند (897-1962م) تا اینکه آخرین امام آنان که امام احمدبن یحیی بود در انقلاب سال 1962 کنار گذاشته شد و جمهوری یمن به عنوان حکومت رسمی در این تاریخ اعلام موجودیت کرد.
بعضی بر این عقیدهاند که رژیم امام احمد بن یحیی در یمن یکی از رژیمهای فاسد و سرکوبگر عربی بوده است که فروپاشی آن به جنگ علنی بین مصر در زمان جمال عبدالناصر و عربستان سعودی در سرزمین یمن منجر شد و تا سال نکسه یا همان سال شکست عربها از اسرائیل در سال 1967 ادامه داشت. بعد از این جنگ توافقنامههایی بین عربستان و مصر از یک طرف و یمنیها از طرف دیگر امضاء و موجب عقبنشینی ارتش آن دو کشور از یمن شد.
خاطرنشان میشود پس از استقرار امنیت دراین کشور شیعیان حوثی موفق شدند که در حکومت جمهوریخواهان نفوذ پیدا کنند ولی همچنان فعالیتهای خودرا به صورت مخفیانه و پشت صحنه انجام میدادند اما پس از اینکه در دهه 80، 90 این کشور به دو قسمت یمن جنوبی و شمالی تقسیم شد، شیعیان حوثی با یمن جنوبی به علت حمایت از تفکر سوسیالیستی وارد جنگ شدند.این اختلافات و درگیریهای میان شیعیان حوثی با یمن جنوبی تا سال1994 ادامه یافت. براثر این درگیریها و اختلافات رهبر شیعیان حوثی در سال 1997به کشورهای ایران و لبنان عزیمت کرد اما پس از مدتی با واسطه رهبران قبایل یمن به کشور بازگشت.
در واقع پس از این دوره میتوان گفت به خاطر توجه جهانیان به تحولات عراق و افغانستان بحران یمن به حاشیه کشیده شد تا اینکه در سال 2004 درگیریها میان شیعیان حوثی با حکومت علیعبدالله صالح رئیسجمهور یمن وارد فاز جدیدی شد.
خواستههای جنبش حوثی
مطالبات جنبش حوثی پیرامون مسائل معیشتی و اعتقادی و دینی متمرکز است به طوری که این گروه خواستار آزادی مذهبی و ایجاد فضای باز برای ادای مناسک خاص خودشان و نیز تغییر رویکرد حکومت در مقابل عقیده مذهبی زیدی و برطرف کردن سیاست بیتوجهی فرهنگی نسبت به مذهب زیدیان در یمن است. همچنین حوثیها خواهان تاسیس احزاب مدنی و تاسیس دانشگاهی که براساس مذهب زیدی تدریس بکند و برپایی دانشکدههای الهیات و معارف اسلامی بر طبق مذهب زیدی در مناطق زیدینشین و بهرسمیت شناختن مذهب زیدی به عنوان مذهب رسمی کشور در کنار مذهب شافعی هستند. در حالی که حکومت یمن حوثیان را متهم به تاسیس حکومت دینی و بازگرداندن امامان زیدیه در کشور و براندازی نظام حاکم میکند.
از نقش ایران تا نقش عربستان
به خاطر اینکه گروه حوثیها آلترناتیو مشخصی برای رژیم مطرح نمیکنند لذا این جنبش به عنوان یک تلاش قبیلهای یا مذهبی محدودی نمایان میشود که ایدئولوژی خودشان یا خواستههای خود را در این چارچوب مطرح میکنند بدون اینکه گوش شنوایی برای آن پیدا شود که موقعیت استراتژیک مناطق کوهستانی در صعده برای اعلام موجودیت به آنان کمک شایانی کرده است.در خصوص نقش ایران در تحولات یمن میتوان گفت که بسیاری از کشورهای عربی و در راس آنها عربستان در راستای سیاست ایران هراسی و شیعه هراسی که در سالهای پس از سقوط صدام درعراق هر نوع تحرک اصیل در کشورهای منطقه چه شیعی و چه سنی در راستای تخریب تخطئه میکنند. در این زمینه سعودیها که با ظهور دولت شیعه در عراق موازنه قوای منطقهای را به شدت به ضرر خود حس کردند ابتدا تلاش کردند که با حمایت از گروههای سلفی و جهادی در عراق دولت شیعه این کشور را مهار کرده و همچنین قدرت و نفوذ منطقهای ایران را نیز به حاشیه برانند. سعودیها در گامهای بعدی بهویژه در خصوص لبنان و فلسطین سعی در مهار گروههای دیگر همچون حزبالله کردند. سعودیها با مداخله آشکار در تابستان 2006 حزبالله را در ماجرای جنگ 33 روزه به شدت تخطئه کردند. یکی دیگر از نمادهای این شیعه هراسی را میتوان اتهامات سعودیها به ایران در خصوص شیعیان حوثی دانست. سعودیها از ترس گسترش ناآرامی در مناطق شیعهنشین عربستان حرکت اصیل شیعیان حوثی یمن را به ایران منتسب کرده تا از یک طرف استراتژی شیعههراسی را عملیاتی کنند و از سوی دیگر حرکت اصیل حوثیهار ا بدنام کنند. دخالت عربستان با حمایت بیشتر کشورهای عربی و اتحادیه عرب و چراغ سبز آمریکا برای جلوگیری از فروپاشی دولت یمن که اصولا بر مردمی فقیر و کشوری کمدرآمد و ناامنی قبیلهای حاکم است، شروع شد. چند ماه پیش جنوب یمن خواستار جدایی از یمن شده بود و همزمان با آن درگیریها شمال یمن که حکومت آن را جداییطلب و گروه مذکور خود را مطالبه محور مینامند مجددا شروع شد و عربستان به عنوان بزرگترین کشور عربی در حال حاضر پس از پسروی نقش مصر یکهتازانه خواهان حل مشکلات کشورهای عربی با استفاده از تسلیحات پیشرفته و پول هنگفت و فقدان رهبری برای جهان عرب است.
این اولین دخالت عربستان در جنگ یمن نیست و در زمان عبدالناصر نیز این درگیریها وجود داشت البته در شرایط کنونی دخالت عربستان دارای اهداف و رویکردها و بلندپروازیهایی بیش از دهه هفتاد میلادی است.
زیرا ایران در حال حاضر تنشهای دیپلماتیک با عربستان و چند کشور عربی دیگر دارد که همفکر و همسوی عربستان هستند. احتمالا دخالت عربستان در این تنش یمن مقدمهای است برای دخالت در تنشهای دیگر منطقه مانند لبنان یا سودان یا حتی عراق و این امر به معنای به حاشیه رانده شدن نقش ایران در منطقه و اهمیت دادن به نقش عربستان به جای آن و ایفای نقش جایگزین این کشور عربی به جای نقش سوریه و مصر باشد.از مهمترین اهداف دخالت عربستان در جنگ صعده میتوان به ترس از نفوذ تفکر زیدی به رغم اختلافات این مذهب با شیعه اثنیعشری اشاره کرد اما ترس عربستان و کشورهای عربی از وجود علقههایی بین این جریان فکری و مذهبی از یک طرف و حزبالله لبنان و جریان صدر و ایران باعث شد که ما شاهد واکنش تند عربستان در قبال این گروه باشیم. همچنین ترس سلفیون عربستان و کشورهای عرب از نقشی که احتمالا این جنبش بتواند در آینده ایفا کند و برای خفه کردن این جریان در نطفه قبل از اینکه به حزباللهی دیگر تبدیل شود از مهمترین رویکردها و عکسالعملهای عربستان و کشورهای عربی در واکنش به جریان حوثی است.