تاریخ انتشار : ۰۸ بهمن ۱۳۸۸ - ۱۰:۱۷  ، 
شناسه خبر : ۱۳۵۸۵۴
بررسی تبعات و پیامدهای پاره شدن عکس امام (ره)

علی بیات
اهانت و جسارت به رهبر کبیر انقلاب در روز16 آذر حادثه ای بود که خشم و تنفر گسترده مردم مسلمان و انقلابی ایران را در پی داشت. بسیاری از اصحاب نظر بر این باورند که این اقدام تیرخلاصی برای پایان کار جریان سبز بود که از اسلحه حامیان اصلاح طلبان شلیک شد. به عبارت بهتر پس از روشن شدن حقیقت این جریان و پخش بخش کوچکی از بی حرمتی های طرفداران جنبش سبز به آرمان های نظام و انقلاب از شبکه های تلویزیونی هیمنه پوشالی این جنبش فروریخت و نفوذ خط و ربط های آمریکایی در این جریان به خوبی هویدا گردید .
در واقع امروز فرقه موسوی نه تنها در چارچوب قانونمداری و حفظ حرمت ها حرکت نمی کند بلکه با بی حرمتی اخیری که نسبت به امام راحل (ره ) انجام داده است درست و همراه با معاندین بیگانه در جبهه مقدم ساختار شکنی و سست کردن پایه نظام اسلامی به ستیزه جویی برخاسته است . امروز فرقه موسوی علیه نظام و آرمان های انقلاب حرکت می کند و باعث خشنودی و رضایت بیگانگان می گردد.
بی شک همان طور که در چند ماهه اخیر و بخصوص در تجمعات غیر قانونی13 آبان و16 آذر مشخص گردید بسیاری از حامیان جنبش سبز سران این جنبش را تنها گذاشته اند و همانگونه که پیش بینی می شد فرقه موسوی نیز مانند بسیاری از جریانات سیاسی که در ابتدای انقلاب علیه حاکمیت خروج کردند به تدریج با ادبار مردمی مواجه شده و در آستانه حذف از صحنه سیاسی کشور قرار گرفته است .
اما یکی از دلایل اصلی طرد این جریان از سوی مردم موضع گیری ها و فعالیت های غیر اسلامی و ضد حکومتی این جریان در عمر کوتاه و6 ماهه خود است. راهپیمایی های اولیه پس از انتخابات بسیار گسترده تر از اغتشاشات اخیر بود. در آن زمان بسیاری از حامیان موسوی بر این باور بودند که حقیقتا در انتخابات تقلبی رخ داده است و برای انتقال پیگیری تقلب در انتخابات دست به تظاهرات آرامی زدند. اما پس از گذشت چند هفته و با تلاش های گسترده شورای نگهبان و رفع سایه تقلب از انتخابات شکوهمند22 خرداد بسیاری از مردم به خانه هایشان بازگشتند و با احترام و قبول نظر شورای نگهبان به این قائله پایان دادند.
اما سران جنبش سبز نه تنها همراه با بسیاری از مردم به قانون تمکین نکردند بلکه با اصرار و لجاجت های سیاسی بی مورد کار را به جایی رساندند که در16 آذر پوستر امام که همواره در دستان جوانان انقلاب طی نیم قرن اخیر نمادی از آزادیخواهی و اسلامیت ناب بوده است پاره می شود.بی شک این اتفاقات نشانگر آن است که سران این جنبش از ابتدا خیالات دیگری در سر می پروراندند و همان طور که در دادگاه رسیدگی به متهمان اغتشاشات اخیر و از سوی منافقین مطرح شد “تقلب“ تنها رمز آشوب بوده است.در واقع این امر نشانگر آن است که این حوادث از پیش از انتخابات کلید خورده است .
اما پیرامون آینده رو به زوال فرقه موسوی باید گفت که در وضعیت فعلی بسیاری از سیاسیون در حال فاصله گرفتن ازاین فرقه هستند . حتی برخی خبرها مبنی بر آن است که پرونده فرقه موسوی رو میز اصلاحات قرار گرفته است و شیوخ اصلاحات در حال بررسی وضعیت بحرانی این فرقه هستند.
حتی برخی شنیده ها حاکی از آن است که در اردوگاه دوم خرداد بحث و جدال پیرامون آینده تاریک این فرقه بالاگرفته است و بسیاری از سران اصلاحات خواهان جدایی این فرقه از اردوگاه اصلاحات است . به عبارت بهتر موضوع ساختار شکنانه و ضد انقلاب این فرقه به حدی بالاست که اصلاحات به عنوان یکی از اضلاع هندسه سیاسی در کشور از ادامه این بحران به شدت نگران است .
به واقع آینده جبهه اصلاحات نیز به زلف پریشان فرقه موسوی گره خورده است و این جنبش نه تنها خود بلکه جریان سیاسی اصلاحات را نیز در آستانه حذف و سقوط کامل قرار داده است. بسیاری در اردوگاه دوم خرداد بر این باورند که اتوبوس آقای موسوی نه تنها چراغ و ترمز و آینه برای دیدن پشت سر ندارد بلکه با سرعتی بالا در حالی که راننده آن مغرورانه دستش را روی بوق گذاشته به سمت گاردریل ها حرکت می کند و با عبور از حفاظ جاده به اعماق دره سقوط خواهد کرد. لذا بسیاری از سران اصلاحات براین باورند که باید هرچه زود تر از این اتوبوس پیاده شوند و موسوی و همراهان وی را در این سفر خطرناک تنها بگذارند.
اما در پایان و به عنوان جمع بندی در یک پاراگراف باید گفت وضعیت فعلی فرقه موسوی بسیار اسفناک است . اقدام هواداران این جنبش در جسارت به ساحت امام خمینی (ره) خشم و تنفر گسترده ای را در سرتاسر کشور ایجاد کرده است . در چند روز اخیر حوزه های علمیه تعطیل شد. دانشگاه سیاه پوش شد و کرکره بازارها پایین کشیده شد. قلبهای بسیاری شکسته شد و اشک های بسیاری در هتک حرمت به امام راحل (ره) بر روی گونه ها جاری گشت.درواقع این حجم عظیم از اعتراضات مردمی به خوبی نشا ن می دهد که سران فرقه موسوی به ایستگاه آخر رسیده اند و کار برای این جریان به پایان رسیده است. امروز صهیونیستی بودن ماهیت این جریان اظهر من الشمس است . لذا در این حین حتی بسیاری از سران اصلاحات نیز در حال فاصله گیری از این جریان هستند . در چند هفته آینده باید شاهد خبرهایی مبنی بر انشعاب این فرقه از دوم خرداد و طرد موسوی از جرگه اصلاحات باشیم.
از سوی دیگر باید به این نکته نیز اشاره کرد که حمایت های اخیر بیگانگان از جنبش سبز همچون تابلوی بزرگی وابسته بودن این فرقه را به بیگانگان نشان می دهد. در چند ماهه اخیر بسیاری از سران کشورهای غربی و حتی مقامات اسرائیلی نیز از این جنبش حمایت کرده است . “باراک اوباما” رئیس جمهوری آمریکا طی سخنانی در مراسم دریافت جایزه صلح نوبل که کاخ سفید پیشاپیش گزیده آن را منتشر کرده است، از آشوبگران تهران ستایش نمود.وی گفته است “ما به عزت خاموش اصلاح طلبانی همچون آنگ سانگ سو کی، شجاعت زیمبابوه ای هایی که رای خود را در مقابل ضرب و جرح به صندوق انداختند و صدها هزار نفری که ساکت در خیابان های تهران راهپیمایی کرده اند ، گواهی می دهیم.”
اوباما افزود: “این نشان می دهد که رهبران این دولت ها از آمال مردم خود بیش از قدرت هر کشور دیگری می ترسند.” وی اضافه کرد: “این مسئولیت تمام مردم و ملت های آزاد است که برای این جنبش ها روشن سازند که امید و تاریخ در کنار آنها است.”
در واقع جبهه گیری های سران کاخ سفید بر این امر گواهی می دهد که فرقه موسوی در زمین دشمنان نظام و برای آنان بازی می کند . اتفاقات اخیر که پس از انتخابات22 خرداد در تهران روی داد به بسیاری از دشمنان اسلام این امید واهی را داد که در داخل خاک ایران کسانی وجود دارند که حتی بهتر از آمریکایی ها علیه جمهوری اسلامی ایران کار می کنند . سارکوزی رئیس جمهور افراطی فرانسه که ایران ستیزی آن برای همه عینی است در این باره گفته بود که وقتی برخی از علمای اسلامی می توانندعلیه نظام حرکت کنند دیگر نیازی به دخالت ما نیست.
اما در نهایت باید گفت فرقه موسوی هم اکنون با نادیده انگاشتن احساسات70 میلیون ایرانی و به اسم آزادی دست به اقداماتی می زند که بویی از دموکراسی و مردمسالاری نبرده است.این اقدامات بی شک با عکس العمل های متعددی روبرو خواهد شد و موجبات حذف کلی این جریان به دست مردم را فراهم خواهد آورد.