تاریخ انتشار : ۱۵ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۹  ، 
شناسه خبر : ۱۳۵۸۷۱

جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) در حالی بیست و دومین سالگرد تاسیس خود را پشت سر گذاشت که مردم غزه در محاصره شدید اقتصادی بسر می برند و سند تبادل اسرا به دلیل مانع تراشی های رژیم صهیونیستی هنوز بی نتیجه مانده و سران عرب و مجامع بین المللی هیچ تحرکی از خود انجام نمی دهند.
جنبش مقاومت اسلامی (حماس) در انتخابات آزاد و دموکراتیک 25 ژانویه 2006 (5 بهمن 85) با رای مستقیم مردم برگزیده شد.
در پی پیروزی حماس در این انتخابات و تشکیل دولت فلسطین به رهبری این جنبش بود که کشورهای غربی و در صدر آن آمریکا و اتحادیه اروپا اسرائیل به محاصره اقتصادی ملت فلسطین پرداختند و با قطع تمام کمک های خود به دولت فلسطین حماس را برای به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی تحت فشار قرار دادند.
«حماس» نام اختصاری «حرکه المقاومه الاسلامیه» بوده که جنبش مقاومت مردمی ملی است که تلاش می کند زمینه را برای آزادی و رهایی ملت فلسطین از ظلم و جور و همچنین آزاد سازی سرزمین غصب شده و مقابله با طرح صهیونیستی فراهم آورد.
جنبش «حماس» یک جنبش جهادی بمعنای فراگیر کلمه و بخشی از فرآیند نهضت اسلامی است که معتقد است این نهضت بهترین شیوه جهت آزاد سازی فلسطین از رود تا دریاست . «حماس» یک جنبش مردمی و به تعبیری عملی عبارت از جریان گسترده مردمی و ریشه در آحاد مردم فلسطین و امت اسلامی دارد.
«حماس» عقاید و مبانی اسلامی را اصلی ثابت برای هر تلاش علیه دشمن می داند دشمنی که با مبنائی اعتقادی پرچمدار دشمنی با همه حرکت ها و طرح بیدارگری است . جنبش «حماس» همه آنانی را که به اصول جنبش معتقد بوده و آماده پذیرش پیامدهای درگیری و مقابله با طرح صهیونیسم باشد در صفوف خود جای می دهد.
آرم جنبش
آرم جنبش متشکل از عکسی از گنبد الصخره در وسط که نقشه کوچکی از فلسطین بر بالای آن قرار دارد و پرچم های قوسی شکل فلسطین گنبد را در برگرفته اند به گونه ای رسم شده اند که انگار آن را در آغوش گرفته اند بر پرچم سمت راستی عبارت «لااله الاالله» و بر پرچم سمت چپی عبارت «محمد رسول الله» نوشته شده است . در قسمت زیرین گنبد عکس دو شمشیر به شکل ضربدر جای دارد و چارچوب زیرین قبه را تشکیل می دهند. کلمه فلسطین در بخش زیرین تقاطع دو شمشیر حک شده و عبارت حرکه المقاومه الاسلامیه حماس (جنبش مقاومت اسلامی فلسطین حماس) نیز در قسمت زیرین آرم و بر روی نواری نوشته شده است . عکس مسجد و عبارت لا اله الا الله و محمد رسول الله سمبلی از اسلامیت مساله فلسطین بوده و ژرفای اعتقادی آن را نشان می دهد. در حالیکه خود نقشه مبین موضع اصولی و ثابت جنبش «حماس» در قبال درگیری موجود با صهیونیست ها بوده و اینکه هدف غایی این درگیری همانا آزاد سازی کل فلسطین با مرزهای مشخص شده در قیمومیت از لوث اشغالگری و نیز بیانگر مخالفت جنبش با محدود سازی آرمان فلسطین در محدوده سرزمین های اشغالی 1948 می باشد . و اما دو شمشیر که چون همیشه در اندیشه عربی نشانگر توان و پاکی است .
جنبش «حماس» که درگیر کشمکش با اشغالگری است که به هیچ کس از ارزش های انسانی پایبند نیست توان و نیروی خود را بدون هیچ انحراف و انعطافی متوجه خصم حقیقی اش می کند.
شکل‌گیری و پیشرفت
گرچه جنبش مقاومت اسلامی «حماس» بیانیه اعلام موجودیت خود را در 15 دسامبر 1987 م (24 آذر 1366) منتشر ساخت اما ریشه های شکل گیری جنبش به دهه های چهل این قرن (میلادی) باز می گردد. به دیگر سخن «حماس» امتدادی از جماعت اخوان المسلمین بشمار می رود.
اخوان المسلمین پیش از اعلام موجودیت جنبش اسامی دیگری برای بیان مواضع سیاسی خویش در قبال مساله فلسطین از جمله «المرابطون علی ارض الاسرا» و «جنبش مبارز اسلامی» و.. استفاده کرده بود.
انگیزه پیدایش
شکل گیری جنبش مقاومت اسلامی «حماس» نتیجه فعل و انفعال عوامل عدیده ای است که ملت فلسطین از فاجعه نخست سال 1948 (1327) بطور اعم و شکست سال 1967 م (1346) بطور اخص به آن دچار شده و این عوامل از دو عامل بنیادین نشات می گیرند که عبارتند از : تحولات سیاسی مساله فلسطین و شرایطی که تا پایان سال 1987 (1366) بدان رسیده بود و دیگری رشد بیداری اسلامی در فلسطین و وضعیتی که در نیمه های دهه هشتاد (میلادی) پدید آمده بود.
الف- تحولات سیاسی مساله فلسطین:
از آنجا که بتدریج برای ملت فلسطین روشن گشت که آرمانش که برای او حکم مرگ و زندگی را داشته و جنگ تمدن ها میان عرب ها و مسلمانان از یکسو و صهیونیست ها از سوی دیگر می باشد پس از وقوع فاجعه دگرگون و به مساله آوارگان یا زدودن آثار تجاوز و چشم پوشی از دو سوم فلسطین (در پی شکست سال 1967 (در آمده است خود زمام اموراش را بدست بگیرد و در نتیجه سازمان آزادیبخش فلسطین و گروه های مقاومت مردمی تاسیس شدند.
اما مشی انقلاب فلسطین که در سازمان آزادیبخش تبلور یافته بود در دهه هشتاد به سبب تحولات داخلی و خارجی دچار تغییراتی شد که موجب تضعیف آن شده و دیدگاهایش متزلزل گشت . البته دهه هفتاد نیز شاهد تحولات بسیاری بود که همگی حکایت از آن داشت که این امکان وجود دارد سازمان آزادیبخش راه حل میانه ای را که در واقع به زیان مردم و امت بوده و با نص صریح منشور ملی فلسطین مغایرت دارد بپذیرد.
این علایم و احتمالات پس از امضای قرارداد کمپ دیوید و تجاوز صهیونیست ها به جنوب لبنان و محاصره بیروت در سال 1361 به طرح های روشن و رو به رشد فلسطینی بدل گشت .
محاصره بیروت برغم پایداری تاریخی مقاومت فلسطینی در آن بزرگترین توهینی بود که امت پس از جنگ 1967 بخود دیده بود و یک پایتخت عربی به مدت سه ماه در محاصره بود بدون آنکه با هرگونه عکس العمل قابل توجه عربی مواجه شود همین امر موجب تضعیف ساف و خروج آن از لبنان شد و نهایتا گرایشات درون سازمانی (ساف) که قایل به دستیابی راه حل سازش با دشمن بودند بطور جدی مطرح شدند.
طرح های سازش دربرگیرنده چشم پوشی از اصول بنیادین قاعده مناقشه و کشمکش با طرح صهیونیستی بود و عبارت بودند از :
1 ـ برسمیت شناختن حق موجودیت برای رژیم صهیونیستی در سرزمین فلسطین
2 ـ چشم پوشی از بخش عمده ای از خاک فلسطین به نفع صهیونیست ها .
در چنین شرایطی که با اقبال رهبران ساف مواجه گردید راهبرد مبارزه مسلحانه کم رنگ شد همانگونه که توجه عربی بین المللی به مساله فلسطین کمتر و کمتر شده بود. در همین حال اکثر کشورهای عرب با غرض یا بی غرض و با روحیه ای تنگ نظرانه درصدد جا انداختن و تثبیت مفهوم اقلیمی بودند بویژه اینکه اتحادیه عرب در اجلاس رباط (1974 م) طی مصوبه ای سازمان آزادیبخش فلسطین را تنها نماینده قانونی ملت فلسطین برشمرد.
با شروع جنگ عراق و ایران مساله فلسطین برای جهان عربی بین المللی کاملا به یک مساله حاشیه ای بدل گشت به موازات این رویداد سیاست رژیم صهیونیستی متاثر از تشویق ها و حمایت های بیدریغ آمریکا خیره سرانه تر و گستاخانه تر می گشت . خاصه اینکه سال 1360 شاهد چند رویداد حساس بود و از آن جمله امضای قرار داد همکاری های استراتژیک میان رژیم صهیونیستی و امریکا الحاق بلندی های اشغالی جولان سوریه به رژیم صهیونیستی و نیز انهدام رآکتورهای هسته ای عراق توسط بمب افکن های صهیونیستی .
در حالیکه کشورهای عرب دل به سراب امید حکومت های آمریکا بسته و امیدوار بودند رادیکالیسم صهیونیستی با هیمنه احزاب راستگرا بر مراکز قدرت به رشد و تحکیم خود ادامه می داد. سیاست بازدارنده ای که رژیم صهیونیستی از سالیان دراز در پیش می گرفت هیچگاه محل اختلاف نبوده است و دقیقا به همین دلیل و با خیره سری کامل عملیات «حمام الشط» آبتنی کنار دریا را به اجرا گذاشت عملیاتی که طی آن مقر سازمان آزادیبخش فلسطین در تونس (1985 م) بمباران گردید . این عملیات از سوی آمریکا مورد تائید قرار گرفت . آمریکائی که عرب ها به آن بسیار امید داشتند تا تحقق بخش آرزوها و خواسته های اجلاس های متعددشان باشد !!.
در عرصه بین المللی نیز ایالات متحده آمریکا گام های بلندی برداشته و از اتحاد جماهیر شوروی بسیار فاصله پیدا کرده بود و توانست خواسته ها و هیمنه خود را نه تنها بر منطقه که بر سرتاسر جهان تحمیل کند.
مشکلات و چالش های روزمره در درون پیکره اتحاد جماهیر شوروی ایجاب می کرد که شوروی به اوضاع درونی خود بپردازد و لذا این توجه و عنایت منتج به دگرگونی در اولویت های اتحاد جماهیر شوروی و عقب نشینی تدریجی آن از تنش ها و کشمکش های منطقه و باز گذاردن مجال و میدان بر آمریکائیان شد. نقش شوروی در منطقه طوری پایان یافت که هیچکس از دولت های عرب و اکثریت گروه های فلسطینی انتظارش را نداشتند و در نتیجه آسیب هایی به مواضع سیاسی آنان در قبال درگیری موجود رساند.
ب ـ محور بیداری اسلامی :
فلسطین هم بسان دیگر کشورهای عرب شاهد رشد و نمو بیداری اسلامی ملموسی بود و همین امر باعث شد تا نهضت اسلامی بلحاظ اندیشه و سازماندهی در فلسطین اشغالی 1327 و همچنین در میان محافل و مجامع فلسطینی خارج مرزها رشد و توسعه یابد . بطوریکه جریان و طیف اسلامی در فلسطین بخوبی به این قناعت رسید که با چالش بالقوه ای مواجه می باشد که پیامدهای آن عبارتند از :
نخست : اینکه مساله فلسطین تا پائین ترین پله نردبان اولویت های کشورهای عربی تنزل پیدا کرده است .
دوم : اینکه طرح و پروژه انقلاب فلسطین از رویارویی با طرح صهیونیستی و پیامدهای آن به صورت همزیستی با آن و محدود کردن اختلاف ها در شرطهای این همزیستی در آمده است .
در سایه این دو عقب نشینی و انباشت پیامدهای منفی و سرکوبگرانه و جائرانه صهیونیستی برضد ملت فلسطین از یکسو و نضج اندیشه مقاومت در میان آحاد مردم فلسطین چه در داخل و یا خارج آن ضرورت یک طرح و برنامه فلسطینی اسلامی جهادی بیش از پیش احساس می شد و شکل و شمایل اولیه آن در گروه جهادی سال 1360 و نیز گروه شیخ احمد یاسین در سال 1362 و غیره ترسیم شد .
اواخر سال 1987 شرایط و بستر برای بروز و ظهور طرح نوینی که با طرح صهیونیستی و گسترش آن مقابله کند و بر مبانی جدید و متناسب با دگرگونی های داخلی و خارجی استوار باشد به حد کافی نضج و رشد پیدا کرده بود.
جنبش مقاومت اسلامی «حماس» پاسخی طبیعی بود به شرایطی که ملت فلسطین و آرمان عدالتخواهانه اش از زمان تکمیل شدن اشغال فلسطین از سوی صهیونیست ها در سال 1346 به خود دیده بود . آگاهی عمومی در میان آحاد مردم و نیز آگاهی شاخص و متمایز جریان اسلامی در تبلور طرح جنبش مقاومت اسلامی که نشانه های آن در دهه هشتاد شکل گرفته بود سهم وافری داشت بطوریکه شاخه برای سازوکار مقاومت تاسیس گردید همچنین از سال 1986 بستر و پایگاه مردمی جریان اسلامگرا با هدف آمادگی عملی جهت پیشبرد مقابله مردمی با اشغالگری صهیونیسم ایجاد شد.
رویارویی دانشجویان دانشگاه های النجاح و بیرزیت در کرانه باختری و همچنین درگیری دانشجویان دانشگاه اسلامی غزه با نیروهای اشغالگر شرایط و زمینه مناسب برای پیوستن توده های مردم فلسطین به جریان مقاومت ضد اشغالگری را فراهم آورد خاصه اینکه سیاست های جائرانه اقدامات سرکوبگرانه و روش های قهرآمیزی که صهیونیست های اشغالگر در پیش گرفته بودند در وجود و درون شهروند فلسطینی انباشته و متراکم شده به انگیزه ای مضاعف برای مقاومت و رشادت در برابر اشغالگری تبدیل شده بود.
تحول و دگرگونی
اقدام جنایت آمیز یک راننده کامیون صهیونیست که در تاریخ 20 آذر 1366 یکدستگاه وانت کارگران عرب را در اردوگاه پناهندگان فلسطینی جبالیا زیر گرفت و چهار تن از فرزندان ملت فلسطین را به شهادت رساند مثابه اعلان ورود به مرحله نوینی از جهاد و مبارزات مردم فلسطین بود و لذا پاسخ به این جنایات آشکار همانا اعلام بسیج عمومی بود.
نخستین بیانیه جنبش مقاومت اسلامی (حماس) روز 23 آذر 1366 صادر و بدینسان مرحله دیگری از مبارزات مردم فلسطین برضد اشغالگری تجاوزکارانه صهیونیستی آغاز گردید. در این مرحله جریان و طیف اسلامی به منزله نوک پیکان و سرنیزه مقاومت گشت .
ظهور جنبش (حماس) نگرانی دشمن صهیونیستی را برانگیخته و سرویس های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی نیروهای خود را برای پی گیری جنبش و شناسائی رهبران آن بسیج کردند مقام های اشغالگر بمحض اینکه دریافتند توده های مردم به فراخوان های جنبش در خصوص اعتصابات و سایر فعالیت های مقاومت خیلی راحت پاسخ می دهند و از آن استقبال می کنند و چون منشور جنبش منتشر گشت صهیونیست ها خیلی سریع به دستگیری و بازداشت کادرهای جنبش و هواداران آن روی آوردند.
پردامنه ترین موج بازداشت و دستگیری هایی که جنبش در معرض آن قرار گرفت در ماه اردیبهشت 1368 روی داد و طی آن شیخ مجاهد احمد یاسین رهبر و بنیانگذار جنبش دستگیر شدند.
بدنبال گسترش و تحول راهکارهای مقاومت از سوی جنبش که به شکل اسارت گرفتن سربازان صهیونیست و ابتکار جنگ سلاح سرد در سال 1369 بود موج بازداشت و دستگیری های وسیعی در صفوف جنبش صورت گرفت و مقام های اشغالگر به تبعید چهار تن از مسولان و رهبران جنبش مبادرت ورزیدند و عضویت در جنبش را جرم و جنایتی دانستند که مستحق عقوبت و مجازات های سنگینی است !
حماس در اواخر سال 1370 با اعلام شاخه نظامی خود موسوم به گردان های شهید عزالدین قسام وارد مرحله دیگری از پیشرفت و تطور خود شد . نمودار فعالیت های ضد صهیونیستی این واحد (شاخه نظامی) حرکت روبه رشدی به خود گرفت به طوریکه در 1371 رزمندگان جنبش عملیات به اسارت گرفتن سرباز «نسیم تولیدانو» را به مورد اجرا در آوردند. در پی این عملیات مقام های اشغالگر به بازداشت و دستگیری وسیع هواداران و افراد جنبش دست زدند و اسحاق رابین نخست وزیر وقت دشمن صهیونیستی در یک اقدام بی سابقه تصمیم به تبعید 415 تن از فرزندان مخلص این ملت (فلسطین) گرفت تا به خیال خود جنبش حماس را مجازات کرده باشد تبعیدیان جنبش های حماس و جهاد اسلامی نمونه ای کم نظیر از پایبندی و تمسک رزمنده مجاهد به سرزمینش را تحت هر شرایط و به هر بهایی را به مقصد ظهور رساندند. این عزیزان کاری کردند که رابین مجبور شد با بازگشت آنان که یکسال را در برهوت و در اردوگاه موقت مرج الزهور جنوب لبنان گذرانده بودند موافقت کند.
تبعید این شمار قابل توجه به هیچ وجه نتوانست فعالیت جنبش «حماس» و شاخه نظامی آن را متوقف سازد بلکه سال 1372 شاهد رشد محسوس درگیری های مردمی با نیروهای اشغالگر صهیونیستی بود و این رشد با روند فزاینده عملیات و حملات نظامی علیه سربازان و شهرکنشینان اشغالگر همراه بود. و این مهم دشمن را بر آن داشت تا در تلاشی مذبوحانه و با این گمان که جلوی رشد دامنه و گستره مقاومت را بگیرد کرانه باختری و نوار غزه را منطقه بسته اعلام کند.
در بهمن 1373 یک شهرک نشین تروریست یهودی بنام باروح گلداشتاین در اقدامی جنایتکارانه نمازگزاران مسجد الخلیل را به رگبار بست که بر اثر آن 30 فلسطینی شهید و قریب به 100 تن دیگر مجروح شدند .
حجم سنگین این جنایت و فعل و انفعالات آن جنبش «حماس» را واداشته تا جنگ فراگیری را بر ضد اشغالگری صهیونیستی اعلام و محدوده عملیات خود را گسترش دهد بطوریکه هر اسرائیلی را که زمین عربی داخل فلسطین را متصرف گردد شامل شود تا صهیونیست ها مجبور شدند به جنایات خود علیه غیر نظامیان بی دفاع فلسطین پایان دهند.
امروزه جنبش «حماس» به عنوان نیروی شماره یک رودر روی پروژه صهیونیستی ایستاده است و برغم حملات فراگیر و خصمانه ای که با آن مواجه گردید همچنان نیروی اساسی حافظ پویایی و تداوم آرمان فلسطین بشمار می رود و به همه آحاد امت عرب و اسلامی و آزادگان جهان اطمینان می دهد که می توان در برابر پروژه صهیونیستی که از دهه نود در دوران طلائی بسر می برد مقابله کرد و به اذن پروردگار آن را شکست داده و از میان برداشت .
درگیری با صهیونیست‌ها در اندیشه «حماس»
جنبش «حماس» بر این باور است که درگیری با صهیونیست ها در فلسطین مساله هست و نیست بوده و یک درگیری سرنوشت ساز تمدنی می باشد و پایان آن تنها بواسطه زدودن و محو علت که همانا حضور زورمدارانه و نامشروع صهیونیستی در فلسطین غصب زمین فلسطین و اخراج و طرد اهالی و ساکنان آن است امکان پذیر خواهد بود.
جنبش «حماس» رژیم صهیونیستی را نه یک کیان (موجودیت) با مطامع محلی که یک پروژه خصمانه جهانی می بیند. حماس این طرح را مکمل توسعه طلبی های نیروهای استعمار نوین می داند که درصدد است با ایجاد تفرقه تجزیه و انتزاع ریشه های تمدن و تثبیت هیمنه اقتصادی سیاسی نظامی و حتی فکری ضمن جلوگیری از شکل گیری هرگونه جبهه پیشرو بر مقدرات و منابع و ثروتهای امت چنگ بیندازد.
رژیم صهیونیستی ابزاری کارا برای شکستن خط ارتباطی و پیوند جغرافی میان کشورهای محور عربی و راه کاری جهت فرسایش و تحلیل بردن امکانات منابع و تلاش های امت بوده و سرنیزه و نوک پیکان نشانه رفته بسوی هر طرح بیدارگرانه ای بشمار می رود.
گرچه فلسطین به عنوان پایگاه و نقطه شروع طرح صهیونیستی عرصه و میدان اصلی رویارویی با این طرح شوم گشت ولی دامنه خطرات و تهدیدهای این پروژه صهیونیستی گسترش خواهد یافت تا همه کشورهای اسلامی را شامل شود. جنبش «حماس» معتقد است که خطر صهیونیستی از بدو شکل گیری اش تهدیدی برای کل کشورهای عربی و عمق استراتژی (کشورهای اسلامی) آن بوده است اما سال های دهه نود تحولات و دگرگونی های بزرگی به خود دید و این خطر بالقوه و بی حد و مرز را به خوبی نمایاند.
«حماس» بر این باور است که بهترین شیوه و راه کار برای پیشبرد درگیری و کشمکش با دشمن صهیونیستی بسیج توانمندی های ملت فلسطین برای برافراشتن پرچم جهاد و مبارزه بر ضد حضور نامشروع صهیونیستی در فلسطین به هر وسیله ممکن می باشد و اینکه تا زمان تکمیل شدن شرایط تعیین سرنوشت نبرد با دشمن صهیونیستی بواسطه بیداری امت عربی و اسلامی فراهم شدن ساز وکار اقتدار و بسیج امکانات وحدت اراده و تصمیم گیری سیاسی شعله مبارزه روشن بماند.
با ایمان به قداست فلسطین و جایگاه اسلامی آن و درک ابعاد و خطرات پروژه صهیونیستی در فلسطین حماس بر این اعتقاد است تحت هیچ شرایطی نمی توان ذره ای از خاک فلسطین را نادیده انگاشت و یا اشغال آن از سوی صهیونیسم را برسمیت شناخت که مردم فلسطین و هر عرب و مسلمانی باید خود را برای پیکار با صهیونیست ها تجهیز نمایند تا همانگونه که به آن مهاجرت کردند از آن خارج شوند.