مصطفی بخشی
نامه محسن رضایی به رهبر معظم انقلاب و درخواست رهنمود برای آنچه که وی "حرکت جدید" برای وحدت خوانده است، بیش از آن که نظر همدلان و دلسوزان انقلاب را فراهم آورد، باعث رضایت فتنه گران و هتک حرمت کنندگان و به تبع آن خشنودی دشمنان تابلودار نظام مقدس جمهوری اسلامی شد.
محسن رضایی در نامه خود به مقام معظم رهبری بدون اشاره به سرمنشأ تمام فتنه ها، آسیب ها و رفتارهای افراطی و اهداف آنها، میرحسین موسوی را جدای از افراطیون دانسته و بر لزوم وحدت با وی و معترضین تاکید کرده است. این در حالی است که مسبّب همه اغتشاشات، آشوب ها و فتنه ها که در نهایت منجر به هتک حرمت روز عاشورا شد، موسوی، کروبی همراهان افراطی آنها هستند.
اما واقعا نیت اصلی محسن رضایی چیست؟! چگونه است که او با وجود همه دلائل و قرائن مشهود در خصوص اهداف اصلی سران فتنه برای مقابله با نظام و انقلاب و امام(ره) و اسلام، دم از وحدت با آنها میزند؟ آیا محسن رضایی که مدعی سیاستمدار بودن و از طرفی ولایتمدار بودن است، از درک بدیهیترین حقایق سیاسی عاجز است؟ آیا محسن رضایی همراه جبهه حق است یا باطل؟!
به نظر می رسد مرور اجمالی سوابق نامه های محسن رضایی خطاب به مقامات عالیرتبه نظام و مردم و مقایسه مواضع وی با رهنمودها، منویات و مواضع صریح مقام عظمای ولایت در زمان حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری، میتواند تصویر روشنتری از مواضع و اهداف وی فراهم آورد.
1- حضرت امام(ره) در تاریخ 25 تیرماه 1367 نامه ای محرمانه به مسئولان نوشتند (که این نامه در سال 85 در پی مجادله بین هاشمی و محسن رضایی فاش شد)، در قسمتی از این نامه آمده است: « اینجانب با آتش بس موافقت مینمایم و برای روشن شدن در مورد اتخاذ این تصمیم تلخ به نکاتی از نامه فرمانده سپاه (محسن رضایی) که در تاریخ 2/4/67 نگاشته است اشاره میشود. فرمانده مزبور نوشته است تا پنج سال دیگر ما هیچ پیروزی نداریم، ممکن است در صورت داشتن وسائلی که در طول پنج سال به دست میآوریم قدرت عملیات انهدامی و یا مقابله به مثل را داشته باشیم ... این فرمانده مهمترین قسمت موفقیت طرح خود را تهیه به موقع بودجه و امکانات دانسته است و آورده است که بعید به نظر میرسد دولت و ستاد فرماندهی کل قوا بتوانند به تعهد عمل کنند. البته با ذکر این مطالب میگوید باید باز هم جنگید که این دیگر شعاری بیش نیست.(!)»
در این نامه امام(ره) صراحتا دلیل اتخاذ تصمیم تلخی را که در مورد آتش بس گرفتند و از آن تعبیر به "نوشیدن جام زهر" کردند، نامه محسن رضایی ذکر می کنند و در قسمت دیگر این نامه به دیدگاه نخست وزیر وقت (میرحسین موسوی) و مسئولان جنگی و سیاسی (هاشمی رفسنجانی) اشاره می کنند: «آقای نخست وزیر از قول وزرای اقتصاد و بودجه، وضع مالی نظام را زیر صفر اعلام کردهاند، مسئولان جنگ میگویند تنها سلاحهایی را که در شکستهای اخیر از دست دادهایم، به اندازه تمام بودجهای است که برای سپاه و ارتش در سال جاری در نظر گرفته شده بود. مسئولان سیاسی میگویند از آنجا که مردم فهمیدهاند پیروزی سریعی به دست نمیآید، شوق رفتن به جبهه در آنها کم شده است. شما عزیزان از هر کس بهتر میدانید که این تصمیم برای من چون زهر کشنده است ولی راضی به رضای خداوند متعال هستم و برای صیانت از دین او و حفاظت از جمهوری اسلامی اگر آبرویی داشته باشم خرج میکنم، خداوندا ما برای دین تو قیام کردیم و برای دین تو جنگیدیم و برای حفظ دین تو آتش بس را قبول میکنیم»
در این نامه به صورت کاملا بدیهی همسویی محسن رضایی، میرحسین موسوی و هاشمی رفسنجانی در تحمیل آتش بس و نوشاندن جام زهر به امام(ره) علیرغم میل ایشان به آتش بس قابل ملاحظه است.
2- نامه دیگر محسن رضایی در سال 1376 و در اوایل دولت خاتمی به مقام معظم رهبری بود که در آن رضایی علیرغم میل رهبری رسما از فرماندهی سپاه استعفا داد، از سپاه جدا شد و بنا بر تمایل هاشمی رفسنجانی به مجمع تشخیص مصلحت رفت و رئیس کمیسیون اقتصادی مجمع شد.
3- محسن رضایی اردیبهشت سال 88 بیانیهای رسمی در خصوص حضور خود در انتخابات دهم ریاست جمهوری خطاب به مردم منتشر کرد که در آن برخلاف منویات مقام معظم رهبری در خصوص عدم سیاهنمایی و تخریب علیه دولت، همانند میرحسین موسوی، کروبی، اقدام به سیاه نمایی و تخریب دولت و رئیس جمهور منتخب مردم کرد.
در قسمتی از این بیانیه آمده است: «از دست رفتن فرصتهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در داخل، منطقه و نظام بینالملل برای ایران؛ تهدیدات داخلی از جمله بیکاری، تورم، فقر، مواد مخدر و سایر آسیبهای اجتماعی؛ ضعیف شدن اخلاق در عرصه سیاست و حکمرانی؛ تفرقهافکنی و تشتت بین دولت و اقوام و بین شیعه و سنی افزایش یافته و وحدت که اساس انقلاب و حیات سیاسی ایران است اکنون با تهدید جدی روبهروست؛ برخی از دولتمردان و سیاسیون، ناکارآمدی خود و گروهشان را به پای نظام مینویسند؛ جبههبندیهای جدید در جهان اسلام علیه ایران اسلامی و اسلام رو به گسترش است؛ ایجاد فضای امنیتی به جای گسترش آسایش و آرامش در کشور»
در این بیانیه و دیگر اظهار نظرهای محسن رضایی در خصوص دولت و رئیس جمهور، می توان شباهتهای عجیبی با بیانیه ها و اظهارنظرهای موسوی یافت. در واقع مرور نظرات رضایی علیه دولت و شخص رئیس جمهور منتخب مردم و مقایسه آن با نظرات موسوی، کروبی و هاشمی علیه دولت و رئیس جمهور، خواننده را به شباهت های عمیقی که بین آنها و تفاوت فاحشی که با منویات مقام معظم رهبری وجود دارد، رهنمون سازد.
این در حالی است که مقام معظم رهبری بارها در "دفاع از دولت و دکتراحمدی نژاد" و لزوم "عدم تخریب و سیاه نمایی" علیه ایشان سخنرانی کردند که در برخی از بیاناتشان آمده است: « یکی دیگر از نعمتهای خیلی بزرگ،همین دولتی است که با شعارهای اصولی بر سر کار آمده است. دولت تازه نفس، مصمم و پر کار است(دیدار با مسئولان 29/3/85)... معتقدم همه باید از رئیس جمهور و از دولت حمایت و به آنها کمک کنند(دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری17/6/84)... ساده زیستی و مردم گرایی شاخصه دیگری است که بحمدالله دارید، عناصر دولت به هیچ گروه و دسته و باند و جریانی وابسته نیستند(دیدار با مسئولان 6/6/85)... این دولت، دولت با نشاط،چابک،فعال، دلسوز، دلبسته به منافع و خواستههای مردمی و وسط میدان و صحنه است(دیدار با مردم دامغان 19/8/85)... جزو دعاهای همیشگی من، دعای به آقای رئیس جمهور است(دیدار با رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت 6/6/85)... گفتمان این دولت، گفتمان انقلاب است و در جهت انقلاب حرکت میکند(دیدار با مسئولان 2/6/87) »
4- بعد از انتخابات و در حالی که موسوی با بیانیه های خود ادعای دروغین تقلب در انتخابات را مطرح کرد و طرفداران افراطی و ضدانقلاب خود را برای آشوب و فتنه و مقابله با نظام و انقلاب به خیابانها فراخواند، رضایی نیز علیرغم سخنان مقام معظم رهبری در خصوص سلامت انتخابات و تبریک معظمله به مردم برای ایجاد این حماسه و پیروزی بزرگ برای انقلاب و نظام، بیانیه ای صادر کرد و در آن با ایجاد تشکیک در انتخابات، خواستار رسیدگی به اعتراض خود شد.
در واقع محسن رضایی که خود را تابع ولایت فقیه می داند و سال ها شاهد برگزاری انتخابات سالم و باشکوه در طول تاریخ 30 ساله انقلاب بوده است، با دلایلی که پس از بررسی شورای نگهبان واهی بودن آنها ثابت شد، همراه با موسوی و کروبی طعم شیرین پیروزی و حماسه بزرگ حضور 40 میلیونی مردم و رای به انقلاب و نظام را به کام ملت بزرگ ایران اسلامی تلخ کرد.
5- پس از حوادث روز عاشورا و هتک حرمت این روز توسط هوادران موسوی و در حالی که در این چند ماهه برآیند عملکرد موسوی و هوادارانشان تردیدی برای مردم باقی نگذاشته که آنها به دنبال ریشه کن کردن اسلام و نظام و اصل ولایت فقیه هستند، رضایی در نامه ای به مقام معظم رهبری که بازهم شباهتهای زیادی با نظرات و آراء موسوی و هاشمی دارد، با نادیده گرفتن موارد پیشگفته، از ایشان درخواست رهنمود برای ایجاد وحدت با سران فتنه را می نماید! این در حالی است که همه سیاستمداران و نیروهای دلسوز و متعهد به انقلاب و نظام و اسلام بالاتفاق بر عدم امکان وحدت با منافقین جدید و مسببین آشوب ها و سران فتنه که اعتقادی به ولایت فقیه و اصول مسلم انقلاب و نظام ندارند، تاکید دارند.
بنابراین آن چه مسلم است محسن رضایی از یک طرف ادعای ولایتمداری و انقلابی بودن دارد ولی از سوی دیگر در عمل مواضع و سخنانش همنوایی جدی با موسوی و دشمنان نظام و انقلاب دارد. همان موسوی که بعد از وقایع عاشورا به جای محکوم کردن هتاکی حامیانش به ساحت مقدس حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و اعلام بیزاری از آنها، باصدور بیانیه ای رسما از آنها حمایت کرد و همان دشمنانی که حضور میلیونی مردم انقلابی پس از حادثه روز عاشورا را تخطئه کردند و برای نامه رضایی به مقام معظم رهبری سوت و کف زدند.
شایسته است رضایی به جای این نامه نگاری ها، برای اثبات ولایتمداری و همراهی با مردم انقلابی ایران اسلامی، به ابهاماتی که در خصوص شباهت مواضعش با سران فتنه و دشمنان نظام و در عین حال تفاوت هایی که با منویات ولایت فقیه و مردم انقلابی دارد و همچنین نیات واقعی خود پاسخ روشن دهد.