آنها که برای مصالح و منافع و نایل شدن به اهداف آرمانی انقلاب اسلامی دواندیشی میکنند از حوادث و تجارب تلخ و شیرین انقلاب بهرهبرداریهای لازم را مینمایند. در شرایطی که عملکرد جریانی که بعدها نام کارگزاران را بر خود گذاشتند نگرانیهای زیادی برای پاسداران واقعی و بخصوص بینام و نشان کشور ایجاد شده بود چشم دوختن به نتایج انتخابات خرداد 76 مجموعه متراکمی از صبر و امید و انتظار را بوجود آورده که آن اتفاق بر وقف مراد ناشی از حساسیتها و تعهدات و دلسوزیهای نیروهای دلسوز نبود.
انتخابات دوم خرداد 76 برکات و خیرات زیادی برای نظام داشت که دو نکته آن حایز اهمیت بود:
اول آنکه هر چه بود گذشت ولی خدمات مهمی برای نظام انجام گرفت هر چند که بیش از این میتوانست انجام بگیرد دوم اینکه برای آنها که راهبردی میاندیشیدند و پیشبینی میکردند در هشت سال آینده چه اتفاقهای ناگواری رخ خواهد داد، این مدت زمان هم طولانی و هم زودگذر را فرصتی مناسب برای شناسایی و تجدید نظر در بروز رگههای انحرافی در سطح جامعه تلقی میکردند که با لطف خدای بزرگ و بازنگری ملت این رویکرد زمینههای لازم را یافته و حداقل تا مرز بازنگری و تجدید نظر پیش رفت.
در این رابطه که در اردوگاه شکست خورده اصلاحطلبان به جان هم افتاده و هر گروه همدیگر را مقصر میدانند از دیدگاه راهبردی نظام اتفاق کوچکی نیست ولی بهتر این است که اصولگرایان چگونه از این فرصت برای پیشبرد آرمانهای نظام بهرهبرداری میکنند. گفته شده مومن دو بار از یک سوراخ گزیده نمیشود بنابر این اگر شروط و الزامات ایمان مدنظر باشد که هست و جمهوری اسلامی هم با این گروه از افراد شکل گرفت و استمرار داشت، باید به آسیبشناسی دوران اصلاحات پرداخته و از این طریق؛
الف. از تکرار اشتباهات آنها خودداری کنند و بخصوص احزاب اصولگرا باید به این مهم بپردازند.
ب. حد توقعات خود را کاهش داده و توجه نمایند آنچه خیر و صلاح جامعه هست از همان حمایت کنند.
ج. توجه داشته باشند همه آن چیزی را که دنبال میکنند عین حق نباشد بنابراین باید از جاده انصاف و عدالت خارج نشوند.
برای یادآوری و استفاده از تجربه اصلاحطلبان به چند آسیب ملی که در رویکرد راهبردی آنها بوده اشاره میشود.
1. با کمال تاسف و ضمن تقدیر از جریان خدمتگزاران اصلاحطلبان نگاه بسیاری از خواص و موثرین آن جریان به خود بوده تا به مردم و فرجام این نگاه ناگفته پیدا بود.
2. سهمخواهی و منفعتطلبی شخصی و گروهی اتفاق ناگواری بود که باعث بدبینی مردم شد.
3. از رهگذر این نوع مدیریت و وجود این قبیل مدیران نظام اداری نه تنها ضعفهای خود را برطرف ننموده و مسیر بهبودی را طی ننموده بلکه ضربه زیادی دیده که حاصل آن نارضایتی مردم بود.
4. در این دوران به دلایل زیادی سو استفادههای اقتصادی و سیاسی و فرهنگی زیادی رخ داد که در بسیاری موارد تقویت میشد.
5. ناهماهنگی درونی جبهه دوم خرداد با این رویکردها قطعی بوده و در مدت بسیار کوتاهی آشکار گردید.
6. به انحا مختلف برای اختلاف در جامعه تلاش میشد که با وجود سایه پربرکت رهبری و حضور علمای اسلام و نیروهای حزبالله موثر شد.
7. اتفاق نادری که در این دوره رخ داد وجود اپوزیسیون مخالف نظام و شکلگیری آن در میانه کسانی بوده که خود مسئول و مدافع و حاضر در مناصب نظام بودند و این وضعیت دشمنان را امیدوار کرد.
8. در این دوره به دلایل مختلف و اعمال برخی سیاستها بیگانگان و دشمنان نظام جسور شده و به انحا مختلف در امور داخلی دخالت میکردند.
9. نظام ما در دوره تساهل و تسامح این جریان هزینههای زیادی را در صحنههای بینالمللی و تا حدودی داخلی متحمل شده که دولت آقای احمدینژاد باید تاوان آنها را بپردازد.
10. شکلگیری باندهای قدرت و مفسدان اقتصادی از معضلاتی بوده که در حال حاضر نظام درگیر حل آنهاست.
11. فاصله گرفتن و در بسیاری موارد مقابله با آرمانهای امام خمینی(ره) بدترین خطری بود که میتوانست هویت انقلاب اسلامی را مورد تهدید قرار دهد.
12. اگرچه آسیبهای این دوران به موارد مذکور ختم نمیشود ولی همینها هم در نهایت به رویارویی بسیاری از مدعیان این جریان با جناب آقای خاتمی رییس جمهور وقت منجر شد که انتخابات اخیر و قبل از آن انتخابات و شوراها آغازی بر پایان این رویکرد بود.
لذا جریان اصولگرا باید توجه داشته باشد اگر از تجارب گذشته غفلت شود و یا برخی از افراد بواسطه برخی القائات و یا کم توجهی به پیامدهای بعضی موضعگیریها به همان رویکرد توجه نماید بطور قطع قضاوت مردم هم همان بوده که در گذشته بود.