تاریخ انتشار : ۱۵ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۳  ، 
شناسه خبر : ۱۳۶۲۲۳
آفات حکومت اسلامی از دیدگاه امام علی(ع)

به کوشش: علی مهدوی
”و لقد صدقکم الله وعده اذ تحسونهم باذنه حتی اذا فشلتم و تنازعتم فی الامر و عصیتم من بعد ما ارئکم ما تحبون منکم من یرید الدنیا و منکم من یرید الاخره؛ و (در نبرد احد) قطعا خداوند وعده خود را با شما راست گردانید: آن گاه که به فرمان او آنان را می کشتید تا آنکه سست شدید و در این کار با یکدیگر به نزاع پرداختید و بعد از آنکه آنچه را دوست داشتید به شما نشان داد، نافرمانی کردید. برخی از شما دنیا را و برخی از شما آخرت را می خواهید...”(آل عمران/152)
“فشلتم” از ماده “فشل” به معنای سستی در اراده و ضعف در تصمیم گیری و قاطعیت است که ناشی از ترس یا غیر آن باشد و از آثار آن اضطراب و اختلاف و کسالت و ترس است. “تنازعتم” از ماده “نزع” به معنای جذب کردن چیزی و کندن آن از مکان خودش است، که از آثار آن “فشلتم” یعنی ضعف در تصمیم گیری و قاطعیت در کارهاست که به دنبالش تنازع، یعنی کشمکش و ستیزه کردن و به مخالفت برخاستن با یکدیگر است.
امام علی (ع) در مقام تنها امامی که موقعیت اداره حکومت اسلامی برای ایشان به دست آمد، تفرقه و گسست اجتماعی و تجمل گرایی و دنیاطلبی را از آسیب های مهم جامعه و حکومت اسلامی معرفی کرده و آنها را از عوامل خدشه دار شدن ثبات و تعادل نظام و جامعه برشمرده اند.
در خطبه قاصعه، راز شکست را گسستگی و رمز موفقیت و پیروزی را همبستگی بیان کرده اند: “پس آن گاه که در زندگی گذشتگان مطالعه و اندیشه می کنید، عهده دار چیزی باشید که عامل عزت آنان بود و دشمنان را از سر راهشان برداشت و سلامت و عافیت زندگی آنان را فراهم کرد و نعمتهای فراوان را در اختیارشان گذاشت و کرامت و شخصیت به آنان بخشید و آن اجتناب از تفرقه و جدایی و اهتمام بر وحدت و همدلی بود. و اینکه آنان یکدیگر را به وحدت وادار و سفارش می کردند و از کارهایی که پشت آنها را شکست و قدرت آنها را در هم کوبید بپرهیزید و آن کینه توزی با یکدیگر و پر کردن دلها از بخل و حسد، به یکدیگر پشت کردن و از هم بریدن و دست از یاری هم کشیدن است. و در احوال مومنان پیشین اندیشه کنید که چگونه در حال آزمایش و امتحان به سر بردند. آیا بیش از همه مشکلات بر دوش آنها نبود؟ ... تا آنکه خداوند تلاش و استقامتشان را مشاهده فرمود و آنان را از تنگناهای بلا و سختیها نجات داد...
پس اندیشه کنید که چگونه بودند آن گاه که وحدت اجتماعی داشتند ، خواسته های آنان یکی، قلبهای آنان یکسان و دستهای آنان مددکار یکدیگر و شمشیرها یاری کننده، نگاهها به یک سو دوخته، و اراده ها واحد و همسو بود.
آیا در آن حال مالک و سرپرست سراسر زمین نبودند؟ و رهبر و پیشوای همه دنیا نشدند؟ پس به پایان کار آنان نیز بنگرید در آن هنگام که به تفرقه و پراکندگی روی آوردند و مهربانی و دوستی آنان از بین رفت و سخنها و دلهایشان گوناگون شد. از هم جدا شدند و به حزبها و گروهها پیوستند. بدین سان خداوند لباس کرامت خود را از تنشان بیرون آورد... راستی چقدر حالات ملتها با هم یکسان و در صفات و رفتارشان با یکدیگر همانند است”(نهج البلاغه، خطبه192)
همچنین علی (ع) درباره دنیاطلبی و تجمل گرایی که به منزله آسیبی برای حکومت اسلامی است خطاب به عثمان بن حنیف انصاری، فرمانده بصره می نویسد: “پسای حنیف، به من گزارش دادند که مردی از سرمایه داران بصره تو را به مهمانی خویش فرا خوانده و تو به سرعت به سوی آن شتافتی. خوردنیهای رنگارنگ برای تو آوردند و کاسه های پر از غذا پی در پی جلوی تو نهادند. گمان نمی کردم مهمانی مردی را بپذیری که نیازمندانشان با ستم محروم شده و ثروتمندانشان بر سر سفره دعوت شده اند. اندیشه کن در کجایی؟ و بر سر کدام سفره می خوری؟ آگاه باش هر پیروی را امامی است که از او پیروی می کند و از نور دانشش روشنی می گیرد.
آگاه باش امام شما از دنیای خود به دو جامه فرسوده و دو قرص نان رضایت داده است. بدانید که شما توانایی چنین کاری را ندارید، اما با پرهیزکاری و تلاش فراوان و پاکدامنی و راستی مرا یاری دهید”(نهج البلاغه، نامه45)