تاریخ انتشار : ۰۸ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۶  ، 
شناسه خبر : ۱۳۶۲۶۴

دکتر عماد افروغ
دکتر عماد افروغ در گفت‌وگو با «تابناک» در تحلیل اتفاقاتی که پس از انتخابات رخ داده است، گفت: رخدادهای پس از انتخابات دلایل بعیدی دارد و تنها نباید به علل قریب اکتفا کرد. ممکن است برخی رویکرد برشی به حوادث داشته باشند و برداشتشان این باشد که فی المثل نوع موضع‌گیری رقبای انتخاباتی در مورد نتیجه انتخابات باعث این رخدادها شده است. یا عده‌ای مبدا این حوادث را عقب‌تر می‌برند و می‌گویند ماجرا از مناظره‌های انتخاباتی و نوع مواجهه یکی از کاندیداها برمی‌گردد و موضوع را از آن زمان ریشه‌یابی می‌کنند و برخی این مطلب را با رویکردی فرایندی‌تر و غیر برشی به عقب‌تر برمی‌گردانند. فی المثل سیاست‌ها و رفتارهای دولت مستقر را در چهار سال گذشته مورد تحلیل قرار می‌دهند و برخی حتی این را به عقب‌تر هم بر می‌گردانند؛ به اختلافات ریشه‌دار در مواضع برخی از گروه‌های هوادار کاندیداهای انتخاباتی معطوف می‌نمایند.
به نظر بنده اگر بخواهیم تحلیل خوبی از ماجراها و حوادث فعلی که به حوادث بعد از انتخابات رخ داده است داشته باشیم، باید آن را در بستر خودش قرار دهیم و سعی کنیم ریشه‌یابی دقیقی داشته باشیم و تا حد امکان عوامل درونی و ضروری را درک کنیم و از عوامل بیرونی و اصطلاحاً مشروط جدا کنیم. یعنی سعی کنیم تا آنجا که امکان‌پذیر است، روابط درونی و ریشه‌های این حوادث کشف شود. البته این کار بسیار سختی است و بایستی با حوصله انجام شود و واقعاً پروژه تمام عیاری است که ما بتوانیم ببینیم این حوادثی که امروزه شاهدش هستیم، در وهله نخست به کدام علل و عوامل درونی در وهله بعد علل و عوامل مشروط و بیرونی برمی‌گردد.
در واقع برای تحلیل نزدیک به واقع نمی‌شود از اختلافات ریشه‌دار و موضع‌گیری‌های گذشته در طول سی ساله انقلاب غافل شد و یا از نوع موضع‌گیری‌ها و سیاست‌های چهار ساله گذشته دولت فعلی غفلت کرد. همچنین نمی‌توان نوع و شیوه برخورد افراد در مناظره‌های تلویزیونی غفلت کرد و به هر حال نباید فراموش کرد که این مواجهه، مواجهه برنامه‌ای نبود، مواجهه شخصی و غیر اخلاقی بود و حتی حکایت از رفتارهای ناپسند و حکایت از فرافکنی داشت.
به هر حال در مدت چهار سال دولت نهم، فرصت‌ها در اختیار بوده که اگر کسی متهم هست، پرونده تشکیل شود و در مراجع قضایی به تخلفات آنها رسیدگی کنند. اما ما دیدیم که در این چهار سال از این فرصت‌ها استفاده نمی‌شود و دوباره همان مسائلی که چهار سال گذشته مطرح شده و باعث رأی آوردن عده‌ای می‌شود ـ به خاطر اقبالی که مردم نشان می‌دهند ـ دوباره مطرح می‌شود و انگار فراموش شده باید اگر کسی فساد اقتصادی دارد، به مراجع قضایی احاله شود و آنها رسیدگی کنند. اگر اطلاعاتی هست در اختیار مراجع قضایی قرار داده شود، اگر رسیدگی نکردند، در اختیار مقام معظم رهبری قرار بگیرد. اما می‌بینیم دوباره بعد از چهار سال همان مسائل دوباره مطرح می‌شود؛ انگار ملت فراموش کنند که به هر حال فرصتی بوده برای رسیدگی و در اختیار مدعیان قرار داشته است.
این استاد دانشگاه در ادامه افزود: به هر صورت این مواجهه می‌تواند بازتاب داشته باشد. به هر حال ما در جهانی زندگی می‌کنیم که مسائل به هم مرتبط هستند. ما توقع داشتیم یک برخورد برنامه‌ای را در مناظره‌ها شاهد باشیم که کمتر شاهد بودیم و انصافاً وقتی به اجماع عمومی رجوع می‌کنیم، قطع نظر از وجه اخلاقی این مناظره‌ها، تنها کاندیدایی که نگاه برنامه‌ای تری داشت آقای محسن رضایی بود. انصاف باید داشت؛ این را عقیده عمومی تأیید می‌کند. به هر حال این نگاه برنامه‌ای مطلوب اداره سالم و عقلانی کشور است. ما دیدیم که ایشان به نسبه نگاه برنامه‌ای تری دارد، در کنار مولفه‌هایی که می‌توان در مورد آنها بحث کرد. اما به نظر می‌رسد ما برخی حوادثی را که به سراغمان می‌آید، به خاطر همین نوع نگاهمان است.
اگر نگاهمان را کمی عمیق‌تر می‌کردیم و با ریشه‌یابی دقیق‌تری سراغ حوادث می‌رفتیم، شاید شاهد حوادث بعدی هم نمی‌بودیم. وقتی یک تحلیل اشتباه می‌کنیم، این تحلیل تنها در حد یک ذهنیت باقی نمی‌ماند، آثار عینی دارد؛ یعنی یک تحلیل و ایده غلط آثار عینی غلط دارد و این آثار غلط به نوبه خود ایده‌های غلط را به دنبال خود دارد و در نتیجه رخدادها و حوادث غلطی را رقم بزند. باید به این نکته توجه داشت. این‌طور نیست که عالم ذهن از عالم عین جدا باشد. تحلیل ذهنی غلط بازتاب عینی غلط دارد. من احساس می‌کنم ما با زنجیره‌ای از تحلیل غلط و عینیت غلط روبه‌رو هستیم و مادامی که سعی نکنیم تحلیل خوب و جامعی انجام دهیم، خواه ناخواه دلالت‌های غلطی در پی آن خواهد آمد و و حوادث بعدی را رقم می‌زند.
آنچه که می‌توانم به طور خلاصه و جمع بندی عرض کنم این است که قطع نظر از هر ریشه‌یابی و تحلیل که در فرصت دیگری به آنها می‌پردازم، آنچه که امروز نیاز ضروری جامعه ماست و مهمترین معروف ما محسوب می‌شود، وحدت است و تمام گروه‌ها اگر واقعاً ملتزم به انقلاب اسلامی و آرمان‌ها جمهوری اسلامی هستند، بدین وسیله امتحان می‌شوند که آیا منافع و مصالح ملی را بر منافع و مصالح شخصی و جناحی خود ترجیح می‌دهند یا خیر. آیا کماکان منافع خود را در اشتقاق و تفرقه جستجو می‌کنند یا اینکه واقعاً نه، از آبروی خود و جانشان مایه می‌گذارند، حتی از اینکه حدف شوند هم ناراحت نمی‌شوند که نهایتاً چیزی در کشور پای بگیرد و احیا و تقویت و باز تولید شود، با نام وحدت ملی. واقعاً ما نیازمند وحدت ملی هستیم و فکر می‌کنم این مصلحت اول و برتر ماست و هر ساز مخالفی با هر نیتی و با هر دلالتی که مخالف و مغایر وحدت ملی باشد بایستی به گونه‌ای محکوم شود و مورد نقد واقع شود.
بر اساس آرمان‌ها و اهداف انقلاب اسلامی به ویژه جایگاه متعالی و ساختاری ولایت فقیه بایستی وحدت را مستقر کرد. ما که نمی‌خواهیم وحدت برون گفتمانی را شعار دهیم، بلکه به دنبال وحدت درون گفتمانی هستیم. یعنی کسانی که التزام عملی دارند و سوابق آنها حاکی از پایبندی به جمهوری اسلامی است و هم در نظر این را اعلام می‌کنند و هم سابقه آنها این را نشان می‌دهد. گیریم که اختلاف سلیقه‌ای هم هست. اینها باید تعین بخش این ضرورت اساسی باشند. ما نباید اجازه دهیم این قضیه طولانی شود.
این فعال اصولگرا با انتقاد از شبیه‌سازی‌های مصداقی غلط اظهار داشت: اینکه ما فکر کنیم حوادثی در صدر اسلام رخ داده، چهره‌هایی هم مطرح شده‌اند و ما می‌توانیم با تکیه بر این چهره‌ها و شخصیت‌هایی که در تاریخ قرار گرفته‌اند، تاریخ بشر و تاریخ اسلام را تحلیل کنیم، اشتباه است. هنگامی که در بررسی‌های تاریخی، رویکرد عبرتی و مفهومی به مسائل نگاه می‌کنیم که این نهایت ایده آل است و کاملاً مطلوب است، اما در زمان‌هایی مثل دقیقاً زمان فعلی خودمان دنبال عمروعاص، طلحه و زبیر، یزید و شمر می‌گردیم، واقعاً با کدام وجه تسمیه، با کدام سند موجه تاریخی، با کدام پشتوانه عقلی و شرعی چنین مقایسه‌های تاریخی را انجام می‌گیرد؟ جای بحث و تأمل دارد. من نمی‌خواهم بنا به مصلحت وارد این قضایا شوم، من نمی‌دانم نخبگان ما باید در این مسائل ساکت باشند؟ ما یک اتفاق تازه داریم، یک شرایط ویژه داریم، شرایط خاص خودمان را داریم و باید متناسب با شرایط خاص خودمان بتوانیم تحلیل کنیم. به طور کلی می‌توان گفت، نه کسی می‌تواند حسین باشد، نه کسی ادعای حسین بودن می‌توان بکند و نه کسی را می‌توان یزید دانست.
لذا ما می‌توانیم مفهومی عبرت بگیریم و باید هم عبرت بگیریم. اما کسانی هستند که بر طبل مخالفت و افتراق می‌کوبند و با شبیه‌سازی‌های غیر اصولی تاریخی در جهت تخریب دیگران گام بر می‌داردند. مثلاً می‌گویند تا نابودی معاویه فقط یک گام مانده، واقعا منظورشان چگونه تعبیر می‌شود. باید دقت کنند، معاویه حاکم دمشق بود و ما در اینجا کسی را نداریم که در حکومت باشد و اصرار بر تصدی‌گری خود داشته باشد و کنار هم نرود. در اینجا هر کسی که مسئولیت دارد می‌تواند توسط مسئول بالاتر برکنار شود. موردی که اینها با معاویه مقایسه می‌کنند در کشور مسئولیتی ندارد، تنها مسئولیتی هم داشت، از وی گرفتند. مصداقی نباید این مقایسه‌ها انجام گیرد. در حالی که شبیه‌سازی‌ها همانند تیغ دولبه است. فردی که با یک چهره خاص تشبیه و مقایسه می‌شود، می‌تواند به طور متقابل، تشبیه کننده با همان چهره تاریخی یا با چهره دیگری مقایسه کند به صلاح کشور هم نیست که این شبیه‌سازی‌های مصداقی و بدون وجه تسمیه تداوم داشته باشد. اتفاقاً اگر پای وجه تسمیه ولو صوری به میان آید شبیه سازی‌ها می‌تواند به شدت مخرب و بنیاد برانداز باشد.
این نماینده سابق مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه این شبیه سازی‌ها ما را به وحدت نمی‌رساند بلکه به جنگی خصمانه وارد می‌کند، افزود: الان که برخی قدرت دارند، شاید بتوانند به اصطلاح خصم داخلی را از بین ببرند. کشور را باید با تدبیر و مشورت اداره کرد. ما نباید دشمن تراشی کنیم، بلکه همه تلاشمان این باشد که بر اساس یک سری محورهای مورد اتفاق و اجماع و با توجه به سابقه عملکردی افراد به وحدت برسیم. مهم وحدت است؛ اگر وحدت و ثبات سیاسی نباشد، ما نمی‌توانیم تحقق بخش برنامه‌هایمان باشیم. این کشور بعد از سالها به سند چشم انداز و برنامه‌های پنج ساله رسیده است. که این برنامه‌ها باید در بستر آرامی پیش رود. اگر همواره آشفتگی و ابهامی در کشور باشد و مدام عده‌ای که منافعشان در تنگ نظری و اختلاف و انشقاق هست، می‌توانند مانور دهند، مطمئن باشید که کشور ثباتی نخواهد داشت و در معرض آسیب خواهد بود. گروه‌های مختلف مردم ساکت نخواهند نشست که عده‌ای مدام به آنها انگ بزنند و آنها را طرد کنند و آنها را از حقوق اجتماعی خود محروم کنند.
مردم تلاش می‌کنند به خواسته‌ها و حقوق خود برسند و اگر بسترسازی مناسب انجام نشود، این موضوع در قالب‌های غیر طبیعی ظهور پیدا کند. ما نیاز به وحدت داریم به نظر من زمانی که آقای موسوی بیانیه خود را منتشر کرد که‌ ای کاش زودتر منتشر می‌شد و ایشان موضع‌گیری صریح‌تری اتخاذ می‌کرد که حداقل به حوادث بعدی و بهانه جویی‌های بعدی نینجامد. اگر این حوادث را بررسی کنیم، به کاستی‌ها و ضعف‌های طرفین می‌رسیم. در نحوه برگزاری انتخابات، از حوادث پس از انتخابات و نحوه پوشش خبری و تحلیلی آن گرفته تا نحوه موضع‌گیری طرفین دعوا به ویژه معترضان به همه اینها باید توجه کنیم. به هر حال وقتی می‌خواهیم به آرامش برسیم می‌توان اینها را به عنوان حوادثی طبیعی تعبیر و تفسیر کنیم و رویه و بستر را برای تشخیص سره از ناسره را فراهم کنیم. این مبارک و افتخار نیست که ما با حرکت ارادی و برنامه‌ریزی خودمان تمام کسانی را که مثل ما فکر نمی‌کنند را در صف ضد انقلاب و اپوزیسیون خارجی و بیگانگان قرار دهیم و روز به روز از طرفداران خود کم کنیم. ما باید سعی کنیم که روز به روز بر موفقیت و محبوبیت نظام جمهوری اسلامی بیفزاییم و تا جایی که می‌شود سره را از ناسره جدا کنیم، صفوف دوست و دشمن را جدا کنیم.
امروز آقایانی که متاسفانه مورد تعرض غیرمنصفانه از سوی برخی افراد قرار گرفته‌اند که هم به گونه‌ای در قدرت هستند، سابقه مبارزاتی روشن دارند و مورد عنایت بوده‌اند و در بخشی از این نظام انجام وظیفه کرده‌اند. ممکن است ما با سیاست‌هایشان موافق نباشم یا با الگوهای رفتاری آنها موافق نباشیم، اما این کجا و تخریب شخصیت و لجن مال و بی‌آبرو کردن یک فرد کجا؟ نقد برای خودش آداب دارد. یکی از معانی «انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال» همین است که شما در نقد یک شخص به فکر او کار دارید نه با شخصیت و سابقه او و نه گذشته حتی روشن او و این همان مسأله‌ای بود که در حین انتخابات می‌گفتیم. نبرد برنامه‌ای و رقابت برنامه‌ای، که متأسفانه برخی حوادث بعد از انتخابات ناظر به همین مناظرات تلویزیونی است که پا را از مصاف برنامه‌ای بیرون گذاشته و به هتک حرمت و توهین شخصی و گاه اتهامات و افتراهای ثابت نشده قضایی کشیده شد.
این استاد دانشگاه با اشاره با بیان اینکه که هر کسی که در این مملکت گامی برای وحدت بر می‌دارد باید استقبال کرد، گفت: هر کسی که گامی برای وحدت بر می‌دارد دستش را باید به گرمی فشرد و کمک کرد. در هر حال کشور مربوط به اشخاص نیست، بلکه مربوط به آتیه و نسل‌های آینده است. پس باید آن را به سلامت از این بحران عبور داد. بهترین راهکار آن هم دعوت به وحدت است به عنوان مهمترین معروف و تداعی این مسأله که مهمترین منکر امروز تفرقه و اشتقاق است. این را حفظ کرد و به نسل‌های بعد سپرد.
افروغ در پاسخ به این سوال که چرا در حال حاضر بسیاری از نخبگان سکوت کرده‌اند، گفت: شرایط به گونه‌ای رغم خورده است که افراد از روی ترس و مصلحت اندیشی سکوت کرده‌اند و عده‌ای هم که با جهت گیری خاصی فریاد می‌زنند. سابقه آنها نشان داده که این فریادها از روی فرصت طلبی و قدرت طلبی است. من امروز کسانی را که موازین نقد را رعایت نمی‌کنند، سراغ دارم که شخصیتی را مورد هجوم و فحاشی و هتاکی قرار می‌دهند که در زمانی که ایشان قدرت داشته و رئیس‌جمهور بوده از وی تمجید و تعریف می‌کردند و او را مورد ستایش و حتی تقدیس قرار می‌دادند! ما چگونه می‌توانیم آن ستایش و تقدیس را با این فحاشی و هتاکی و تخریب جمع کنیم؟ من خودم از منتقدین زمان ریاست جمهوری آقای هاشمی بودم که سخنان و نوشته‌هایمان در همان زمان در جاهای مختلف هم چاپ می‌شد. و همیشه نیز منتقد سیاست‌ها و رفتارها و الگوهای رفتاری ایشان بوده و هستم، اما نباید ادب نقد را رعایت کنیم و بین نقد یک تفکرو تخریب یک شخصیت تفاوت قائل شویم؟
دکتر عماد افروغ با بیان اینکه به نظر می‌رسد در حال حاضر یک شرایط روانی سنگینی فراهم کرده‌اند که هر کسی ریسک صحبت کردن را نمی‌کند، افزود: من واقعاً این را نمی‌فهمم، چرا یک کسی نتواند از باب دلسوزی و برای ارائه پیشنهاد به رهبر خود نامه بنویسد؟
من با شناختی که از ولایت فقیه و سیره نظری و عملی بزرگان دین دارم و از شناختی که از نامه نگاری‌های مختلف زعما و امرای اسلامی دارم، اشکالی در این نامه‌نگاری‌ها نمی‌بینم.
پس مشورت، امر به معروف و نهی از منکر، حق متقابل و اینگونه آموزه‌های اسلامی چه می‌شود؟ ممکن است ما نامه‌ای را نقد کنیم و بگوییم محتوای آن را قبول نداریم، می‌توان نقد کرد، ولی نباید اصل نامه‌نگاری را زیر سؤال ببریم. چه اشکالی دارد؟ به هر حال اگر نامه‌نگاری بد بوده، چرا آقای محسن رضایی در زمان امام به ایشان نامه می‌نوشته؟ و اگر اصل این عمل اشکال داشته چرا حضرت امام به محتوای آن نامه استناد می‌کنند.
البته بعضی آقایان که از این نامه هم به عنوان جام زهر یاد می‌کنند، باید متوجه باشند که جام زهر به این نامه برنمی‌گردد. جام زهر به این برمی‌گردد که چه می‌شود و چه عواملی دست به دست هم می‌دهد تا ما مجبور شویم از یک تصمیم حقیقی که نابودی رژیم صدام است، عدول کنیم و تصمیمی مصلحتی بگیریم. باید روی عوامل بحث کرد. چرا بعد از جنگ به این موضوع نمی‌پردازند که چرا قطعنامه پذیرفته شد؟ و امروز فرافکنی می‌کنند و فقط یک فرد یا افرادی را مقصر می‌کنند؟ بیایید بحث کنید و دلیل بیاورید تا ما هم قانع شویم، ما هم می‌خواهیم روشن شود و ما هم می‌گوییم که جام زهر بوده، شهد شیرین عسل نبوده ولی نباید در این بازی‌های سیاسی گریبان کسی را بگیریم و بگوییم می‌خواهد مجدداً جام زهر بنوشاند.
وی با طرح این سوال که، مگر فقط این نامه مبنای پذیرش قطعنامه بوده است؟ خاطر نشان ساخت: مبنای پذیرش قطعنامه محتوای نامه و شواهد و واقعیت‌هایی است که این نامه گواهی دهنده آنهاست. اگر غلط است یعنی اگر این نامه معرف خوبی برای پذیرش قطعنامه نبوده است، بررسی شود و ما هم بدانیم و متوجه شویم. مدام کشور را روی مسیر مصلحت می‌برند و وقتی نامه دیگری نوشته می‌شود می‌روند، روی بحث حقیقت. اگر واقعاً باید با موازین حقیقی کشور را اداره کرد این ملزوماتی دارد. باید بروید به این سمت که هیچ وقت دوباره این مسائل مطرح نشود؛ نه اینکه هر وقت منافعمان اقتضا می‌کند، باب حقیقت را به میان می‌کشیم، اما در شرایط عادی می‌بینیم که قواعد مصلحتی حاکم می‌شود.
بنابراین در نهایت کسی نامه نوشته و ایشان می‌پذیرد یا اینکه نمی‌پذیرد، یا جواب می‌دهد یا نمی‌دهد. این نامه هم از قرار معلوم قبل از بیانیه آقای موسوی آماده بوده. از سوی دیگر تا آنجا هم که خبر دارم قطع نظر از مخالفت‌هایی که در داخل با بیانیه آقای موسوی شده در خارج هم با آن مخالفت شده بسیاری از نیروهای مخالف نظام و اپوزیسیون با این نامه مخالفت کرده‌اند.
بنابراین باید توجه کرد، این نامه دستاورد داشته این نامه در واقع آن چیزی که عده‌ای می‌گفتند که چرا ایشان غرب را محکوم نمی‌کند؟ و چرا منافقین و چهره‌های بد نام را محکوم نمی‌کند؟ چرا بی حرمتی به سنن دینی ما در روز عاشورا را محکوم نمی‌کند؟ در واقع همه را که محکوم کرده. اگر قرار است که به وحدت بیندیشیم باید به این مسائل توجه کنیم و سازوکارهای تحقق وحدت را فراهم کنیم.
سخن نهایی من این است که ما نیاز به استقرار وحدت داریم ولو با حذف همه ما، ولو با حذف تمام اشخاص و رجال سیاسی یعنی این برای ما مطلوب است. مهم افراد نیستند. چه کسی نگران افراد است؟ چه کسی برای افراد تره خورد می‌کند؟ ما همه باید فدای اسلام و آرمان‌ها شویم و امروز برای رسیدن به آرمان‌های متعالیمان نیاز به وحدت داریم. مکانیسم‌ها و ساز وکارهای وحدت را بایید تعبیه کنند ولو به قیمت حذف بسیاری از افراد. به نظر من هیچ اشکالی هم ندارد و اگر کسی به نام وحدت می‌خواهد منافع شخصی خود را دنبال کند باید کنار زده شود. برای اینکه مصلحت اسلام ماورای منافع شخصی و جناحی است.