تاریخ انتشار : ۳۰ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۵۶  ، 
شناسه خبر : ۱۳۶۶۴۸
نویسنده: مصطفی دلاورپوراقدم مقدمه: یکی از آفندهای عدم شکل گیری نظام امنیت منطقه ای پایدار، فراگیر و بومی، تمرکز جنگ تبلیغاتی بر مثلث ایران هراسی (با هدف انزوای جمهوری اسلامی ایران در ساختار امنیتی نظامی منطقه ای)، شیعه هراسی (با هدف جلوگیری از شکل گیری قطب نظامی، امنیتی و اقتصادی در جهان اسلام) و اسلام هراسی (با هدف تنش زایی میان مسلمانان و اقلیتهای سایر ادیان مانند ایجاد جنگ فرقه ای در لبنان) است. افزایش اقدامهای تعرضی وهابیون علیه شیعیان در پاچنار پاکستان و دره اسماعیل خان افغانستان، تداوم بی ثباتی های امنیتی ناشی از منازعات فرقه ای در شرق ایران، انفجارهای متعدد تروریستی در عتبات عالیات در عراق لزوم اقدام موثر برای حفاظت از امنیت زائران ایرانی، حمایتهای خزنده برخی رجال سیاسی امارات و عربستان مانند شاهزاده بندر بن سلطان از گروه های تکفیری و ادعاهای تبلیغاتی مکرر اردن و مصر مبنی بر تلاش تهران برای مهندسی امنیتی جغرافیای سیاسی شیعه در خاورمیانه عربی بیانگر ضرورت آسیب شناسی آفند تبلیغاتی شیعه هراسی از رویکرد امنیت ملی است. به همین منظور جمهوری اسلامی ایران بایسته است در سیاستهای کلان امنیتی برنامه پنجم توسعه دورنمای آسیبهای احتمالی ناشی از آفندهای تبلیغاتی سه گانه ایران هراسی، شیعه هراسی و اسلام هراسی که هر سه بصورت توأم در جریان است را از رویکرد امنیت ملی و منطقه ای مورد کنکاش قرار دهد.

گفتار اول: راهبرد امنیتی ایالات متحده برای گسترش شیعه هراسی در خاورمیانه
مهمترین ترفندهای مخالفان وحدت جهان اسلام برای ترویج آفند تبلیغاتی شیعه هراسی در ساختار نظام امنیت منطقه ای خاورمیانه عبارتند از:
1. تقویت اثربخشی تهاجم نرم از طریق کاربست توامان شیعه هراسی با اسلام هراسی و ایران هراسی
به منظور تقویت اثربخشی آفندهای شیعه هراسی، نهادهای غرب از آفندهای تبلیغاتی ایران هراسی و شیعه هراسی به صورت توأمان استفاده می کنند تا عمق استراتژیک روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران را با چالش مواجه کنند. به عبارتی رصد جنگ تبلیغاتی غرب در مختصات نوین امنیتی خاورمیانه بیانگر شکل گیری دور جدیدی از عملیات روانی با ابزار شیعه هراسی است که پیش زمینه آن توسط پادشاه اردن با عنوان جغرافیای سیاسی هلال شیعه شکل گرفته بود.
ایران هراسی در سطوح منطقه ای، شیعه هراسی در سطوح فرامنطقه ای و اسلام هراسی در بعد جهانی پیگیری می شود که ابزار، اهداف، شیوه و روشهای خنثی سازی هر کدام از آنها متفاوت است که در صورت نبود سیاستی منسجم در برنامه پنجم می تواند چالش هایی را برای حفظ بنیانهای اقتدار ملی منطقه ای و همچنین وحدت جهان اسلام بوجود آورد.
لازم به یادآوری است اسلام هراسی با تبلیغات رسانه ای صهیونیستها پس از حوادث یازده سپتامبر شدت گرفت به طوری که برخی نظریه پردازان و پژوهشگران نزدیک به طیف نومحافظه کار امریکا از شکل گیری دوران جدیدی از جنگهای صلیبی سخن گفته و یا برخی نمایندگان و یا رجال سیاسی غرب، از گسترش اسلام در اروپا با عنوان «سونامی اسلامی» یاد می کنند و صهیونیستها نیز با هدف کمرنگ کردن نظریه گفتگوی تمدن ها و جلوگیری از روند رو به گسترش اسلام گرایی در مجامع غربی تلاش می کنند با تابوسازی از پیامدهای افزایش اقتدار جهان اسلام و بهره گیری از ابزارهای دیپلماسی عمومی چهره ای مجازی و غیر واقعی از جهان اسلام و جهان تشیع را در نزد افکار عمومی غرب تداعی کنند. برخی احزاب راست افراطی نیز با تأثر از اسلام هراسی، خواهان اتخاذ سیاستهای سختگیرانه مهاجرت مسلمانان به اروپا می باشند.
به عبارتی همزمان با شیعه هراسی، نهادهای تبلیغاتی وابسته به صهیونیسم یک تهاجم رسانه ای را با هدف اسلام هراسی آغاز کرده اند به طوری که پس از حوادث یازده سپتامبر، غولهای رسانه ای رژیم صهیونیستی با مطرح کردن آغاز دور جدیدی از جنگ های صلیبی و یا هشدار به اتحادیه اروپا و امریکا در رابطه با «سونامی اسلامی» تلاش کردند نوعی فضایترس، نگرانی و بی اعتمادی امنیتی به مسلمانان را بوجود آورند که جلوگیری از افزایش گرایش سایر ادیان به دین اسلام، مانع سازی برای عملیاتی شدن شعار گفتگوی تمدنها و تابوسازی از افزایش قدرت کشورهای اسلامی برخی اهداف آنان از گسترش کاربست اسلام هراسی است.
2. ترغیب کشورهای عرب منطقه به مهندسی امنیتی ژئوپلتیک شیعه
کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس متأثر از آفند تبلیغاتی شیعه هراسی، سیاستهای آمایش جمعیتی را براساس مولفه های زیر در دستورکار قرار داده اند:
- میزان دوری یا نزدیکی مخالفان شیعه به پایتخت؛ به عنوان مثال در کشور عمان تعداد زیادی از شیعیان نزدیک شهر مسقط زندگی می کنند که دولت سنی عمان آن را از منظر تهدید بررسی می کند.
- میزان دوری یا نزدیکی آنان با جمهوری اسلامی ایران و یا کشورهای دارای اختلاف؛
- میزان پراکندگی و تراکم جمعیت آنان در قطبهای زیارتی شیعیان؛
- میزان حضور در ساختارها و تأسیسات راهبردی؛
- میزان اشتغال شیعیان در صنعت نفت؛
- میزان فعالیت شیعیان در قطبهای اقتصادی، به عنوان مثال در امارات بیشتر شیعیان در دوبی زندگی می کنند.
به عنوان مثال شیعیان بحرین دولت این کشور را متهم می کنند که با ایجاد تسهیلات لازم برای مهاجرت سنیهای غیر بحرینی، در جهت تعادل سازی و مهندسی آمایش جمعیتی بحرین برنامه ریزی می کند.
3. بهره گیری از ترفندهای کاریکاتوریسم امنیتی
یکی از روشهای کاریکاتوریسم امنیتی انعکاس تصاویر مجازی و خشن از اهداف، ماهیت و دورنمای انقلاب اسلامی ایران است که با استفاده از ابزارهای دیپلماسی عمومی بویژه صنعت فیلم سازی و بازیهای رایانه ای صورت می گیرد.
نمایش فیلمهای «پرسپولیس»،(1) «هواپیمای 103»،(2) «فرار از تهران»،(3) «مستند نسل جدید تهران»،(4) «ترس مقدس»(5) و «بدون دخترم هرگز»(6) برخی مصادیق بهرهگیری امنیتی سیاسی از صنعت فیلم سازی با هدف انعکاس تصاویر خشنی از دستاوردهای پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی است.
4. انگاره سازیهای هدفمند
یکی از ترفندهای تبلیغاتی غرب به تصویر کشاندن برخی مسئولان عالی رتبه جمهوری اسلامی ایران در کنار افراد غیر محبوب و مستبد در جلد برخی نشریه های معتبر خبری است که این ترفند تبلیغاتی بارها توسط نشریه تایمز لندن مورد استفاده قرار گرفته تا از لحاظ روانشناختی به مخاطب این پیام را القا نماید که رهبران شیعه جمهوری اسلامی ایران هنجارهای بشردوستانه را رعایت نمی کنند.
5. حداکثر بهره گیری از محیط های سایبر
یکی از ابزارهای نظریه پردازان شیعه زدایی در ساختار امنیتی خاورمیانه؛ بهرهگیری آنان از ظرفیتهای محیط سایبر است که از مصادیق آن می توان به هک کردن همزمان سرور آل البیت به عنوان بزرگترین سرور جهان تشیع و همچنین 300 وب سایت اینترنتی وابسته به حوزه علمیه قم و یا چهره های شاخص مکتب تشیع توسط یک محفل وهابی(7) معروف به Group ج xp در شهریور 1387 اشاره کرد.
6. تبلیغ شائبه ارتباط سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران با شبه نظامیان شیعی خاورمیانه
یکی از ابزارهای امریکا برای منزوی سازی جمهوری اسلامی ایران و کمرنگ کردن همگرایی منطقه ای، تمرکز نهادهای تبلیغاتی و ساختارهای اطلاعاتی نظامی ایالات متحده مبنی بر حمایتهای نظامی، مالی و آموزشی جمهوری اسلامی ایران از جنبشهای مقاومت حزب الله لبنان و یا شبه نظامیان شیعه ارتش مهدی وابسته به مقتدی صدر است. به عنوان مثال در 30 آوریل 2009 وزارت خارجه امریکا در راستای مهندسی جنگ تبلیغاتی در گزارش سالانه خود، سپاه قدس را به آموزش و حمایت تسلیحاتی از شبه نظامیان شیعه عراق و کشورهای حاشیه خلیج فارس متهم کرد(8) تا با رویه شدن این اتهامها بتوانند موانعی را برای توسعه همگرایی منطقه ای جمهوری اسلامی ایران با کشورهای همسایه بوجود آورند. در سال 1982 «فرانسوا میتران)(9) - رئیس جمهور وقت فرانسه ـ نیز با این ادعا که حادثه گروگانگیری اتباع این کشور از سوی حزب الله لبنان در سال 1980 با جمهوری اسلامی ایران ارتباط دارد، از تحویل سوخت هسته ای امتناع کرد.(10)
نهادهای رسانه ای ـ مطبوعاتی وابسته به صهیونیسم با مهندسی جنگ تبلیغاتی و شائبه سازی مبنی بر حمایتهای نظامی تهران از حزب الله لبنان، تلاش می کنند جمهوری اسلامی ایران را به عنوان ناقض قطعنامه 1701 شورای امنیت سازمان ملل معرفی کنند که پس از جنگ 33 روزه به تصویب رسید و در آن بر اقدامهای موثر دمشق برای جلوگیری از قاچاق اسلحه به لبنان از طریق مرز سوریه تأکید شده بود(11) و با این راهبرد تبلیغاتی تلاش می کند همانطور که در جنوب لبنان یک حاشیه امنیت توسط نیروهای «یونیفیل»(12) به وجود آورند، مقدمه حضور نیروهای چند ملیتی در مرز سوریه و لبنان نیز فراهم شود؛ به عبارتی اسرائیل از هزینه ها و ظرفیت سازمان ملل برای تضمین حداکثری امنیت استراتژیک خود بهره برداری می کند که اثربخشی این راهبرد مستلزم بهرهگیری حداکثری از ترفند کاریکاتوریسم امنیتی و انعکاس تصاویر غیر واقعی از سپاه قدس در ساختار امنیتی خاورمیانه عربی است که با توجه به حساسیت کشورهای عرب منطقه مانند عربستان و مصر به این حوزه جغرافیایی، می تواند در راستای آفندهای تبلیغاتی ایران هراسی و شیعه هراسی تعریف و یا ابزاری برای توجیه شیعه زدایی و یا انزواسازی منطقه ای جمهوری اسلامی ایران تبدیل شود؛ به همین دلیل متولیان امر بایسته است ابعاد، ابزار، شیوه ها و اهداف جنگ تبلیغاتی علیه وزارت دفاع و سپاه پاسداران را از رویکرد امنیت ملی و منطقه ای بررسی کند. هدف دیگر جنگ تبلیغاتی علیه سپاه قدس؛ بسترسازی برای صدور قطعنامه هایی علیه جمهوری اسلامی ایران در قالب «گفتمان مبارزه با تروریسم»(13) است.
لازم به یادآوری است قطعنامه های زنجیره ای 1696، 1737، 1747، 1803 و 1835 در قالب «گفتمان مبارزه با تسلیحات کشتار جمعی» صادر شده اند و همزمان متولیان جنگ تبلیغاتی با انعکاس کدهای اشتباه و گمراه کننده از وضعیتهای اقلیتهای دینی، قومی و مانور بر روی مقوله -هایی مانند حقوق زنان و زندانیان سیاسی تلاش می کنند زمینه صدور قطعنامه هایی در مجامع بین المللی در قالب «گفتمان حمایت از ارزشهای بشر دوستانه» را نیز فراهم کنند؛ به عبارتی اگر دکترین مهار عراق در زمان صدام حسین مبتنی بر گفتمان مبارزه با تسلیحات کشتار جمعی بود ولی در مهندسی جنگ تبلیغاتی علیه ایران از سه گفتمان غالب نظام امنیت بین الملل برای تحدید اقتدار ملی و منطقه ای جمهوری اسلامی ایران استفاده می شود.           ادامه دارد...