تاریخ انتشار : ۰۴ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۹:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۱۳۶۷۱۶

احسان نراقی
در اخبار آمده بود که شکست جمهوریخواهان در انتخابات آمریکا، توسط آیت‌الله خامنه‌ای پیروزی ملت ایران دانسته شده است. من می‌خواهم تاکید کنم که به طریق اولی این موفقیت به ملت آمریکا هم مربوط می‌شود، و مایلم جنبه‌های مختلف نتیجه انتخابات اخیر را در اینجا بشکافم. اول ببینیم در آمریکا چه عاملی سبب شد که نتیجه انتخابات میان دوره‌ای با وجود تجهیز وسیع منابع سرشار مالی و نیروهای انسانی متعدد به وسیله کاخ سفید و یاران بوش به خلاف انتظار آن‌ها از آب درآمد. به قسمی که بوش به ناچار بلافاصله رامسفلد یعنی یکی از نزدیک‌ترین یارانش که از سران محافظه‌کاران تندرو بود را از وزارت دفاع کنار گذاشت. معنی این تغییر چیزی جز رعایت نظر مخالفین دولت نبود. یعنی جرج بوش خواست به میلیون‌ها آمریکایی که اعتراضات خود را به صور مختلف درباره حمله به عراق و ادامه جنگ را در انتخابات اخیر نشان دادند، بگوید من پیام شما را دریافت کردم و سیاست کشور را در این مسیر قرار خواهم داد. نتیجه آنکه در آمریکا و اصولا در دنیای امروز بخصوص در کشورهایی که خود را متکی به رأی مردم می‌دانند، نظر و رأی مردم مقام اول را دارد.
همین امروز تحلیل مفصل سه استاد دانشگاه استانفورد-که یکی از این سه نفر عباس میلانی نویسنده معروف کتاب معمای هویدا است- را خواندم که به طور مستدل اثبات کرده بودند حمله آمریکا به ایران کار غلط و نابخردانه است. گو اینکه عده‌ای ساده‌لوح در ایرن و در خارج به خصوص جناحی از سلطنت‌طلبان از این فکر طرفداری می‌کنند. خوشبختانه هزاران ایرانی در یک سال گذشته با شدت و پیگیری هرچه تمامتر همین نظر را در تظاهرات خودشان در آمریکا تایید کرده‌ا‌ند. همه این وقایع در آمریکایی رخ می‌دهد که نومحافظه‌کاران و همچنین صهیونیست‌های تندرو که بوش را وادار به حمله به عراق کردند و در مدارج مهم تصمیم‌گیری وجود داشتند، و بالاخره در پایان کار از برکت دموکراسی و نقش مردم دموکرات و روشنفکر و معتدل شکست خوردند. ما هم اگر بخواهیم در دنیای امروز بخصوص در برابر آمریکا عرض اندام کنیم فقط با حضور مردم در صحنه موفق خواهیم شد. همچنان که در مورد رژیم گذشته، این حضور بود که منجر به سقوط قطعی آن رژیم شد. این را هم باید بدانیم که نشانه حضور مردم در صحنه فقط حضور توده‌های انبوه نیست. بلکه آنچه این حضور را تعیین‌کننده میکند مشارکت افراد مطلع در امور جهانی و دانش آموختگان و دانش جویان‌اند، زیرا وقتی که این دسته از مردم بپا می‌خیزند و بعد جراید آنرا منسجم می‌کنند، افکار عمومی دنیا با پیام حاصل از این مشارکت آشنا می‌شوند.
اگر امروز نخست‌وزیر اسرائیل سرافکنده بخاطر افشای پیامدهای غیر انسانی و غیر اخلاقی عملیات نظامی دولتش در لبنان در مقابله با حزب الله که آن هم با نیروی مردمی به میدان آمده بود به دیدار بوش می‌رود و عاجزانه تقاضای کمک می‌کند به این جهت است که افکار عمومی جهان و حتی اسرائیل به این تندروی‌های دولت تل آویو اعتراض کرده و ایراد می‌گیرند. در کشور ما، اگر همه فعالیت‌های زنان و مردانی که در سازمان های غیر دولتی فعالیت می‌کنند دایم زیر نظر دستگاه‌های حکومتی قرار گیرد و روزنامه‌ها یکی بعد از دیگری از صحنه خارج شوند و هزاران کتاب در وزارت ارشاد بی دلیل در انتظار مجوز انباشته شوند و دانشجویانی که در مقابل اسم آنها ضربدر گذاشته شده از اسم‌نویسی محروم شوند و در انتخابات شوراها شورای نگهبان به عوض دادن اختیار به دست مردم صلاحیت کاندیداها را در جلسات محرمانه رد کند و قس علی هذا، دیگر ما نمی‌توانیم در سیاست خارجی موفق شویم. نباید فراموش کرد که حتی سیاست هسته‌ای هم روز به روز در دنیای کنونی بستگی بیش‌تری به مسایل حقوق بشر و آزادی‌ها پیدا می‌کند.