علی قاسمی
بازار ارزیابی و تحلیل پیرامون نامه احمدینژاد رئیسجمهوری اسلامی ایران به بوش در محافل سیاسی و رسانههای دنیا همچنان داغ است.
پاسخگویی بوش به سئوالات بسیار در این نامه نیز مورد انتظار و درخواست افکار عمومی جهان است. قطعا پاسخ دقیق، شفاف بدون تعصب بوش به این سئوالات به نحوه و چگونگی رهایی جامعه جهانی از شرایط و وضعیت شکننده موجود کمک خواهد کرد.
در نامه احمدینژاد، بوش به واقعبینی، درک درست از شرایط موجود جهان و یافت علل اصلی یا منبع جدی تهدید و امنیت بینالمللی و صلح جهانی فرا خوانده شد. احمدینژاد با پرسشهای اساسی از بوش به طور تلویحی سیاستهای وی را علل شرایط اسفناک حاکم بر جهان امروز دانست و خواستار تجدید نظر آمریکا در ادامه و پیگیری سیاست پیشدستی در دکترین امنیت ملی و نیز بیاعتنایی آن به هنجارها، قواعد و پیمانهای بینالمللی و اصول اخلاقی مورد احترام بشریت شد.
به عبارتی نامه احمدینژاد سیاستهای نادرست آمریکا در عرصه روابط بینالملل به ویژه در خاورمیانه را مورد انتقاد قرار داد و از سویی این سیاستها در معرض قضاوت افکار عمومی جهان نیز قرار گرفت.
اما واکنش و رفتار منفی خانم رایس به نامه احمدینژاد که از عصبانیت آمریکاییها از آن حکایت دارد، در درستی پرسشهای اساسی احمدینژاد از بوش مبنی بر ضرورت پاسخ به این پرسشها که مورد درخواست افکار عمومی است ایجاد نمیکند.
افکار عمومی یک قدرت غیر قابل انکار در جهان است. هرچند نومحافظهکاران آمریکا از فردای حادثه 11 سپتامبر و با جنگ افغانستان و عراق کوشیدهاند تا ضعف و عدم تاثیرگذاری و نفوذ افکار عمومی را در سیاست خارجی آمریکا به تصویر بکشند.
سرانجام این که طفره رفتن آمریکاییها از پاسخ به سئوالات احمدینژاد کمکی به وضعیت شکننده موجود در جهان نمیکند. واقعبینی و احترام آمریکا به حقوق، امنیت و منافع سایر ملتها میتواند به تلاش جهانی برای ایجاد صلح و امنیت پایدار و همزیستی مسالمتآمیز بین کشورها کمک شایانی بکند.