حنیف غفاری
"مادلین آلبرایت" وزیر امور خارجه اسبق ایالات متحده آمریکا در زمان ریاست جمهوری بیل کلینتون در اظهارات اخیر خود هرگونه برخورد تنشزا با ایران را از سوی جمهوریخواهان کاخ سفید مذموم دانسته است. وی ضمن اشاره به قدرت تهران در منطقه خواهان گفتگوی مستقیم واشنگتن با مقامات ایران شده است. به عبارت دیگر آلبرایت افراطیگریهای بوش و دیگر مقامات حزب جمهوریخواه در برخورد با ایران را خطری سخت برای کاخ سفید میداند.
برژینسکی و بسیاری از دیپلماتها و صاحبنظران غربی در روابط بینالملل پذیرفتن ایران هستهای و تعامل با تهران را تنها راه برونرفت نومحافظهکاران و کشورهای اروپایی از بنبست موجود میدانند. این در حالی است که"ژاک شیراک"، "تونی بلر"، "جرج بوش" و "آنگلا مرکل" با لابیهای مختلف پشت پرده سعی در اعمال فشارهای گوناگون بر تهران دارند. این افراد هنوز بستر موجود و بنیان سستی که روی آن قرار گرفتهاند را درک ننموده و سعی در ترسیم فضایی کاذب در راستای برخورد با پرونده هستهای ایران دارند.
"فرار از حقیقت" در نظام بینالملل هزینههایی سخت در پی خواهد داشت. تاریخ روابط بینالملل این قاعده کلی را بارها اثبات کرده است. جنگ ویتنام، خلیج خوکها، حادثه طبس، جنگ افغانستان و عراق و... موید این مسئله هستند که نادیده گرفتن حقایق موجود و اعمال محاسبات نادرست در نهایت منجر به شکستی سخت خواهد شد.
از سوی دیگر گذار به حقیقت و بازگشت به فضایی که واقعبینی محوریت آن را تشکیل میدهد تنها راه جرج بوش و همراهانش برای حل بحران خود ساخته آنها در قبال ایران است.
این حقیقت همان "ایران هستهای" است. ایرانی که به عنوان قدرت اول خاورمیانه در آیندهای نزدیک نقش بسیار موثری را در معادلات نظام بینالملل ایفا خواهد نمود.
در نهایت اینکه نومحافظهکاران و متحدان آنها در نهایت مجبور خواهند بود ایران هستهای را مطابق نظریات افرادی مانند آلبرایت و برژینسکی بپذیرند. البته شاید این اتفاق زمانی رخ دهد که هزینههای شکست غرب در این مسئله موجب زمینگیر شدن آمریکا و اروپا شده باشد.