تاریخ انتشار : ۲۹ دی ۱۳۸۸ - ۱۶:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۱۳۶۸۵۰
تحلیلگر فرانسوی:‌
یک تحلیلگر فرانسوی‌ در مقاله‌ای‌ خاطر نشان کرد برنده‌ اصلی‌ جنگ با ترورسیم‌ ایران است.

اولیویه‌ روا اسلام‌ شناس‌ فرانسوی‌ و پژوهشگر مرکز ملی‌ مطالعات علمی‌ فرانسه‌ در مقاله‌ ای‌ در پایگاه‌ اینترنتی‌ موسسه‌ مطالعات راهبردی‌ بین المللی‌ فرانسه‌ نوشت پنج‌ سال‌ پس‌ از جنگ با تروریسم‌، وضع‌ تروریسم‌ در جهان بسیار خوب است زیرا جنگ به‌ هدف اصلی‌ خود دست نیافت جرج‌ بوش‌ رییس‌ جمهور امریکا به‌ ترتیب عراق‌ و ایران را زیر سوال‌ برده‌ است وی‌ از ایجاد جبهه‌ ای‌ گسترده‌ خبر داده‌ است که‌ از لبنان تا افغانستان پیش‌ می‌ رود و ایران محور ان است.
وی‌ به‌ طور شگفت انگیزی‌ فراموش‌ کرده‌ است اسامه‌ بن لادن فردی‌ که‌ همه‌ این جنگها را اغاز کرد امروز زنده‌ و فعال‌ در پاکستان است یعنی‌ در کشوری‌ که‌ هرگز نامش‌ را بوش‌ مطرح‌ نکرده‌ است بن لادن در ان کشور به‌ علت موافقتنامه‌ ای‌ که‌ میان دولت پاکستان و طرفداران محلی‌ طالبان امضا شده‌ است از حمایت گسترده‌ ای‌ برخوردار است تلاشهای‌ اخیر برای‌ سوقصد در لندن به‌ خوبی‌ نشان داد که‌ شعبه‌ پاکستانی‌ تروریستها امروزه‌ در محور معادلات تروریستی‌ قرار دارندبا این همه‌ ایران تحت فشار قرار گرفته‌ است از هنگام‌ اشغال‌ عراق‌ امریکاییها این هنر را مطرح‌ کرده‌ اند دنبال‌ بن لادن جایی‌ بگردند که‌ نیست بنابر این به‌ دشواری‌ می‌ توان گسترش‌ میدان نبرد با تروریسم‌ را توجیه‌ کرد مگر انکه‌ این تلاشها در چارچوب دیدگاه‌ جدید راهبردی‌ حول‌ محور تهدید ایران باشد.
پس‌ در این صورت ماهیت تهدید ایران چیست این ربطی‌ به‌ تروریسم‌ ندارد بلکه‌ به‌ مسئله‌ هسته‌ ای‌ مربوط می‌ شود برنامه‌ هسته‌ ای‌ ایران دو مسئله‌ ایجاد می‌کند که‌ عبارتند از مسئله‌ کلی‌ اشاعه‌ سلاحهای‌ هسته‌ ای‌ و مسئله‌ جایگاه‌ احتمالی‌ بمب در راهبرد ایران اسلامی‌ فقط همین نکته‌ که‌ ایران هسته‌ ای‌ شودتحت هر رژیمی‌ موجب خواهد شد دو کشور ترکیه‌ و عربستان سعودی‌ و سپس‌ کشور مصر به‌ مسابقه‌ تسلیحاتی‌ روی‌ اورند مسئله‌ اشاعه‌ هسته‌ ای‌ امری‌ مسری‌ است اما وجود رژیمی‌ اسلامی‌ و مبارز در ایران نیز بر همه‌ این مشکلات می‌ افزاید و نگرانی‌ را به‌ خصوص‌ در اسراییل‌ دوچندان می‌ کند بنابراین بهتر است دو مسئله‌ را برجسته‌ کرد ابتدا ایران به‌ عنوان قدرتی‌ در منطقه‌ و سپس‌ ایران به‌ عنوان کشوری‌ مذهبی‌ و ایدئولوژیک زیرا رژیم‌ با این دو مسئله‌ بازی‌ می‌ کند.
در این زمینه‌ عنصری‌ ثابت مشاهده‌ می‌ شود که‌ به‌ قبل‌ از انقلاب اسلامی‌ مربوط می‌ شود و بازهم‌ دوام‌ خواهد اورد وان به‌ تایید رساندن ایران به‌ عنوان قدرتی‌ در منطقه‌ به‌ ویژه‌ در حوزه‌ خلیج‌ فارس‌ است و می‌ خواهد خود را به‌ عنوان پدر خوانده‌ بزرگ منطقه‌ نمایان سازد کشورهای‌ مورد هدف ابتدا کشورهای‌ عربی‌ و بویژه‌ شیخ‌ نشین های‌ حوزه‌ خلیج‌ فارس‌ هستند شاه‌ در سال‌ هزار و نهصد و هفتاد ویک جزایراماراتی‌ تنب بزرگ / کوچک و ابو موسی‌ را از ان خود کرده‌ بود او در عمان و بلوچستان پاکستان مداخله‌ کرده‌ بود و از کردها علیه‌ صدام‌ حسین حمایت می‌ کرد و با امام‌ موسی‌ صدر در لبنان وارد مذاکره‌ شده‌ بود عراق‌ که‌ ایران با ان اختلاف مرزی‌ داشت مهمترین دشمن ایران محسوب می‌ شد بنابراین شاه‌ برای‌ دور زدن کشورهای‌ عربی‌ به‌ راهبرد نزدیکی‌ با اسراییل‌ روی‌ اورده‌ بود شاه‌ برنامه‌ هسته‌ ای‌ ایران را اغاز کرده‌ بود و اروپاییها از ان حمایت می‌ کردند.
انقلاب اسلامی‌ کمتر اهداف ایران را تغییر داد و بیشتر موجب تغییر در راههای‌ دستیابی‌ به‌ انها شد از ان به‌ بعد دور زدن کشورهای‌ عربی‌ با اتحاد با اسراییل‌ صورت نمی‌ گرفت بلکه‌ با دعوت امت مسلمان برای‌ تجمع‌ حول‌ انقلاب اسلامی‌ علیه‌ رهبران حاکم‌ در جهان عرب صورت می‌ گرفت بنابراین ایران به‌ عنوان جبهه‌ مخالفت معرفی‌ شدذر دوران  امام‌ خمینی‌ (ره) رقابت با عراق‌ به‌ شکل‌ عبارات انقلابی‌ بود راه‌ قدس‌ از کربلا می‌ گذرد به‌ عبارت دیگر پیش‌ از جنگ با اسراییل‌ باید صدام‌ را سرنگون کرد همه‌ چیز بر پایه‌ جنگ با عراق‌ متمرکز بود در جبهه‌ های‌ دیگر ایران محتاط ماند به‌ رغم‌ سخنرانی‌ های‌ تند علیه‌ شیطان کوچک شوروی‌ ایران اسلامی‌ اصلا شوروی‌ را تحریک نکرد و در افغانستان ایران از شیعیان حمایت کرد اما فقط از انهایی‌ حمایت می‌ کرد که‌ رهبری‌ ایران را می‌ پذیرفتند.
اولیویه‌ روا اسلام‌ شناس‌ فرانسوی‌ و پژوهشگر مرکز ملی‌ مطالعات علمی‌ فرانسه‌ در ادامه‌ مقاله‌ خود در پایگاه‌ اینترنتی‌ موسسه‌ مطالعات راهبردی‌ بین المللی‌ فرانسه‌ گفت دعوت به‌ سرنگونی‌ رژیمهای‌ عرب به‌ شکست انجامید اسلامگرایان سنی‌ سنتی‌ یعنی‌ اخوان المسلمین و فلسطینیان در جنگ ایران و عراق‌ از عراق‌ حمایت کردند سعودیها و پاکستانیها تندروی‌ سنی‌ ضدشیعه‌ به‌ راه‌ انداختند که‌ از ان جنبش‌ القاعده‌ نشات گرفت فقط بخشی‌ از شیعیان غیر شیعه‌ یعنی‌ حزب الله‌ لبنان و مجلس‌ اعلای‌ انقلاب اسلامی‌ عراق‌ به‌ ایران پیوستند.
به‌ همین علت جنبش‌ ملی‌ گرایی‌ عرب و سنی‌ های‌ سلفی‌ که‌ تا پیش‌ از ان با یکدیگر اختلاف داشتند روند نزدیکی‌ مواضع‌ خود را به‌ یکدیگر اغاز کردند که‌ در دو دهه‌ بعد نیز ادامه‌ یافت ایران انقلابی‌ با تلاش‌ برای‌ ادغام‌ اسلامگرایی‌ و موضع‌ ضد امپریالیستی‌ بیست سال‌ پس‌ از انقلاب در یک محور شیعه‌ محصور مانده‌ است که‌ به‌ نوعی‌ زندان شبیه‌ است دوران خاتمی‌ نیز پیامدی‌ از این شکست سیاست خارجی‌ بود ازادی‌ داخلی‌ همگام‌ با گشایش‌ به‌ سوی‌ امریکا صورت گرفت.
جنگ باتروریسم‌ بوش‌ از سال‌ دوهزار ویک موجب شد ایران ارزوی‌ خود را تحقق‌ بخشد و در جهان عرب رخنه‌ کند و رهبری‌ منطقه‌ را در دست گیرد ایران در حقیقت برنده‌ بزرگ جنگ با تروریسم‌ است دورقیب اصلی‌ ایران یعنی‌ صدام‌ وطالبان بدون انکه‌ ایران تیری‌ شلیک کند حذف شدند و واشنگتن نمی‌ تواند امیدوار باشد بدون مداخله‌ ایران ثبات در عراق‌ حکمفرما شود اما در هر صورت متحدان نزدیک ایران در عراق‌ به‌ قدرت رسیده‌ اند سپس‌ اخرین جنگ در لبنان موجب شده‌ است حزب الله‌ دست کم‌ به‌ طور موقت قهرمان اعراب شناخته‌ شود هلال‌ شیعه‌ و جبهه‌ مخالف به‌ یکدیگر نزدیک شده‌ اند اما هنوز میان شیعیان و سنی‌ ها در عراق‌ اختلاف وجود دارد کافی‌ است ایران هسته‌ ای‌ شود تا اینکه‌ تا ابد در امان بماند.
غربیها در برابر انتخابی‌ دشوار قرار گرفته‌ اند مجازات واقعی‌ ایران موجب رویارویی‌ با این کشور در عمل‌ خواهد شد این درحالی‌ است که‌ غربیها در سه‌ مناقشه‌ افغانستان / عراق‌ و لبنان گرفتار ند و در هر سه‌ منطقه‌ ایران نفوذ گسترده‌ دارد علاوه‌ بران متحدان ایران در منطقه‌ یعنی‌ کشورهای‌ حوزه‌ خلیج‌ فارس‌ و کردهای‌ عراق‌ / ارمنستان و افغانستان نخستین کشورهایی‌ خواهند بود که‌ تحریمها را دور خواهند زد و باید به‌ همه‌ اینها متحدان کاذب غرب یعنی‌ روسیه‌ و چین و حتی‌ ژاپن را نیز افزود احمدی‌ نژاد چه‌ کاری‌ می‌ تواند بکند پس‌ از انکه‌ رژیم‌ مناقشه‌ را در سطح‌ منطقه‌ گسترش‌ داد و احمدی‌ نژاد با اظهارات ضد اسراییلی‌ شدیدش‌ تنشها را بالا برد ناگهان ایران سیاست ملایم‌ تری‌ در پیش‌ گرفت و خاتمی‌ که‌ جزو ناراضیان حکومت محسوب نمی‌ شود به‌ امریکا فرستاده‌ شد تا انعطاف ایران را نشان دهد و پیشنهاد کند در ازای‌ تنش‌ زدایی‌ در مناقشه‌اسراییل‌ با فلسطینیان و لبنان ایران بتواند غنی‌ سازی‌ را ادامه‌ دهد به‌ عبارت دیگر اجرای‌ قطعنامه‌ هزار وهفتصد و یک در ازای‌ انصراف از قطعنامه‌ هزار وپانصد پنجاه‌ و نه‌ یا بازهم‌ به‌ عبارتی‌ خلیج‌ فارس‌ در ازای‌ خاور نزدیک بنابراین غربیها باید انچه‌ برگشت پذیر است را در ازای‌ انچه‌ برگشت ناپذیر است مبادله‌ کنند احتمال‌ کمی‌ وجود دارد که‌ در اوضاع‌ کنونی‌ بتوان به‌ توافقی‌ بادوام‌ با ایران دست یافت پس‌ می‌ بایست مناقشات مختلف را از یکدیگر جدا کرد و با حزب الله‌ و حماس‌ وسوریه‌ جداگانه‌ صحبت کرد یعنی‌ از جنگ جهانی‌ با ترور دیگر صحبت نشود اصطلاح‌ جنگ جهانی‌ با ترور موجب شده‌ است همه‌ در یک سبد قرار داده‌ شوند و در عین حال‌ ناتوانی‌ غرب نیز برملا شود و همه‌ چیز به‌ نفع‌ ایران و بن لادن شود باید به‌ تحلیل‌ دوباره‌ مناقشات سیاسی‌ در خاور میانه‌ روی‌ اورد و به‌ ایدئولوژی‌ بافی‌ پایان داد.