تاریخ انتشار : ۲۹ دی ۱۳۸۸ - ۱۶:۰۰  ، 
شناسه خبر : ۱۳۶۸۶۴

حامد کرزی‌ رییس‌ جمهوری‌ افغانستان به‌ سه‌ شخصیت محوری‌ پشتون نامه‌ نوشته‌ و از انها برای‌ کمک به‌ استقرار صلح‌ در کشورش‌ استمداد کرده‌ است مولانا فضل‌ الرحمن رییس‌ جمعیت علمای‌ اسلام‌ اسفندیار ولی‌ خان رییس‌ حزب عوامی‌ ملی‌ و محمدخان اچکزی‌ رییس‌ حزب عواملی‌ ملی‌ شعبه‌ بلوچستان این سه‌ شخصیت پشتون با ملیت پاکستانی‌ هر کدام‌ به‌ لحاظ سوابق‌ سیاسی‌ خانوادگی‌ و نقشی‌ که‌ در مساله‌ پشتون دارند می‌ توانند در صلح‌ و ثبات و یا تشدید ناامنی‌ها در افغانستان موثر باشند.
مولانا فضل‌ الرحمن و جمعیت علمای‌ اسلام‌ از حامیان اصلی‌ طالبان تصور شده‌اند اکثر طالبان در مدارس‌ مذهبی‌ تحت کنترل‌ و نفوذ مولانا فضل‌ الرحمن اموزش‌ مذهبی‌ و نظامی‌ دیده‌ و سازماندهی‌ شده‌ اند مولانا فضل‌ الرحمن به‌ لحاظ فکری‌ معتقد به‌ احیای‌ خلافت اسلامی‌ است و از این نظر با سازمان القاعده‌ در یک موضع‌ قرار می‌ گیرد اما اسفندیار ولی‌ خان و محمد خان اچکزی‌ هر دو به‌ لحاظ سوابق‌ سیاسی‌ و خانوادگی‌ در تحولات مرتبط با قومیت پشتون موثر هستند حزب عواملی‌ ملی‌ اساسا گرایش‌ پشتونیزم‌ دارد و خواهان خودمختاری‌ پشتون ها و پایان جدایی‌ و تقسیم‌ انها بین پاکستان وافغانستان در دوسوی‌ خط مرزی‌ دیوارند است خط مرزی‌ دیوراندکه‌ در سال‌ 1893 بین دولت استعماری‌ انگلیس‌ و امیر عبد الرحمن خان پادشاه‌ وقت افغانستان به‌ امضا رسید و از نظر افغانها اولا تحمیلی‌ بوده‌ و ثانیا اعتبار ان یکصد سال‌ بوده‌ و در سال‌ 1993 پایان یافته‌ است بنابراین فاقد اعتبار است.
از این رو می‌ توان گفت که‌ دو تفکر خلافت گرای‌ مولانا فضل‌ الرحمن و پشتون گرای‌ اسفندیار ولی‌ خان و محمدخان اچکزی‌ برسر قدرت و نفوذ در میان قبایل‌ پشتون دو سوی‌ خط دیوارند رقابت وجود دارد ارتش‌ و دولت پاکستان با تقویت اندیشه‌ خلافت گرای‌ مولانا فضل‌ الرحمن درصدد کنترل‌ تفکر پشتونگرا برامده‌ است ولی‌ این سیاست اکنون دولت پاکستان را در همکاری‌ با امریکا دچار مشکل‌ کرده‌ است جالب توجه‌ است که‌ حامد کرزای‌ در این نامه‌ اشاره‌ ظریفی‌ به‌ خط دیوارند کرده‌ و مشکلات کنونی‌ افغانستان را بی‌ ارتباط با ان ندانسته‌ است.
با این حال‌ اهمیت استمداد طلبیدن حامد کرزای‌ از شخصیت های‌ محوری‌ پاکستانی‌ موثر در مساله‌ پشتون در واقعیت مهم‌ تری‌ نهفته‌ است که‌ در نامه‌ اشاره‌ ای‌ گذرا شده‌ و حامد کرزای‌ از ان حمایت کرده‌ است این موضوع‌ عبارت از پیشنهادیست که‌ بر اساس‌ ان لویه‌ جرگه‌ ای‌ مجلس‌ سنتی‌ افغانها از سران عشایر و شخصیت های‌ با نفوذ در قومیت پشتون از دو سوی‌ خط دیوارند تشکیل‌ شود برای‌ حل‌ مساله‌ طالبان به‌ چاره‌ اندیشی‌ بپردازند.
در شرایط حاظر مساله‌ این است این اندیشه‌ از کجا سرچشمه‌ گرفته‌ است ایا ابتکاری‌ افغانی‌ است یا امریکا ناتویی‌ دلایل‌ واقعی‌ و پشت پرده‌ هرچه‌ باشد این موضوع‌ احتمالا پی‌ امدهای‌ مهمی‌ خواهد داشت زیرا که‌ اولین بار بعد از گذشت یکصد سال‌ است که‌ چنین لویی‌ جرگه‌ مشترکی‌ از سران دو سوی‌ خط دیوارند مورد توجه‌ قرار می‌ گیرد نشانه‌ هایی‌ وجود دارد که‌ این اندیشه‌ صرفا ابتکاری‌ افغانی‌ نیست امریکا و انگلیس‌ در ان نقش‌ دارند اگر چنین لویی‌ جرگه‌ شکل‌ بگیرد صحنه‌ رقابت دو تفکر درون قومی‌ پشتون یعنی‌ خلافت گرایی‌ و قوم‌ گرایی‌ از یک طرف و پاکستان و افغانستان از طرف دیگر خواهد بود.
دو اتفاق‌ مهم‌ دیگر افتاده‌ است که‌ می‌تواند نقش‌ آمریکا را پر رنگ‌تر کند:
1- توافق‌ ارتش‌ پاکستان با طالبان در وزیرستان
2- پیشنهاد امریکا به‌ طالبان که‌ در ازی‌ صلح‌، اداره‌ چند ولایت افغانستان را به‌ انها واگذار کند-
ظاهرا امریکا و انگلیس‌ به‌ تاثیرگذاری‌ خط دیوارند در تحولات منطقه‌ ای‌ مرتبط با پشتون ها توجه‌ کرده‌ اند و درصدد کاهش‌ اعتبار ان هستند اما ایا طرحی‌ برای‌ پشتونستان مستقل‌ وجود دارد بدرستی‌ روشن نیست ولی‌ دو شخصیت نظامی‌ اگاه‌ در پاکستان تردیدهایی‌ را در این باره‌ عنوان کرده‌ اند.
ژنرال‌ میرزا اسلم‌ بیک رییس‌ سابق‌ ستاد ارتش‌ و ژنرال‌ حمید گل‌ رییس‌ ای‌ اس‌ ای‌ اژانس‌ اطلاعات محرمانه‌ ارتش‌ پاکستان این هر دو شخصیت پاکستانی‌ معتقدند که‌ امریکا مایل‌ است بحران طالبان را از طریق‌ قومیت پشتون مهار کند به‌ عبارت دیگر تفکرطالبانی‌ خلافت گرا که‌ از طرف القاعده‌ و بخش‌ مهمی‌ از دنیای‌ عرب هم‌ حمایت می‌ شود اکنون به‌ صورت اصلی‌ ترین خطر تقویت طالبان و احتمال‌ شکست ناتو و امریکا در افغانستان درامده‌ است این تفکرتنها پاکستان و افغانستان را مد نظر ندارد بلکه‌ کل‌ جهان اسلام‌ را شامل‌ می‌ شود به‌ صورت بین الملل‌ اسلامی‌ عمل‌ می‌ کند.
بنابراین راه‌ حل‌ نظامی‌ به‌ بن بست رسیده‌ است و باید انرا در داخل‌ قومیت پشتون محدود کرد تنها مشکل‌ این است که‌ قومیت پشتون بین پاکستان و افغانستان تقسیم‌ شده‌ است اگر خود مختاری‌ پشتون ها و کاهش‌ اعتبار خط دیوارند بتواند این مشکل‌ را حل‌ کند احتمالا مورد توجه‌ امریکا و انگلیس‌ قرار خواهد گرفت واگذاری‌ قدرت به‌ طالبان در مناطق‌ پشتون نشین افغانستان و طالبان محلی‌ توصیف شده‌ در وزیرستان پاکستان اصلی‌ ترین بحث لویی‌ جرگه‌ سران در دو طرف خط دیوارند خواهد بود اما پرسش‌ اصلی‌ این است که‌ ایا چنین پدیده‌ ای‌ اساسا به‌ تجزیه‌ پاکستان و افغانستان منتهی‌ نخواهد شد شاید هم‌ بهایی‌ که‌ برای‌ کنترل‌ تفکر خلافت گرای‌ تحریک شده‌ علیه‌ اتحاد شوروی‌ سابق‌ از طرف غرب پرداختنی‌ تصور شده‌ است همین باشد در غیر این صورت تفکر خلافت گرای‌ طالبان و القاعده‌ در سطح‌ کلی‌ در جهان اسلام‌ مساله‌ ساز خواهد بود.