تاریخ انتشار : ۰۷ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۳  ، 
شناسه خبر : ۱۳۷۰۷۲

به علت حجم زیاد بولتن و لزوم مناسب نمودن آن برای مطالعه در فضای مجازی، این متن در پایگاه بصیرت در چهار بخش منتشر می‌شود. (بخش دوم)

پنجشنبه 19 تیر : قبل از شروع جلسه درباره عدم امکان طرح گزارش کمیسیون ویژه [رسیدگی به] بیانیه‌الجزایر در جلسه علنی صحبت کردم. 120 نفر نماینده خواستار طرح آن شده‌اند.(ص168)
 ستاد قرارگاه خاتم جلسه داشت. طرح عملیات نیروی دریایی در اسکله العمیه عراق مطرح بود که تصویب شد.(ص168)
 آقای [ایرج] صفاتی [دزفولی] رئیس دیوان محاسبات آمد. گزارش داد و از کمی بودجه و عدم همکاری کمیسیون محاسبات گله داشت. (ص168)
جمعه 20 تیر : پیش از ظهر احمدآقا آمد. در مورد متن حکم امام در خصوص تعیین صیاد [شیرازی] و [محسن رفیق‌دوست] وزیر سپاه در شورای عالی دفاع مذاکره کردیم. (ص169)
شنبه 21 تیر : در جلسه علنی مجلس شرکت کردم. طرح دو فوریتی کیفیت انتخاب حقوقدانان شورای نگهبان مطرح بود. صف‌بندی جدی و جو مجلس پشیمانی بود. هدف صاحبان طرح، مبارزه با انتخاب شدن آقایان دکتر [محمدعلی] هادی و [سیدمحمد] اصغری و [گودرز] افتخار جهرمی است. با کنترل شدید، جلسه را اداره کردم. کلیات طرح رد شد. نامه پاسخ [آقای ری‌شهری] وزیر اطلاعات در خصوص جعلی بودن اسنادی که اخیراً علیه دکتر هادی پخش شده، رسید. گفتم آن را بین نمایندگان توزیع کنند. خوشحال شد. ساعت سه و نیم بعد از ظهر جلسه هیأت رئیسه مجلس خبرگان در دفترم تشکیل شد. دستور جلسه را تنظیم کردیم. از ساعت چهار تا هفت و نیم جلسه خبرگان داشتیم. مسأله لزوم مرجعیت فعلی رهبر یا عدم لزوم آن مطرح بود. شام را با اعضای خبرگان در سالن کتابخانه مجلس خوردم. (ص171)
یکشنبه 22 تیر : در جلسه علنی امروز مجلس، انتخابات اعضای حقوقدان شورای نگهبان، هیجان زیادی داشت. کشاکش بین دو جناح بود و در مورد دکتر هادی، بالاخره با تفاوت دو رای- نودو پنج در مقابل نود و هفت- او شکست خورد.(ص171)
 آقای خامنه‌ای مریض بود، به عیادت ایشان رفتم. ظهر سرهنگ جمالی برنامه آینده نیروی زمینی را گفت. او عازم ژنو است.(صص172-171)
 عصر مجلس خبرگان جلسه داشت. سپس هیأت رئیسه خبرگان در دفترم جلسه داشت. قرار شد سند تنظیم شده درباره رهبری آیت‌الله منتظری به امام و آقای منتظری داده شود و خبر آن پخش شود.(ص172)
 شب مهمان نخست‌وزیر بودیم و بیشتر درباره نطق آقای خامنه‌ای در کنگره غیر متعهدها در زیمبابوه بحث بود. درباره اعتصاب احتمالی پزشکان برای حمایت از [سازمان] نظام پزشکی هم صحبت کردیم. امروز عصر توسط [ابراهیم] اسرافیلیان به من متوسل شدند که دکتر حفیظی آزاد و به حرفهایشان توجه شود. گفتم پس از لغو تصمیم اعتصاب، می‌توانند برای مذاکره بیایند. (ص172)
دوشنبه 23 تیر : از ساعت هشت صبح تا ظهر جلسه مجلس خبرگان داشتیم. آقای [صادق] خلخالی در نطق پیش از دستور در جواب آقای [احمد] آذری [قمی]، حرفهای تندی گفت.(ص173)
 آقای سرگرد دادبین آمد. از باند حجتیه در ارتش اظهار نگرانی کرد و درباره فرمانده نیروی زمینی در آینده حرف‌هایی داشت و از حساسیت ارتشی‌ها گفت. آقای [فریدون] مهدی‌نژاد آمد. درباره اوضاع پاکستان، هند، قبرس و لبنان بحث شد.(ص173)
 شب همراه اعضای مجلس خبرگان، جامعه روحانیت مبارز، شورای نگهبان و شورای عالی قضایی مهمان رئیس‌جمهور بودیم.(ص173)
 رئیس‌جمهور اطلاع دادند که امام به نخست‌وزیر فرموده‌اند کسی را به جای رئیس‌نظام پزشکی نصب کنند و ایشان دکتر [هادی] منافی را نصب کرده است. احمدآقا اطلاع داد که آقای منتظری مخالف سخت‌گیری و شدت عمل نسبت به پزشکان اعتصابی است. امروز جمعی از پزشکان به عنوان اعتراض به لایحه نظام پزشکی، دست از کار کشیده بودند ولی امام به آقای منتظری پیغام داده‌اند که در این امر دخالت نکنند، تا نیروی امنیتی و قضائی وظیفه خود را انجام دهد. (ص174)
سه‌شنبه 24 تیر : آقای ری‌شهری آمد و درباره باندی که شبنامه به نفع ارتش و علیه سپاه پخش می‌کنند[می‌کند]، مذاکره کردیم. تا حدودی به آنها رسیده‌ایم.(ص174)
 عصر آقایان هادی و روحانی آمدند. درباره تحسین روابط با فرانسه و انگلیس و اجازه به انگلیس برای معرفی سفیر تأکید داشتند.(ص174)
 عصر مجلس خبرگان جلسه داشت. بحث با اصرار آقای خامنه‌ای بر لزوم عدم تفکیک رهبری و مرجعیت متمرکز شد و ناتمام ماند. (ص174)
چهارشنبه 25 تیر : عصر در جلسه مجلس خبرگان شرکت کردم. بحث عدم تفکیک مرجعیت از رهبری مطرح بود. گرچه به نتیجه مصوب رسمی نرسیدیم، ولی در پایان رای تمایل حضار به لزوم وحدت رهبر و مرجع اظهار شد. شب سران قوا و احمدآقا مهمان من بودند. در این جلسه درباره فرمانده نیروی زمینی بحث کردیم که قرار شد آقای [حسین] حسنی سعدی باشد. درباره کالاهای [مانده] در خارج بحث شد و هم درباره پیشنهادی در خصوص دادن چند میلیارد دلار نقد به ایران که نفت آن را در سالهای بعد ببرند.(ص175)
 برای فرماندهان ارتش و سپاه از امام وقت ملاقات گرفتم و ابلاغ کردم. (ص176)
پنجشنبه 26 تیر : بعضی از نمایندگان آمدند و از حمایت شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز به اتفاق آراء از آقای ناطق [نوری] اظهار ناراحتی کردند. دنبال راهی هستند که اتفاق آراء نباشد که به معنای حمایت من و آقای خامنه‌ای از ایشان است.(ص176)
 آقای کنگرلو آمد و پیشنهاد جدید آمریکایی‌ها را در خصوص دادن امتیاز برای جلب کمک ما به آزادی گروگانها را آورد. امشب بعد از یک هفته به منزل رفتم. (ص176)
جمعه 27 تیر : تا ساعت ده و نیم برای خطبه‌ها مطالعه می‌کردم. برای اقامه نماز جمعه به دانشگاه تهران رفتم.(ص176)
 آقای سرهنگ جمالی از سوئیس تلفنی گفت سخنرانان سمینار که کارشناسان قدرت‌های نظامی هستند، نوعاً از شکست عراق و رفتنی بودن صدام حرف می‌زنند. (ص177)
شنبه 28 تیر : ساعت هشت صبح همراه با فرماندهان لشکرها و قرارگاه‌های ارتش و سپاه به زیارت امام رفتیم. قبل از ملاقات در حیاط منزل امام، خدمتشان رسیدم و درخواست کردم که درباره اتحاد ارتش و سپاه و لزوم تداوم عملیات و مهلت ندادن به صدامیان و لزوم شرکت بیشتر مردم در جبهه چیزی بفرمایند.(ص177)
 در حیاط کوچک بیرونی امام که حدود هفتاد نفر گنجایش دارد، جلسه تشکیل شد. همگی فرماندهان موفق شدند دست امام را ببوسند و چون معمولاً در ملاقات‌های عمومی، چنین توفیقی نیست، خیلی خوشحال بودند.(صص178-177)
 عصر احمدآقا به منزل آمد. درباره مسائل جاری کشور و جنگ مذاکره کردیم. (ص179)
یکشنبه 29 تیر : به علت تعداد کم نمایندگان حاضر، نصاب رأی‌گیری با مشکل روبرو بود.(ص179)
 عصر گروهی از نیروی هوایی آمدند. پیشنهاد و طرحی برای ساخت بال و بدنه هواپیما داشتند.(ص179)
 سرهنگ رزمجو رئیس نظام وظیفه آمد. از کثرت مراجعه مشمولان نظام وظیفه گفت که نوبت اعزام آنها به ماههای 7و8 این سال هم می‌کشد. این هجوم برای طرح جدید مجلس است و به خاطر کثرت غایبان بیش از نیاز است. از توصیه‌ها و سوءاستفاده از معافیت پزشکی ناراضی است.(ص179)
 شب مهمان آقای موسوی اردبیلی بودیم. آقای خامنه‌ای نبودند. ایشان مشهد هستند. (ص179)
دوشنبه 30 تیر : دکتر وحید [دستجردی رئیس جمعیت هلال‌احمر ایران] و دکتر [علیرضا] مرندی [وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی] و [عطاالله] مهاجرانی [معاون حقوقی و پارلمانی نخست‌وزیر] درباره لایحه نظام پزشکی که قرار است در مجلس مطرح شود، تلفنی صحبت کردند. معتقد بودند مسکوت بماند تا در آینده محکم‌تر شود. سرانجام قرار شد در دستور بماند. (ص180)
سه‌شنبه 31 تیر : امراللهی [رئیس سازمان انرژی اتمی] آمد و خبر داد که در مذاکره با فرانسه از ادعای غرامت آنها در خصوص لغو قرارداد نیروگاه دارخوین کاسته‌اند. از مزاحمت‌ شهرداری در مورد کارهای انرژی اتمی در اهواز گله داشت.(ص181)
 عصر در شورای عالی انقلاب فرهنگی شرکت کردم. اساسنامه دانشگاه تربیت مدرس مطرح بود و آقایان [محسن] قرائتی و [غلامعلی] حداد عادل برای بحث در کتب دینی مدارس و دانشگاه‌ها آمدند.(ص181)

مرداد
چهارشنبه 1 مرداد : لایحه نظام پزشکی مطرح بود. برخی از اطباء به عنوان اعتراض به این لایحه یک روز اعتصاب کرده‌اند.(ص185)
 مسئول حفاظت سپاه آمد. راجع به حفاظت نمایندگان- که اخیراً با تصمیم شورای تامین کمتر شده- مذاکره شد. عصر هیأت رئیسه مجلس جلسه داشت. قرار شد گزارش کمیسیون بیانیه الجزایر را به کمیسیونهای مجلس بدهیم که نمایندگان مطالعه کنند، سپس برای بحث و تصمیم‌گیری، فکری بشود. درباره زدن موشک به بغداد مشورت کردم. منتظرم که نظر رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر را بگیرم. آنها [برای شرکت در مراسم ختم ابوی آیت‌الله خامنه‌ای] فعلاً در مشهدند. (ص187)
پنجشنبه 2 مرداد : آقای [موسی] خیر [حبیب‌اللهی] آمد و از تعقیب وزارت اطلاعات شاکی بود... با نخست‌وزیر در مورد حمله امروز عراق به سنندج، باختران و کاغذسازی پارس و... و مقابله به مثل صحبت کردیم. قرار شد در مورد بصره تهدید کنیم. (ص188)
جمعه 3 مرداد : با آیت‌الله خامنه‌ای که پس از یک هفته از خراسان برگشته، درباره زدن موشک به بغداد، تلفنی مذاکره کردیم. قرار شد در جلسه سران قوا در شب دوشنبه بحث شود. (ص189)
شنبه 4 مرداد : فرزندم مهدی برای آموزش نظامی و رفتن به جبهه همراه آقای رحمانی- پاسدارم- عازم اردوگاه بود. عفت مادرش صابرانه او را بدرقه کرد و قرآن گرفت وصدقه و دستور کشتن گوسفند داد.(ص189)
 عصر آقای کنگرلو تلفنی گفت یکی از گروگانهای آمریکایی در لبنان آزاد شده، ولی سوریها از آمریکایی‌ها برای آن امتیاز می‌خواهند و از ما کسب تکلیف شده است. گفتم در رابطه با سوریها به ما ربطی ندارد، خودشان می‌دانند. اگر آمریکا به تعهد خود عمل نکند، در آینده از ما انتظاری نداشته باشد.(صص190)
 آقای مهدیان آمد و گفت در بررسی نهائی، ارزش پاساژ خیابان گرگان که نصف آن از من است، قیمت بالاتری از آنچه وارث اخوان فرشچی گفته‌اند، دارد. قیمت آن حدود پنج میلیون تومان است. به پول آن برای ساخت خانه خودم و بچه‌ها نیاز داریم. (ص190)
یکشنبه 5 مرداد : خبر رسید که عراق مراکز نفتی را در اراک بمباران کرده و حدود صدنفر شهید و چهارصد نفر مجروح شده‌اند و خرابی تأسیسات داشته‌ایم. بسیار متأثر شدم. از این رهگذر خسارت زیادی می‌بریم... وضع دفاع ضدهوایی‌مان خوب نیست.(ص192-190)
 آقای بنکدار آمد و از آقای جمشیدی رئیس دفتر آقای [سیدمحمد] موسوی خوئینی‌ها [دادستان کل کشور] شاکی بود.(ص192)
 شب با سران قوا مهمان آقای خامنه‌ای بودیم. درباره موضع‌مان در اوپک و فرماندهی نیروی زمینی و زدن شهرهای بصره و بغداد در حد حمله به مراکز صنعتی با اعلان قبلی و بمباران مراکز صنعتی با هدف مقابله به مثل و بازدارندگی بحث و اتخاذ تصمیم شد. (صص192-190)
دوشنبه 6 مرداد : آقای نخست‌وزیر که به ملاقات امام رفته بودند، نقل کردند که امام با زدن شهرهای عراق ملاحظاتی دارند. از احمدآقا پرسیدم و پس از استفسار از امام، جواب داد که در حد تصمیم‌گیری شده که مراکز صنعتی داخل شهرهای بغداد و بصره با اعلام قبلی زده شود، موافقند. (ص193)
سه‌شنبه 7 مرداد : اول وقت با آقای خامنه‌ای درباره تعیین فرمانده نیروی زمینی و زدن موشک به بغداد مذاکره کردیم.(ص193)
 آقای سرهنگ صیاد آمد و برای وظایف آینده مشورت کرد. درباره اشتباه او در استعفای گذشته و برنامه آینده مذاکره کردیم. امیدوار است که فرماندهی نیروی زمینی را داشته باشد. با اینکه خود ایشان استعفا داده، من هم مایلم بماند و تلاش زیادی نمودم که اختلافاتشان را حل کنم اما نتیجه نداد.(ص195)
 در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی و جامعه روحانیت مبارز، برای انجام کارهای جاری شرکت نکردم. شب آقای رفیق‌دوست آمد و امضای دریافت چهار میلیارد تومان برای مخارج جنگ ازطریق استقراض [از سیستم بانکی] را گرفت. (ص195)
چهارشنبه 8 مرداد : شب آقایان خامنه‌ای، موسوی، احمدآقا و ولایتی مهمان من در مجلس بودند. درباره لبنان معلوم شد که حزب‌الله خلع سلاح را- که از طرف سوری‌ها پیش خواهد آمد- تحمل نمی‌کنند؛‌ حتی با درگیری. ولی در مقابل حضور سوری‌ها در بیروت درگیر نمی‌شوند و قرار شد ایران فعالیت سیاسی شدیدی برای جلوگیری از برخورد سوریها با حزب‌الله بنماید. در مورد اطباء و اعتصاب گذشته نظام پزشکی، قرار شد بررسی شود. (ص196)
پنجشنبه 9 مرداد : خبر رسید که عراق کارخانه سیمان درود را بمباران کرده و این حمله عده زیادی شهید و مجروح داشته است. تصمیم گرفتم به بغداد موشک بزنیم و دستور صادر شد. شورای عالی دفاع جلسه داشت. آقای حسنی سعدی به عنوان فرمانده جدید نیروی زمینی تعیین شد. (صص196-197)
جمعه 10 مرداد : عفت از محل و حال مهدی پرسید. آقای اقبالی خبر داد که در محل اردوگاه سد است. دکتر ولایتی برای خداحافظی و مشورت درباره سفر به چند کشور آفریقائی آمد. در مورد سفر به اتیوپی توصیه کردم که اخبار را به گونه‌ای منتشر کنند که با سیاست حمایت ما از مسلمانان مبارز در مورد اریتره و اوگاندا و... سازگار باشد. (ص198)
شنبه 11 مرداد : در منزل بودم. از مهدی خبر رسید که در اردوگاه است و آموزش جنگ و عملیات آبی خاکی را می‌گذراند. او بعد از ظهر با آقای رحمانی آمد. عفت خیلی خوشحال شد.(ص198)
 از نیروی هوایی سپاه اطلاع دادند که دیشب نتوانسته‌اند، موشک را به بغداد بزنند و امکان دارد امشب بتوانند. با مشورت با آقایان خامنه‌ای، میرحسین موسوی و احمدآقا، قرار شد بر فرض آمادگی موشک، قبل از اینکه عراق حرکت جدیدی نکند، [کند] پرتاب نکنیم. با توجه به نظرات امام سعی می‌کنیم از شدت جنگ شهرها جلوگیری شود. دو روز است که حرکتی نکرده است. (ص198)
 آقای کنگرلو اطلاع داد که هواپیمای آمریکایی حامل 240 قطعه هاک در مقابل آزادی یک گروگان آمریکایی از لبنان روز دوشبنه به ایران می‌آید؛ مطمئن نیستم. بنا بود 24 ساعت پس از آزادی گروگان بیاورند. (ص198)
یکشنبه 12 مرداد : رئیس‌جمهور تلفنی طرح پیشنهادی صیاد را برای شرح وظایف سمت جدید عضویت شورای عالی دفاع گفت.(ص200)
 آقای محسن [مجتهد] شبستری [رئیس کمیسیون امور بازرگانی و توزیع مجلس] از عدم توجه سپاه به حفاظت ایشان گله داشت. غلامرضا- همشیره‌زاده- کارمند مجلس برای خداحافظی سفر حج آمد.(ص200)
 شب با آیت‌الله خامنه‌ای مهمان نخست‌وزیر بودم. درباره مسائل جنگ و گروگان‌ها و گرفتن نیازهای دفاعی از آمریکا مذاکره شد. (ص201)
دوشنبه 13 مرداد : آقای نخست‌وزیر اطلاع داد که هواپیمای آمریکایی حامل قطعات هاک وارد ایران شده است. بالاخره پوزه ریگان را به خاک مالیدیم و علی‌رغم شعاری که می‌دهد که در مورد گروگان‌گیری باج نمی‌دهد، باج مهمی داد. گرفتن مسائل پدافندی مثل هاک از دشمنی مثل آمریکا مهم است. این را مرهون مجاهدات مسلمانان مجاهد لبنان هستیم. (ص202)
سه‌شنبه 14 مرداد : خبر موفقیت نسبی ما در اوپک و موافقت با پیشنهاد ما در خصوص کاهش تولید، خستگی را رفع کرد. آقای [حسین] شیخ‌الاسلام اطلاع داد که کاردار سوریه اطلاع داده احتمالاً در عراق کودتا شده و روابط تلفن و تلکس قطع شده است. (ص203)
چهارشنبه 15 مرداد : ساعت نه صبح به مجلس آمدم. مجلس تعطیل است. سفیر آلمان غربی آمد. در مورد لزوم تکمیل طرحهای نیمه تمام تذکر دادم.(ص204)
 مسئولان گزینش دانشگاه آزاد اسلامی آمدند. برای آنها مفصلاً صحبت کردم.(ص204)
 ظهر آقای عبدالله نوری [رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس] و سرهنگ حسنی سعدی [فرمانده نیروی زمینی ارتش] برای مذاکره در امر بودجه ارتش و مسائل جنگ و نیروی زمینی آمدند. عصر آقای ریاضی آمد. در مورد دکتر [ابراهیم] یزدی که از آمریکا برگشته و هم درباره خریدهای تسلیحاتی مطالبی داشت.(ص204)
 شب مهمان رئیس‌جمهور بودیم. تقریباً روشن شده که کودتای ادعا شده در عراق یا اصلاً نبوده و یا شکست خورده است. در مورد ورود نیروهای سوری به جنوب بیروت هم بحث شد. (ص205)
پنجشنبه 16 مرداد : احمدآقا آمد و درباره جنگ، مقابله به مثل، قطعات هاک گرفته شده از آمریکا و مراحل بعد معاوضه با گروگانها، طرح تشدید مجازات محتکران و پیام امام به حجاج مذاکره کردیم.(ص205)
 عصر فرماندهان قرارگاه رمضان درباره قرارداد با بارزانیها و طالبانیها صحبت کردند و خواستند که برای انجام قرارها کمکشان کنم. گفتم به تدریج و گام به گام پیش بروند، در حدی که آنها امتحان صداقت می‌دهند، امکانات بدهیم. (ص205)
جمعه 17 مرداد : عصر آقای [عبدالمجید] معادیخواه آمد. درباره بنیاد تاریخ بحث شد.(ص206)
 به نخست‌وزیر گفتم به کنگرلو بگوید تا آمدن هواپیمای دوم حامل [موشک] تاو و لامپ P.R پول قطعات هاک آمریکایی‌ها را نپردازد. شب خبر دادند هواپیمای حامل قطعات موشک اسکاد- بی ‌از لیبی برگشته است. خوشحال شدم. از همکاری لیبیائی‌ها مطمئن نبودم. (ص206)
شنبه 18 مرداد : ساعت هشت صبح همراه [پسرم] مهدی به زیارت امام رفتیم. مهدی برای رفتن به جبهه از امام خداحافظی کرد.(ص206)
 با امام صحبت کردم و مخصوصاً روی نظرات شورای نگهبان درباره تعزیرات و به خصوص طرح تشدید مجازات محتکران و گرانفروشان تکیه کردم... آنها معتقدند که مجازات‌ها را خود قاضی‌ها باید تعیین کنند و نمی‌پذیرند که مجلس به صورت قانون کلی بیاورد و این موجب تفاوت فراوان و گاهی فاحش بین مجازات‌ها می‌شود. در مورد مرجعیت گروه چهارنفری منصوب امام هم اشکال ایجاد کرده‌اند. در مورد جنگ هم گزارشی دادم. (ص206)
یکشنبه 19 مرداد : در جلسه شورای‌عالی پشتیبانی جنگ در دفتر آقای خامنه‌ای شرکت کردم. مصوباتی در جهت اعزام نیرو و تجهیز امکانات داشتیم.(ص207)
 فرزندم مهدی و پاسدارم آقای رحمانی که عازم جبهه بودند، برای خداحافظی آمدند. یک ساعت به آقای رحمانی هدیه دادم. مهدی را به خاطر روحیه فداکارانه‌ای که دارد، بیشتر از گذشته دوست دارم.(ص207)
 آقای علیزاده عضو جدید شورای نگهبان آمد و از دستگاه قضائی انتقاد داشت. از آقای [مصطفی] محقق داماد [رئیس سازمان بازرسی کل کشور] راضی بود.(ص208)
 آقای [محمدجواد] لاریجانی [معاون امور بین‌الملل و اقتصادی وزارت امور خارجه] گزارش سفر به روسیه را داد. گویا روسها مایلند با ما روابط خوبی داشته باشند. (ص208)
دوشنبه 20 مرداد : آقای بشارتی اطلاع داد که عربستان اعلان کرده چند نفر از حجاج ایرانی در ساک‌های خود تی.ان.تی داشته‌اند. آقاجلال برای مهدی یک گوسفند قربانی کرد و انفاق نمود. پیش از ظهر احمدآقا آمد. درباره مرجع تعیین تعزیرات قانونی که با شورای نگهبان مشکل پیدا کرده‌ایم، مذاکره شد. نظر دادم که بهترین مرجع مجلس است، ولی شب احمدآقا اطلاع داد که امام می‌خواهند کار را به آیت‌الله منتظری محول کنند که ایشان مرجع را تعیین کنند.(ص209)
 عصر آقای معادیخواه آمد و درباره نیازهای بنیاد تدوین تاریخ انقلاب صحبت کرد... درباره کاروانی که در جده‌گیر افتاده و جمعی از حجاج که در ساک آنها مواد منفجره کشف و بازداشت شده‌اند، پیگیری کردم. معلوم شد که حجاج بی‌اطلاع بوده‌اند. فقط رئیس کاروان می‌دانسته. به وزارت خارجه و اطلاعات گفتم که برای ملاقات با رئیس کاروان در حج [بازداشتگاه] تلاش کنند. (ص209)
سه‌شنبه 21 مرداد : در منزل بودم. صبح زود اطلاع دادند که دیشب موشک را زده‌ایم. نزدیک ظهر اطلاع رسید که عراق به جزیره سیری حمله کرده و چند کشتی را زده است. با توجه به اینکه بیش از هزار کیلومتر تا عراق فاصله دارد، قاعدتاً باید از کشورهای مجاور استفاده کرده و یا امکانات جدیدی بدست آورده باشد.(ص210)
 اطلاع رسید یک جت فالکن آموزشی شرکت آسمان فرار کرده و در بغداد به زمین نشسته است.(ص210)
 آقایان [احمد] وحیدی [معاون اطلاعات سپاه]، عروج و [محمدباقر] ذوالقدر [فرمانده قرارگاه رمضان] برای مذاکره درباره کردهای عراقی، مسائل حج و کنفرانس غیرمتعهدها آمدند. (ص210)
چهارشنبه 22 مرداد : [آقای یوناکانومورانو] سفیر ژاپن آمد. نامه آقای [شینتارو]آبه [وزیر خارجه ژاپن] را آورد و برای نجات گروگانهای آمریکایی در لبنان استمداد کرد. گفتم آمریکا تعهد کند که برای نجات زندانیان در کویت تلاش نماید. این خواست سازمان جهاد اسلامی لبنان است... همچنین قطعات خریده شده ما که در انبارهای آمریکا مانده و یازده هلی‌کوپتر ما را که در ایتالیا با توقیف آمریکا مانده، بدهند تا کمک کنیم و اضافه کردم به نظر می‌رسد آمریکا در این موضوع جدی نیست، اگر جدی باشد اینها خواسته‌های زیادی نیست. اگر این کارها را بکند، گامی هم در جهت عادی‌سازی روابط که خواست آمریکا و ژاپن است، برداشته است.(ص211)
 جمعی از اعضای شورای مدیریت انجمن‌های اسلامی دانشجویان آمدند. از عدم حمایت مطلق ما از ایشان گله داشتند. توضیحاتی دادم و نصیحت کردم که تندروی نکنند و از آنها خواستم به جای مخالفت با دانشگاه آزاد اسلامی، با آن همکاری کنند که اگر انتقادی دارند رفع شود.(ص211)
 سرهنگ ترابی و سرهنگ [منصور] ستاری [معاون طرح و برنامه‌ نیروی هوایی] آمدند. برای پدافند اصفهان و جزیره سیری بحث شد. به ظن قوی به نظر می‌رسد عراق در حمله به سیری از کمک کشورهای همسایه استفاده کرده است.(ص211)
 عصر شورای عالی دفاع جلسه داشت. بعد از جلسه مصاحبه کردم. شب مهمان احمدآقا بودیم. امام هم شرکت کردند. آقای خامنه‌ای از امام خواستند که ارشادات خاص معنوی بفرمایند. امام تاکید بر خدمت به مردم و توجه به خدا و عبادت فرمودند و گفتند مطالب خاص ویژه‌ای ندارند. (صص212-211)
پنجشنبه 23 مرداد : به پاسداران گفتم برای رفتن به مشهد آماده بشوند. بناست خانواده همه محافظان را هم ببریم. (ص212)
جمعه24 مرداد : در دانشگاه تهران نماز جمعه را اقامه نمودم. قبل از شروع خطبه‌ها با آقای [محمدتقی] مصباح [یزدی] درباره وضع درسها و حوزه صحبت کردیم.(ص213)
 به مسئولان نظامی سرهنگ ترابی و سرهنگ [هوشنگ] صدیق [فرمانده نیروی هوایی] گفتم که حمله به مراکز غیرنظامی عراق را متوقف کنند. دو سه روز است، عراق متوقف است. (صص214-213)
شنبه 25 مرداد : عصر خبر رسید که عراق به تأسیسات دو سد دز و شهید عباسپور حمله کرده و یک فروند میراژش ساقط شده و کمی هم خسارت وارد شده است.(ص214)
 نزدیک غروب احمدآقا آمد. مطابق معمول درباره جنگ و سفر مشهد و انفجار قم صحبت کردیم. معتقد است نباید به مشهد سفر کنم. امروز در مقابل درب جنوبی صحن مطهر قم، بمبی که در اتومبیلی کار گذاشته شده بود منفجر شده و یازده نفر شهید و یکصد نفر مجروح داشته است. (ص214)
یکشنبه 26 مرداد : کاردار لیبی آمد. خواهان سفر آقای خامنه‌ای به لیبی بود و هواپیمای سی-130 باری می‌خواست و خواسته‌های ما را با اگر و مگر گذراند. آقای [مجید] قاسمی مدیر عامل بانک ملی آمد.(ص215)
 آقای [منوچهر] منطقی از بخش موشک‌سازی صنایع دفاع و سپاه آمد. توضیحاتی درباره موشکهای تاو، اسکادبی، عقاب و نازعات و همچنین کاتیوشا و آر.پی. جی داد.(ص216)
 شب مهمان آقای خامنه‌ای بودیم. درباره جنگ، فرانسه، آمریکا ولبنان و امور اقتصادی بحث شد. آقای نخست‌وزیر گفتند که خطبه جمعه گذشته من در مورد افراط کاری در مبارزه با منکرات، متصدیان مبارزه را ناراحت کرده است. آقای خامنه‌ای مطالب خطبه را تایید کردند و قرار شد در خطبه آینده تایید کنند. (ص216)
دوشنبه 27 مرداد : اول وقت دکتر ولایتی آمد... برنامه سفر به پاکستان و هند و مشکل سفر به پاکستان با توجه به آشوب‌های جدید جاری آنجا واظهارات منفی ضیاءالحق را گفت... در مورد ترکیه و مسامحه آنها در رفتن فالکن دزدیده شده ما به عراق بحث شد و قرار شد بازخواست کنیم. در مورد ارامنه و لزوم بهره‌گیری از آنها به عنوان اهرمی در مقابل ترکیه، شوروی، فرانسه و لبنان مذاکره کردیم.(ص216-217)
 عصر همراه با پاسداران محافظ و خانواده‌های آنها و دوستان فائزه و فاطی که جمعاً بیش از یکصدوبیست نفر بودیم، با هواپیما به مشهد پرواز کردیم. در فرودگاه مشهد آقای [واعظ] طبسی با جمعی از مسئولان استقبال کردند... ضمناً برنامه اقامت چهار روز را تنظیم کردند. همراهان را در دو سه نقطه جا دادند. (ص217)
سه‌شنبه 28 مرداد : اول وقت به زیارت امام رضا رفتم. از اتاقی که در طبقه دوم پائین پای ضریح مطهر بود، زیارت نامه خواندم. اگر میان اجتماع بروم، شلوغ می‌شود و مردم ابراز احساسات می‌کنند و نمی‌گذارند با حضور قلب زیارت کنم.(ص220)
 بعد از نماز روحانیت مبارز مشهد آمدند. بحث بر سر مشکلات و خطرهای اختلافات خطی بود که طبق معمول به جائی نرسید.(ص220)
 آقای شیرازی امام جمعه مشهد اصرار دارد که به منزل ایشان بروم. در محظور افتاده‌ام و همین محظورات مانع سفر به جاهای دیگر است. (ص221)
چهارشنبه 29 مرداد : بعد از نماز و زیارت حرم شریف و صبحانه به فرودگاه مشهد رفتیم و با سه هلی‌کوپتر به پالایشگاه گاز[خانگیران] سرخس رفتیم. سپس با هلی‌کوپتر به محل جنگلی پسته در مرز شوروی رفتیم. سرجنگلداری و مستاجران پسته‌ها توضیحاتی دادند. امسال دویست و پنجاه تن اجاره رفته و معلوم است، اگر خوب به درختها برسند، بار بهتری خواهد داد. در گذشته نسبت به این ثروت که در جاهای دیگر استان خراسان هم هست، بی‌توجهی شده است... از رودخانه هریرود که مرز مشترک ما و شوروی است، آب می‌گیرند. مطابق قرارداد غیرعادلانه‌ای 30 درصد آب رودخانه از ایران و 70 درصد از شوروی است و از همین مقدار هم استفاده نمی‌شد...اخیراً آستان قدس با حفر چند کانال بهره‌برداری می‌نماید... از مزارع و دریاچه‌های پرورش ماهی و اردک هم بازدید کردیم. (صص224-221)
پنجشنبه 30 مرداد : برای بازدید از سایت کبکان که آمریکایی‌ها در زمان شاه برای کنترل عملیات هسته‌ای و موشکی و ماهواره‌ای شوروی احداث کرده‌اند، عازم کبکان شدیم. دو، سه ساعتی صرف استماع توضیحات مسئولان کردم. معلوم نیست که در آینده بتوانیم از آن بهره‌برداری کنیم یا خیر. باید برای رفع نواقص فنی دستگاه‌ها و یاد گرفتن شیوه کار آن فکری کنیم. (ص225)
جمعه 31 مرداد : در برنامه غبار روبی ضریح مطهر امام رضا(ع) شرکت کردم. آقایان [لطف‌الله] صافی [گلپایگانی] و مهدوی‌کنی، امامی کاشانی، رسولی [محلاتی]، جوادی [آملی]، [محمدرضا] توسلی، فردوسی و [واعظ] طبسی هم بودند.(ص225)
 شب اوضاع را از نخست‌وزیر و رئیس‌جمهور تلفنی پرسیدم. آقای خامنه‌ای شرح مأموریت وزیر خارجه سوریه را دادند که عمدتاً برای شفاعت کشورهای جنوب خلیج‌فارس مخصوصاً عربستان آمده بود، که ما آنها را به خاطر حمایت عراق تنبیه نکنیم. (ص228)

شهریور
شنبه 1 شهریور : خبر دادند آقای عبدالحلیم خدام معاون رئیس‌جمهور سوریه به ایران آمده و می‌خواهد با من هم ملاقات کند. ملاقات محدود شد. شب آقای خامنه‌ای خبر دادند که بیشتر برای وساطت در مورد برخورد ما با عربستان سعودی آمده و خواسته است که کشتی‌های عربستان را در سیاست مقابله به مثل نزنیم و ادعای فهد را در خصوص عدم همکاری با عراق در زدن سیری و ... عدم ایذاء زوار بازداشت شده در عربستان را گفته و بالاخره از آقای خامنه‌ای قول گرفته که تا دو هفته دیگر، کشتی‌های عربستان را نزنیم.(ص231)
 عصر دکتر روحانی آمد و گزارش سفرش و وضع سمینار لندن را داد. او را در جریان اوضاع جاری جنگ قرار دادم. مهدی و آقای رحمانی از جبهه تلفن کردند. حالشان خوب است و مشغول آموزش‌اند.(صص232-231)
یکشنبه 2 شهریور : امام ملاقات داشتند. کمی دیر رسیدم. جلسه رسمیت پیدا کرده بود. امام نسبتاً با لحن قوی و صدای سالم صحبت کردند.(ص232)
 شب در مجلس ماندم. بعد از نماز ستاد قرارگاه خاتم جلسه داشت. فرماندهان سپاه چهار طرح عملیاتی را که روزهای آینده می‌خواهند انجام دهند، توضیح دادند و تصویب شد. به نیروهای هوایی، زمینی و دریایی ارتش هم مسئولیت‌هایی برای پشتیبانی عملیات داده شد. شام را با اعضای ستاد صرف کردیم. نخست‌وزیر هم در جلسه شرکت کرد. شب در مجلس ماندم. (ص234)
دوشنبه 3 شهریور : ظهر فرماندهان نواحی سپاه آمدند. از مشکلاتشان با ستادهای پشتیبانی جنگ و نیازها در ارتباط با تجهیز پانصد گردان و گردانهای قائم گفتند. عصر هم در سمینار شرکت کردم. گزارش کمیسیونها و سخنرانی آقای خامنه‌ای را شنیدیم و جواب سئوالات را دادم. آقای عبدالله نوری را خدمت آیت‌الله منتظری فرستادم. نامه‌ای که به امام در مورد تعزیرات نوشته بودم و امام به آقای منتظری ارجاع داده بودند، توسط ایشان فرستادم. آیت‌الله منتظری حق تعیین تعزیرات احکام سلطانیه را به مجلس محول کردند. اگر شورای نگهبان هم قانع شود، یک مشکل مهم از سر راه مجلس برداشته می‌شود. (ص235)
سه‌شنبه 4 شهریور : عصر آقازاده وزیر نفت آمد. گزارش مذاکرات با رهبران شوروی را داد. معتقد است به تفاهم‌های خوبی در زمینه اکتشاف و حفاری نفت در خزر، فروش گاز، مسائل فنی و سیاسی رسیده‌اند. (ص236)
چهارشنبه 5 شهریور : آقای [مصطفی] محقق داماد رئیس سازمان بازرسی کل کشور آمد. از بی‌سامانی دادگاه‌ها و مخصوصاً دادگاه‌های انقلاب و خشونت زیاد آنها واتلاف اموال توقیفی شاکی بود و توصیه به تلطیف جو جامعه داشت.(ص236)
 آقای [محسن] دعاگو آمد. از گله بعضی از افراد کمیته از انتقادات من در نماز جمعه از برخورد خشن آنها با مردم گفت و از مشکلات صداوسیما در ارتباط با آقایان حجت و بهزادی‌نیا و واعظی که اختلاف دارند.(صص236-237)
 آقای [احمد] سالک آمد. از برنامه جدید در امور اداره مجلس اعلا و نیروهای اسلامی عراق و مشکل تشکیل گروه سه نفری جدید با دستور آیت‌الله منتظری و تعارض اختیارات آیت‌الله خامنه‌ای از طرف امام در مورد مسائل عراق با آنکه آقای منتظری به عنوان مختار از طرف امام، آقای [محمدعلی] رحمانی را تعیین کرده‌اند.(ص237)
 آقای محمدرضا بهشتی برای استمداد مالی جهت تدوین تاریخ معاصر از محل کمک وزارت ارشاد به بنیاد تدوین تاریخ آمد.(ص237)
 شب مهمان آقای اردبیلی بودیم. از مکه برگشته‌اند. از سفر راضی‌اند. از مکه تلفنی درباره زوار بازداشتی خبر دادند که سعودی‌ها قول داده‌اند، فردا آزادشان کنند. درباره دو نفری که از دست مأموران سعودی در رفته‌اند و دنبال وسیله‌ای برای خروج از عربستان‌اند، صحبت شد... دکتر ولایتی آمد. گزارش سفر به هند و پاکستان را داد و گفت آمریکا توسط پاکستان پیغام داده که مایل به رفع مشکلات روابط با ما است.(صص238-236)
پنجشنبه 6 شهریور : عصر آقای رحمانی محافظم و مهدی فرزندم از جبهه تلفن کردند و خداحافظی نمودند و گفتند عازم خط مقدم برای عملیات هستند.(ص238)
 خبر دادند که عربستان صد و سه نفر از صدوسیزده نفر حجاج بازداشتی ما را آزاد کرده است. (ص238)
جمعه 7 شهریور : برای اقامه نماز جمعه به دانشگاه تهران رفتم. عصر احمدآقا تلفنی گفت که آقای کروبی می‌گوید ده نفر باقی نیستند، دو سه نفری هستند. قرار شد خود ایشان از فهد تشکر کند.(ص239)
 در اصفهان بر سر مدیریت فرودگاه قدیم که به سپاه سپرده شد، بین سپاه و هوانیروز درگیری بروز کرده که گفتم هیأتی برای رسیدگی به آنجا بروند. (ص239)
شنبه 8 شهریور : ظهر، علی اخوی‌زاده که از اروپا برگشته آمد. از طریق کاردارمان در لندن، دو نفر از مقامات آمریکایی با او ملاقات کرده‌اند. خواستار رفع تیرگی روابط شده‌اند و از ما برای آزادی گروگانهایشان در لبنان استمداد کرده‌اند و در مورد جنگ از موضع قبلی دشمنی‌شان با ما نرمشی نشان داده‌اند. در مورد کانالهائی که در گذشته به ما پیغام داده‌اند، پرسیده‌اند. توسط احمدآقا به حضرت امام گزارش دادم. گفتم متن اظهارات آنها را بنویسد که در جلسه سران سه قوه مطرح کنیم.(ص241)
 احمدآقا آمد. درباره سخنان امروز امام که از روزنامه رسالت انتقاد کرده‌اند، صحبت کرد و مقصود امام از جریانی که فرمودند شناسائی شده و فساد می‌کند را معرفی کرد. گزارش کامل پیام آمریکایی‌ها را گرفت تا برای امام منتقل نماید. (ص241)
یکشنبه 9 شهریور : دکتر جاسبی آمد. گزارشی از وضع دانشگاه آزاد اسلامی داد. می‌خواهند شهریه را گران کنند. گفتم با نخست‌وزیر مشورت نماید. اجازه ساختن دانشگاه کرج را می‌خواست.(ص242)
 آقایان رازینی، یونسی و منتظری از دادگاه نیروهای مسلح آمدند. از مشکلاتشان گفتند و از عدم همکاری سپاه در جریان درگیری اصفهان بین لشکر امام حسین(ع) و مرکز توپخانه سپاه گفتند که در آنجا لشکر امام حسین(ع) بخشی از پادگان آموزشی توپخانه را در اختیار دارد.(ص243)
 دکتر [حسن] حبیبی آمد. از بی‌حالی شورای عالی قضائی و عدم کارائی [وزارت] دادگستری گفت و برای اصلاح آن استمداد کرد.(ص243)
 شب مهمان نخست‌وزیر بودیم. رئیس‌جمهور برای شرکت در کنگره غیرمعتهدها در زیمبابوه است. گزارش کامل پیغامهای آمریکایی‌ها را که توسط علی- اخوی‌زاده- داده‌اند، مورد بحث قرار دادیم. آمریکایی‌ها برای برقراری روابط با ما دست و پا می‌زنند و به هر وسیله‌ای متشبث می‌شوند و اعلان آمادگی برای دادن امکانات نظامی می‌نمایند و این بار مدعی طرفداری از ما در مقابل عراق هستند.(ص243)
 قرار شد از دکتر [محمدعلی] هادی بخواهیم که در این باره با آنها صحبت کند و در حد کمک برای آزادی گروگانهای آنها در لبنان در مقابل گرفتن نیازهای نظامی مذاکره نماید.(ص245)
 خبر رسید که یک فروند هواپیمای اف14 به عراق فرار کرده و شب [سرهنگ هوشنگ صدیق] فرمانده نیروی هوایی از شنود نقل کرد که هواپیما در شرق زبیدات عراق سقوط کرده است. معلوم نیست زده‌اند یا خلبان کابین عقب که مدعی مخالفت با فرار بوده، اقدامی کرده است. گرچه عراقی‌ها گفته‌اند، هواپیما در پایگاهی نشسته و خلبانها پناهنده شده‌اند. (ص245)
دوشنبه 10 شهریور : تیپ بدر که متشکل از عراقی‌ها است، کاملاً به اهداف خود رسیده و در سمت چپ هنوز درگیریم. معلوم می‌شود عراقی‌های مجاهد خوب می‌جنگند. دویست اسیر از هموطنانشان گرفته‌اند. قاعدتاً آنها برای گرفتن اسیر از ایرانی‌ها موفق‌ترند. زیر و بم زبان همدیگر را می‌فهمند.(ص246)
 دکتر روحانی آمد. درباره پدافند و قرارگاه رعد و عملیات جاری و آینده و بررسی پیشنهاد آمریکایی‌ها در خصوص گروگانهای آمریکایی در لبنان و تأمین اسلحه مورد نیاز صحبت شد. (ص247)
سه‌شنبه 11 شهریور : فرمانده نیروی دریایی اطلاع داد که یک کشتی شوروی حامل مهمات و موشک را بازرسی کرده‌اند که به صورت ظاهر به کویت می‌رود، اما به احتمال قوی مال عراق است. تلفنی به آقای [شیخ حسن] صانعی گفتم که از امام کسب تکلیف کند. امام نظر صریحی ندادند و فقط فرموده بودند که ما نمی‌توانیم با شوروی دربیفتیم. با نخست‌وزیر مشورت کردم. قرار شد سفیر شوروی را احضار کنند و مطلب را با خود روسها در میان بگذاریم. به نیروی دریایی گفتم که تا معلوم شدن تصمیم نهائی، کشتی را نگهدارند.(ص248)
 دو نفر از نمایندگان خط مخالف گروه [روزنامه] رسالت از موقعیت استفاده کرده و به رسالتی‌ها و مخالفان دولت حمله کردند. آقای [احمد] آذری قمی [صاحب امتیاز روزنامه رسالت] برای جواب وقت خواست.(ص248)
 احمدآقا تلفنی گفت خوب است مهمات کشتی شوروی را مصادره کنیم. گفتم از امام اجازه بگیرند. بالاخره نظر صریحی ندادند. بعدازظهر سفیر شوروی جواب آورد که رهبران شوروی برای ادامه سفر کشتی مصممند و در روسیه همین را به کاردارمان گفته‌اند. پیامی از طریق کاردارمان در روسیه به وزارت خارجه شوروی دادیم. عصر در مشورت با نخست‌وزیر و آقای موسوی اردبیلی به همین نتیجه رسیدیم که این کار نباید به درگیری با شوروی منجر شود. فعلاً سیاست صبر و انتظار داریم.(ص249)
 عصر آقای [علی اصغر] حجازی معاون آقای ری‌شهری آمد و از عملکرد سپاه در خارج گله داشت. اختلاف دارند.(ص249)
 در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی شرکت کردم. کلیات آموزش عالی نیمه حضوری تصویب و چند کار دیگر انجام شد.‍(ص249)
چهارشنبه 12 شهریور : احمدآقا به مجلس آمد و در مورد برخورد با کشتی شوروی مشاوره کردیم. خودش مثل آقایان موسوی اردبیلی و نخست‌وزیر مخالف بود. بعد تلفنی گفت امام هم مصلحت نمی‌دانند.(ص250)
 اول شب آقایان کنگرلو و دکتر هادی درباره تعقیب مذاکره برای موضوع گروگان‌های آمریکایی و نحوه تأمین نیازهای نظامی آمدند. به آنها از طرف سران سه قوه، مسئولیت واگذار شده است.(ص251)
 شب آقایان موسوی اردبیلی و نخست‌وزیر در مجلس مهمان من بودند. معلوم شد نیروهای سپاه به خاطر فشار هوایی، با دادن حدود هشتاد شهید از العمیه عقب‌نشینی کرده‌اند.(ص251)
 یک فروند هواپیمای اف14 ما توسط پدافند خودمان در گوره سقوط کرده، که خسارت عمده‌ای است.(ص251)
 آقای شیخ‌الاسلام [معاون سیاسی وزارت خارجه] آمد و گزارش آخرین وضعیت مذاکرات با روسها را درباره کشتی توقیفی داد. قرار شد کشتی را آزاد کنیم و اگر بتوانیم کاری به سرمحموله آن در کویت بیاوریم. (ص251)
پنجشنبه 13 شهریور: آقای [علی اضعر] حجازی آمد و گزارش نتیجه مذاکراتشان برای ماموریت در کویت را داد. قرار شد ماموری همراه هیأت وزارت خارجه برای جلوگیری از تحویل سلاح‌ها به عراق برود.(ص251)
 عصر علی- اخوی‌زاده- برای پیگیری پیام کاردارمان در لندن در خصوص پیام آمریکاییان آمد. گفتم تعقیب نکند و از مطرح کردن مسأله ممنوعش کردم. خوب نیست به خاطر رابطه فامیلی، علی در موضوع وارد شود. (ص252)
جمعه14 شهریور : نماز جمعه را اقامه نمودم.(ص252)
 یکی از پاسدارانم خواستار گرفتن عکس یادگاری با من شد؛ چون قبلاً شکایتی رسیده بود که او از موقعیت محافظت من سوءاستفاده کرده، برایم دشوار بود، ولی نتوانستم خواسته اورا رد کنم. (ص253)
شنبه 15 شهریور : خبر حمله به کنیسه یهودیان در استانبول ترکیه و کشتن 24 نفر از جمله شش خاخام یهودی بازتاب زیادی داشت.(ص253)
 مهدی از جبهه تلفن کرد، ولی قبل از صحبت تلفن قطع شد. در خط مقدم است. خبر درستی از وضع او ندارم. (ص254)
یکشنبه 16 شهریور 1356: ظهر ستاد پدافند کل کشور آمدند. مدعی بودند هواپیماهای عراق برای زدن لاوان، سیری و العمیه از خاک کویت و نیز بعضی از کشورهای دیگر جنوب خلیج‌فارس استفاده کرده‌اند ولی ادله کافی نداشتند. قرار شد با مقابله به مثل و کارهای ایذائی دیگر فشار بیاوریم و فرمانده نیروی دریایی مامور این کار شد.(ص255)
 سپاه می‌خواهد از اسرای تائب در جنگ استفاده کند. در عملیات کربلای دو 165 نفر از آنها بوده و خوب جنگیده‌اند.(ص255)
 مسئولان عملیات کربلای سه آمدند. گزارش کار دادند و نقاط ضعف و قوت کار را مطرح کردند. همراه آنها در جلسه سران قوا در منزل آقای موسوی اردبیلی شرکت کردیم. در آنجا گزارش کامل عملیات را دادند. معلوم شد نگهداری از اسکله‌ها در مقابل بمباران هوایی مشکل است.(ص256)
دوشنبه 17 شهریور : تلفنی با رئیس‌جمهور که امروز از حراره برگشته‌اند، احوالپرسی کردم. راضی به نظر می‌رسند.(ص257)
 تلفنی با آقای خامنه‌ای درباره تشییع جنازه عراقی‌های شهید در عملیات کربلای دو مشورت کردم. (ص257)
سه‌شنبه 18 شهریور 1356: به محل مراسم تشییع جنازه شهدای کربلای دو عراقی‌ها آمدیم. جمعیت زیادی بود. آقایان [سیدمحمدباقر] حکیم و نخست‌وزیر و من صحبت کردیم. حدود صد شهید تشییع می‌شدند، دوازده نفر آنها از اسرای سابق هستند. جمعی از اسرا هم در تشییع شرکت داشتند.(ص258)
 آقای کنگرلو آمد. درباره کمک به گروگانها و خرید اسلحه آمریکایی صحبت شد. (ص258)
 عصر در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی شرکت کردم. ضوابط گزینش مراکز آموزش عالی نظامی و انتظامی تصویب شد. کمی سخت‌تر از ضوابط دانشگاه‌های غیرنظامی است.(ص258)
 سرشب با آیت‌الله خامنه‌ای درباره مسائل جاری کشور در غیاب ایشان و کنفرانس حراره مذاکره کردیم. ایشان خیلی از نتایج سفرش راضی است. همان جا شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز جلسه داشت. دستور مهمی در جلسه نداشتیم.(ص258)
 آقای گلپایگانی از تعارضی که بین نمایندگی آقای رحمانی از طرف آیت‌الله منتظری به عنوان نماینده ولایت فقیه در هیأت سه نفری عراق و حکمی که آقای خامنه‌آی از امام برای رسیدگی به مسائل عراق دارند، اظهار نگرانی کرد. (ص259)
چهارشنبه 19 شهریور : شب سران قوا و وزرای نفت و خارجه در منزل ما بودند. فاطی خانه‌داری کرد. به وزیر نفت اجازه دادیم، قطعات لازم را برای ترمیم خرابیهای بمباران بخرند. احتمال بروز مشکل در رابطه با سوخت با تشدید جنگ وجود دارد و اجازه دادیم برای ذخیره کردن سوخت زمستان، بنزین و گازوئیل کوپنی شود.(ص260)
 آقای خامنه‌ای گزارشی از اجلاس حراره داد. قرار بود امشب به عراق موشک بزنیم، اما به خاطر عدم هماهنگی با ماموران لیبی به تاخیر افتاد. (ص260)
پنجشنبه 20 شهریور : اول وقت آقای رفیق‌دوست برای گرفتن ارز و اعتبار آمد. سپس دکتر روحانی برای امور جنگ و پدافند و حل مشکل عدم هماهنگی ستاد قرارگاه با سپاه آمد.(ص261)
 آقایان دعائی و صفائی- که همراه آقای رئیس‌جمهور به حراره رفته بودند- آمدند و ضمن ابراز رضایت از موفقیت‌ها و اثر نیرومند شخص آقای خامنه‌ای، از کثرت افراد هیأت- حدود 200 نفر- و عدم هماهنگی انتقاد داشتند. (ص261)
جمعه 21 شهریور : در منزل بودم. آقای خامنه‌ای نماز جمعه را اقامه کردند. خبر رسید موشک زمین به زمین که دیشب به بغداد زده‌ایم، در منطقه‌ای نزدیک منطقه هتلها خورده و تلفات زیادی داشته است. با هدف مرکز پلیس مخفی عراق زده‌ایم.(ص261)
شنبه 22 شهریور : عراق به پنج تلمبه خانه نفت که جنوب را به پالایشگاه‌های تهران، اصفهان و تبریز می‌رساند، حمله کرده و نفت قطع شده است. یک هواپیمای مهاجم سرنگون شده است. وزیر نفت و نخست‌وزیر خیلی ناراحتند. (ص262)
یکشنبه 23 شهریور : شب به دعوت آیت‌الله موسوی اردبیلی برای سخنرانی به کانون توحید رفتم.(ص262)
 مهدی امروز از جبهه برگشت، خوشحال شدم. جبهه اثرات سازنده‌ای بر او گذاشته است. از مدیریت عملیات کربلای دو انتقاد دارد. احمدآقا آمد. راجع به مسائل جاری با هم صحبت کردیم. (ص263)
دوشنبه 24 شهریور : آقای [عباس] کوثری واعظ پس از مراسم عزاداری حسینیه جماران [به مناسبت عاشورای حسینی] در خدمت امام و مطابق معمول سنواتی، برای روضه‌خوانی آمد... گریه زیادی نمودم.(ص263)
 آقای رحمانی که همراه مهدی به جبهه رفته بود، آمد و گزارش وضع عملیات را داد. از مدیریت عملیات شکایت داشت و از تأثیر حضور مهدی در جنگ بر روی لشکر اظهار رضایت نمود. (ص263)
سه‌شنبه 25 شهریور : آقای سرهنگ جمالی، جانشین آقای سرهنگ حسنی سعدی اطلاع داد که عراق در بخشی از ارتفاع 270 مهران که قرار بود به آن حمله کنیم، عقب‌نشینی کرده و نیروهای ما در پایان متوجه شده‌اند. به گروه آخر حمله کرده‌اند و 12 نفر را اسیر گرفته‌اند.(ص264)
 فرمانده نیروی دریایی درباره سیاست محاصره محدود دریایی کویت به منظور جلوگیری از رسیدن سلاح به عراق از طریق کویت اجازه خواست.(ص265)
 عصر در شورای عالی انقلاب فرهنگی شرکت کردیم. تصویب شد که به مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق، اجازه تأسیس دانشگاه برای عراقی‌ها داده شود. (ص265)
چهارشنبه 26 شهریور : آقایان رضایی و رفیق‌دوست پس از زیارت امام آمدند. درباره جنگ و سپاه و هلی‌کوپترهائی که به امر امام، ارتش باید تحویل سپاه بدهد، صحبت شد مایلند... در خصوص تأسیس سه نیروی زمینی و دریایی و هوایی سپاه، مراسم داشته باشند. من برای پرهیز از ناراحتی ارتشی‌ها موافق نیستم.(ص266)
 احمدآقا آمد. درباره مسائل اختلافی مشهد صحبت شد. قرار شد به‌گونه‌ای عمل شود که به اتحاد نزدیک شوند و درباره نمایندگی ولایت فقیه در گروه سه نفر سیاستگذار امور داخل عراق، امام دستور داده‌اند به آقای خامنه‌ای و آقای منتظری هر دو واگذار گردد. (ص266)
پنجشنبه 27 شهریور : آقایان حمید میرزاده و مظفری برای راه‌اندازی ترمینال کامپیوتری اطلاعات- که شعبه‌ای در دفتر من و ریاست‌جمهوری و نخست‌وزیری نصب شده- آمدند. کار خوبی است. توضیحاتی درباره جزیره کیش که اخیراً بندر آزاد [تجاری] شده و توسعه ماهیگیری و توزیع گوشت دادند.(ص266)
 جمعی از همافران آمدند و تعجیل برای تصویب طرح ارتش نوین دارند. برای آنها صحبت کردم و وعده تسریع دادم. آقای امامی کاشانی درباره مطالب خطبه‌های نماز جمعه، تلفنی مشورت کرد.(ص267)
شنبه 29 شهریور : پیش از ظهر احمدآقا و آقای ری‌شهری آمدند. آقای ری‌شهری گفت آیت‌الله منتظری از کشف و بازداشت مرکز و وسائل مخفی سیدمهدی هاشمی ناراحت‌اند و می‌گویند این اشیاء را برای کار نهضتها لازم دارند. ولی آقای ری‌شهری نپذیرفته که مواد منفجره و اسناد سری دولت و وسائل جعل و ... برای این کار لازم باشد، ضمن آنکه خود نهضتها هم به او واگذار نشده است.(ص268)
 ضمناً آیت‌الله منتظری این بازداشت را با اشاره من و احمدآقا می‌دانسته‌اند که کاملاً اشتباه است. امام در جریان قرار دارند. همچنین یک نوار از [آقای احمدکاشانی] نماینده نطنز آورد که در مقابل اظهارات اخیر امام در حمایت از دولت و ملامت روزنامه رسالت، اظهاراتی کرده است. (ص268)
یکشنبه 30 شهریور : آقایان روحانی و هادی برای پیگیری معامله تسلیحاتی کمک به آزادی گروگانهای آمریکا در لبنان و تقویت روابط با عربستان و تلاش برای نجات زندانیانمان در عربستان آمدند. آقای روحانی برای عبور هواپیماهای جنگیمان از فضای کویت برای عملیات در خاک عراق اجازه گرفت.(ص269)
 آقای [ذبیح‌الله] حاج بخشی از لشکر سیدالشهداء آمد و برای حمایت از حزب‌الله کمک خواست.(ص269)
 شب سران قوا مهمان من در دفترم بودند. در برنامه اخبار به طور زنده از دفتر شرکت کردم و درباره جنگ به مناسبت هفته جنگ حرف زدم. در جلسه سران راجع به آوردن پزشک برای حضرت امام، برای حصول اطمینان بیشتر بحث شد و همچنین در مورد گرفتن اجازه از امام برای قرض از بانک [مرکزی] برای تامین کسری بودجه دولت. (ص270)
دوشنبه 31 شهریور : حاج احمدآقا آمد و گفت امام نظر قاطع دارند که گروه سیدمهدی هاشمی باید طرد و تعقیب شوند. نگرانیمان این است که آیت‌الله منتظری سخت برنجند و ضرر کنیم. پیشنهاد کردم که برای تعدیل نظراتشان خدمت امام برسم.(ص270)
 احساس کردم مغزم خیلی خوب کار نمی‌کند و حتی اسم خیلی از اماکن آشنا را فراموش کرده بودم مثل فاو، خور عبدالله و...(ص270)
 پس از مراجعت به خانه احساس سردرد هم داشتم. به پزشکان بیت امام اطلاع دادم. دکتر [مسعود] پورمقدس آمد. معاینه کرد و گفت لازم است پزشک متخصص مغز و اعصاب بیاید. قرار شد زود بخوابم. یک قرص والیوم 5 خوردم و زود خوابیدم. دکتر [حسن] عارفی و احمدآقا هم آمدند، ولی چون من به خواب رفته بودم به فردا موکول نمودند. (ص270)

مهر
سه‌شنبه 1 مهر : آقای روحانی آمد و اطلاع داد امروز هواپیماهای ما با عبور از فضای کویت، مرکز تلمبه خانه نفت جنوب عراق را زده‌اند.(ص274)
 شب به دفتر آقای خامنه‌ای رفتم. با دکتر روحانی درباره حفاظت اطلاعات ارتش بحث شد. دکتر روحانی معتقد است که یک روحانی در رأس آن باشد، رئیس‌جمهور مخالفند. بالاخره آقای خامنه‌ای با استقلال آن و ریاست فردی مثل سرهنگ [مصطفی] ترابی [پور] موافقت کرد. (ص274)
چهارشنبه 2 مهر: آقای رفیق‌دوست آمد. گزارش تکمیل قایق‌های کنترل از راه دور برای زدن کشتی‌ها را داد. همچنین درباره نیازهای مالی تدارک پانصد گردان و وضع مهمات گزارش داد.(ص275)
 شب با سران دیگر قوا مهمان آقای موسوی اردبیلی بودیم. درباره نرخ ویزیت دکترها برای افراد بیمه و غیر بیمه تصمیم مهمی گرفتیم که احتمالاً بی‌واکنش نخواهد بود و در مورد اطبای محکوم به تبعید سازمان نظام پزشکی سابق که تقاضای عفو کرده‌اند، قرار شد با نامه صریح توبه و محکوم کردن رادیوهای بیگانه بپذیریم. در مورد رفتار با فرانسه و آمریکا در امر گروگانها و [دادگاه] لاهه و نیز در مورد اجازه برداشت از بانک‌های داخلی با اجازه امام، تصمیم‌گیری شد. (ص277)
پنجشنبه 3 مهر: پیش از ظهر آقای صیاد شیرازی آمد. قطعات حساس رادارها را کسی برای فروش به ایشان عرضه کرده بود. به دکتر روحانی ارجاع دادم.(ص277)
 عصر در جلسه شورای عالی دفاع شرکت نمودم...برنامه سفر به جبهه را تنظیم کردیم. اول شب با آقای خامنه‌ای درباره مسائل مشهد صحبت کردم.(صص278- 277)
جمعه4 مهر: ساعت چهاربعد از ظهر حرکت کردم. و نوشتم که همان وصیت سابق معتبر است. مانند دفعه قبل با لباس بسیجی در اتومبیل غیر زرهی به ایستگاه رباط کریم رفتیم. حدود ساعت پنج سوار قطار شدیم. واگن مخصوص برای ما آورده بودند. شب را نسبتاً راحت خوابیدم. صبحانه را نزدیک اهواز خوردیم. واگن ما آخرین واگن قطار بود و در عقب بالکنی داشت که قسمتی از وقت را در آن می‌نشستیم و صحرا و بیابان را تماشا می‌کردیم. (ص279)
شنبه 5 مهر : برای نماز صبح، نزدیکی‌های اندیمشک بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. ساعت هشت و نیم به اهواز رسیدیم. البته حرکت با قطار در خوزستان در روز با توجه به علت انتخاب قطار و احتراز از سفر با هواپیما که همان احتمال خطر هواپیماهای دشمن است، منطقی نبود.(ص279)
 عصر فرماندهان قرارگاه نجف و کربلا طرح عملیات بزرگ آینده و عملیات محدود را دادند. طرحی که برای آن پانصد گردان تشکیل داده‌ایم، غیرقابل اجرا به نظر رسیده و تغییراتی در آن داده‌اند که از هدف مهم خود دور شده و به ناچار بحث روی طرح‌های جدید شروع شده است.(صص280-279)
 دستور دادیم گلوله باران بصره قطع شود، زیرا در این چهل و هشت ساعت، دشمن شرارت مهمی نداشته است. (ص281)
یکشنبه 6 مهر : تمام روز را در محل گلف در یک اتاق به سر بردیم و به امور جنگ و بررسی نیازها و طرحها پرداختیم.(ص281)
 معطل ماندن ابزار جنگ و ماشین‌ها به خاطر نداشتن قطعه از مسائل مهم بود که وزیر سپاه مکلف شد برای تامین قطعه تلاش کند. نیازهای رزمی و تدارکات هم بررسی شد. این نیازها حجم عظیمی است و خرج زیادی تحمیل می‌کند. قرار شد دو هزار کمپرسی برای مهندسی هور تجهیز شود.(ص282)
 تلفنی با نخست‌وزیر و احمدآقا که در بیت امام جلسه سران داشتند، صحبت کردم و از نخست‌وزیر اجرای اموری در ارتباط با جنگ خواسته شد.(ص282)
دوشنبه 7 مهر : ساعت هشت صبح با ماشین به سوی دزفول حرکت کردیم، ساعت ده رسیدیم. در محل پادگان نیروی زمینی جلسه‌ای با حضور فرماندهان لشکرها، قرارگاه‌ها، تیپ‌ها و سایر واحدها و بخش‌های نیروی زمینی داشتیم.(ص283)
 [سرهنگ حسنی سعدی] فرمانده نیرو صحبت کرد و بعضی از حضار حرف‌های خودشان را بیشتر در جهت نیازها گفتند... به نظر می‌رسد تمایل به جنگیدن بعد از آمدن فرمانده جدید زیادتر شده و منسجم‌تر شده‌اند.(ص284)
 ساعت شش و نیم به جمع خلبانهای پایگاه چهارم دزفول رفتم... از همان‌جا علی‌رغم خطرناک بودن پرواز- به خاطر احتمال حمله عراق- با دو هواپیمای کوچک جت استار و فالکن به تهران پرواز کردیم. (ص284)
سه‌شنبه 8 مهر : ظهر جمعی از علمای اهل سنت از لارستان، بندر لنگه، قشم، بندرعباس و ... آمدند. اظهار وفاداری به انقلاب نمودند و خود را از همکاری با دولتهای خارجی تبرئه کردند. گفتند کمک‌هایی که از خارج برای مدارس اهل سنت می‌رسد، کمک سنی‌های ایرانی مقیم شیخ‌نشین‌ها است و نه از دولت‌ها.(ص285)
 عصر به جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی نرفتم. تلفنی از نخست‌وزیر خواستم که چهار میلیارد تومان به نیروی زمینی ارتش برای جبران فوق‌العاده عملیات عقب‌افتاده و سازمان صنایع نظامی بپردازد.(ص285)
چهارشنبه 9 مهر : آقای [مصطفی] کفاش‌زاده به منزل آمد و از قول یک دلال اسلحه ادعا کرد، یکی از افراد مؤثر نیروی هوایی از او رشوه خواسته است. به دکتر روحانی گفتم موضوع را سریعاً تعقیب کنند.(ص285)
 آقای نخست‌وزیر، تلفنی از طرح مقررات کمیسیون اصل نود که نسبت به وزرا سخت‌گیری دارد، به تلخی انتقاد کرد... شب سران قوا مهمان نخست‌وزیر بودند. وزیر نفت که از عربستان و کویت برگشته بود، گزارش‌های خوبی داشت. ملک فهد اعلام کرده بود که صدور نفت عراق از طریق عربستان قطع شده و دیگر سعودی کمکی به عراق نمی‌کند و موافق حذف صدام است و می‌خواهد روابطش را با ایران حسنه کند. قرار شده فرآورده‌ نفتی از سعودی بخریم.(ص286)
 در مورد زدن موشک به کشتی‌ها در بندر کویت و سهمیه‌بندی بنزین و استقراض از بانک‌های داخلی و برنامه‌های جنگ مذاکره شد.(ص286)
پنجشنبه 10 مهر : طرح اختیارات کمیسیون اصل90 مطرح است و دولت سخت مخالف آن است، ولی اکثریت نمایندگان موافقند و کاری نمی‌شود کرد. (ص287)
جمعه11 مهر : نماز جمعه را اقامه نمودم. در پایان دعا کردم و در دعا برای مرضای مسلمین، مریض منظور گفتم. چون چنین دعائی از من در نماز جمعه، کم سابقه‌ یا بی‌سابقه بود، خیلی‌ها حدس زدند که امام مریضند و مراجعات تلفنی زیادی داشتیم. (ص288)
شنبه 12 مهر : احمدآقا و آقای خامنه‌ای برای هماهنگی در مطالبی که بنا بود خدمت امام مطرح شود، آمدند. ساعت هشت خدمت امام رسیدیم. حالشان خوب است. درباره پیشنهاد ملک فهد در خصوص توقف یک هفته‌ای جنگ به منظور مهلت دادن به نظامیان عراق، برای رفتن به بغداد و سرنگونی صدام صحبت شد. موافقت کردند که موضوع را تعقیب کنیم که برنامه و هدف آنها روشن شود و اگر جدی بود، تعطیل یک هفته را- که عنوان آتش‌بس نداشته باشد- را ممکن دانستند. درباره زدن یک موشک ساحل به دریا به بندر کویت بحث شد؛ آقای خامنه‌ای مخالفند و امام هم موافقت نفرمودند.(ص288)
 درباره مسأله سیدمهدی هاشمی و مرکز مخفی آنها- که اخیراً کشف شده- صحبت شد. نظر امام این است که تعقیب شوند و به آقای منتظری هم گفته شود که دخالت نکنند و نهضت‌ها هم از آنها گرفته شود. ما گفتیم ممکن است تعقیب قضیه، به افراد نزدیک بیت آیت‌الله منتظری منجر شود. پیشنهاد کردیم که کوتاه بیائیم ولی امام اصرار داشتند و قرار شد خودشان مطلب را به آیت‌الله منتظری بفرمایند.(ص289)
 خبر دادند که عراق به دو کارخانه قند در خوزستان حمله کرده و 27 نفر شهید و بیش از 100 نفر مجروح داشته‌ایم. قرار شد که به عنوان مقابله به مثل، بصره را گلوله باران کنند. (ص289)
یکشنبه 13 مهر : آقای [عبدالله] نوری نماینده امام در جهاد آمد. از عدم همکاری سپاه با پیشنهاد شوراهای روستائی جهاد در اعزام نیرو گله داشت.(ص290)
 با دکتر روحانی در امور جنگ و خریدهای نظامی مذاکره کردیم و و خبر داد که امروز نیروی هوایی، یک کارخانه مهم حریربافی عراق را در شهر کوت، به تلافی حملات دیروز عراق زده است.(ص290)
 عصر جمعی از انجمن‌های اسلامی بانکها آمدند و خواهان کمک به وزیر اقتصاد در برکنار کردن آقای [محسن] نوربخش از ریاست بانک مرکزی بودند. توصیه به همکاری کردم.(ص292)
 شب سران قوا مهمان آقای خامنه‌ای بودند. احمدآقا نامه امام به آیت‌الله منتظری را آورده بود که ضمن تجلیل زیاد از آقای منتظری، از ایشان خواسته بودند که در مورد تعقیب اتهامات آقای سیدمهدی هاشمی و دوستانش همکاری کنند و حداقل سکوت اختیار نمایند. به آقای ری‌شهری هم گفته‌اند که تعقیب را شروع کند. آقای ری‌شهری حادثه کاردار سفارت سوریه را توضیح داد و درباره مسئول نهضت‌های آزادیبخش صحبت شد. (ص292)
دوشنبه 14 مهر : شب آقای مهدیان آمد. در مورد پولی که از میراث [ابوالفضل] تولیت در بانکهای لندن مانده و به خاطر اختلاف وراث نمی‌توانند برگردانند- با اینکه پول از وراث نیست و خیریه است- صحبت شد. قرار شد خانم تولیت اقرار کند که از خیریه است، تا برای گرفتن آن کمک کنیم. اقرار نامه ناقص آورده بود. (ص293)
سه‌شنبه 15 مهر : ظهر آقای محمدهاشمی آمد و از مزاحمت شورای روستا در مورد گرفتن دو درصد محصول پسته املاک اجاره‌ای بنیاد به ایشان شکایت کرد. (ص293)
 آقای سیدعلی هاشمی آمد و از دوگانگی نمایندگی ولایت فقیه در امر مدیریت امور عراقی‌ها ابراز نگرانی کرد؛ آقای رحمانی از طرف آیت‌الله منتظری و آیت‌الله خامنه‌ای که قبلاً از طرف امام نصب شده‌اند.(ص293)
 عصر در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی شرکت کردم. آقای فروزنده تلفنی اطلاع داد که پل لوله‌ای که جهاد سازندگی روی اروند ایجاد کرده‌اند، امروز کامل شد و مورد بهره‌برداری قرار گرفت.(ص294)
چهارشنبه 16 مهر : عصر گزارش‌ها را آوردند. به کار [خاطر] خطر ضدانقلاب، زحمت پاسدارها ووقت رفت و برگشت در سطح شهر، سعی می‌کنم کمتر رفت و آمد کنم. گاهی به مجلس نمی‌روم و گاهی به خانه نمی‌آیم. نامه‌ای به آیت‌الله منتظری در ارتباط با شهادت یاسر رستمی- نوه ایشان- نوشتم. (ص294)
پنجشنبه 17 مهر : عصر سرهنگ جمالی آمد و برای انتقال دخترش از دانشگاه اهواز به تهران و برای حل اختلاف‌شان با سپاه بر سر قرارگاه اصفهان، کمک خواست.(ص296)
 دکتر [محسن] نوربخش [رئیس بانک مرکزی] آمد. وضع ارزی را توضیح داد و در مورد اختلافش با آقای [محمدجواد] ایروانی [وزیر امور اقتصادی و دارایی] گفت. قرار شد برای رفع اختلاف کمک کنم. در جلسه شورای عالی دفاع شرکت کردم. در مورد بودجه‌ ارتش و کم کردن پرسنل اداری نیروها بحث شد. (ص296)
جمعه 18 مهر : در منزل بودم و کار زیادی نداشتم. بیشتر وقتم به مطالعه گذشت. (ص296)
شنبه 19 مهر : اول وقت آقای [ابراهیم] سنجقی اطلاع داد، عملیات ما در منطقه کرکوک انجام شده است. سیصد نفر از نیروهای ما و دو هزار نفر از نیروهای طالبانی‌ها [=اتحادیه میهنی کردستان عراق] در این عملیات شرکت داشته‌اند.(ص297)
 احمدآقا آمد. راجع به عملیات فتح یک توضیح خواست. راجع به حفاظت اطلاعات سپاه که به امام شکایت کرده و دستش از قسمت عمده سپاه کوتاه شده، صحبت کردیم. با تصمیم اخیر امام سه نیروی سپاه از مراعات اساسنامه معاف شده است. (ص298)
یکشنبه 20 مهر : آقای محلوجی آمد. گزارش قایق هدایت شونده صنایع الکترونیک شیراز را داد و از عدم هماهنگی سپاه و ارتش و دخالت در کارهای یکدیگر گفت.(ص299)
 عصر سرهنگ جلالی [وزیر دفاع] آمد و از بمباران کارخانه نظامی اصفهان ناراحت بود.(ص299)
 جمعی از پزشکان آمدند. برای عدم سخت‌گیری مقصران اعتصاب پزشکان استمداد کردند. گفتم به وزیر بهداشت نامه بنویسند و رادیوهای بیگانه را محکوم کنند و از اعتصاب عذر بخواهند. سختشان بود که به وزیر نامه بنویسند. گفتند به من یا نخست‌وزیر بنویسند.(ص299)
 دکتر جاسبی آمد و راجع به اساسنامه دانشگاه آزاد اسلامی صحبت کرد. شب سران قوا، مهمان من در مجلس بودند. درباره مطلب مذاکرات آقای نخست‌وزیر که عازم آلمان شرقی و مجارستان است، و همچنین درباره جنگ و زدن مراکز غیرنظامی مشورت شد. (ص301)
دوشنبه 21 مهر : شب آقای محسن رضایی آمد و گزارش پیشرفت کار در طرح وسیع و اصلی عملیات آینده را داد. با فرماندهان قرارگاه‌ها و لشکرها به توافق رسیده‌اند.(ص301)
 پیشرفت‌هائی در مسأله گروگانهای آمریکایی در لبنان و تأمین سلاح پیش آمده است. احمدآقا آخر شب تلفنی اطلاع داد که دکترها به خاطر وضع جدید حال امام، ملاقات فردا را لغو کرده‌اند. او نگران بود. از من خواست که در عوض با زائران امام ملاقات کنم.(ص301)
 آقازاده از ژنو تلفنی اطلاع داد که زکی یمانی [وزیر نفت عربستان سعودی] گفته آقای فهد در عربستان گفته فردی از ایران به آنجا برود تا درباره پیشنهاد کیفیت حذف صدام مذاکره کنند و گفت کویتی‌ها در پیشرفت کار اوپک کارشکنی می‌کنند. (ص304)
سه‌شنبه 22 مهر : آقای عبدالله نوری آمد و گفت آیت‌الله منتظری در عکس‌العمل جریان بازداشت گروه سیدمهدی هاشمی، ملاقات‌ها را تعطیل کردند... مدتی که در جلسه علنی بودم، مراجعات زیادی از نمایندگان در همین خصوص داشتم. نگرانی شدیدی در نمایندگانی که مطلع شده‌اند، بروز کرده است.(ص304)
 جمعی از پرسنل لشکر امام حسین(ع) آمدند که ملاقاتشان با امام لغو شده بود. برای آنها و پرسنل پایگاه هوایی نوژه صحبت کردم. جمعی از نمایندگان آمدند و نگران مسایل جاری آقای منتظری بودند و از من خواستند که خودم به قم بروم. قبول کردم. تلفنی در این خصوص با احمدآقا و آقای خامنه‌ای هم مشورت کردم.(ص305)
 آقای [مرتضی] بنی‌فضل از قم تلفنی مسأله آقای منتظری، قطع ملاقات‌ها و پخش خبر و ناراحتی طلبه‌ها را گفت و از من برای حل مشکل استمداد کرد. احمدآقا از اینکه بعضی‌ها او را مقصر معرفی کرده‌اند و به دروغ مانع ملاقات آقای منتظری با امام معرفی کرده‌اند و ... اظهار ناراحتی کرد؛‌ حق دارد، چون بیشترین تلاش را برای اعتبار آقای منتظری دارد. ساعت سه بعد از ظهر به طرف قم حرکت کردم. نزدیک غروب به منزل آقای منتظری رسیدیم. کمی پشت در معطل شدیم. ظاهر این بود که ایشان مصمم بوده کسی را نپذیرد ولی در مقابل حضور من، ناچار پذیرفتند. بعداً فهمیدم از پیش مطلع بوده‌اند و منتظر. گفتند آقای [ابراهیم] امینی را نپذیرفته‌اند.(ص305)
 تا ساعت نه شب با ایشان بودم. پس از صرف شام به تهران برگشتم. آقای سیدهادی هم در مذاکرات شرکت داشت. ایشان از دستور امام در خصوص تعقیب گروه سیدمهدی هاشمی رنجیده‌اند و دستور امام به اینکه دیگر عفو زندانیان با آقای منتظری نباشد، کار را بدتر کرده و مخصوصاً شیوه ابلاغ که به واسطه افرادی مثل آقای محمدی گیلانی و [سیدمحمد] ابطحی و شورای عالی قضائی که برای ایشان قابل توجیه نیست... ایشان معتقدند در مورد سیدمهدی گزارش‌های غلط و اغراق‌آمیز به امام داده شده و پس از دستور تعقیب ماموران در برخورد با متهمان، خیلی تند و غلط عمل کرده‌اند.(صص306-305)
 ضمناً [آقای منتظری] به خط سه خیلی بدبین بودند و به خصوص از احمدآقا گله می‌کردند. من شرحی از اقدامات و مذاکراتمان را با امام برای تعدیل قضیه گفتم. از احمدآقا دفاع کردم. از خود من هم گله داشتند که کمک لازم را نکرده‌ام. (ص306)
چهارشنبه 23 مهر : آقای [حبیب‌الله] عسکر اولادی آمد. برای کمیته امداد امام، جهت اداره خانواده سربازان متأهل مستمند کمک می‌خواست. در مورد مسأله جدید آیت‌الله منتظری و امام سؤال داشت و پیشنهاد تقویت مدارس خصوصی را داد.(ص306)
 اطلاع دادند عراق به فرودگاه شیراز و برق سدهای دز و شهید عباسپور حمله کرده و صدماتی زده است. با مشورت سران قوا، قرار شد به بغداد موشک بزنیم.(ص306)
 شب مهمان آقای موسوی اردبیلی بودیم. بیشتر بحث درباره مسأله آقای منتظری بود. من گزارش ملاقاتم با ایشان را دادم. درباره پیشنهاد ایشان در حد دادن گزارش جدید براساس واقعیات از طرف وزارت اطلاعات- ایشان مدعی‌اند گزارش غلط به امام داده شده- بحث و تصمیم‌گیری شد. قرار شد برای تکمیل کار، آیت‌الله خامنه‌ای فردا به قم بروند. نظری این بود که مانعی ندارد، سیدمهدی و افرادش را بعد از تکمیل بازجوئی‌ها آزاد کنند. (ص307)
پنجشنبه 24 مهر : آقایان دکتر هادی و دکتر روحانی آمدند. قرار شد در موضوع معامله گروگانهای آمریکایی در لبنان با نیازهای تسلیحاتی و آمدن هیأت مک‌فارلین آمریکایی به ایران که اخیراً شایع شده بود، برای افراد مورد اعتماد، مخفی توضیح داده شود و کانال واحدی برای این موضوع در نظر گرفته شود.(صص308-307)
 آقای میرزائی آمد. نگران و مضطرب است. وزارت اطلاعات در رابطه با مسأله سیدمهدی هاشمی احضارش کرده... آقای رئیس‌جمهور که از قم برگشته‌اند، تلفنی گفتند سفرشان به قم بی‌اثر نبوده، ولی هنوز مشکل حل نشده است.(ص308)
جمعه 25 مهر : احمدآقا آمد. درباره حل مشکل آیت‌الله منتظری صحبت کردیم. قرار شد از امام تقاضا کنیم که ایشان را به تهران بخواهند و به ایشان محبت نمایند. سپس تلاش شود که خاطر ایشان راضی شود. عصر احمدآقا اطلاع داد که امام دستور داده‌اند ایشان به تهران بیایند و قرار شد شب در جلسه سران قوا هم باشند.(ص308)
 عصر آقای محسن رضایی و [فریدون] مهدی‌نژاد آمدند. مهدی‌نژاد شرح مذاکرات با هیأت آمریکایی در آلمان درباره گروگانها درلبنان و پیشرفت‌هائی که شده را داد و انجیلی را که ریگان امضاء کرده و فرستاده به ما نشان داد. مرحله‌بندی آزادی گروگانها و گرفتن نیازهای تسلیحاتی و اطلاعاتی را گفت. قرار شد با امام و سران قوا مشورت شود و سپس به اجرا درآید.(ص309)
 شب آیت‌الله منتظری از قم آمدند. با آقایان خامنه‌ای و اردبیلی مهمان احمدآقا بودیم. امام هم شرکت کردند. به آقای منتظری خیلی محبت کردند و گفتند وجود شما برای انقلاب ضرورت دارد و حفظ اعتبار شما وظیفه همه است و دستور تعقیب گروه سیدمهدی هاشمی هم به همین منظور بود که بیت شما مطهر شود. به ایشان دستور دادند که وضع خودشان را عادی کنند و دوباره عفو زندانیان را امضاء نمایند. آقای منتظری نمی‌پذیرفتند ولی امام اصرار کردند. نزدیک بود امام عصبانی شوند که با دخالت ماها وضع بهتر شد.(ص309)
 امام خیلی کوتاه آمدند و متأسفانه آقای منتظری نرم نمی‌شوند. امام یکی دو بار صریحاً گفتند که عمرشان نزدیک به پایان است و شاید چند روز دیگر بیشتر زنده نباشند. دکترها گفته‌اند امام نباید دچار عصبانیت شوند. خیلی متأثر شدیم. ضمناً به مناسبتی فرمودند احمدآقا که اعّز اشخاص در دل ایشان‌اند، اگر خطائی کند، مثل دیگران او را تعقیب می‌کنند. بالاخره آقای منتظری قبول کردند که ملاقات‌ها را به طور محدود شروع کنند ولی نپذیرفتند که مثل گذشته صحبت و سخنرانی و دخالت در امور نمایند.(ص309)
 آخر شب گزارش‌ها را خواندم... از مجموع مطالب برمی‌آید آمریکا خود را ناچار دیده که رضایت خاطر جمهوری اسلامی را جلب نماید.(ص309)
شنبه 26 مهر : عصر احمدآقا اطلاع داد که امروز دردرس آیت‌الله منتظری، طلبه‌ای از ناراحتی ایشان اظهار تأسف کرده که پیشنهاد رفتن مقابل مجلس برای حمایت از ایشان را نموده که آقای منتظری ضمن تشکر از ایشان، گفته فعلاً نیازی نیست، ولی نگفته‌اند که مسأله حل شده و این برخلاف انتظار ما از جلسه دیشب و دستورات امام است.(ص310)
 آقای خامنه‌ای هم تلفنی از برخورد آقای منتظری در جلسه درس ابراز نگرانی مختصری کردند، ولی راه حمل بر صحت هم دارند. (ص310)
یکشنبه 27 مهر : دکتر هادی آمد. راجع به گروگانها و وضع آقای منتظری صحبت شد. تا ساعت یک در دفتر آقای خامنه‌ای در جلسه شورای عالی پشتیبانی جنگ بودیم.(ص310)
 شب سران قوا مهمان آقای خامنه‌ای بودیم. موارد مذاکره بسیار زیاد بود: جنگ، مسأله آقای منتظری، تبادل گروگان‌ها و سلاح و کمبود بودجه. (ص310)
دوشنبه 28 مهر : بعدازظهر مطلع شدم که عراق به ایستگاه فرعی قطار در اندیمشک حمله کرده است. در این حمله چند واگن آسیب دیده و پنج نفر شهید شده‌اند. با مشورت دکتر روحانی رئیس‌ ستاد [پدافند کشور] قرار شد، بیست و چهار ساعت بصره گلوله باران شود.(ص311)
 در گزارش‌ها سقوط مشکوک هواپیمای حامل سامورا ماشل رئیس‌جمهور موزامبیک و مرگ او و همراهانش مهمترین خبر است. آفریقای جنوبی متهم است که عامل این جنایت بوده. شب تا دیر وقت گزارش‌ها را می‌خواندم. (ص312)
سه‌شنبه 29 مهر : در راه مجلس از صفوف طولانی ماشین‌ها برای گرفتن بنزین ناراحت شدم. نگرانی از حمله عراق به قم و بمباران مراکز حساس هم خاطرم را مشغول می‌داشت و نیز وضع آیت‌الله منتظری و از عکس‌العمل ایشان در مقابل تصمیمات امام ناراحتم. مجموعاً بیش از گذشته نگرانم.(صص313-312)
 عصر درجلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی شرکت کردم. درباره دانشجویان تعلیقی که به علل اخلاقی یا سیاسی از ادامه تحصیل محروم شده‌اند، مذاکره شد. قرار شد به فارغ‌التحصیلان دانشنامه بدهیم. نسبت به آنها که در ترم آخر تحصیلند و اتمام تحصیلاتشان معمولاً در ظرف یکسال یا کمتر ممکن است، اجازه اتمام تحصیل داده شود، ولی قرار شد طرح جامعی را وزیر فرهنگ و آموزش عالی تهیه نماید و در جلسه آینده بحث شود. اول شب با آقای خامنه‌ای مذاکره کردیم. از نتیجه سفر امروز قم راضیند. کمی تعدیل در روحیه آقای منتظری دیده‌اند. (ص313)
چهارشنبه 30 مهر : اول وقت آقای ابراهیمی آمد و از وضع پیش آمده برای آقای منتظری و از سمپاشی‌های باند سیدمهدی ابراز نگرانی داشت.(ص314)
 شب در جلسه سران قوا، مهمان آقای خامنه‌ای بودیم. مسئولان کردستان و وزرای کشور و اطلاعات آمدند و به مشکلات کردستان رسیدگی شد. هماهنگی و قاطعیت مورد نیاز است. قرار شد کمیسیونی زیر نظر نخست‌وزیر به امور کردستان و آذربایجان غربی رسیدگی کنند و نخست‌وزیراختیارات کامل از امام بگیرد.(ص315)
 وزیر اطلاعات گزارشی درباره تحرکات افراد باند سیدمهدی هاشمی در دفاع از او و به اسم آیت‌الله منتظری و متهم کردن مسئولان کشور داد و گفت امام در جواب نامه‌اش گفته‌اند که با جدیت آنها را تعقیب کنند. (ص316)

آبان
پنجشنبه 1 آبان : متن فارسی خطبه عربی نماز جمعه را نوشتم. هنوز نمایندگان از مسائل بیت آیت‌الله منتظری نگران هستند و حق با آنها است. در مورد آقای میرزائی هم که بازداشت شده، مراجعاتی دارند. قرار بود به امام نامه بنویسند. مثل اینکه امضای قابل توجهی نداشته‌اند، منصرف شده‌اند... عصر شورای عالی دفاع جلسه داشت. در این جلسه، آئین‌نامه ستاد تبلیغات جنگ را تصویب کردیم. (ص319)
جمعه 2 آبان : برای اقامه نماز جمعه به دانشگاه تهران رفتم. به مناسبت سالگرد شهادت آقای مصطفی خمینی، مطالبی در ستایش از امام، آیت‌الله منتظری و احمدآقا به منظور تخفیف شرایط جاری که در اثر بازداشت گروه سیدمهدی هاشمی و عکس‌العمل آیت‌الله منتظری به وجود آمده، گفتم.(ص320)
 آقای منتظری امروز در جلسه‌ای تجدید فعالیت را برای رسیدگی به عفو زندانی‌ها اعلان کردند که باعث خوشحالی شد؛ (ص321)
شنبه 3 آبان : اول وقت به زیارت امام رفتم. گزارش وضع جنگ و برنامه عملیات آینده را دادم. نظر جلسه سران قوا را در مورد گروه سیدمهدی هاشمی گفتم که برای احتراز از عکس‌العمل احتمالی آقای منتظری، بهتر است جریان بازداشت‌ها متوقف شود و اینها که بازداشت شده‌اند، تدریجاً با ضمانت آزاد شوند و در صورت لزوم محاکمه شوند... ولی نظر امام این است که تمام اعضای تشکیلاتی بازداشت شوند... در مورد احتمال تجاوز ترکیه به شمال عراق در صورت سقوط صدام صحبت شد، فرمودند باید منتظر بود که چه پیش می‌آید. نظر خاصی ارائه نکردند. گزارش پیشرفت مسأله گروگان‌های آمریکایی در لبنان و نیازهای تسلیحاتی را دادم، تأیید کردند.(ص321)
 اول وقت به مجلس آمدم. با اقای ری‌شهری که بنا بود خدمت امام برود، درباره نتیجه مذاکرات دیروزم با امام تلفنی صحبت کردم و نیز درباره مطرح کردن مسأله حفاظت و اطلاعات ارتش تذکر دادم. بعد از ملاقات اطلاع داد که امام در مورد تعقیب گروه سیدمهدی هاشمی جدی‌اند و در مورد حفاظت اطلاعات هم نظرشان این است که تحت نظر وزیر اطلاعات- به صورت مخفی- قرار گیرد. رئیس‌جمهور قبلاً با این نظر مخالف بودند.(ص322)
 آقای [محمدجعفر] سعیدی [یان‌فر] نماینده [خمینی شهر] آمد. از مسأله سید مهدی هاشمی و از اینکه رادیوهای بیگانه او را هم جزو بازداشتی‌ها می‌دانند، نگران است. آقای فاضل هرندی آمد، از صدمه احتمالی که در مسأله سیدمهدی به آقای منتظری وارد شود، به خاطر مطرح شدن موضع‌گیری ایشان در مقابل دستور امام، اظهار نگرانی کرد و نمونه‌هایی از اظهارنظر بعضی از طرفداران سرسخت ایشان را نقل کرد. دکتر هادی آمد. عازم قم است. درباره مطالبی که می‌خواهد مطرح کند، مشورت کرد.(ص322)
 آقای موسویان سرپرست ادارات مجلس آمد. عقاید و خط سیاسی اجتماعی خودش را عرضه کرد. شب سران قوا مهمان من در مجلس بودند. در این جلسه دکتر ولایتی گزارش سفر به لیبی را داد. درباره گروه سیدمهدی بحث شد. (ص323)
دوشنبه 5 آبان : احمدآقا آمد. تصمیم امام را در مورد نوشتن جواب سؤال وزیر اطلاعات در خصوص تعقیب پرونده گروه سیدمهدی گفت و متن آن را آورد. بناست از رسانه‌ها پخش شود. به آیت‌الله خامنه‌ای تلفنی گفتم که نماز جمعه آینده را اقامه کنند.(ص323)
 دکتر هادی [نجف‌آبادی] آمد. در مورد سفر به عربستان برای مذاکره با آقای فهد- شاه عربستان- مشورت کرد. فهد گفته اگر یک هفته جنگ متوقف شود، صدام را کنار می‌گذارند. قرار شده از طرف ما کسی برود و توضیح کیفیت کار را بگیرد. نامهوزیر اطلاعات و جواب امام در خصوص تعقیب سیدمهدی هاشمی امروز منتشر شد، احتمالاً آقای منتظری ناراحت‌تر شده باشند. (ص325)
سه‌شنبه 6 آبان : قبل از دستور، تلگراف آیت‌الله منتظری در جواب تلگراف و تسلیت نمایندگان را خواندم... آقای [واعظ] طبسی ناهار مهمانم بود. شرح مذاکرات با آقای منتظری و امام را گفتند. آقایان رفیق‌دوست و مهدی‌نژاد آمدند. در مورد مراحل آزادی گروگانهای آمریکایی در لبنان و نیازهای تسلیحاتی بحث شد.(ص325)
 در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی شرکت کردم. مشکل دانشجویان تعلیقی- که چند سال است بلاتکلیف مانده‌اند- حل شد. (ص326)
چهارشنبه 7 آبان : عصر آقای [احمد] عزیزی [رئیس کمیسیون سیاست خارجی مجلس] آمد و راجع به شایعه آمدن مک‌فارلین به ایران توضیح خواست؛ توضیح دادم.(ص327)
 مهمان آقای موسوی اردبیلی بودیم. مطلع شدیم که یک هواپیما در بندرعباس به زمین نشسته و پانصد موشک تاو و مقداری داروی هدیه ازطرف آمریکا آورده که ما برای آزادی گروگانها در لبنان کمک کنیم. در جلسه سران در مورد مسائل مربوط به گروگانهای فرانسوی و آمریکا که در جریان مذاکره و معامله است، بحث و تصمیم‌گیری شد. آقای امراللهی آمد. گزارش پیشرفتهای سازمان انرژی اتمی را گفت. فرانسوی‌ها اصرار دارند تفاهم‌نامه سیاسی و اقتصادی، همزمان منتشر شود. مشکل آزادی گروگان آمریکایی، مسائل جدید آنها با سوریه است. در مورد مسائل مربوط به آیت‌الله منتظری هم بحث شد؛ مشکل عمیق است. (ص327)
پنجشنبه 8 آبان : آقای [علی اصغر] حجازی آمد. مذاکراتش با آقای منتظری را گفت و برای حل مشکل استمداد کرد. دکتر روحانی آمد. درباره جنگ و خریدها صحبت شد. مهدی‌نژاد آمد و درباره جدول معامله گروگانهای آمریکایی در لبنان با نیازهایمان بحث شد. (ص329)
جمعه 9 آبان : نماز جمعه را آیت‌الله خامنه‌ای اقامه کردند. (ص329)
شنبه 10 آبان : حاج‌احمدآقا آمد. از شیوع خبر سفر مک‌فارلین به ایران به گونه‌ای انحرافی نگران است و پیشنهاد داشت که آن را به گونه واقعی که برای ما پیروزی است و برای آمریکایی‌ها خفت و شکست مطرح کنیم، پیش از آنکه دشمنان سوءاستفاده کنند. قرار شد فردا شب جلسه سران منزل ما باشد و موضوع بحث هم همین باشد. (ص330)
یکشنبه 11 آبان : شب سران قوا در منزل ما جلسه داشتند. دکتر هادی گزارش سفر به عربستان را داد. آقای فهد گفته در کنفرانس سران شورای همکاری خلیج‌فارس به نفع ما حرکت می‌کنند و اظهار آمادگی کرده که در صورت خاموش شدن دو هفته‌ای شعله جنگ در جبهه‌ها- حتی بدون آتش‌بس- برای حذف صدام اقدام شود.(ص330)
 آقای دکتر ولایتی گفت سوری‌ها نگرانند و از ما خواسته‌اند که کمک کنیم تا با آزادی چند نفر از گروگان‌های فرانسوی، از این اهرم در جهت استفاده از قدرت فرانسه در مسائل جاری در میان بازار مشترک [اروپا] استفاده کنیم.(ص330)
 درباره شایع شدن مسأله آمدن مک‌فارلین به تهران بحث شد. قرار شد که پس فردا در مراسم سالگرد اشغال لانه جاسوسی در مقابل مجلس، من به گونه درستی موضوع را مطرح کنم، پیش از آنکه مخالفان آن را در جهت غلط و انحرافی مطرح نمایند. آقای موسوی اردبیلی اطلاع دادند که آقای منتظری کمی‌ نرم‌تر شده‌اند و بنا دارند خدمت امام برسند. (ص331)
دوشنبه 12 آبان : ظهر آیت‌الله خامنه‌ای آمدند. درباره کیفیت اعلان قضیه آمدن مک‌فارلین به ایران بحث کردیم. توافق حاصل شد. ایشان ابتدا با تصمیم دیشب جلسه ما موافق نبودند. درباره کیفیت کار با عربستان سعودی در مورد پیشنهاد حذف صدام مذاکره کردیم.(ص333)
 آقایان [جلال‌الدین] طاهری [نماینده ولی فقیه و امام جمعه اصفهان] و [عبدالله] نوری [نماینده امام خمینی در جهاد سازندگی] آمدند. از مسائل مربوط به آقای منتظری اظهار نگرانی کردند و آقای طاهری مطالب امام و نگرانی ایشان را که در ملاقات امروز شنیده بود، گفتند. از طرف امام مأمور شده‌اند که با آقای منتظری ملاقات و گفتگو کنند.(ص333)
 آقای سعیدی آمد. توضیحاتی از اشتباه آیت‌الله منتظری و نزدیکان ایشان در مورد مسأله سیدمهدی هاشمی دادم و ایشان را از ادامه این راه برحذر داشتم.(ص334)
 ظهر دکتر روحانی آمد. درباره جنگ و نیازها و ارز و مطالب سخنرانی عصر مذاکره شد. دکتر هادی برای مشورت در مطالب سخنرانی عصر آمد. عصر آشیخ قدرت [علیخانی] آمد و از راه یافتن چند نفر از تائبان منافق در اطراف بیت آیت‌الله منتظری اظهار نگرانی کرد.(ص335)
 در مراسم 13 آبان مقابل مجلس، سخنرانی مبسوطی ایراد کردم. آمدن مک‌فارلین به ایران را خوب توضیح دادم و استیصال آمریکا را تشریح کردم. نظر امام هم این بود که حقایق جریان به مردم گفته شود.(ص335)
چهارشنبه 14 آبان : بیشتر وقت را صرف مطالعه گزارش‌ها کردم. سخنرانی دیروز عصر من، مثل بمب در دنیا منفجر شده است. آمریکایی‌ها به مخمصه افتاده‌اند. بر خورد بدی نداشته‌اند. اطلاع داده‌اند برای جلوگیری از خراب شدن جریان آزادی گروگان‌ها، کوتاه می‌آیند ولی چاره‌ای جز این ندارند، چون چیزی برای گفتن ندارند.(ص336)
 آقای ری‌شهری اطلاع داد که احمدکاشانی نماینده نطنز، به جرم شرکت در گروه زیرزمینی از نظامیان که اعلامیه در جهت تفرقه ارتش و سپاه می‌دادند، دستگیر شده است. هشتمین شماره آن اعلامیه در منزل وی برای پخش آماده بوده. آقای [محمدرضا] باهنر مراجعه کرد و در این باره توضیح خواست. جریان را گفتم و وعده دادم برای حل مشکل کمک کنم.(ص337-336)
 آقای کنگرلو آمد و گفت [منوچهر] قربانی‌فر که از جریان گروگانهای آمریکایی کنار گذاشته شده، خیلی ناراحت است و گریه می‌کند. جلسه سران قوا در نخست‌وزیری بود. تصویب شد که مسأله آزادی گروگانها و تأمین نیازها ادامه یابد. وزارت خارجه مسأله را با فرانسه تعقیب کند و پیشنهاد مبادله جاسوس آمریکایی، با پولهایمان در آمریکا را نیز تعقیب نماید. (ص337)
پنجشنبه 15 آبان : قبل از شروع جلسه، بازداشت آقای احمد کاشانی را به اطلاع نمایندگان رساندم. (ص337)
جمعه 16 آبان : به نماز جمعه رفتم. خطبه دوم را درباره مسائل جاری سفر مک‌فارلین و تبلیغات جهانی مربوط به آن بحث کردم. شب آقای [فریدون] مهدی‌نژاد برای مشورت در این امر آمد. (ص338)
شنبه 17 آبان : سپس با احمدآقا درباره مسائل جاری بعد از افشاگری من علیه آمریکا مذاکره کردیم؛ شرایط مجموعاً مثبت است. آمریکایی‌ها در مشکلات افتاده‌اند. آقای [مصطفی] کفاش‌زاده آمد و در مورد خریدهای نظامی صحبت کرد. (ص339)
یکشنبه 18 آبان : دکتر هادی و عبدالله نوری آمدند. آیت‌الله منتظری آنها را خواسته‌اند؛ درباره مذاکرات مشورت کردند.(ص339)
 شب با دیگر سران قوا، مهمان احمدآقا بودیم. آیت‌الله منتظری هم بودند. آقای منتظری نسبت به جلسه گذشته، خوب صحبت کردند و نسبت به امام اظهارات ارادات و اطاعت کردند و گفتند از نامه سید مهدی اطلاعی نداشتند، ولی امام تخفیفی در مسأله گروه سیدمهدی ندادند.(ص340)
دوشنبه 19 آبان : صبح زود به بیمارستان جنب خانه امام رفتم. از معده‌ام عکس‌برداری شد. فیزیوتراپ‌ها به منزل آمدند و پس از آزمایش گفتند احتیاج به فیزیوتراپی نیست.(ص340)
سه‌شنبه 20 آبان : در جلسه سه‌شنبه نمایندگان شرکت کردم. توضیحاتی درباره جنگ، سفر مک‌فارلین، معامله با آمریکا بر سر گروگان‌ها در لبنان و بازداشت میرزائی و [احمد] کاشانی دادم و نمایندگان را نصیحت کردم که به اختلافات دامن نزنند. (ص341)
چهارشنبه 21 آبان : در گزارش‌ها مهمترین مسأله، رسوائی آمریکا در ارتباط با ایران است. آقای صیاد شیرازی آمد و گزارش جبهه‌ها را داد و نظراتی اظهار کرد.(ص341)
 آقایان ابراهیم امینی و دکتر هادی و ابراهیمی آمدند. آقای امینی درباره پیشنهاد به عهده گرفتن سمت نمایندگی امام در لبنان بحث کرد و شرایطی داشت که قبول کردم. آقای منتظری این سمت را به ایشان پیشنهاد داده است.(ص342)
 آقای خوشنویسان- دانش‌آموز سال چهارم دبیرستان که نابغه است و استعداد نیرومندی دارد- همراه آقای طباطبایی آمد. گفت که در ایران اشباع نمی‌شود، و خواستار اجازه رفتن به خارج برای تحصیل بود. قرار شد مشورت نمایم.(ص342)
 آقای مسیح مهاجری [سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی] آمد. درباره مسائل اخیر و سفر مک‌فارلین نظرات خوبی داشت. درباره کنار رفتن از روزنامه [جمهوری اسلامی] در آینده دور مشورت کرد که موافقت نکردم و خبر داد برای روزنامه، چاپخانه عظیم و مدرنی تهیه کرده است.(ص342)
 شب مهمان آقای رئیس‌جمهور بودیم. در این جلسه مسأله بانک مرکزی در دستور بود. (ص342)
پنجشنبه 22 آبان : از مشهد اطلاع دادند که حکم جلب برای [سیدحسین] قاضی‌زاده هاشمی نماینده [فریمان و] سرخس صادر شده است. به آقای موسوی اردبیلی گفتم دستور رسیدگی بدهند. (ص342)
جمعه 23 آبان : آقای [محمدحسن] زورق [معاون سیاسی سازمان صداوسیما] آمد و از وضع برنامه‌های صداوسیما و افراد و خطوط گزارشی داد. خواستار همکاری بیشتر مدیر عامل صداوسیما با ایشان بود.(ص342)
 مهدی‌نژاد گزارش سفر به ژنو و مذاکره با آمریکایی‌ها درباره بقیه گروگانها را دارد. آنها به وضع بدی افتاده‌اند و از موضع ضعف و با التماس برخورد می‌کنند. خیلی جالب است. قرار شد همان جدول تعیین شده اجرا شود و درباره مسائل سیاسی بحث نکنند و سه نفر آقایان هادی، کنگرلو و مهدی‌نژاد قضیه را ادامه دهند. (ص343)
شنبه 24 آبان : عصر احمدآقا امد. نتیجه مذاکرات مهدی‌نژاد را برای اطلاع امام گفتم و ضمناً ادعای آمریکایی‌ها را مبنی بر اینکه صادق طباطبائی به آنها مراجعه کرده و خواسته در مسأله گروگانها میانجی شود، گفتم. بعداً احمدآقا گفت صادق به کلی منکر است. [مصطفی] کفاش‌زاده آمد و ادعا کرد [همایون] انصاری [شیرازی] آدم خدمتگزاری است. او به اخذ رشوه از کمپانی نوریکو در خرید توپهای اتریشی 155 متهم شده است. گفتم بالاخره باید به دادستانی برود تا وضع روشن شود. (ص344)
یکشنبه 25 آبان : هنوز استیصال و افتضاح آمریکا، مهمترین مسأله روز است. قبل از دستور صحبت کوتاهی درباره پیشنهاد هفته وحدت از طرف آقای منتظری کردم.(ص344)
 پیش از ظهر آقایان روحانی و هادی آمدند و درباره چگونگی تعقیب جریان آزادی گروگانهای آمریکایی بحث کردیم.(ص345)
 تلفنی به اخوی محمد گفتم که صدا و سیما در مورد جا انداختن استیصال آمریکا و قدرت ایران کار کند.(ص345)
 شب با سران قوا مهمان احمدآقا بودیم. درباره رئیس بانک مرکزی تصمیم گرفتیم که آقای دکتر [مجید] قاسمی به جای آقای [محسن] نوربخش باشد. علت آن عدم سازش [آقای محمدجواد ایروانی] وزیر دارائی با آقای نوربخش است. درباره رفتار با آمریکایی‌ها قرار شد فقط در حد معاوضه گروگان‌ها باشد. امام در جلسه شرکت کردند. حالشان خوب است و مزاح کردند و گرم گرفتند.(ص345)
 درباره دادن اختیارات شورای عالی قضائی در صورت اختلاف نظر، به آقای موسوی اردبیلی، بحث شد. ایشان موافقت خودشان را مشروط به درخواست شورا فرمودند. در مورد مسائل اخیر بین ما و آمریکا نظرشان این است که مجموعاً به نفع ما تمام شده است. پیشنهاد شد که آقای منتظری اعضای شورا را بخواهند و به آنها بگویند که از امام برای دادن اختیارات به رئیس شورا درخواست نمایند. (ص345)
دوشنبه 26 آبان : آقای رفیق‌دوست برای گرفتن امضای دو میلیارد تومان برای پانصد گردان آمد.(ص346)
 عصر سرهنگ ترابی آمد و از احتمال سلطه وزارت اطلاعات بر حفاظت اطلاعات ارتش اظهار نگرانی کرد. آقای محسن رضایی آمد. درباره نیازهای عملیات آینده و کمبودها و آزادی گروگان‌های لبنانی گفت و تاکید کردم (احتمالاً «م» زائد است) که فریدون [مهدی‌نژاد] باید جزئیات را به من بگوید.(ص346)
 به احمدآقا گفتم که لازم است [مصطفی] کفاش‌زاده، [همایون] انصاری [شیرازی] را به دادستانی معرفی کند. آقای [محمد] کیاوش از اتریش تلفنی گفت که اتریشی‌ها نسبت به بازداشت آیزنبرگ ناراحتند و عکس‌العمل نشان خواهند داد. این مطلب مربوط به پرونده سوءاستفاده در معامله سلاح است. (ص346)
سه‌شنبه 27 آبان : هنوز هم مسأله مهم دنیا، مسأله ما و آمریکایی‌ها است و حکام آمریکا سخت تحت فشارند. در مجلس هم هنوز علایم سئوال و گاهی هم شیطنت و تحریک دیده می‌شود.(ص347)
 به جلسه شورای انقلاب فرهنگی رفتم. قسمتی از اساسنامه دانشگاه نیمه حضوری تصویب شد. شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز جلسه داشت. بحث آن درباره اساسنامه و انتخابات جدید بود. (ص347)
چهارشنبه 28 آبان : قاضی‌زاده هاشمی آمد و از بازداشتش در خراسان شکایت کرد. شب با سران قوا مهمان رئیس جمهور بودیم. آقای ری‌شهری گزارش نتایج بازجویی‌های گروه سیدمهدی هاشمی را داد و فیلم مصاحبه با یکی از اعضای آن را نمایش داد. گفت سیدمهدی هم بریده است و مصاحبه می‌کند. در جلسه‌ای با آیت‌الله خامنه‌ای و دکتر روحانی، مشکلات پدافند را بحث کردیم. قرار شد برای تسهیل کار، اختیارات بیشتری به آقای روحانی داده شود. (ص347)
پنجشنبه 29 آبان : محسن- عموزاده- آمد. از [شرکت مس] سرچشمه استعفا داده و پشیمان است.(ص347)
 آقایان رحمانی و آشتیانی به منزل آمدند و اطلاع دادند که امام در مورد مسائل اخیر ایران و آمریکا صحبت کرده و اقدامات مسئولان را تایید کرده‌اند و آن را یک پیروزی بی‌سابقه نامیده‌اند و به تلخی به مخالفان و هشت نماینده‌ای که در مجلس از وزیر خارجه سئوال مطرح کرده‌اند، حمله نموده‌اند. احمدآقا هم آمد و همین‌ها را گفت.(ص348)
جمعه 30 آبان : آقای میرعماد دادستان تهران اطلاع داد که ردپای [همایون] انصاری [شیرازی] متهم را در منزل [مصطفی] کفاش‌زاده پیدا کرده‌اند. آقای [محمدعلی] انصاری از بیت [امام] آمد و از رفتن ماموران به خانه یکی از خدمتگزاران بیت شکوه کرد و گفت انصاری [شیرازی] را در منزل یکی از آنها گرفته‌اند. احمدآقا هم تلفنی گله کرد. (ص348)          ادامه دارد ...