مصطفی ایزدی
با یک نگاه عمومی و نه جامعهشناسانه میتوان ارتباط ملتها با دولتها را در سه وضع تعریف کرد. موافق، مخالف و بیطرف. بدیهی است که میزان هر یک از این سه گروه نسبت به کل جمعیت، بستگی به عملکرد حکومتها دارد. در ایران دهه هفتاد، وضع جوانان و نوجوانان، که عمده جمعیت کشورمان را تشکیل میدادند، بر حسب یک نظرسنجی جامعی که سازمان جوانان در سراسر کشور انجام داده بود، موافق و مخالف و بیطرف تقریبا به یک میزان بودند. آمار و ارقام این نظرسنجی در سازمان جوانان موجود است و آنچه من در حافظهام از ده، دوازده سال قبل دارم این است که 34 درصد جوانان ایران موافق حکومت، 33 درصد مخالف و 33 درصد بیطرف بودند. فعالیت جناح موسوم به چپ در پیشواز دوم خرداد 76 و جذبه شعارها و برنامههای سیدمحمد خاتمی باعث شد که بیطرفها به صحنه بیایند و مخالفها هم به اصلاح حکومت بیندیشند و در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنند. آن تحول، قریب به اتفاق مردم را وارد فضای سیاسی برای تعیین سرنوشت خود کرد و حماسهای بزرگ را رقم زد. این حماسه در 18 خرداد 80 نیز تکرار شد، اما کارشکنیها و مانعتراشیها و بحرانآفرینیهای فراگیر مخالفان اصلاحات از یک سو و ضعفهای اصلاحطلبان از سوی دیگر باعث شد که در 3 تیر 84، نزدیک به 40 درصد از مردم خود را از صحنه دور کنند و همین امر سبب گردید که رییس جمهور منتخب، با رای حدود یک سوم واجدین شرایط، رییس دولت شود. این مقدمه را بدین منظور آوردم که به وضع موجود از نظر تاثیر رفتار حکومت بر ملت نگاهی داشته باشیم، چرا که شرایط موجود نگرانیهای زیادی را در میان مردم برانگیخته است و ضرورت دارد که زمینههای آن بازشناسی شود. میدانیم که بخشی از رفتار دولت، برای همگان اهمیت ندارد و برای بعضی از افراد جامعه، درخور توجه نیست. مثلا جمعیت قابل توجهی اخبار مربوط به مبارزه با مفاسد اقتصادی را پیگیری نمیکنند، چون خبری در آن نمیبینند، بعضیها موضوع فلسطین را موضوع خودشان نمیدانند. یا برخورد با مطبوعات، عدهای را ناراحت نمیکند و... به همین ترتیب میتوان موضوعات و مسایل را که مورد توجه فعالان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه است، تقسیمبندی کرد و ارتباط هر یک را با اقشار گوناگون به دست آورد. اما بعضی از رفتارهای متولیان امور شامل موضعگیریها، عملکردها، وعده و وعیدها و... وجود دارد که کلیه افراد جامه را از هر دسته، گروه، نژاد، زبان، دین و مذهب متاثر میکند. در میان موضوعات اجتماعی، دو مو ضوع هست که اگر بر اثر رفتار مقامات بلندپایه، عمده شوند، همگان را ناراحت و دلمشغول میکند؛ یکی نگرانی از بروز جنگ و یکی هم نگرانی از وخامت اوضاع اقتصادی. علیالقاعده هیچ بحرانی، به پای بحران ناشی از جنگ یا بحران ناشی از فروپاشی نظام اقتصادی نمیرسد و به همین ترتیب، اندیشه پیش آمدن چنین بحرانهایی، ذهن و فکر مردم را نیز ناآرام و روح جامه ر انگران میسازد. در حال حاضر، چالش مربوط به سیاست خارجی و بحثهای مربوط به امور اقتصادی وضع ناخوشایندی را در جامعه ایجاد کرده است. به ویژه اینکه در مسایل بینالمللی بخش رسانهای و تبلیغاتی این جناح به طور سیستماتیک چنین القا میکند که مصایب جهان اسلام با موضعگیریهای دولتمردان ایران گره خورده است و هر آنچه در دنیا و رابطه با مسلمانان پیشآمده و میآید، به هر گونهای ناشی از رفتار استکبارستیزانه مقامات جمهوری اسلامی ایران است، بگذریم که این شیوه اطلاعرسانی و تبلیغات کار بحران زدایی از ذهن و دل ایرانیان مسلمان را با دشواریهای بسیار مواجه میکند. چهار ماه قبل که حرم مطهر ائمه هدی در سامرا به دست فرقهگرایان متعصب منفجر شد، روزنامه کیهان در یادداشت روز خود نوشت در پی اعلام غیرواقعی بودن هولوکاست از سوی رییسجمهور کشورمان که بازتابی گسترده و جهانی داشت رژیم صهیونیستی با بنبست مشروعیت روبهرو شده و حامیان غربی این رژیم، مخصوصا آمریکا و اروپا برای رهایی از این بنبست به واکنشهای بیسابقه و دیوانهوار دست زده و میزنند تا آنجا که اهانت به رسول خدا و انفجار حرم شریف ائمه در سامرا، و بخشی از این واکنشهای وحشیانه و دیوانهوار تلقی میشود .(کیهان9/12/84) گرچه زیر سوال بردن هولوکاست ابتکار خوب اما جدیدی نیست و مخدوش کردن قصه یهودیستیزی اروپاییها کار درستی است اما تلقی مدیر مسئول کیهان در تحلیل فوق اساسا فاقد مبنا و به دور از واقعیتهای موجود است زیرا اهانت کاریکاتوریست دانمارکی به پیامبر عظیمالشان اسلام مربوط به یکی دو ماه قبل از طرح (افسانه بودن هولوکاست) توسط احمدینژاد بوده است و نیز بمبگذاری در حرم مقدس دو امام همام در سامرا ادامه خشونتهای فرقهای و عملیات مکرر تروریستی دو سال گذشته در عراق میباشد که در چارچوب استراتژی دراز مدت فتنهگری بین مذاهب اسلامی طراحی و اجرا شده است. هر چند طراحان و عاملان این جنایت ضداسلامی و ضدانسانی میتوانند مزدور دشمنان اسلام باشند و به نمایندگی از صهیونیستها چنین فجایع اسفباری را به بار آورند، لذا اینگونه تحرکات اهانتآمیز در اروپا و در عراق نمیتواند با ادبیات سیاسی رییسجمهور ایران مرتبط باشد، اما فرض میگیریم که تلقی و تحلیل مدیر مسئول کیهان درست باشد یعنی اگر رییسجمهور ایران یادی از هولوکاست نمیکرد، نه از پیامبر اسلام تصویر وهنآلود منتشر میشد و نه بارگاه ملکوتی امامین معصوم در سامرا ویران میگشت، نتیجه این گون تحلیلها چیست؟به چند نتیجه اشاره میکنیم:
1- میدانیم که در سال گذشته در جریان اعتراض به دولتهای اروپایی برای اهانت به پیامبر اسلام و عاملان تخریب سامرا صدها نفر کشته و مجروح شدند و مساجد متعددی در خارج از ایران مورد تعرض قرار گرفت و مصیبت بر مصیبت افزوده شد. این وضع نگرانیهای زیادی را برای ملت ما فراهم ساخت که بر اساس روزنامه کیهان از موضعگیری رییس جمهور ما بر خاسته است.
2- اگر استکبار جهانی و در راس آن آمریکا، در قبال موضعگیری جمهوری اسلامی ایران به اهانت، خشونت و ترور در کشورهای دیگر دست میزند، این نگرانی بین شهروندان ایرانی شدت مییابد که به طریق اولی، چنین اهانتها و خشونتهایی در سرزمین ما قابل وقوع است و بالقوه میتواند جز برنامههای ایادی استکبار باشد. تقویت چنین تصوری به هیچعنوان قابل توجیه نیست و نشان از این دارد که تحلیلگر کیهان بر عکس همه ادعاهای گذشتهاش دشمنان اسلام را بسیار نیرومند میداند.
3-بسیاری از مسلمانان جهان، تعریف درستی از قطببندی سیاسی جهان، آنگونه که ما داریم ندارند، این افراد به دلیل نشانی غلطی که از اخبار و تحلیلهای نادرست رسانههای متعلق به محافظهکاران میگیرند زمینهسازی اهانتها و خشونتها را سخنان و موضعگیریهای مقامات کشورمان میپندارند و این غلط وجهه عمومی ملت بزرگ ایران را مخدوش میسازد و چنین تصویری از ایران در دنیا میتواند اساس نگرانیهای جدید باشد.
4-حق ملت ایران این نیست که همیشه در نگرانی و دلمشغولی باشد که نقشی بر تولید آن ندارد. مباحث اقتصادی و بیتدبیریهای مربوطه نیز همچون مسایل سیاسی، زمینهساز بسیاری از نگرانیهای مردم است که توضیح و تشریح آن به وقت دیگری وا میگذاریم.