تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۳۸۸ - ۱۱:۲۶  ، 
شناسه خبر : ۱۳۷۵۲۰
نویسنده: میشل پارنتی

در این مقاله که از کتاب "20 سال اخبار سانسور شده " اقتباس شده، نویسنده معتقد است که در کنار پذیرش وجود اشتباهاتی ناخواسته در انعکاس اخبار و گزارش‏ها و تحلیل‏های رسانه‏ای، باید پذیرفت که رسانه‏های تحت مالکیت ابر شرکت‏های تجاری، همواره با انعکاس یک سویه و جهت‏دار مطالب خود به نفع ابر شرکت‏ها، ابر قدرت‏ها، احزاب حاکم و ثروتمندان، عامدانه به تحریف و سانسور می‏پردازند. همچنین نادیده گرفتن بسیاری از وقایع ناگوار تاریخی و یا بزرگ جلوه دادن حوادثی کوچک، دروغ‏گویی، ارائه اظهارات مسئولان دولتی بدون بررسی‏های لازم و در نهایت، نادیده گرفتن جریان‏های فکری اقلیت، روش‏های مرسومی است که رسانه‏ها برای دستیابی به اهداف پشت پرده خویش انجام می‏دهند.
ما در صنایع رسانه‏ای خود به مردم می‏گوییم که اشتباه در ارائه اخبار، غیرقابل اجتناب است، لذا گفته می‏شود که همه تحریفات و اشتباهات موجود در اخبار، به دلیل کمبود وقت، قضاوت نادرست نیروهای انسانی، محدودیت زمانی و مکانی ارائه اخبار، محدودیت‏های بودجه‏ای و مشکلات ناشی از مختصر نمودن یک اتفاق پیچیده در قالب یک گزارش فشرده، روی می‏دهند. به علاوه، هیچ یک از سیستم‏های ارتباطی نمی‏تواند هرچیزی را گزارش دهد. گزینش از نیازمندی‏های حرفه ماست و افرادی از جامعه نیز مسلماً از این وضعیت رضایت نخواهند داشت.
من موافقم که این مشکلات در حوزه رسانه‏ها وجود دارد، اما معتقدم که ارائه نادرست بسیاری از اخبار را نمی‏توان نتیجه اشتباهات ناخواسته و مشکلات ناشی از تولید همه روزه خبر در رسانه‏ها دانست. البته درست است که رسانه‏ها باید انتخابگر باشند، اما این گزینش باید براساس چه اصولی صورت گیرد؟ اشتباهات رسانه‏ها به صورت تصادفی روی نمی‏دهند، بلکه معمولاً در یک جریان مشخص، بارها و بارها تکرار می‏گردند. توجه به خواسته‏های مدیران در برابر کارگران، ابر شرکت‏ها در برابر منتقدان این شرکت‏ها، سفیدپوستان مرفه در برابر فقرای سیاه، مسئولان دولتی در برابر اعتراض‏کنندگان، انحصارگران دو قطب سیاسی در برابر اقلیت جناح سوم، خصوصی‏سازی و اصلاحات بازار آزاد در برابر توسعه بخش عمومی، سلطه ایالات متحده در جهان سوم در برابر تغییرات اجتماعی مردم و یا انقلاب‏ها، سیاست‏های امنیت ملی در برابر منتقدان این سیاست و بالاخره چهره‏های شناخته شده و روزنامه‏نگاران محافظه‏کار در برابر افراد ترقی‏خواه اصلاح‏طلب، همواره در رسانه‏ها تکرار می‏شود.
وجود این انحرافات و جانبداری‏ها در رسانه‏های مهم دنیا، نشانگر یک تفکر حاکم است که در آن به ندرت کاری انجام می‏شود که احتمالاً موجب ایجاد نارضایتی در میان صاحبان قدرت‏های سیاسی و اقتصادی، به ویژه صاحبان رسانه‏ها و یا شرکت‏ها و مؤسساتی که تبلیغ خود را به آن شبکه ارائه می‏دهند، گردد. در ادامه بحث، ما به شرحی مختصر از روش‏هایی که در آن‏ها این انحرافات یکپارچه شده و ارائه می‏گردد، می‏پردازیم:
حذف و پنهان‏کاری
شناخته شده‏ترین فرم ارائه ناصحیح اخبار، حذف آن است. گاهی اوقات، این اقدام نه تنها با حذف جزییات یک خبر که با نادیده گرفتن کل آن صورت می‏گیرد؛ حتی اگر آن اتفاق، بسیار مهم نیز باشد. همان‏طور که اشاره شد، وقایعی که ممکن است تا حدی اندک نیز منافع قدرت‏ها را تحت تأثیر خویش قرار دهد، هرگز انتشار نخواهند یافت. لذا خبر مربوط به مسمومیت چند نفر به وسیله داروهای "تیلنول " دستکاری شده توسط یک فرد دیوانه، به عنوان یک خبر مهم تلقی می‏گردد، اما وقایعی بسیار مهم‏تر نظیر مسمومیت ریوی صدها کارگر کارخانه در واحدهای تولید مواد شیمیایی، برای چند دهه مسکوت گذاشته می‏شود؛ زیرا انتشار این خبر ممکن است منافع صاحبان کارخانه‏ها و صنایع بزرگ را دچار چالش نماید.
ما از رسانه‏های خود اخبار و گزارش‏های فراوانی در مورد سرکوب‏های سیاسی انجام شده توسط دولت‏هایی نظیر کوبا می‏شنویم (هرچند در گزارش رسمی دولت ایالات متحده عنوان گردیده بود که تنها 6 زندانی سیاسی در کوبا نگهداری می‏شوند) اما تقریباً هیچ‏گاه خبری در مورد فجایع صورت گرفته توسط دولت‏های راستگرای تحت حمایت ایالات متحده در ترکیه، اندونزی، عربستان سعودی، مراکش، السالوادور، گواتمالا و بسیاری نقاط دیگر، در رسانه‏های ما انعکاس نمی‏یابد.
در اغلب موارد، رسانه‏ها وقایع و اتفاقات مهم را (برخلاف رویدادهای جنجال برانگیز) نادیده گرفته و یا کم‏اهمیت جلوه می‏دهند. لذا در سال 1965 میلادی، ارتش اندونزی که از سوی نیروهای نظامی ایالات متحده و سازمان سیا، آموزش، تجهیز، راهنمایی و تأمین مالی شده بود، با سرنگونی دولت رئیس‏جمهور احمد سوکارنو و نابودی حزب کمونیست اندونزی و حامیانش، حدود نیم میلیون نفر از شهروندان اندونزی را قتل‏عام نمود (برخی از تخمین‏ها، رقم واقعی را بیش از یک میلیون نفر نشان می‏دهد) که می‏توان آن را از بزرگ‏ترین قتل‏عام‏های سیاسی دانست. همچنین ژنرال‏های ارتش، صدها بیمارستان، کتابخانه، مدرسه و مرکز اجتماعی را که از سوی کمونیست‏ها دایر شده بود، ویران نمودند. در اینجا تنها به یک واقعه مهم از میان چند اتفاق مشابه اشاره شد، اما جالب است بدانید که مجله تایم سه ماه و روزنامه نیویورک تایمز دو ماه پس از این ماجرا، نسبت به ارائه اخبار و گزارش‏هایی از این قتل‏عام، اقدام نمودند؛ هرچند در مطالب ارائه شده خود، دقت نظامیان اندونزیایی ستوده شده بود.
دروغ‏ها، رک‏گویی و تکرار
از آنجا که حذف یک خبر، نشانگر یک گونه پنهان‏کاری است، رسانه‏ها متوسل به ارائه دروغ‏های آشکار می‏گردند. مثلاً در یک دوره زمانی چهل ساله، سازمان سیا با قاچاقچیان موادمخدر در ایتالیا، فرانسه، هند و چین، افغانستان و مناطق جنوبی و مرکزی قاره آمریکا، همکاری می‏نمود. بیشتر این فعالیت‏ها مورد تأیید مأموران تحقیق کنگره آمریکا قرار گرفته و مردم آمریکا نیز از این فعالیت‏ها آگاهند، اما به نظر می‏رسد که رسانه‏ها هیچ‏چیزی در این مورد نشنیده‏اند.
در آگوست 1996 میلادی، هنگامی که نشریه "مرکوری نوز " مطالب کاملی در مورد همکاری سازمان سیا با شورشیان "کنترا " جهت قاچاق "کراک " منتشر نمود. رسانه‏های مهم تلاش نمودند که در ابتدا این اخبار را نادیده بگیرند، اما پس از فاش شدن این اطلاعات در سراسر دنیا و همچنین شبکه اینترنت، نادیده انگاری این مطالب غیرممکن بود، لذا رسانه‏های مهم آمریکا تلاش نمودند که به مطالب این نشریه حمله ببرند؛ لذا با انتشار مقالاتی در واشنگتن پست و نیویورک تایمز و همچنین گزارش‏هایی در شبکه‏های تلویزیونی، اعلام نمودند که هیچ مدرکی در مورد این همکاری وجود ندارد و از نشریه مرکوری نیوز نیز به دلیل انتشار این مطالب دروغ انتقاد کردند. اما در واقع، مطالب نشریه مرکوری نیوز به دنبال یک سال بررسی و تحقیق همه‏جانبه در این رابطه تهیه شده بود و در آن عوامل سیا و همچنین توزیع‏کنندگان معرفی شده بودند. با انتشار این مطالب در شبکه اینترنت، اسناد بیشتر و کامل کننده‏تری نیز به اطلاعات قبلی اضافه گردید، اما رسانه‏های مهم و پرمخاطب، همچنان با عدم توجه به این اسناد، اعلام می‏نمودند که هیچ دلیلی برای اثبات این ادعاها وجود ندارد.
برچسب‌زنی
نظیر همه تبلیغاتچی‏ها، افراد شاغل در رسانه‏ها تلاش می‏نمایند که درک ما را از یک موضوع با برچسبی مثبت یا منفی، تغییر دهند. بعضی از این برچسب‏های مثبت عبارتند از: "ثبات "، "رهبری قاطع ریاست جمهور "، "یک دفاع قدرتمند " و "یک اقتصاد سالم ". اما در واقع چه کسی خواهان بی‏ثباتی، رئیس‏جمهوری ضعیف، دفاع نظامی کم‏توان و یک اقتصاد ناسالم است؟
این برچسب‏ها، موضوعات را توصیف می‏کنند؛ لذا بدون ارتباط همه‏جانبه و صحیح با موضوعات، این برچسب‏ها ما را به نتیجه متفاوتی رهنمون می‏کنند.
از سوی دیگر، تعدادی از برچسب‏های منفی عبارتند از: "چریک‏های چپ‏گرا "، "تروریست‏های مسلمان "، "تئوری‏های توطئه "، "باندهای درون شهری " و آشوبگران شهری ". این برچسب‏ها نیز به ندرت در یک گستره بزرگ‏تر از رابطه و موضوعات به کار می‏روند. همچنین اکثر رسانه‏ها به صورتی نادرست و ساده‏انگارانه با برچسب "رسانه‏های لیبرال " از سوی صدها سرمقاله نویس و نویسنده محافظه‏کار شاغل در رسانه‏ها روبه‏رو می‏شوند.
پذیرش بی‏چون و چرای اظهارات دیگران
یکی از روش‏های دیگر دروغگویی نیز، پذیرش گفته‏های دروغ مسئولان رسمی و دولتی است که رسانه‏ها بدون تحقیق و بررسی لازم، این اخبار و گفته‏ها را انتشار می‏دهند. مثلاً در اوایل دهه 50 میلادی، رسانه‏ها این شیوه دروغ‏گویی را در مورد سناتور ژوزف مک کارتی انجام دادند. در آن دوره چهارساله، وی اظهارات خود را از طریق رسانه‏ها به جامعه انتقال می‏داد؛ تا اینکه به جرم خیانت به ایالات متحده و توطئه‏چینی با استفاده از ترویج اندیشه‏های کمونیستی، محاکمه و محکوم گردید. در آن دوره، رسانه‏های آمریکایی اظهارات این سناتور را بدون هیچ‏گونه بررسی و تحقیقی انتشار می‏دادند.
البته این شیوه تقریباً در همه بخش‏های داخلی و خارجی وجود دارد تا آنجا که روزنامه‏نگاران را "تندنویسان قدرت " نامیده‏اند. البته فعالان امور رسانه‏ها می‏گویند که ما نمی‏توانیم تفکرات و اندیشه‏های خود را در گزارش‏های خود دخالت دهیم، اما در واقع، هیچ‏کس از آنان چنین نمی‏خواهد. انتقاد من از کارهایی است که آنان هم اینک انجام می‏دهند. زیرا رسانه‏ها تفکراتی همسو با منافع مسئولان خود و همچنین مقالات رسمی حاکم پیدا نموده‏اند. هرچند آنان نام این طرز فعالیت خود را "هدفمندی " بگذارند.
فقدان تعادل در ارائه نظرات
براساس آثار ارائه شده در مورد روزنامه‏نگاری مناسب، مطبوعات باید با ایجاد ارتباط با منابع مختلف، به بهترین جمع‏بندی و تحلیل ممکن دست یابند. اما در واقع، به ندرت هر دو جنبه یک خبر، اهمیتی برابر دارند.
به عنوان مثال، رسانه‏های ما در مورد مسئولان راست‏گرا همواره از مصاحبه‏های اختصاصی و یک طرفه بهره می‏جویند ولی در مقابل اندیشه‏های چپ‏گرا و رادیکال، یا این جریانات را نادیده گرفته و یا به آن‏ها توجهی نمی‏کنند.
مثلاً در سال‏های دهه 80 میلادی، در گفت و گوها و میزگردهای تلویزیونی، بارها جلساتی در میان "کارشناسان " با موضوع حفظ مقدار بودجه کنونی نظامی ایالات متحده و یا افزایش آن برگزار گردید، اما هیچ‏گاه ما شاهد بیان نظرات افرادی که خواهان کاهش این بودجه باشند، نبودیم.
شکل دادن به اخبار رسانه
مؤثرترین شیوه تبلیغات، شیوه‏ای است که براساس آن، با استفاده از شکل‏دهی اخبار و نه دروغ‏گویی، به بیان مطالب در رسانه‏ها پرداخته می‏گردد. در این شیوه، با تغییر و انحراف واقعیت و بدون گسستن اجزای آن، به همراه تأکید نمودن و استفاده از شاخ و برگ‏دهی اضافی، رسانه‏ها می‏توانند بدون دور شدن از واقعیت ظاهری آنچه روی داده و عدم ارائه تصویری نادرست، اخبار و گزارش‏های دلخواه خویش را برای مخاطبان انتشار دهند. برای استفاده از این روش می‏توان با تغییر در چگونگی ارائه خبرها و تحلیل‏های یک واقعه، جایگاه ارائه آن در صفحه (بالا، وسط، پایین و یا در سایر صفحات و بخش‏ها)، لحن خواندن یک خبر (به صورتی موافق با مفاد آن و یا به گونه‏ای تحقیرآمیز)، تیتر و تصاویر انتخاب شده و در نهایت، در مورد رسانه‏های تصویری، با استفاده از جلوه‏های ویژه صوتی و تصویری، به اهداف موردنظر دست یافت.
گویندگان اخبار با شاخ و برگ دادن اضافی به اخبار و تحلیل‏های ارائه شده خود، به دنبال اهداف خویش هستند. همچنین با در نظر گرفتن تمهیداتی، خبرهای آنان می‏تواند در نظر مخاطبان دگرگون جلوه کند. از سوی دیگر، کارشناسان تحلیلگر شبکه‏های تلویزیونی و نویسندگان روزنامه‏ها نیز با تحت تأثیر قرار دادن اخبار و گزارش‏ها و تحلیل‏های منتشر شده از سوی رسانه‏های خود و عبارت‏هایی جهت‏دار به سؤالاتی نظیر "این شرایط چه پایانی خواهد یافت؟ "، "تنها زمان به این سؤال پاسخ خواهد داد "، و "هیچ‏کس نمی‏تواند با اطمینان پاسخی دهد "، استراتژی‏های رسانه‏ای خویش را پی می‏گیرند.
در پایان باید تأکید نمود که ما انسانیت و دموکراسی خویش را از دست نخواهیم داد، مگر اینکه با بهره‏گیری از روش‏های مختلف دستکاری در رسانه‏ها، پرسش‏هایی اساسی را در این حیطه به وجود آوریم. به هر ترتیب، رسانه‏های ایالات متحده در مسیری حرکت می‏کنند که تنها تضمین‏کننده حیات ابر شرکت‏های بزرگ این کشورند. این رسانه‏ها حتی چگونه فکر کردن و به چه فکر کردن را به ما تحمیل می‏کنند تا ما فرصتی برای اندیشیدن به خود و برای خود نداشته باشیم. هنگامی که ما دریابیم، انتخاب اخبار از سوی رسانه‏ها، تأمین کننده منافع، جایگاه و ثروت قدرتمندان است، باید بپذیریم که جامعه ما از جامعه‏ای لیبرال به سوی جامعه‏ای محافظه‏کار حرکت نموده و آنان همه توانایی‏ها و مهارت‏های خود را در این بخش مصروف می‏نمایند.