* وجوه مختلف مذاکره ایران و آمریکا در راستای حل مشکلات ملت مظلوم عراق را چگونه ارزیابی میکنید؟
** مذاکره با آمریکا از دو بعد حایز اهمیت است. نخست مساله امنیت عراق و اینکه این کشور در آستانه تشکیل دولت جدید نیازمند آرامش است. مضاف بر اینکه پیشنهاد این مذاکره از سوی مسئولین فعلی عراق ارائه شده که میهمانان سالهای گذشته کشورمان بودهاند و ورود ایران به این مذاکره میتواند به ثبات و امنیت عراق و شکلگیری دولت جدید کمک کند. نکته حائز اهمیت دیگر آن است که این مذاکرات هم برای ایران و هم برای آمریکا نوعی تاکتیک تلقی میشود. مسلماً میزان توافق در این مذاکره میتواند زمینه را برای موضوعات دیگر و گسترش ابعاد مذاکره فراهم کند. بنابراین گسترده شدن دایره مذاکره و مطرح شدن موضوعات دیگری در مذاکرات ، موکول به میزان توافق و هماهنگی در موضوع اولیه مذاکرات یعنی موضوع عراق است.
* گسترش سطح و موضوع مذاکرات را تا چه میزان متصور میشوید؟
** تا سطحی که توافق در موضوع اول یعنی مساله عراق حاصل شود و اعتماد طرفین برای گسترش مذاکرات جلب شود.
* فکر میکنید بتوان موضوع مذاکرات را تا حل مساله پرونده هستهای کشورمان گسترش داد؟
** نکتهای که در بحث پرونده هستهای کشورمان مطرح است آنکه در حقیقت اروپا مشوق لازم را برای پیگیری مذاکره با ایران ندارد و نشان داده است که برای تبدیل شدن به بازیگر درجه اول برای حل منازعات بینالمللی هنوز فاصله بسیاری دارد لذا در این زمینه آمریکاییها میتوانند مشوقهای جدیدی را برای ایجاد اعتماد و یا بررسی موضوع مورد اختلاف داشته باشند.
از جمله، رفع تدریجی محاصره اقتصادی ایران، فراهم شدن بسترهایی برای بازپرداخت داراییهای ایران و یا حتی بازگرداندن این داراییها و همچنین اعتمادسازی متقابل برای صلح و امنیت در عرصه بینالمللی. مجموعه این عوامل مشوقهایی هستند که زمینه را برای گسترش و توسعه موضوعات قابل مذاکره فراهم می کند.
* با توجه به وضعیت کنونی پرونده هستهای ایران که در دوره ضربالاجل 30 روزه به سر میبریم، فکر میکنید مذاکره با آمریکا در رفع این بحران موثر باشد؟
** در رابطه با مساله پرونده ما در شورای امنیت چند نکته حائز اهمیت است. نخست اینکه بیانیه شورای امنیت مبتنی بر فصل 6 منشور صادر شد و نه مبتنی بر مفاد فصل 7 منشور که به موضوع صلح و امنیت بینالمللی برمیگردد. به عبارت دیگر بیانیه شورای امنیت یک بیانیه سیاسی است و نه حقیقی. لذا این بیانیه سیاسی که بر اساس مواد فصل 6 منشور صادر شده، راهکارهای سیاسی را برای حل و فصل اختلاف موجود میطلبد. از جمله میانجیگری و تلاش از طریق مساعی جمیعه و داوری.
به عبارت دیگر با توجه به پیشبینی راهحلهای سیاسی برای حلوفصل اختلافات و موضوعات مورد منازعه که بیانیه شورای امنیت نیز مبتنی بر همین اصل است، زمینه را برای ایجاد تفاهم و یا ادامه مذاکرات با بازیگران بین المللی از جمله آمریکا فراهم میکند.
* یک مساله دیگر هم وجود دارد و آن پیشفرضهای ایران و آمریکا برای مذاکره است. از یک سو ایران، آمریکا را اشغالگر عراق میداند و از سوی دیگر آمریکا، ایران را عامل ناامنی در منطقه و عراق معرفی میکند با این وجود فکر میکنید چه عاقبتی منتظر این مذاکره است؟
** به نظر میرسد که جهان، منطقه خاورمیانه و خلیج فارس، استعداد و ظرفیت یک منازعه مسلحانه دیگر را ندارد و این نکتهای است که آمریکاییها به وضوح به آن پی بردهاند. اختلاف نظرها در شورای امنیت هم موید این مساله است. با این درک از شرایط بینالملل به نظر میرسد که پیشزمینههایی برای طرفین ایجاد شود که مهمتر از پیشزمینههایی است که در حال حاضر در سطح رسانهها مطرح میشود. این درک است که میتواند طرفین را قانع کند که راهحل مسایل بیش از آنچه که نظامی باشد، باید دیپلماتیک و مسالمتجویانه باشد.
* منظورتان این است که این پیشفرضهای رسانهای در میز مذاکره مطرح نخواهد بود؟
** اصلا دنیا، منطقه و افکار عمومی این اجازه را به آمریکا نمیدهد که درگیری مجددی را ایجاد کند. این پیشفرضها و تبلیغات آمریکاییان به دلیل آن است که نمیخواهند از مواضع گذشته خود در ادبیاتشان عقبنشینی کنند.
* با این وجود مذاکره موفقیتآمیز خواهد بود؟
** مذاکره همیشه یکی از راهکارهای پیگیری اهداف است و ممکن است ضرورتا به توافق خاصی نرسد. گاهی مذاکرات برای رسیدن به توافق نیستند، بلکه برای تعقیب اهداف و از جمله ساز و کار تامین منافع هستند. به هر میزان که از جهتهای دیپلماتیک و توانمندیهای کشور خوب استفاده شود، به همان میزان در تامین منافع ملی موثر است.