* خانم وزیر، شما هدف سفر خود به خاورمیانه را کسب عقاید گوناگون اعلام کردید، آیا به بینش جدیدی در این رابطه دست یافتهاید؟
** بله، سفر بسیار مفیدی بود، من از مقامات اسراییلی و فلسطینی دربارۀ چگونگی روند پیشرفت طرح نقشه راه سوال کردم و اکنون کارها برای ایجاد دولت فلسطین آغاز شده است. بحثها و مذاکرات رسمی با ایهود اولمرت، نخستوزیر اسراییل و محمود عباس، رییسجمهور فلسطین داشتم که همۀ آنها مفید واقع شد و از این طریق باب گفتوگو باز شد. آنها هیچ نگرانی دربارۀ ایجاد دولت فلسطین طی شش سال آینده ابراز نکردهاند و من نیز طی چند هفتۀ آینده به منظور تسهیل و تسریع مذاکرات طرفین به خاورمیانه سفر خواهم کرد. فکر میکنم آغاز کار برای ایجاد دولت فلسطین مسیر درست و مناسبی است.
* آیا شما نشانههایی از آرامشدن شرایط خطرناک در خاورمیانه میبینید؟
** من فکر میکنم شرایط در حال بهتر شدن است. وظیفۀ ما این است که از فرصتها نهایت بهره را ببریم به طور قطع، خاورمیانه در وضعیت دشواری به سر میبرد ولی بسیاری از فرصتها از زمانهای سخت و دشوار ناشی میشوند و سعی خواهیم کرد که از این فرصتها استفاده کنیم.
* دولت آمریکا چه مدت زمان در اختیار دولت نوری المالکی، نخستوزیر عراق خواهد گذاشت تا مسالۀ خلع سلاح شبه نظامیان را به طور کامل حل و فصل کند؟
** دولت مالکی به ما اعلام کرده، اکنون زمان آن رسیده که مشکلات بغداد از بین برود. و من فکر میکنم که آنها به درستی دریافتهاند که باید با جوخههای مرگ شیعه و سنی بیطرفانه رفتار کنند. البته، خلع سلاح شبه نظامیان، بخشی از طرح نخستوزیر مالکی است که من معتقدم دولت عراق در این امر موفق خواهد شد. ولی هدف اصلی تضمین امنیت مردم بغداد است و به همین جهت است که رییسجمهور بوش نیروی بیشتری را برای حمایت بیشتر مردم عراق به این کشور اعزام کرده است. وجود نیروهای شبه نظامی در کشوری دموکراتیک، غیرقابل قبول است. ولی اولینکاری که آنها باید انجام دهند این است که با مسالۀ جوخههای مرگ و افرادی که شرایط خطرناکی برای مردم به وجود میآورند، برخورد کنند.
* چه زمانی استراتژی جدید موثر واقع خواهد شد؟
** خب، نیروها از اول فوریه کار خود را آغاز خواهند کرد. من فکر میکنم طی چند ماه آینده مشخص خواهد شد که این استراتژی موثر واقع خواهد شد یا خیر. آنها طرح پیشرفتهای از مناطق نظامی بغداد در اختیار دارند، در ضمن ارتش، پلیس داخلی و محلی نیز گشت خواهند داد تا فعالیتها انجام شود و اگر آنها از قوانین موجود که نخستوزیر میگوید پیروی کنند، میتوانند جوخههای مرگ را بیابند و این موفقیت بزرگی محسوب میشود.
* منظور شما این است که جنگ در عراق به پیروزی ختم میشود؟
** بله، قطعاً این گونه است، هرچند که کار سادهای نیست. واقعاً این انقلابی در خاورمیانه به شمار میرود، یک انقلاب سیاسی - اجتماعی. عراق گریبانگیر مشکلات قومی و اختلافات دینی شده است. اولین بار است که آنها برای حل اختلافات خود به جای سرکوب گروهی به دست گروه دیگر از سیاست استفاده میکنند. ولی هنگامی که با مقامات عراقی یا مردم عراق صحبت میکنید، همۀ آنها خواهان یک چیز هستند; آنها خواهان زندگی آرام توأم با صلح و آرامش هستند. فکر میکنم شکست افراطیونی که در تلاش هستند تا خواستۀ مردم عراق را زیر پا گذارند یک ضرورت به شمار میرود، این طور نیست که مردم عراق از شیعه و سنی به خیابانها بریزند و با یکدیگر جنگ و مبارزه کنند. در عراق جوانان از قبیلههای گوناگون اعم از شیعه و سنی با یکدیگر ازدواج میکنند ولی این افراطیان آشوبطلب و جوخههای مرگ هستند که آنها را به چالش میکشند.
* این گروهها تا چه میزان بزرگ هستند؟
** این گروهها از تعداد زیادی برخوردار نیستند چون اکثریت مردم عراق به این گروهها تعلق ندارند.
* آیا شما شرایط کنونی عراق را جنگ داخلی توصیف نمیکنید؟
** خیر، زیرا مردم و دولت عراق هنوز از عراق متحد دست نکشیدهاند. دولت عراق هرگز اعلام نکرده که نمیتواند با سنیها یا شیعیان کار کند. آنها دارای طرح آشتی ملی هستند. آنها باید با مذاکره، راهی برای ایجاد مجدد نظم شهری پیدا کنند.
* در برلین، شما با آنجلا مرکل، صدراعظم آلمان و فرانک والتر اشتاینمایر، وزیر خارجه گفتوگو کردید. آیا شما با هیچ شک و شبهه یا انتقادی دربارۀ استراتژی جدید آمریکا در عراق مواجه نشدید؟
** خیر، من دریافتم که دولت آلمان درک کاملی از تلاش و اهداف ما در عراق دارد. من با احساس رضایت مقامات در منطقه مواجه شدم، این حس که آمریکا به تعهد خود نسبت به عراق پایبند است و رییسجمهور بوش مردم عراق را با مشکلاتشان رها نمیکند. ما نسبت به این منطقه و جهان مسوولیتی داریم و باید به عراق کمک کنیم تا ثبات خود را به دست آورد. همچنین دریافتیم که این مسئولیت به نظر دولت عراق و مردم این کشور بستگی دارد. آمریکا وظیفۀ خود را انجام میدهد و من از آنچه که رییسجمهور تدارک انجام آن را دیده است، حمایت کامل میکنم.
* آیا فکر نمیکنید که اکنون وقت آن رسیده که واشنگتن با ایران وارد مذاکرات مستقیم شود؟
** خیر، ایران تمام درخواستهای بینالمللی را نقض کرده است. من فکر میکنم ایران در کشتن سربازان آمریکایی در عراق نقش دارد. اگر آنها خواستههای بینالمللی را برآورده کنند، آنگاه سیاست 27 سالۀ آمریکا نسبت به ایران تغییر خواهد کرد و من با همتایان ایرانی بر سر میز مذاکره خواهم نشست. سوال این نیست که چرا ما با آنها مذاکره نمیکنیم بلکه باید این سوال مطرح شود چرا آنها خواهان مذاکره با ما نیستند.
* آیا شما اطلاعات دقیقی از حمایت مقامات ایرانی به شبه نظامیان و آشوبطلبان در عراق دارید؟
** من میدانم که آنها دارای شبکههایی هستند که مسئولیت تامین مالی این گروهها را برعهده دارند و شاید برخی عناصر این گروهها در ایران تحت تعلیم و آموزش قرار گرفته باشند. برخی از بمبهای منفجر شده از فنآوری بالا و پیچیدهای برخوردار هستند که موجب میشود ما بگوییم ایرانیها در این امر دست دارند. همانطور که رییسجمهور، بوش گفته ما به دنبال این شبکهها خواهیم بود.
* آیا فکر میکنید خطر آن وجود دارد که با پیگیری این شبکههای ایرانی در عراق درگیریها شدت پیدا کند؟
** فکر میکنم که ایرانیها باید فعالیت خود را متوقف کنند.
* نظر شما دربارۀ گزارش بیکر - همیلتون مبنی بر همکاری بینالمللی برای از میان برداشتن بحران عراق چیست؟ آیا شما وارد مذاکرۀ جداگانه با ایران و سوریه نخواهید شد؟
** باید به یاد داشته باشیم که دیپلماسی هنوز در جریان است. عراقیها دیپلماسی خود را دارند، آنها با ایران و عراق مذاکره خواهند کرد. طرح وفاق و سازش ابتکار اتحادیۀ عرب است که شامل تمام کشورهای منطقه میشود. اجماع بینالمللی که عراق و سازمان ملل با هم در آن فعالیت دارند فرصتی برای تمام همسایگان از جمله ایران و سوریه خواهد بود تا به بهبود شرایط کمک کنند. اگر ایران و سوریه خواهان حمایت از ثبات در عراق باشند، راههای زیادی وجود دارد که آنها میتوانند این کار را انجام دهند. تصور این که اگر ما با آنها وارد مذاکره شویم، سپس آنها ثبات را در عراق تامین میکنند، کاملاً نادرست و اشتباه است. صرفاً نباید دربارۀ مذاکره صحبت شود، باید دید که از این مذاکرات چه نتیجهای به دست خواهد آمد.