تاریخ انتشار : ۰۸ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۹:۰۳  ، 
شناسه خبر : ۱۳۷۸۴۱

کارولین وایت
ترجمه: محمود بلنداختر
قانون جدید اشتغال‌زایی در فرانسه موجی از مخالفت‌ها در سراسر این کشور را برانگیخته است. بسیاری از شهروندان فرانسوی اقدام دولت راست میانه فرانسه را تلاش در جهت تحمیل مدل سرمایه‌داری انگلیس یا آمریکا بر سیستم اقتصادی فرانسه می‌دانند. کارولین‌ وایت، نویسنده این مقاله بر این گمان است که در هیچ زمانی شکاف فرانسه و انگلیس (در نوع سیستم اقتصادی) این قدر عمیق نبوده است. هنگامی که من پس از سه سال سکونت در مسکو به پاریس بازگشتم دوست روسی‌ام با خنده به من گفت که فرانسه تنها مدل موفق سیستم کمونیستی در جهان است. در آن زمان من گفته وی را یک شوخی روسی قلمداد کرده با خودم گفتم چه گونه ممکن است کشوری که به بسیاری از کشورهای جهان کالاهای متعدد از جمله 200 نوع پنیر می‌دهد کمونیست باشد. اما امروز من مطمئن نیستم که گفته دوست روسی‌ام مزاح بوده‌ است. شاید وی اطلاعات غیبی از وضعیت کنونی فرانسه داشته است. (گفتنی است طی سالیان زیادی در فرانسه و سوئد برخلاف دیگر کشورهای اروپایی سوسیالیست‌ها قدرت را در دست داشته‌اند.) در حالی که سه چهارم چینی‌ها می‌گویند سیستم اقتصادی آن‌ها بهترین سیستم ممکن برای آینده است این رقم در فرانسه یک سوم است. این وضعیت برای من هفته گذشته در جریان مشاهده تظاهرات خیابانی ثابت شد. تمرکز تظاهرکنندگان عصبانی برخنثی نمودن تلاش اخیر دولت فرانسه در جهت انعطاف‌پذیر کردن بازار کار فرانسه بوده است تا کارفرمایان بهتر و بیشتر بتوانند به اشتغال‌زایی بپردازند. مقامات دولتی فرانسه تخمین می‌زنند که یک چهارم افراد زیر 26 سال در این کشور بیکار هستند. در واقع قانون جدید که اعتراضات خیابانی وضعیت آن را مبهم کرده است، تمرکز بر وضعیتی است که فرانسه از سال‌ها پیش از آن رنج می‌برد و مشخص نیست که فرانسه در کجای این جهان آزاد ایستاده است. به نظر می‌رسد که فرانسه در شرایط کنونی شکوه و ابهتی را که در دهه‌های 60،70 و 80 میلادی داشت از دست داده است. در آن زمان این کشور صادر کننده کالاها و خدمات بی‌شماری در سطح جهان به شمار می‌رفت به طوری که حتی فرهنگ و زبان فرانسوی نیز در سایر نقاط جهان در حال اشاعه بود. وضعیت فعلی هنگامی قابل تعمق است که بدانیم فرانسه خود خواستگاه و مبتکر بسیاری از کالاها و خدمات فعلی بوده است. بررسی وضعیت انگلیس در سال‌های گذشته نشان می‌دهد که وضعیت این کشور کمابیش شبیه وضعیت فعلی فرانسه بوده است اما انگلیس به مدد تلاش افرادی همچون مارگارت‌تاچر موفق به رهایی از آن موقعیت شد و این در حالی است که فرانسویان طی چند روز گذشته نشان داده‌اند که آن‌ها مارگارت‌تاچر نمی‌خواهند. دولت راست میانه فرانسه به رغم قولی که در زمینه اصلاحات اقتصادی داده است رویکردهای متداول گذشته را ادامه داده است. اما سوال این جاست که آیا فرانسه به دنبال راهی جایگزین است؟ تردیدها در این خصوص که فرانسه می‌تواند راهی متفاوت بیابد بسیار زیاد است. فرانسویان بارها و بارها تاکید کرده‌اند که مدل سرمایه داری آن گونه که در بیرون موفق عمل نموده است نمی‌تواند در فرانسه موفقیت‌آمیز عمل نماید هر چند شرکت های بزرگ فرانسوی ممکن است با این عقیده موافق نباشند. باید گفت که شرکت‌های فرانسوی از بانک‌ها گرفته تا شرکت‌هایی مثل اورئال در سال‌های گذشته بازی آنگلوساکسون را با موفقیت به انجام رسانیده‌اند. یک روزنامه‌نگار از روزنامه لوموند به من گفت که فرانسه باید از مدل اسکاندیناوی پیروی کند نه مدل آمریکایی که کاملا رقابتی است یا حتی مدل انگلیسی. اما بحث اینجاست که من در مدل فعلی فرانسه نیز نابرابری‌های زیادی می‌بینم. بهترین شاهد این قضیه شورش‌های خیابانی در ماه نوامبر سال گذشته بود. سیستم اقتصادی فرانسه جامعه این کشور را به دو قسمت تبدیل نموده است که یک قسمت آن عاجزانه در پی ‌یافتن راهی برای نجات از آن است. شکاف تقریبا در تمامی لایه‌های جامعه احساس می‌شود: شکاف بین بخش خصوصی با بخش عمومی، سیاستمداران با مردم عادی،شاغلین با بیکارها. حتی شکاف‌ها از این هم وسیع‌تر است: شکاف بین کسانی که با ترس به آینده می‌نگرند و کسانی که امیدوارند فرانسه تغییر و تحول پیدا کند. به طور خلاصه باید گفت که فرانسویان مایل نیستند با حاکم شدن مطلق قوانین خشک و بی‌روح سرمایه‌داری برکشورشان، آرامشی که سال‌ها با آن زندگی‌ کرده‌اند از بین برود هر چند که ممکن است این آرامش به بیکاری سیل عظیمی از مردم این کشور در دهه‌های آینده بیانجامد.